جهان در آستانه دو فاجعه غیرقابل برگشت – جنگ هسته ای و نابودی زندگی بشریت در روی سیاره ما، و متعاقباً تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان قرار داد. هر دو فاجعه توسط سرمایه داری و پیگیری حرص و آز چپاولگرانه و تمایل شدید جهت کسب حداکثر سود تحریک شده اند… زمانیکه با تخریب اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی تنش زدایی سابق پایان یافت، آمریکا جسارت پیدا کرد و جنگطلبانه تر از قبل شد.«تروریسم اسلامی»، جایگزین «خطرکمونیسم» شده است… در سال ۲۰۰۲، بررسی موضع هسته ای دولت بوش (پسر)، شامل طرحهایی جهت استفاده از سلاحهای هسته ای علیه چین، عراق، روسیه، جمهوری دمکراتیک خلق کره، ایران، لیبی و سوریه بود، و سلاحهای هسته ای دیگر به عنوان سلاحهای «آخرین راه چاره» در جنگهای آمریکا درنظر گرفته نشدند.سیاست ضربه «پیشگیرانه» اعلام شد. ضربه پیشگیرانه اصطلاحیست برای تجاوز آشکار علیه کشورهای مستقل، در مغایرت با قوانین بین الملل. از آنزمان آمریکا و عمال نیابتی (پروکسی) خود جنگهای بیپایان را براه انداخته اند و تغییر رژیم (رژیم چنج) یا بیثباتی دولتها را در کشورهای میزبان عملی کرده اند. توجیهات برای این اقدامات غیرقانونی و وحشتناک برمبای دروغهایی مانند باصطلاح ادعای ذخایز سلاحهای کشتار جمعی در عراق یا اهریمن جلوه دادن رهبران کشورهای مستقلست. آمریکا دارای پایگاههای جاسوسی و نظامی در بیش از ۱۵۰ کشور با ۱۶۰ هزار پرسنل و گماشته فعالست، و مستقیما و یا از طریق نیابتیهای خود در حال حاضر در جنگها در عراق، سوریه، یمن، سومالی، سودان، افغانستان، اکراین، و کشورهایست که بطور استراتژیک در مناطق سرشار از نفت خاورمیانه و شاخ آفریقا(شمال آفریقا) قرار دارند…جنگهای امپریالیستی، غیرمشروع، غیرمنصفانه و ناموجه هستند… برخورد غیرانسانی با جویندگان پناهندگی، که بسیاری از آنان قربانیان جنگهای بی پایان غرب به رهبری عموسام هستند، آتش نژادپرستی را شعله ور میسازد و مردم را از علت اصلی ناامنی و درد و رنج خود یعنی سرمایه داری، منحرف میسازد.

نه به جنگهای امپریالیستی عمو سام
نوشته: آنا فا
برگردان: آمادور نویدی
نه به جنگ
صلح به اتحادیه های کارگری هم ربط دارد
جهان بطور فزاینده ای به سوی جنگ جهانی سوم، جنگ هسته ای میرود، جنگی که در آن هیچ کس نمی تواند برنده شود. تجاوز امپریالیسم آمریکا خارج از کنترلست، و مستفیم و غیرمستقیم دولتهای ملی مستقل را در هر قاره از جهان تهدید میکند.
دولت ترامپ در پس گرفتن شعارهای قبل از انتخابات خود در رد «جنگ بی پایان»، و یا جنگ در بیشتر از یک کشور وقت را هدر ندهد. او در حال شکلگیری و تبدیل شدن به بی پرواترین و خطرناکترین بازهای جنگی است که ریاست جمهوری آمریکا تابحال بخود دیده است.
انتصاب ترامپ به مقام ارشد دولتی و اقدامات هشداریست در جهت منحنی تشنه قدرت، و جهنم محافظه کاران افراطی آشکار که سُلطه اجبار اقتصاد جهانی، سیاسی و نظامی آمریکا را اثبات میکند. بنظر میرسد که ترامپ آماده است دست به هرکاری بزند که ماشین جنگی و مجتمع نظامی ضنعتی آمریکا از او مطالبه میکنند.
