اولین سئوال مهم برای کمونیستهائی که در یک کشور امپریالیستی زندگی میکنند این است که موضع اربابان ما در مورد مسئله کردهای سوریه و نیروی اصلی آن YPG/PYD چیست؟ ممنوع کردن PKK در آلمان وسیله مهمی برای سرکوب بخشهائی از طبقه کارگر با ریشههای کردی است ولی از طرف دیگر می توان از تفاهم آلمان بویژه در مقابل YPG/PYD سخن گفت. رئیس این سازمان می تواند براحتی در آلمان آمد و رفت کند. هرچند از نظر نظامی همکاری بین YPG و ارتش آلمان وجود ندارد و مثل منطقه خودمختار کردستان عراق کردهای سوریه از آلمان سلاح دریافت نمیکنند ولی با این حال ارتش آلمان بعنوان بخشی از ائتلاف نظامی زیر نظر ایالات متحده اطلاعات نظامی در جنگ زمینی در اختیار YPG/PYD قرار میدهد.

منبع: عصرما
تارنگاشت عدالت
بحث و گفتگو در مورد وحدت سوریه و استقلال کردها
در هفته نامه عصر ما شماره ۲۵ (۲۳ ژوئن) تحت عنوان (مشکل اصلی کردستان سوریه) مقاله ای از طرف «مانفرد تسیگلر» در مورد اهمیت وحدت سوریه و طرد اکید کوشش های استقلال طلبانه نیروهای کرد در یک «شراکت استراتژیکی»با ایالات متحده آمریکا انتشار یافت. در هفته نامه عصر ما شماره ۲۷ «هولگر دایلکه» و « فرانک روته» پاسخ دادند که اتحاد نظامی SDF که واحدهای دفاع مردمی کرد YPG نیز عضو آنست، خواستار « یک سوریه فدراتیو و دمکراتیک» هستند. پس از یک مقاله دیگری از «مانفرد تسیگلر» در شماره ۲۸ هفته نامهی عصر ما تصمیم گرفتیم مقالهای از «توتو لینا» در این باب را منتشر کنیم.
مسئله کردها در چهار کشور خاور میانه نقش بازی میکند نه تنها در سوریه. از این رو باید بررسی مسئله کردها در این کشورها گستردهتر صورت گیرد. مثلاً در عراق مسئله استقلال سالهاست که در دستور روز قرار دارد که نتیجه جنگ امپریالیستی و فدرالیزه کردن عراق است ولی میخواهم از منظر یک آلمانی نظر خود را تنها به مسئله کردهای سوریه محدود کنم بدون این که بخواهم ریشه سوریائی خود را نفی نمایم.
اولین سئوال مهم برای کمونیستهائی که در یک کشور امپریالیستی زندگی میکنند این است که موضع اربابان ما در مورد مسئله کردهای سوریه و نیروی اصلی آن YPG/PYD چیست؟ ممنوع کردن PKK در آلمان وسیله مهمی برای سرکوب بخشهائی از طبقه کارگر با ریشههای کردی است ولی از طرف دیگر می توان از تفاهم آلمان بویژه در مقابل YPG/PYD سخن گفت. رئیس این سازمان می تواند براحتی در آلمان آمد و رفت کند. هرچند از نظر نظامی همکاری بین YPG و ارتش آلمان وجود ندارد و مثل منطقه خودمختار کردستان عراق کردهای سوریه از آلمان سلاح دریافت نمیکنند ولی با این حال ارتش آلمان بعنوان بخشی از ائتلاف نظامی زیر نظر ایالات متحده اطلاعات نظامی در جنگ زمینی در اختیار YPG/PYD قرار میدهد.
بخشهای از نیروهای چپ و همین طور کمونیست ها مثل «دایلکه» و «روت » موضع مثبتی نسبت به YPG دارند و مدل «دمکراسی پایه» آنها را بسیار مثبت برآورد میکنند . آنچه که به این مدل دمکراتیک مربوط می شود، باید پایههای اجتماعی آن را بررسی کرد. آنها تنها به ترکیب نژادی و نقش زنان اشاره میکنند. ولی اغنیا و فقرا بطور رسمی «با حقوق متساوی» در کنار یکدیگر در شوراهای خودمختار نشستهاند و در عوض ایجاد ساختارهای مرکزی، ساختارهای متفرق تولید میکنند و بجای موسسات ملی اقتصادی با سیستم برنامه ریزی شده، تعاونی های خودگردان که با یکدیگر در رقابتند ایجاد میسازند. این مدل تاوقتی که مسئله قدرت و طبقات حل نشده نمیتواند بعنوان یک نمونه مطلوب معرفی گردد.
