کارلوس ويمر: ارتشاء، بورکراسی و ناکارايی. اینها کاستیهايی است که امروز مردم فعالانه علیه آن به پا خواسته اند. این البته در مبارزه به ما یعنی به حزب کمونیست ونزوئلا هم امید میبخشد، زیرا ما مایلم به راه انقلاب ادامه دهیم. خلق خواستار انقلاب بیشتر و نه ضدانقلاب است. و در حال حاضر محافلی در دولت و حزب سوسیالیست وجود دارند که میخواهند راه رفرمیستی و دمکراسی بورژوايی را دنبال کنند. اشتباه بزرگی بود که ما این روند در ونزوئلا را سوسیالیستی بنامیم. در ونزوئلا مناسبات قدرت باوجود برنامههای بزرگ اجتماعی هنوز به نفع بورژوازی و سرمایهداری است. ما به عنوان حزب کمونیست برخورد مثبتی به این روند داریم و آن را مبارزه و یا روند رهايیبخش ملی مینامیم.

کارلوس ويمر: اوضاع روبهروز بحرانیتر میشود که البته دلایلی زیادی هم دارد. انتخابات مجمع مؤسسان طبیعتاً در زمانی صورت
میگیرد که برای دولت آمریکا نیز مهم است.
شنیده میشود که آنها میخواهند مسأله ونزوئلا، مسأله قدرت و مشکلاتی را که با دولت ونزوئلا دارند تا ۳۰ ژوئیه حل کنند. ولی نباید بدبین بود، زیرا آنها ۱۸ سال است که کوشش میکنند تا مردم ونزوئلا را از مسیری که انتخاب کرده اند، منصرف و منحرف سازند.
این نشانه خوبی برای مبارزه ماست که ابرقدرت نظامی آمریکا نتوانسته هرچه خواسته به دست آورد. اطمینان خاطر داریم که از این مرحله، یعنی انتخابات ۳۰ ژوئیه نیز عبور خواهیم کرد. وقتی میگويیم وضعیت خطرناک است به خاطر آگاهی از رفتار ایالات متحده آمریکا در لیبی، عراق، افغانستان و سوریه است، که اين کشورها بمباران شدند. آنها به راحتی میتوانند چنین کارهايی را انجام دهند.
عصر ما: انتخابات مجمع مؤسسان چه اهمیتی دارد؟
کارلوس ويمر: ما به عنوان حزب کمونیست ونزوئلا تصمیم گرفتیم در این انتخابات شرکت کنیم و اتحاد گستردهای تشکیل دهیم. همه چیز واقعاً وابسته به مجمع مؤسسان و ترکیب اعضای آن است. هرکس که در این مجمع اکثریت داشته باشد دارای اتوریته، قدرت و نیرويی است که همه چیز را تغییر دهد.
بالقوه نیروهای راست میتوانند اکثریت را به دست آورند، که بدين معنی خواهد بود که بسیاری از حقوق اجتماعی که به دنبال مبارزه مردم به دست آمده و امروز وجود دارد، از امروز به فردا ناپدید خواهد شد. این امکان به وجود خواهد آمد که دولت جدیدی بر سر کار بياید که پس از آن میتواند پیگرد و تضییق کمونیستها و دیگر نیروهای مترقی را به دنبال داشته باشد. نتیجه مشخص نیست و طبیعتاً خطراتی وجود دارد.
عصر ما: نحوه برخورد شما به عنوان حزب کمونیست با انتخابات چیست؟
کارلوس ويمر: در حال حاضر کوشش میکنیم بخش بزرگی از نمایندگان آینده به طبقه کارگر تعلق داشته باشند. این امر منوط به تناسب نیرو و همینطور یک مسأله طبقاتی است. مسأله طبقاتی هنوز در ونزوئلا حل نشده است. بسیاری از اشتباهاتی که صورت گرفته از این رو بوده که رهبران برجسته حزب سوسیالیست و همینطور در دولت به قشر خردهبورژوازی تعلق دارند و گهگاه بسیار افراطی عمل میکنند ولی گهگاه نیز خودمحوربین و فردی رفتار میکنند.
