در حالیکه جوامع مسلمان، مسیحی، یهودی، سیک و لاییک منچستر در محکوم کردن بمبی که روز دوشنبه در یک تالار کنسرت منفجر شد متحدند، بسیاری ترزا می نخستوزیر را به اقدامات ضدتروریستی بیشتر تشویق میکنند، و برخی دیگر هنوز میخواهند مهاجرین را بز بلاگردان نمایند. این رویداد را نمیتوان از بستر گسترده جنگها و مداخلات امپریالیستی در خاورمیانه جدا کرد. هر روز در عراق، در سوریه، در افغانستان، در پاکستان، در یمن و بحرین اینگونه حملات اتفاق میافتد. لذا زمانی که شما رییسجمهور دونالد ترامپ را دارید که به عربستان سعودی میرود و از جنگ آنها در یمن، از جنگ آنها در بحرین حمایت میکند مردم احساس میکنند که غرب با اینها تبانی میکند… این مطلقاً با آزادی و دمکراسی ارتباطی ندارد.
منبع: تلهسور
تارنگاشت عدالت

طارق علی: «اینگونه حملات هر روز در عراق، در سوریه، در افغانستان، در پاکستان، در یمن و بحرین اتفاق میافتد!»
در حالیکه جوامع مسلمان، مسیحی، یهودی، سیک و لاییک منچستر در محکوم کردن بمبی که روز دوشنبه در یک تالار کنسرت منفجر شد متحدند، بسیاری ترزا می نخستوزیر را به اقدامات ضدتروریستی بیشتر تشویق میکنند، و برخی دیگر هنوز میخواهند مهاجرین را بز بلاگردان نمایند. اما برای طارق علی مورخ و کنشگر، همانطور که روز چهارشنبه در «دمکراسی اکنون!» گفت این رویداد را نمیتوان از بستر گسترده جنگها و مداخلات امپریالیستی در خاورمیانه جدا کرد.
تاکنون سلمان عابدی یک شهروند ۲۲ ساله منچستر که والدین او مهاجرین لیبیایی دارای روابط طولانی با مخالفین مرحوم سرهنگ معمر قذافی رهبر لیبی هستند، مسؤول بمبگذاری معرفی شده است. گرچه دولت اسلامی مسؤولیت این حمله را پذیرفته، اما ناظرینی مانند طارق علی در اینمورد تردید دارند.
علی گفت: «خود دولت اسلامی در عراق و شام که اکنون در خاورمیانه در بحران ژرف قرار دارد، مدعی میشود هر حمله یا هرچه را که در جهان اتفاق میافتد، یکی از اعضای آن انجام داده است»، وی افزود اطلاعات منتشر شده توسط سرویس جاسوسی بریتانیا تاکنون چیز زیادی دربر ندارد.
علی افزود: «این واقعیت که او لیبیاییتبار است، در این کشور به دنیا آمده و والدین او از لیبی تبعید شده بودند، نمیتواند از جنگی که علیه لیبی به راه افتاد و از شش ماه بمباران آن کشور توسط ناتو، و از این فاکت که کشور اکنون ویران شده، مجزا شود.»
علی ادامه داد: «منظور من این است که این یک روال است: این کشتار اتفاق افتاد، همه ما آنرا محکوم میکنیم، همه میگویند ۹۵، ۹۶ درصد جامعه مسلمانان با همه اینها مخالف است-که درست است. اما افرادی مثل من و تعداد کمی در جنبش ضدجنگ میگویند این به جنگ با ترور که از سال ۲۰۱۱ ادامه دارد، بیارتباط نیست. هر کشور عربی که اشغال، و ویران شده برای اروپا پیآمد دارد.»
برای علی مشکل نشانگر چرخه خبیثی است که در آن قدرتهای غربی به ریشههای حملات توسط سلولهای کوچک و افراد جهادگرا، نه فقط در اروپا و آمریکای شمالی، بلکه در سراسر جهان، توجه نمیکنند.
علی گفت: «اینگونه حملات هر روز در عراق، در سوریه، در افغانستان، در پاکستان، در یمن و بحرین اتفاق میافتد. لذا زمانی که شما رییسجمهور دونالد ترامپ را دارید که به عربستان سعودی میرود و از جنگ آنها در یمن، از جنگ آنها در بحرین حمایت میکند مردم احساس میکنند که غرب با اینها تبانی میکند… این مطلقاً با آزادی و دمکراسی ارتباطی ندارد.»
ترامپ در سخنان روز سهشنبه خود در فلسطین اشغالی در بیتاللحم گفت که «تروریستها و افراطیون، و کسانی که به آنها کمک و حمایت میدهند، باید برای همیشه از جامعه شما رانده شوند.»
با این وجود، برای علی سخنان ترامپ موردی از ریاکاری امپریالیستی است.
وی گفت: «همه ما از دست رفتن جان مردم بیگناه را محکوم میکنیم، همه محکوم میکنند. اما ما نمیتوانیم معیارهای دوگانهای داشته باشیم، که در آن کسی که در اروپا کشته میشود جانش از کسانی که در بخشهای وسیع جهان اسلام کشته میشوند، ارزشمندتر باشد. و مادامکه غرب درک نکند که این معیارهای دوگانه موجب خشم بیشتر مردم میشود، این ادامه خواهد یافت.»
علی در پایان اشاره کرد که نام کودکان منچستر قرائت و بحث خواهد شد و در عینحال مرگ آنها به کشتار بیاساس کودکان در جنگهای امپریالیستی در افغانستان، عراق و یمن گره خواهد خورد.»