از جمله تضادهای موجود بین YPG و امپریالیسم آمریکا یکی این است که امپریالیسم آمریکا کماکان از شرکت بازوی سیاسی YPG و PYD در مذاکرات صلح با دولت سوریه در ژنو جلوگیری میکند. از طرف دیگر YPG ارتباط خود را با دولت سوریه و روسیه قطع نکرده است. در کنار زد و خوردهای منفرد نظامی عمدتاً همکاری و همزیستی مسالمت آمیز بین آنها برقرار است.
همکاری با امپریالیسم آمریکا هنگامی آغاز شد که در کوبانی/عینالعرب خطر جدی نابودی YPG توسط داعش پدید آمد. در این لحظه دولت سوریه به آنها پیشنهاد کمک کرد و از نظر نظامی آنها را مورد حمایت قرار داد. ولی دولت سوریه خود در وضعیت سختی به سر میبرد و در نتیجهYPG حمایت کارای نیروی هوائی آمریکا را با رغبت پذیرفت.
ولی این وضعیت جبری مدتهاست که از بین رفته است. امروز نابودی کامل نظامی داعش فقط مسئله زمان است. YPG با حضور مستقیم نیروی نظامی آمریکا در خارج از مناطق کردهای سوریه فعالیت میکند و ظاهراً نقشههای آمریکا را دنبال مینماید مثلاً راه ارتش سوریه به رقعه و دیرالزور را در شمال شرقی قطع کرده و مانع از این میشود که ضربه نظامی نهائی برای نابودی داعش وارد آید.
در سطح سیاسی هرچند اعلام یکجانبه سیستم فدرال از طرف دولت سوریه رد شد ولی رابطه دولت با YPG جزو بهترین روابط با «اپوزیسیون» مسلح میباشد. ولی ترس از استقلال و تجزیه مانند نمونه عراق بسیار بزرگ است . علاوه برآن این سئوال مطرح است که پیمان تاکتیکی کی به اجرای طرحهای کاربردی قدرت های غریبه (منظور امپریالیسم آمریکا) تبدیل میگردد.
از طرف دیگر کسانی که YPG/SDF را سیاهی لشگر امپریالیسم آمریکا میدانند نه تنها فراموش میکند که این رابطه از نظر تاریخی چگونه بوجود آمد، بلکه نقش بورژواری عربی سوریه را نیز زیر سئوال قرار میدهند. سرکوب مداوم و تشدید آن زیر پرچم پان عربیسم طی دهها سال پس ازاعلام استقلال سوریه، از جمله لغو تبعیت، عدم سرمایهگذاریهای لازم در مناطق (با اکثریت نسبی و یا مطلق) کردنشین، مطمئناً به تخفیف گرایشات تجزیه طلبی در بین شهروندان کرد کمک نمیکند. ظاهراً برسمیت شناختن مجدد تبعیت کردها در سال ۲۰۱۱ کافی نبود.
باوجود کلیه مساعی هنوز زبان کردی، زبان رسمی محسوب نمیشود و در مدارس کردی تدریس نمیگردد. تغییر این وضع البته در دوران جنگ هم عملی است. واحدهای کرد همینطور در روند آشتی ملی محلی و درون سوریهای شراکت ندارند. مدتها قبل از جنگ برای حفظ بقاء در کوبانی ، یعنی قبل از پشتیبانی آمریکا باید این گام برداشته میشد.
نیروهای اپوزیسیون کمونیست سوریه که همینطور کارگران کرد را سازماندهی میکنند، سند جامعی در مورد مسئله کردها تهیه کردهاند. در این سند حق تعیین سرنوشت کردها برسمیت شناخته میشود ولی جدائی از کشور سوریه توصیه نمیگردد. حزب کمونیست سوریه که بخشی از ائتلاف دولتی را تشکیل میدهد در عین حال که خواستار تضمین حقوق حقه خلق کرد است، به YPG در مورد خوش خیالی نسبت به امپریالیسم آمریکا هشدار میدهد. کمونیستهای سوری (چه عرب و چه کرد) میدانند که خواستهای به حق خلق کرد سوری در همکاری با امپریالیسم آمریکا به نفع طبقه کارگر تحققپذیر نیست.
درخواست برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت برای یک ملت سرکوب شده در کشوری که قربان تجاوز امپریالیستی است، سازنده نمیباشد. امپریالیسم آلمان انشقاق سوریه را بجلو راند. «دولت سنی» (منظور داعش است) در شرق سوریه و غرب عراق که روزنامه «فور وِرتز» سوسیال دمکراسی آلمانی طی مقالهای خواستار برسمیت شناختن بینالمللی آن بود، فعلاً با شکست روبرو شده است. باید با دشمن اصلی ما، امپریالیسم آلمان که در ویران ساختن سوریه شرکت داشت و مخالفین YPG را مسلح مینمود، مبارزه کرد. این سهم عملی ما برای وحدت سوریه و تقویت نیروهای دمکراتیک و مترقی در منطقه است.