عصر ما: آیا اپوزیسیون در انتخابات شرکت خواهد کرد؟
کارلوس ويمر: اپوزیسیون اول اعلام کرد که قصد ندارد در انتخابات شرکت کند. این رفتار بدین معنی خواهد بود که انتخابات پیشاپیش به پیروزی خواهد رسید. مثل سال ۲۰۰۵ که اپوزیسیون کلیه نامزدهای خود را برای مجلس در لحظه آخر بیرون کشید. استدلال آنان این بود که ونزوئلا یک دیکتاتوری است و انتخابات آزاد مقدور نیست. طبیعتاً این گام با شکست روبهرو شد. ما عملاً در مجلس ۵ سال نیروی اپوزیسیون نداشتیم. اکنون نیز میتواند این واقعه رخ دهد.
ولی زمان تغییر کرده است. یعنی این که ناآرامی در خیابانها میتواند ادامه یابد و نتوان آن را مهار کرد. در آن صورت مجمع قادر است هزاران تصميم بگيرد که بعداً در عمل نتوان آنرا پیاده کرد. در آن صورت موضوع، مسأله قدرت خواهد بود.
عصر ما: نظر تو در مورد اعتراضات چیست؟ اپوزیسیون در حال حاضر چقدر قدرت دارد؟
کارلوس ويمر: قانون اساسی برای هرکس حق شرکت در تظاهرات قايل است. ولی این ویران کردن هرچه که به نحوی اجتماعی است، حمله به مؤسسات اجتماعی، ویران ساختن مهد کودک، حمله و ویران کردن منازل، حمله و ویران کردن انبارهای مواد غذايی، حمله به هرچه که اجتماعی است، مثل سیستم حمل و نقل عمومی… این دیگر اعتراض نیست. باید جلوی این کارها را گرفت. این کار وظیفه دولت است.
در حال حاضر، مخالفان هیچ اکثریت قاطعی در جامعه ندارند. آنها دوسال پیش در انتخابات مجلس پیروز شدند و تحلیل ما این بود که در اصل این انتخابات پاسخ اعتراضی مردم به اشتباهات و مبین نارضایتی آنان از دولت بود. نتیجه این شد که جبهه دولت انتخاب کنندگان زیادی (تقریبا ۳ میلیون نفر) را از دست داد. این افراد انتقادی برخورد میکنند. آنها در ونزوئلا «چاویست» یعنی هواداران ایدههای هوگو چاوز نامیده میشوند که با انتقادات خود از اپوزیسیون حمایت نکردند ولی در انتخابات نیز شرکت ننمودند. از دست دادن این آرا باعث پیروزی اپوزیسیون شد که توانست هواداران خود را به پای صندوقهای رأی بکشاند.
عصر ما: چاویستها به چیز دولت انتقاد دارند؟
کارلوس ويمر: ارتشاء، بورکراسی و ناکارايی. اینها کاستیهايی است که امروز مردم فعالانه علیه آن به پا خواسته اند. این البته در مبارزه به ما یعنی به حزب کمونیست ونزوئلا هم امید میبخشد، زیرا ما مایلم به راه انقلاب ادامه دهیم. خلق خواستار انقلاب بیشتر و نه ضدانقلاب است. و در حال حاضر محافلی در دولت و حزب سوسیالیست وجود دارند که میخواهند راه رفرمیستی و دمکراسی بورژوايی را دنبال کنند.
