رییسجمهور ترامپ اینرا کاملاً روشن کرده که ریاست جمهوری او علیه همهچیز در همهجا موضع خواهد داشت. او اینرا نیز روشن کرده که تنها او تصمیم نهایی را برای دولت خود خواهد گرفت. او دو منطقه اصلی را برای اجرای این سیاستها برگزیده است: مکزیک و عراق/سوریه، که منطقه نیروی خلافت دولت اسلامی است. ما این دو منطقه را نقاط داغی مینامیم که ترامپ در آن به تحریکآمیزترین شیوه عمل میکند. ترامپ گفته است که یک نقشه سرّی برای محو دولت اسلامی دارد. طبق معمول، او به پنتاگون ۳۰ روز فرصت داده تا پیشنهادهای خود را آماده کند. او فقط آنوقت تصمیم خود را اعلام خواهد کرد. هماکنون مجموعهای از مشکلات برای ترامپ وجود دارد. انتخاب ترامپ بین دو گزینه است: به کار بردن تسلیحاتی که دارد، که عبث و خوفناک است؛ یا خروج از ژئوپلتیک و رفتن به دژ آمریکا، یک اعتراف ضمنی به شکست. در هر مورد، تصمیم برای او بسیار ناراحتکننده خواهد بود.
تفسیر شماره ۴۴۲
تارنگاشت عدالت
سه سال پیش در چنین روزهایی به شادی سر کار آمدن دولت «تدبیر« و «امید»، امانوئل والرشتاین رییس اسبق انجمن بینالمللی جامعهشناسی به ایران دعوت شد. همان محافل روشنفکری که چند سال پیش از آن از موضع «چپ» و راست متحداً علیه سفر دختر چهگوارا به ایران بیانیه و اعلامیه صادر کرده بودند به وجد آمدند و از قول مهمان آمریکایی خود اعلام کردند «منطق نظام سرمایهداری، منطق سرمایهداری اقتصادی است نه سیاسی و نظامی»۱!! مضحک اینکه همان محافل این روزها از پدیده ترامپ برای ترساندن جبهه مقاومت و تبلیغ آشکار و پنهان برای «پاکس آمریکانا» (صلح آمریکایی) استفاده کرده، هیچ یادی از نظرات مهمان چهار سال پیش خود نمیکنند.

Trump’s World Policy: The Two Hotspots
روسیه اکنون نیرومندترین بازیگر سیاسی واحد در منطقه است. روسیه راه ایجاد یک روند صلح را پیش گرفته که شامل دولت بشار
الاسد، نیروی اصلی اپوزیسیون سوریه، ترکیه، و ایران (همراه با حزبالله) میشود. ایالات متحده، اروپای غربی و عربستان سعودی بیرون مانده اند. این عدمشمول برای ترامپ، که اکنون از اعزام نیروهای زمینی ایالات متحده برای نبرد با دولت اسلامی میگوید، قابل تحمل نیست. اما این نیروها در سوریه یا عراق با که متحد خواهند شد؟ اگر با دولت تحت کنترل شیعیان عراق متحد شوند، حمایت نیروهای قبايل سنی عراق را که ایالات متحده آنها را علیرغم حمایت گدشتهشان از صدام حسین پرورش داده از دست خواهند داد. اگر با پیشمرگان کرد متحد شوند خصومت بیشتر ترکیه و دولت عراق را برخواهند انگیخت. اگر با نیروهای ایرانی متحد شوند، زوزه اعتراض در کنگره ایالات متحده و هم در اسرائیل و هم در عریستان سعودی را موجب خواهند شد.
رییسجمهور ترامپ اینرا کاملاً روشن کرده که ریاست جمهوری او علیه همهچیز در همهجا موضع خواهد داشت. او اینرا نیز روشن کرده که تنها او تصمیم نهایی را برای دولت خود خواهد گرفت. او دو منطقه اصلی را برای اجرای این سیاستها برگزیده است: مکزیک و عراق/سوریه، که منطقه نیروی خلافت دولت اسلامی است. ما این دو منطقه را نقاط داغی مینامیم که ترامپ در آن به تحریکآمیزترین شیوه عمل میکند.