مایک پنس معاون رئیس جمهور آمریکا به تازگی مأموریت خود از را منطقه جنوب شرقی آسیا از جمله استرالیا باتمام رساند، و کشورهای متحد آمریکا را در کره جنوبی، ژاپن، اندونزی و همچنین استرالیا توجیه نمود.
مایک پنس به جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) اخطار داد. پنس با برانگیختن و تحریکات ترسناک، بارها همان تهدیدهای قدیمی را در ارتباط با کره شمالی تکرار نمود و گفت: « دوران صبر و شکیبایی استراتژیک به سرآمده است».
پنس خطرات وقوع جنگ را افزایش داد و گفت: «همه گزینه ها آماده و روی میز است»، و «اگر چین قادر به مقابله و معامله با کره شمالی نیست، آمریکا و متحدانش هستند». جمهوری دمکراتیک خلق کره به بالاترین حالت پاسخ دفاعی متوسل شده است که خودش را از آمریکا حفظ کند که هر سال در مانورهای مشترک نظامی با کره جنوبی، حمله به کره شمالی را تمرین میکند.
نخست وزیر استرالیا مالکو تُرنبل نوکرصفتانه و کورکورانه تهدید جنگی پنس را پژواک داد، و رژیم جمهوری دمکراتیک خلق کره را «بی پروا و خطرناک» توصیف نمود و ادعا کرد که «صلح و ثبات منطقه ما را به معرض خطر می اندازد».
گسترش تنش
در سال ۲۰۱۱، رئیس جمهور سابق آمریکا، اوباما به استرالیا آمد و در پارلمان چیزی را اعلام نمود، که به «محور آسیا» معروف شد: که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بزرگترین افزتیش نیروهای دریایی و هوایی آمریکا در منطقه آسیا و پاسیفیک و هدف چین بود.
در ژوئیه، یکی از بزرگترین مانورهای دریایی برهبری آمریکا که تابحال انجام شده، تنظیم تمرینات دوسالانه شمشیر تالیسمن، تکرار تمرینیست به منظور محاصره خطوط دریایی چین که از طریق آن خطوط حیات تجاری چین ادامه دارد. جنگ با چین، برمبنای طرح نبرد دریایی و هواییست، که حمله «کور» پیشگیرانه را تجویز میکند، و این « مانور جنگی» با استرالیا و دیگر متحدان آمریکا انجام میگیرد.
چین با حدود ۴۰۰ پایگاه آمریکایی محاصره شده است. روسیه با یک روش مشابه، توسط پایگاههای ناتو و آمریکایی محاصره شده است.
محور آسیا
تهدید واقعی صلح و ثبات منطقه و جهان از طرف امپریالیسم آمریکا و متحدانش است، که استرالیا نیز در آن شرکت دارد.
چین، همچنان، هدف باقیمانده است. بمباران و حمله به کره شمالی با اینحال به آمریکا پایگاه و تأسیسات استراتژیک لازم را در مرزهای چین ارائه میدهد. کره شمالی همچنین، مرز کوتاهی با روسیه نزدیک شهر ولادیوستک دارد، که هدف بالای دیگری در لیست آمریکاست.
ماه گذشته آمریکا از استقرار سیستم موشک تاد در کره جنوبی خبر داد. این موجب افزایش نگرانی امنیت چین و همچنین کره شمالی شده است.
شینوا، خبرگزاری رسمی چین، اخطار داد که نصب سیستم تاد مسابقه تسلیحاتی هسته ای را در منطقه همراه دارد: «سپر موشکی بیشتر یکی از طرفین، بناچار موشکهای هسته ای بیشتر طرف مخالف را به منطقه می آورد تا بتواند سپر موشکی طرف دیگر را ازبین ببرد».
