
اگر کسی فکر می کرد «نجات-یونان» توسط اتحادیۀ اروپايی از روی احساس همبستگی اروپایی است، تا به حال سخت در اشتباه بود. مبالغ میلیاردی که بروکسل، فرانکفورت و امثالهم پذیرفته بودند، به هیچوجه نباید برای تأمین دستمزدها، حقوق بازنشستگی، تأمین خدمات اجتماعی، برای نگهداشت تندرستی، آموزش و زیرساختارها هزینه شود، بلکه برعکس: درست در اینجا دولت به اصطلاح «چپ» سیریزای-آتن به کاهش شدید آنها ادامه میدهد، از برنامۀ خصوصیسازی سیپراس که در این اواخر تأمین آب را نیز شامل گشته اصلاً سخنی نمیگوییم.
تارنگاشت عدالت
اگر کسی فکر می کرد «نجات-یونان» توسط اتحادیۀ اروپايی از روی احساس همبستگی اروپایی است، تا به حال سخت در اشتباه بود. مبالغ میلیاردی که بروکسل، فرانکفورت و امثالهم پذیرفته بودند، به هیچوجه نباید برای تأمین دستمزدها، حقوق بازنشستگی، تأمین خدمات اجتماعی، برای نگهداشت تندرستی، آموزش و زیرساختارها هزینه شود، بلکه برعکس: درست در اینجا دولت به اصطلاح «چپ» سیریزای-آتن به کاهش شدید آنها ادامه میدهد، از برنامۀ خصوصیسازی سیپراس که در این اواخر تأمین آب را نیز شامل گشته اصلاً سخنی نمیگوییم.
این میتواند از یک سو شرطهای «وامدهندگان» باشد ولی از سوی دیگر هیچکس به رییس یک دولت «چپ»، که فقط سعیاش براین است، تا حراج یونان، نابودی همه سیستمهای تأمین و تضمین اجتماعی و همچنین فقر و بیچارگی لایههای وسیع مردم، پیش از همه طبقۀ کارگر، را تسریع کند نیازی ندارد.
تاکنون راز سر به مُهری نبود، که با وامهای نو باید نخست بدهی به بانکهای غرب و اروپای مرکزی پرداخت شود. ولی اکنون دیگر آشکار است، که دولتهای امپریالیستی حتا از برنامۀ «نجات-یونان» هم سود میبرند: از پاسخ به پرسشی در پارلمان آلمان چنین برمیآید که جمهوری فدرال آلمان در سال های اخیر ۱٫۳میلیارد یورو به ویژه از خرید اوراق قرضه ارزان قیمت در قبال «نجات-یونان» سود برده است و در اینجا امپریالیسمِ «کوچکتر» و بیآزارتر اتریش، نیز بیکار نبوده است: جمهوری اتریش-در قالب وزارت دارایی و بانک ملی-توانست تا سال ۲۰۱۶ سودی به حجم ۲۴۰ میلیون یورو به دست آورد. این کار چیزی جز سوءاستفاده از موقعیت وخیم برای استثمار شدید نیست. سرمایهداری و امپریالیسم که مسبب فقر و بینوايی است، حتا از بدبختی دیگران نیز سود میبرد.
ممکن است در نگاه اول پیش از هر چیز از نظر اخلاقی رقتانگیز و نکوهیده به نظر برسد، ولی این سرمایهداریِ معمولی است: آنچه که در مقیاس کوچک برای هر انسان متوسطِ کارگر، بیکار یا از نگاه اجتماعی ضعیف صادق است، که مثلاْ نتواند صورتحسابی را سر وقت بپردازد، در مقیاس بزرگتر یعنی در سطح دولتی نیز اعتبار دارد. سرمایه انباشته میشود-بدهیها، فقر و بدبختی نیز همچنین، و در واقع درست به معنای واقعی کلمه در قطب دیگر جامعه. زیرا فقط فقرِ یکی- و یا فقر بسیاری از مردم -پایۀ ثروت دیگران- شمارِ اندکی [از دیگران] است. سرمایهداریِ دیگری وجود ندارد.
سودهای ناشی از فقر در یونان بار دیگر سند بیلیاقتی اتحادیۀ اروپايی، آلمان و اتریش و همچنین مبین ورشکستگی اجتماعیِ سرمایهداریِ پیشرفته است. این نشان می دهدکه راهحلی در چارچوب مناسبات غالب وجود ندارد. دولت سیریزا به روشنی تنها دستیار امپریالیسم و اتحادیۀ اروپايی است، که از «کمکهای» خود بسیار خوب هم سود میبرند. اینطور به نظر میرسد که برای رهایی مردم یونان از بندهای ملی و بینالمللی، بریدن از اتحادیه اروپايی و منطق سرمایه لازم و ضروریست.
مبارزۀ حزب کمونیست یونان در این سو است و ما هم باید از درون «کشورهای سودجو» و «وام دهنده» با همبستگی سیاسی از آن پشتیبانی کنیم.
تیبور زِنکر، معاون رهبری حزب کار اتریش

