
نويسنده: راینر روپ
به این سرعت مثل ترامپ حتا سوسیال دمکراسی آلمان نیز وعدههای انتخاباتی خود را به دور نیافکنده است. هنوز سه ماه از آغاز کارش نگذشته، ريیسجمهور جدید آمریکا طی فقط چند روز وعدههای اصلی و مهم خود در طی مبارزات انتخاباتی را، از جمله خشک کردن باتلاق واشنگتن، مبارزه علیه رسانههای ماین استریم، پایان بخشیدن به جنگ برای تغییر رژیم در سراسر جهان، انتقاد به پیمان نظامی بیکاربرد و کهنه ناتو و ایجاد روابط سازنده با روسیه، به شکل جنجالی به زبالهدانی فرستاد و وارونه کرد.
هواداران نامدار و بخش عظیمی از کسانی که او را انتخاب کردند اکنون متحیر مانده اند و واکنشهای بیشماری در به اصطلاح «رسانههای اجتماعی» که مبین خشم، وحشت و درماندگی است، این امر را تأيید میکند. به گفته خود آقای ترامپ او نقش جدید خویش به عنوان ريیسجمهور جنگی را با دیدن تصویری توجیه میکند که او را به تجدیدنظر واداشته.
این تصویر، تصویر جسد رنگپریده و بیجان کودکانی بود که به کمک حامیان اسلامگرایان خشونتطلب در سوریه در فضای مجازی منتشر گردیده است. از آن پس این تصاویر دلیل اثبات بیرحمی غیرقابل باور ريیسجمهور اسد شده است که مسؤول حمله فرضی نیروی هوايی ارتش سوریه با گاز سمی و بسیار کشنده سارین معرفی میگردد.
این داستان را رسانههای غربی با سرعت باد در سطح جهان منتشر ساختند. هیچکس، ترامپ هم همینطور در مورد منبع مشکوک عکسهای نامبرده و یا اینکه این عکسها آیا اصلاً در به اصطلاح زمان مزبور و یا محل مزبور تهیه شده، سؤال نکرد. درست مانند وقایع مشابه در گذشته این بار نیز حرف فرد شناختهشدهای که هوادار گروه آدمکش جبهه النصره یعنی القاعده سوریه است، نسبت به مثلاً حرف وزیر امور خارجه روسیه برای جنگافروزان غربی معتبرتر است.
همینطور این واقعیت که افراطیون خشونتگرا قبل از این نیز از گاز شیمیايی و از نوع بدوی آن یعنی گاز خودساختۀ سارین علیه بخشهايی از مردم سوریه و در عراق استفاده کرده بودند، برای رسانههای مایناستریم دلیلی برای زیر سؤال بردن گناه اسد و به طور ضمنی گناه روسهای شرور نیست.
دونالد ترامپ که تا یک هفته قبل رسانهها را مطبوعات دروغپرداز مینامید، ظاهراً این روایت آنها را فلهای پذیرفته. روشن بود که ترامپ از ایفای نقش فرماندهی کل خیلی مشعوف است، که همانطور عمل کرد که ريیس قبلی عمل کرده بود: اول بمباران کن و بعد بپرس!
دونالد ترامپ برای اولین جنگ غیرقانونی و مغایر حقوق بینالملل خود از طرف مطبوعات دروغپرور و انواع جنگافروزانی که در باتلاق واشنگتن به سر میبرند، مورد تشویق قرار گرفت. «بالاخره ترامپ لیاقت خود را برای ریاست جمهوری نشان داد»، این لحن کلامی بود که در کلیه رسانههای آمریکايی حاکم گردیده است.
هنگامیکه خانم «تولسی گابارد» نماینده حزب دمکرات در کنگره و عضو کمیسیون دفاعی کنگره تردید خود را در مورد روایتی که ترامپ پذیرفته بود ابراز کرد و همچنین حمله موشکی او به سوریه را محکوم نمود، توفانی از خشم در درون حزب دمکرات ایجاد کرد. این پدیده مبین جو کنونی در واشنگتن است.