سفیر کره شمالی در سازمان ملل، جا سونگ – نم در نامه ای به شورای امنیت سازمان ملل گفت: « آمریکا در تمرینات نظامی مشترک با کره جنوبی در اول مارس از کشتیهای جنگی هواپیمابر هسته ای، زیردریایی های هسته ای، بمب افکن های استراتژیک هسته ای و جنگنده های رادارگریز استفاده کرده است».
نامه مذکور اشاره کرد که: «متعاقباً، وضعیت در شبه جزیره کره دوباره تا آستانه یک جنگ هسته ای بسیار نزدیک شده است».
مانور مشترک سالانه و تجاوز به آبهای کره شمالی، تمرینی جهت حمله به کره شمالی، و تهدیدی آشکارست.
آمریکا همچنین در پروسه افزایش نیروهای نظامی و سلاحهای خود در استرالیاست.
جنگ های بی پایان
زمانیکه با تخریب اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی تنش زدایی سابق پایان یافت، آمریکا جسارت پیدا کرد و جنگطلبانه تر از قبل شد.
«تروریسم اسلامی»، جایگزین «خطرکمونیسم» شده است. در ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۰، رئیس جمهور جورج بوش (پدر) در نطق عمومی خود «نظم نوین جهانی» را اعلام کرد. سپس در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۱، بمباران عراق آغاز شد، و عملیات توفان صحرا براه انداخت.
در سال ۱۹۹۲، سندی با عنوان «راهنمای طرح دفاع »، آشکارا منتشر کرد، و آن یک آرزوی طولانی برای امپریالیسم آمریکا بود، و اینکه آمریکا به تنها ابرقدرت جهان تبدیل شده است که به نیازهای نظامی جهان رسیدگی میکند. این سند جنگهای پیشگیرانه را باصطلاح جهت نابودی «سلاحهای کشتار جمعی» ارائه میدهد.
در سال ۲۰۰۲، بررسی موضع هسته ای دولت بوش (پسر)، شامل طرحهایی جهت استفاده از سلاحهای هسته ای علیه چین، عراق، روسیه، جمهوری دمکراتیک خلق کره، ایران، لیبی و سوریه بود، و سلاحهای هسته ای دیگر به عنوان سلاحهای «آخرین راه چاره» در جنگهای آمریکا درنظر گرفته نشدند.
سیاست ضربه «پیشگیرانه» اعلام شد. ضربه پیشگیرانه اصطلاحیست برای تجاوز آشکار علیه کشورهای مستقل، در مغایرت با قوانین بین الملل. این قانون در استرالیا توسط دولت ائتلاف ناسیونال – لیبرال برهبری نخست وزیر آنزمان، جان هاوارد حمایت میشد.
از آنزمان آمریکا و عمال نیابتی (پروکسی) خود جنگهای بیپایان را براه انداخته اند و تغییر رژیم (رژیم چنج) یا بیثباتی دولتها را در کشورهای میزبان عملی کرده اند. توجیهات برای این اقدامات غیرقانونی و وحشتناک برمبای دروغهایی مانند باصطلاح ادعای ذخایز سلاحهای کشتار جمعی در عراق یا اهریمن جلوه دادن رهبران کشورهای مستقلست. این کشورها عبارتند از سومالی، یمن، سودان، یوگسلاوی، لیبی، مصر، سوریه، عراق و اکراین.
آمریکا توجه خود را به رقبای اقتصادی روسیه و چین و سازمان همکاری شانگهای معطوف کرده که یک سازمان سیاسی ، اقتصادی و نظامی اورآسیاییست، و شامل چین، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان میشود.