عصر ما: کار تعاونیها که از طرف دولت حمایت میشد به کجا رسید؟ آیا این ارتشاء بود که از موفقیت این پروژهها جلوگیری کرد؟ چرا هنوز نفت برای ونزوئلا این قدر مهم است و وابستگی به واردات این قدر زیاد؟
کارلوس ويمر: نفت، پول باد آورده است. همه دولتها گفتند میخواهیم کشور را مولدتر کنیم. این شعار وجود داشت «بگذار نفت بکاریم!» یعنی آن را در کشاورزی و صنعت به کار گیریم.
برخی کارها صورت گرفت ولی متأسفانه این است که هست و برخی چیزها در سرشت انسان است. وقتی امکان داری به آسانی به پول برسی پس چرا باید کار سنگین کرد؟ این یک تضاد دیالکتیکی است که تنها با یک انقلاب میتوان برآن چیره شد. انقلابی که در آن طبقه کارگر نقش تعیین کننده ایفاء میکند.
این چیز ربطی هم به ارتشاء ندارد، بلکه نتیجه سیاستی است که برپایه علم بنا نشده و تصور میکند که یک فرد و یا یک ایده میتواند کشور را متحول سازد. کوششهایی صورت گرفته. تو از تعاونیها گفتی.
برنامهریزی این پروژهها اغلب از واقعیات بسیار فاصله داشت. به این سادگی نيست و عمل نمیکند که بگويیم به مردم فقیر یا بیکار میتوان به این صورت کمک کرد که آنها را به دهات فرستاد و آنان را به دهقان تبدیل کرد.
در شهر میتوانی با هزار مشکل روبهرو باشی ولی در شهر رؤیاهایت با تو خواهند ماند. به ویترین مغازهها نگاه میکنی و چیزهائيی را میبینی که میخواهی، در شهر سینما داری … چیزهايی که در دهات، حداقل در ابتدا فاقد آن هستی.
علاوه براین اشتباه بزرگی بود که ما این روند در ونزوئلا را سوسیالیستی بنامیم. در ونزوئلا مناسبات قدرت باوجود برنامههای بزرگ اجتماعی هنوز به نفع بورژوازی و سرمایهداری است. ما به عنوان حزب کمونیست برخورد مثبتی به این روند داریم و آن را مبارزه و یا روند رهايیبخش ملی مینامیم. یعنی که در شرایط کنونی وقتی که ایالات متحده آمریکا ما را تهدید به جنگ میکند باید استقلال خود را که به خطر افتاده حفظ کنیم. ما میتوانیم همه این چیزها را از دست بدهیم. ما نیازمند یک پیمان ضدامپریالیستی گسترده هستیم. این سیاست ماست و به همین دلیل نیز با دولت برخورد داشتیم. چرا؟ زیرا آنها فکر میکنند هماکنون به سوسیالیسم رسیده اند.
البته مشکلاتی وجود دارد وقتی که به کارگران گفته میشود ما در سوسیالیسم زندگی میکنیم ولی هنوز استثمار شدید وجود دارد. ما در سوسیالیسم زندگی میکنیم ولی معضلات اجتماعی روزبهروز بیشتر میشود. ما در سوسیالیسم زندگی میکنیم ولی بیعدالتی اجتماعی باقی میماند. چرا؟ برای این که این سوسیالیسم نیست.
آنچه که بسیار مثبت است و ما آن را مدیون ريیسجمهور چاوز هستیم، علاقه مفرط به سیاست و خودآگاهی سیاسی در بین تودههای گسترده مردم است. این امر واقعاً ما را امیدوار میکند که باوجود شرایط سنگین، مبارزه علیه امپریالیسم و علیه سرمایهداری ادامه پیدا خواهد کرد و میتوانیم به سوسیالیسم بیاندیشیم و بعضاً گامهای جدی در این سو برداریم.