میتوان گفت مکزیک موضوع اصلی کل کارزار او بود، نخست برای نامزدی حزب جمهوریخواه و سپس برای انتخابات ریاست جمهوری. احتمال میتوان داد که اظهارات تحریکآمیز تند او درباره مکزیک و مکزیکیها بیش از هر موضوع دیگری برای او حمایت مردمی و نتیجتاً ریاست جمهوری را به دست آورد.
ترامپ به درستی میبیند که اگر به اقدام علیه مکزیک اولویت ندهد، خطر سرخوردگی سریع و جدی در میان هواداران سرسخت خود را خریده است. لذا همان کار را کرده است.
او در نخستین روز ریاست جمهوری خود مجدداً تأکید کرد یک دیوار خواهد ساخت. او گفته است یک تجدیدنظر جدی در نفتا را دنبال خواد کرد، و اگر به آنچه میخواهد نرسد نفتا را رها خواهد کرد. او قصد خود را برای مجبور کردن مکزیک به پرداختن هزینه دیوار از طريق وضع مالیات بر همه واردات از مکزیک به ایالات متحده تکرار کرده است.
آیا او واقعاً میتواند چنین کاری بکند؟ در اجرای این برنامه مشکلات حقوقی و سیاسی در برابر او قرار دارد. موانع حقوقی تحت حقوق ایالات متحده و حقوق بینالملل احتمالاً بزرگ نیست، گرچه ایالات متحده ممکن است به نقض مفاد سازمان تجارت جهانی متهم شود. اگر این اتفاق بیفتد، ترامپ احتمالاً آماده است ایالات متحده را از سازمان تجارت جهانی خارج کند.
موانع سیاسی جدیترند، و احتمال اینرا که او بتواند برنامه خود را به طور کامل و سریع اجرا کند غیرمحتملتر میکنند. در ایالات متحده به دلايل اخلاقی و پراگماتیک مخالفت جدی با این طرح وجود دارد. مخالفت پراگماتیک این است که دیوار در کاهش ورود کارگران غیرقانونی مؤثر نخواهد بود و صرفاً هزینه و خطر عبور از مرز را برای افراد افزایش میدهد. جالب اینکه، مخالفتهای پراگماتیک حتا توسط صاحبان مزارع بزرگ تگزاس که از جمله قدرتمندترین هواداران او بوده اند، مطرح میشود. و البته بنگاههای آمریکایی بسیار وجود دارد که به کارگران غیرقانونی وابسته اند، و بیشترین ضرر را خواهند دید.
این نیز روشن نیست که او بتواند هزینه ساختن دیوار را به صادرات مکزیک اضافه کند. هماکنون تحلیلهای بسیاری وجود دارند که ادعا میکنند آن هزینه از طریق افزایش بهای واردات از مکزیک نهایتاً بر دوش مصرفکنندگان ایالات متحده و یا همچنين صادرکنندگان مکزیکی قرار خواهد گرفت.
در سمت مکزیک، رییسجمهور انریکه پینا در ابتدا سعی کرد با رییسجمهور ترامپ بر سر موضوعات مرزی گفتوگو کند. او دو وزیر را برای شروع مذاکرات مقدماتی به واشنگتن فرستاد. او از سفر ترامپ به مکزیک استقبال کرد و خود در نظر گرفت به واشنگتن برود. این پاسخ نرم به اظهارات ترامپ در مکزیک محبوبیت نداشت. و مدتی است که پينا برای بسیاری موضوعات دیگر در مکزیک زیر حمله قرار دارد.
عدم علاقه ترامپ به هرگونه تسامح با پينا ضربه نهایی بود. این در مکزیک به تحقیر شدن تعبیر شد. پينا سفر خود را لغو کرد و یک موضع رودررویی را با واشنگتن اتخاذ کرد. او با این کار توانست منتقدین داخلی را به دور خود به مثابه قهرمان غرور ملی مکزیک گرد آورد.