آمریکا دارای پایگاههای جاسوسی و نظامی در بیش از ۱۵۰ کشور با ۱۶۰ هزار پرسنل و گماشته فعالست، و مستقیما و یا از طریق نیابتیهای خود در حال حاضر در جنگها در عراق، سوریه، یمن، سومالی، سودان، افغانستان، اکراین، و کشورهایست که بطور استراتژیک در مناطق سرشار از نفت خاورمیانه و شاخ آفریقا(شمال آفریقا) قرار دارند.
آمریکا در پروسه تلاش جهت بیثباتسازی دولتهای ونزوئیلا و بلیویست، و هنوز هم کوبا را در چشم انداز خود دارد.
آمریکا در نظر دارد که پایگاههای نظامی جدیدی در آمریکای لاتین از جمله در کلمبیا در مرز بسیار نزدیک به ونژوئلا بسازد.
ترامپ حمایت کامل خود را از دولت صهیونیستی راستگرای اسرائیل در ادامه سرکوب مردم فلسطین نشان داده است. دستورکار ناگفته جهت نابودی کامل فلسطین و ایجاد «اسرائیل بزرگ» است.
زمانیکه دونالد ترامپ در ادامه بمباران یک مدرسه و یک مسجد – حمله موشکی اخیر خود را در سوریه براه انداخت –– او در فلوریدا با رئیس جمهور چین شی جین پینگ شام میخورد. تنها کاریکه همه رسانه ها انجام دادند تمرکز بر کیک شکلاتی بود که ترامپ میخورد.
نقش رسانه ها
نقش رسانهها مشروعیت دادن به جنگطلبان آمریکاییست، تا آمریکا را به عنوان یک سازنده صلح جهانی نشان دهند که «دمکراسی و حقوق بشر» را به کشورهایی به ارمغان میبرد که بمباران و حمله کرده است. رسانه ها در استرالیا همان سازی را مینوازند، که با هر بمباران جدید، وحمله هواپیماهای بدون خلبان، بطور کامل از گردانندگان همان خط ، با دروغ خارج میشود.
ادعای واشنگتن پُست، «جنگ ما را امن تر و ثروتمند تر میسازد»، یک دروغ کلاسیکست . در واقع، آن ادعا هیچکدام از این کارها را انجام نمیدهد. جنگها بودجه ها را هدر میدهند، مردم را فقیرتر میسازند، باعث کشتار جمعی و بدبختی توده ای، و رشد جهانی تروریسم میشوند. و یک جنک هسته ای این سیاره راغیرقابل سکنی میسازد.
رسانه های کوریوراتی(شرکتهای بزرگ )، با زیرسئوال نبردن دروغها و تکرار همان شعارهای «کشورهای ورشکسته و بی ثبات»، «جنگ علیه ترور» به پارتی آمده اند: تا جنگ را یک ضرورت قابل قبول جلوه دهند.
مزدوران آموزش دیده و تأمین مالی شده توسط غرب مانند آنهاییکه در سوریه هستند به عنوان «اپوزیسیون» معرفی میشوند که در «جنگ داخلی» مبارزه میکنند. هدف فوری در سوریه تغییر رژیم و بدنبال آن نصب یک دولت مطیع و کنترل منابع و کشوریست که از نظر استراتژیکی در خاورمیانه قرار دارد.
جنگهای امپریالیستی، غیرمشروع، غیرمنصفانه و ناموجه هستند.
گرایش به راست (راستگرایی)
گرایش به جنگ و ایجاد جنگی که قابل قبول باشد، با گرایش مشخص به راست (راستگرایی) همراه شده است. در اروپا، جنبشهای نئوفاشیست با حمایت و پشتیبانی مالی، دستآوردهای قابل توجهی کسب کرده اند. بویژه در اوکراین، لهستان، لیتوانی و رومانی، کشورهایی که در آنجا دولتها بینهایت راستگرا هستند.
بدون حمایت قابل توجه از رسانه ها شرکتهای بزرگ و کمکهای مالی کورپوراتها، که معامله بزرگی برای «رسانه های جریان اصلی» انجام داده اند، کسب دستآوردهای قابل توجه برای لوپن در فرانسه و شفق طلایی جدید در یونان در میان دیگران، غیرممکنست.