یک پاسخ به “حمله منچستر بخشی از چرخه خبیث امپریالیستی”
طارق علی محترم تا زمانیکه ما با همان آبی که امپریالیستها ما را با آن شستشو میدهند؛
آنهم تحت عنوان منزه کردن و از عقبماندگی نجات دادن مارا شستشوی مغزی میدهند و با آن ما و فرزندانمان را به انواع تفکر طاعونی مبتلا میکنند بخواهیم خود را باهمان آب از مرض تاعون شستشو نماییم، از این مرض طاعون نجات نخواهیم یافت.
طارق علی محترم،
استعمار فرتوت و فرزند خلفش ام.آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی زاده نظام سرمایداری رقابت آزاد در عصر گندیدگی آن میباشند که فقط مشتی کشورهای صنعتی بوده و اینها این منبع آلوده طاعونی را در اختیار خود دارند و تصمیم میگیرند که چه کسانی را در آن غسل دهند تا از شرش راحت و نیروی جوانش را تصاحب و سرزمینش را در اختیار خود گیرند.(آنهم با سرحدهای معینی که روزبروز تنگ تر میشود مانند اجبار در حفظ ناسیون ها برای حفظ نیروی کار ارزان حتی اگر ربت هایی موجود باشند که مجانا همان کار را انجام دهند یعنی رکن اصلی نظام سرمایداری یعنی شیره کشی ارزش اضافه از عضلات کارگران.)
تا زمانیکه ما این پاشنه آخیل را درک نکرده و از آن استفاده نکنیم آرزوهای ما، روشنگری های ما و نصایح ما بجوانان با همان معیارها انجام گرفته که خود زنجیری است که برپای آنان خواهد نشست.
گذشت زمانیکه نصیحت کنندگانِ مبلغ میتوانستند با شکوه و زاری از این نابرابریها ذهن مردم را به حکومت کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی معطوف کرده که حتی بسادگی برای هر زحمتکشی (حتی چوپانان ایران آنزمانی) قابل فهم بود که میدانستند چنین شگردهایی جهت شستشوی مغزی در آنجا موجود نبوده، بلکه بشدت با آنها مبارزه میگردید.
در ایران خونبار ما، حزب توده ایران سالهای بیست و سی توانسته بود از این هم گذر کند و دنیای تعلیم وتربیت، ارتش، بخصوص تولید و سیاست را به اراده زحمتکشان چنان گره زند که شکنجه گران خسرو روزیه هم در تصمیم گیری ها شرکت داشتند.
هرچند مدتی کوتاه بود ولی پر اثر بود. حتی توانست چند بار حکومت ملی مصدق را از گزند امپریالیسم فرتوت و فرزندش ام.آمریکا نجات بخشد و یکبار هم کودتای انجام شده را خنثی نماید. همین کوتاه آمدن های علی طارقیِ دکتر محمد مصدق باعث کودتای ۲۸ مرداد در کشور ایران گردید!
تا زمانیکه شما جوانان عرب زبان را و ما به جوانان پارسی زبان این راه را نشان نداده و تجارب خود را در اختیارشان قرار ندهیم وضع بهمین منوال خواهد ماند توگویی بن بلا و الجزایر دیروزی را دوباره باید تجربه کرد و وضعیت بهمین منوال کنونی الجزایر کنزرو شده (مومیایی/دایمی) و باقی میماند.
در صورتی که شکست های پی درپی امپریالیستهای جهان در دین بین فو و سپس در کامبوج و ویتنام، بهمه انقلابیون جهان نشان دادند که بدون شرکت طبقه کارگر و تجهیز توده ها آنهم با یقین کامل بر تنها راه نجاتی که نامش انقلاب کارگری میباشد راه سومی در کار نیست.
در ثانی آیا این راه رفته یک لیبایی در منچستر همان راهی نیست که در سالهای شصت جوانان ایران راه کاسترویست ها و چگواریست های آمریکای لاتین را تقلید میکردند؟ (عدم انتخاب قربانیان یعنی سوزاندان تر و خشک اجباری است و در زمانه کنونی امکان جداکردن دیگر موجود نیست وانگهی اگر صد «مولتی میلیاردر» را هم با پنس جراحی انتخاب و ترور نمایید، تازه قدرت میلیاردرهای باقیمانده را تقویت میکنید)
(انقلاب چین و ایران پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ استثنایی بود در میان جنگلی از واقعیات که میوه این انقلاب راهم سرمایدراری با هیئت حاکمه مذهبی برد که از کشورهای سرمیداری کنونی چه در مورد دیکتاتوری و چه در مورد کارگر کشی و شلاق زنی و بی خانمانی برزگران بصورت ارتش بیکاران در پیش شهر بصورت کارتون و گور خوابی، میرود که در جهان از همه بدتر گردد.)
این راه مشکل پیچیده که رفتنش بخصوص نرمش و شعور طبقاتی طلب کرده و بر اتحاد کلیه طبقات انقلابی متکی میباشد. هرنوع توقف و مطلق گرایی چه در مورد ائتلاف نیروها و چه انقلابی کارگری، هردو مارا از نتیجه شیرین آن دور میدارد.
بدتر از همه اینها کسانی هستند که بدیل استعمار و استثمار را در حکومت های احزاب «کارگری» جهان مانند حزب کارگری انگلستان «چرمی کوربین»، سیپراس در یونان و حزب چپهای آلمان میبینند و آنها را ایدهآل خود دانسته وتبلیغ میکنند که اینان از ارکان های اصلی حفظ سرمایداری جمهوری اسلامی ایران برای پارسی زبانان بدست سه ابراهرم بانک جهانی میباشند و سعی دارند آنها را بعنوان بدیل بما بفروشند.
لایکلایک