آرای خردمندانه بسیاری که تردید مستدل خویش را نسبت به داستانهای رسانههای ماین استریم بیان کرده و اول تحقیقات اساسی و دقیق این به اصطلاح حمله شیمیايی در خان شیخون را یعنی دهکدهای که زیر سلطه همپیمانان افراطی جبهه النصره قرار دارد، خواستار هستند، از طرف رسانههای تودهای کاملاً مسکوت گذارده میشود.
این امر در مورد بازرس معتبر و باتجربه سابق سازمان ملل متحد برای سلاحهای شیمیايی، اسکات ریتر نیز صدق میکند. سرهنگ سابق ارتش و کارشناس سلاحهای شیمیايی ارتش آمریکا قبل از آغاز جنگ دوم عراق در سال ۲۰۰۳ شهرت پیدا کرد. او تا امروز به خاطر انتقاد شجاعانه خود از دروغ وجود سلاحهای شیمیايی و بیولوژیک عراق که رسماً از طرف دولت ایالات متحده آمریکا ترویج میشد، در سطح جهان مورد احترام قرار دارد.
هیچکس در رسانههای مایناستریم، نه در آمریکا و نه در آلمان حتا به فکرش خطور نکرد که از ريیس سابق بازرسان آمریکايی در عراق یعنی آقای اسکات ریتر در مورد حمله شیمیايی مفروض اسد در خان شیخون سؤال کند. تنها استثنا روزنامه آنلاین هافینگتون پست بود که در آن ریتر یادداشت خویش در بلاگ خصوصی خود را منتشر کرد.
او در مقاله خود روز یکشنبه گذشته که تقریباً در هیچ رسانه دیگر غربی انعکاس نیافت، توضیح داد که ادعاهای اخیر در این مورد که ارتش عربی سوریه ريیس جمهور اسد حمله شیمیايی انجام داده، باطل است. در زیر گوشههايی از مقاله وی که مؤید برداشت اوست:
«نوعی حادثه شیمیايی در خان شیخون وقوع یافته است. سؤال اصلی این است که چه کسی برای متصاعد شدن گازهای شیمیايی که باعث مرگ این همه افراد غیرنظامی شده، مسؤول بوده.
هیچکس منکر این واقعیت نیست که جنگندههای سوری SU-22 صبح روز ۴ آوریل ۲۰۱۷ بمباران برخی از مواضع در خان شیخون را عهدهدار بودند. ولی کنشگران مخالف دولت در خان شیخون قضیه را اینطور جلوه دادند که نیروی هوايی سوریه شهروندان غیرنظامی را هنگام خواب مورد حمله شیمیايی قرار داده است.»
ولی به نظر ریتر در گزارشدهی توسط رسانههای مایناستریم بعضاً اطلاعات مهمی به دست فراموشی سپرده شده. مثلاً اینکه خان شیخون دژ اسلامگرایان افراطی خشونتگراست که از سال ۲۰۱۱ در اصل مرکز جنبش ضد اسد در سوریه میباشد. در فوریه ۲۰۱۷ خان شیخون توسط یک گروه هوادار داعش به نام جندالاقصی اشغال شد.
این گروه برای جلب منابع مالی و نفوذ سیاسی در بین مردم محل درگیریهای خونینی با سازمان رقیب خود جبهه النصره به راه انداخت. هرچند جبهه النصره اکنون نام خود را به تحریرالشام تغییر داده ولی کماکان به عنوان بازوی القاعده در سوریه فعالیت میکند.
«همین جبهه النصره است که سابقه طولانی در تولید و استعمال سلاحهای اغلب خودساخته شیمیايی دارد؛ مثلاً در سال ۲۰۱۳ این جبهه در حمله شیمیايی به شهر غوطه در سوریه گاز سارین در محل تولید شده را استعمال کرد. در طی حملات در حلب و حومه آن در سال ۲۰۱۶ همین گروه ترکیبی از گاز کلر و فسفر سفید را به کار گرفت.»