در استرالیا، پولین هانسون از حزب یک ملت، که برآتش تژادپرستی و خارجی ستیزی، و احساسات ضداسلامی نفت میریزد، در یک پروسه با هدف عادی سازی فاشیستها، کمک قابل توجهی از رسانه ها دریافت نموده است.
برخورد غیرانسانی با جویندگان پناهندگی، که بسیاری از آنان قربانیان جنگهای بی پایان غرب به رهبری عموسام هستند، آتش نژادپرستی را شعله ور میسازد و مردم را از علت اصلی ناامنی و درد و رنج خود یعنی سرمایه داری، منحرف میسازد.
مبارزه برای صلح و استقلال
استرالیا از زمان جنگ جهانی دوم به نمایندگی از آمریکا در جنگهای متعددی درگیر بوده است. این مداخلات از جنگ آشکار و آموزش نیروهای خارجی گرفته، تا جاسوسی و بیثباتی کشورهای مستقل و مخالف با سیاست عمو سام بوده است.
تأسیسات نظامی آمریکا در پاین گپ در استرالیای مرکزی(آلیس اسپرینک) جهت جاسوسی و شرکت در جنگهای امپریالیستی و به ترور مخالفان آمریکا توسط هواپیماهای بدون خلبان از راه دور اختصاص یافته است.
مهمترین عملکرد پاین گپ به عنوان یک ایستگاه کنترل زمینی برای تأسیسات آمریکاییست، که یک سوم کره زمین، از جمله مناطق استراتژیک جنوب روسیه، چین و میادین نفتی خاورمیانه را پوشش میدهد.
به دلیل نقشی که پاین گپ بازی میکند و استفاده آمریکا از خاک استرالیا به عنوان سکوی پرتاب برای نیروهای آمریکایی، خواهینخواهی، استرالیا در هر جنگی که توسط آمریکا علیه چین یا روسیه باشد، بلافاصله درگیرست. بستن پاین گپ و تمام تأسیسات نظامی خارجی دیگر و پایان دادن به پیمان آنزوس (پیمان بین استرالیا، زلاند نو و آمریکا)، تنها راهیست که استرالیا میتواند استقلال کامل داشته باشد. تأسیسات نظامی آمریکا، بویژه پاین گپ، نیز هدف اصلی هر جنگیست که از طرف آمریکا تحریک شده باشد.
از پاین گپ نیز در انجام کشتار خارج از صلاحیت قضایی و غیرمشروع، و با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین استفاده میشود.
صلح به اتحادیهها هم ربط دارد
در ماه مه امسال، جهان در آستانه دو فاجعه غیرقابل برگشت – جنگ هسته ای و نابودی زندگی بشریت در روی سیاره ما، و متعاقباً تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان قرار داد.
هر دو فاجعه توسط سرمایه داری و پیگیری حرص و آز چپاولگرانه و تمایل شدید جهت کسب حداکثر سود تحریک شده اند.
در استرالیا (و جهان)، ما میتوانیم با پیوستن به جنبشهای ضدامپریالیستی جهت پایان دادن به ائتلاف آمریکا، بستن تمام پایگاههای خارجی و اتخاذ و حمایت از حاکمیت ملی و مستقل، نقش خود را ایفاء نمائیم.
درباره نویسنده:
رفیق آنا فا، عضو کمیته مرکزی و سرمقاله نویس گاردین – ارگان حزب کمونیست استرالیاست.
برگردانده شده از:
گاردین- ارگان حزب کمونیست استرالیا، شماره ۱۷۷۴، ۲۶ آوریل ۲۰۱۷.
Issue #1774 April 26, 2017
NO to war
Peace is union business
Anna Pha
http://www.cpa.org.au/guardian/2017/1774/01-no-to-war.html