من دوباره میپرسم: آیا ترامپ میتواند مکزیک را به تسلیم به اراده خود مجبور کند؟ در زمان بيسار کوتاه، او ممکن است به مثابه عملکننده به وعدههای انتخاباتی خود به نظر برسد. در میانمدت اما، روشن نیست که ترامپ از این نقطۀ داغ با یک دستآورد بیرون آید.
سوریه/عراق یک نقطۀ داغ حتا دشوارتری است. ترامپ گفته است که یک نقشه سری برای محو دولت اسلامی دارد. طبق معمول، او به پنتاگون ۳۰ روز فرصت داده تا پیشنهادهای خود را آماده کند. او فقط آنوقت تصمیم خود را اعلام خواهد کرد.
هماکنون مجموعهای از مشکلات برای ترامپ وجود دارد. روسیه اکنون نیرومندترین بازیگر سیاسی واحد در منطقه است. روسیه راه ایجاد یک روند صلح را پیش گرفته که شامل دولت بشار الاسد، نیروی اصلی اپوزیسیون سوریه، ترکیه، و ایران (همراه با حزبالله) میشود. ایالات متحده، اروپای غربی و عربستان سعودی بیرون مانده اند.
این عدمشمول برای ترامپ، که اکنون از اعزام نیروهای زمینی ایالات متحده برای نبرد با دولت اسلامی میگوید، قابل تحمل نیست. اما این نیروها در سوریه یا عراق با که متحد خواهند شد؟ اگر با دولت تحت کنترل شیعیان عراق متحد شوند، حمایت نیروهای قبايل سنی عراق را که ایالات متحده آنها را علیرغم حمایت گدشتهشان از صدام حسین پرورش داده، از دست خواهند داد. اگر با پیشمرگان کرد متحد شوند خصومت بیشتر ترکیه و دولت عراق را برخواهند انگیخت. اگر با نیروهای ایرانی متحد شوند، زوزه اعتراض در کنگره ایالات متحده و هم در اسرائیل و هم در عریستان سعودی را موجب خواهند شد.
اگر ترامپ علیرغم همه اینها نیرو بفرستد، درخواهد یافت که بیرون آوردن آنها تقریباً غیرممکن است، همانطور که پیش از او جورج دبلیو بوش و باراک اوباما دریافتند. اما با تلفات ناگزیر ایالات متحده، حمایت در داخل ناپدید خواهد شد. در مقایسه با مکزیک، او در کوتاهمدت تشویق کمتر و در میانمدت احتمالاً سرخوردگی بیشتری دریافت خواهد کرد. دیر یا زود، هم او و هم هوادارانش حقیقت تلخ محدودیتهای قدرت ژئوپلتیک ایالات متحده، و نتیجتاً محدودیتهای قدرت جهانی ترامپ را خواهند آموخت.
آنوقت چه خواهد شد؟ آیا ترامپ منفجر خواهد شد و دست به اقدامات خطرناک خواهد زد؟ این چیزی است که اکثریت جهان از آن هراسناک است-از یک ایالات متحده که از نظر قدرت واقعی بسیار ضعیف و از نظر تسلیحات بسیار نیرومند است. انتخاب ترامپ بین دو گزینه است: به کار بردن تسلیحاتی که دارد، که عبث و خوفناک است؛ یا خروج از ژئوپلتیک و رفتن به دژ آمریکا، یک اعتراف ضمنی به شکست. در هر مورد، تصمیم برای او بسیار ناراحتکننده خواهد بود.

۱- بازخوانی آراء و نظرات رییس اسبق انجمن بینالمللی جامعهشناسی؛ به بهانه حضور امانوئل والرشتاین در ایران»، امیدنامه، ۱۰ اسفند ۱۳۹۲
http://omidnameh.com/print/3687

http://iwallerstein.com/trumps-world-policy-the-two-hotspots/