«از ابتدا رسانههای ضد اسد به طور مستقیم واقعه خان شیخون را (برای زمینهسازی بحثهای بعدی) «حمله با گاز سارین» معرفی کردند. پزشکی که در رابطه با القاعده قرار دارد از طریق رسانههای اجتماعی عکس و مطلب منتشر کرد و علايمی چون مردمک باز را به عنوان تماس با گاز سارین تشخیص داد و معرفی کرد. اما سارین یک گاز بیبو و بیرنگ است که یا به شکل مایع و یا بخار پخش میگردد. ولی شاهدین عینی در خان شیخون صحبت از یک «بوی تند» و ابری «زرد- آبی» کردند که بیشتر به گاز کلر میماند.»
«همینطور هیچ تصویری از جسد قربانیان در محل حمله وجود ندارد.»
بازرس باتجربه سلاحهای شیمیايی در ادامه توضیح میدهد که چرا اینطور که ادعا میشود، گاز مزبور نمیتواند گاز سارین باشد:
«فقدان البسه مناسب و قابل استفاده یاوران امدادی «کلاهخود سفید» در هنگام بازرسی قربانیان، نشانه دیگری است که ماده شیمیايی مورد سؤال نمیتواند از انواع نظامی گاز سارین بوده باشد، زیرا اگر اینطور بود کلیه یاوران امدادی نیز به جمع قربانیان میپیوستند. (برخی از گزارشات از این پدیدهها سخن میگویند ولی در مناطقی که این حملات صورت گرفته بود امدادگران با ماده شمیايی «تند و زنندهای» روبهرو شده بودند. تکرار میکنم: سارین بیبوست.)
البته سازمان بهداشت جهانی اشاره کرد که علايم دیده شده در بین قربانیان خان شیخون با علايمی که در اثر تماس با کلر و سارین پدید میآید، مطابقت دارد. رسانههای آمریکايی فوراً بیانیه سازمان بهداشت جهانی و بیانیه نظیر آنرا که ترکیه صادر کرد به عنوان سند اثبات مسؤولیت دولت سوریه بلند کردند ولی تماس با مخلوط کلر و فسفر سفید نیز که النصره قبلاً از آن به عنوان سلاح شیمیايی استفاده کرده بود، همین علايم را به وجود میآورد.»
تا اینجا نقل قول از اسکات ریتر. اما «هانس بلیکس» ريیس سابق کمیسیون کنترل، تشخیص و بازرسی نیز با کلمات مشابهی دعوت به احتیاط و خودداری از واکنشهای سریع کرد. این بلیکس بود که قبل از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ به همین صورت با صدای رسا جهان را بیدار کرد که دولت بوش در مورد به اصطلاح تهدید سلاحهای عراقی بسیار غلو میکند. در رابطه با حادثه شیمیايی اخیر در سوریه بلیکس گفت:
«تنها تصاویر قربانیان را بلند کردن و تمام جهان را دچار وحشت نمودن، حتماً دلیلی براین نیست که چه کسی مسؤول این حادثه بوده است.»
ولی هیچکس در طبقه سیاسی نمیخواهد به چنین استدلالاتی توجه کند، زیرا راه برای خرد گشودن ظاهراً میتواند چشمانداز جنگ بعدی را تخریب کند و به این خاطر این جنون حتا بیشتر تشدید میشود. مثلاً آژانس خبری آسوشیتدپرس روز ۱۱ آوریل با استناد به مقام بلندپایه دولتی گزارش داد که دولت ترامپ «به این نتیجه رسیده که روسها هفته گذشته پیشاپیش از این حمله شیمیايی» ارتش سوریه اطلاع داشته اند.
ترامپ بار دیگر به ساز همان جنگافروزانی که تا چندی پیش مورد عتاب او بودند، رقصیدن را آغاز کرده. او در حاشیه کنفرانس مشترک با دبیرکل پیمان ناتو که ناگهان آنرا دیگر «کهنه و فرتوت» نمیشناسد، گفت:
«خوشحال میشد اگر میتوانستم بگویم روسها از این حمله شیمیايی مطلع نبودند.»