عصر ما: میگويی ونزوئلا یک کشور سرمایهداری است. بخشهای نفتی در دست دولت است، دارای بهداشت و فرهنگ رایگان هستید. گام بعدی چه باید باشد؟
کارلوس ويمر: حزب ما خواستار ملی کردن بانکهاست. تمامی سیستم مالی به بخش خصوصی تعلق دارد و یا وابسته به سیستم سرمایهداری است. طبیعی است که صنایع نیز باید ملی شود، هرچند که بخشهای کلیدی از جمله صنایع نفتی و معادن هماکنون ملی شده و این خود خیلی مهم است. ولی آنها اغلب به انحصارهای دولتی تبدیل شدند که در آن طبقه کارگر عملاً از هیچنوع حق مشارکت و تصمیمگیری برخوردار نیست و مورد استثمار قرار میگیرد و اگر عضو سندیکای کارگری باشد کار خود را از دست میدهد.
اغلب این رؤیای محافل خوردهبورژوايی است که فکر میکنند با حرف و یا اقدامات افراطی میتوان سیستم را تغییر داد. سیستم را میتوان تغییر داد از طریق انقلابی که به رهبری طبقه کارگر صورت گیرد. با در نظر گرفتن کلیه مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم به یاد انقلاب اکتبر میافتیم و از آن میآموزیم، البته بدون آنکه آن را به عنوان یک مدل مطلق سرمشق قرار دهیم. ولی آنچه که میتوان با ونزوئلا مقایسه کرد این است که در سال ۱۹۱۷ دو انقلاب وجود داشت. ما در ونزوئلا انقلاب بورژوايی را پشت سر نهادیم که پیشرفتهای زیادی به دنبال داشت، ولی هنوز در ونزوئلا انقلاب اکتبر رخ نداده است.
عصر ما: برخی از چهرههای اپوزیسیون ونزوئلا مستقیماً به محافل پول و سرمایه تعلق دارند. کنسرنهای مواد غذايی مانند «پولار» بسیار پرقدرتند و میتوانند مشکلاتی ایجاد کنند یا آنها را برطرف نمایند. آیا این نشانه قدرت اپوزیسیون نیست؟
کارلوس ويمر: دو سال پیش این امید وجود داشت، زیرا اپوزیسیون به صراحت گفت ما را انتخاب کنید و هفته بعد همه مشکلات برطرف خواهد شد. این پیشنهاد جالب توجهی بود، جالب از این نظر چون دولت اشتباه کرده بود. شرکتها در آن زمان اجناس خود را به سوپرمارکتها نمیفروختند، بلکه آن را در بازار سیاه عرضه میکردند که به قیمت گزاف فروخته میشد. بورژوازی از این بازار سیاه استفاده میکرد و اساساً آن را به راه انداخته بود. کالاها از در پشتی در اختیار بازار سیاه نهاده میشد و پیشخوان دکانها خالی میماند. بورژوازی، دشمن طبقاتی از این کار برای کسب سود بیشتر استفاده کرد. آنها سود کلانی به جیب زدند و در ضمن از آن به عنوان یک حربه سیاسی استفاده کردند.
ولی اکنون این وضع کاملاً تغییر کرده است. امروز وقتی (اغلب در تلویزیون) تصاویری منتشر میشود، قفسههای خالی کالا را نشان میدهد، این تصاویر اغلب کهنه و اخبار جعلی است. مشکل ما امروز مشکل دیگریست. قفسهها نسبتاً پر است و میتوان تقریباً همه چیز خرید ولی اغلب اجناس وارداتی است، یعنی وابسته به بازار سیاه ارز و سوداگری در بازار تعویض ارز است. قفسههای کالا پر است ولی قدرت خرید مردم کم شده. این یک پسرفت عظیم به سالهای دهه ۸۰ و ۹۰ است که تجربه کردیم و باید هرچه زودتر برطرف گردد. با وجود سقوط قیمت نفت نسبت به زمان چاوز، عملاً یکچهارم قیمت، با اینحال طرحها و برنامههای اجتماعی اجرا میگردد.
مثلاً کمبود مواد غذايی را در نظر بگیریم: دوسال پیش وضع همینطور بود. امروز ۶ میلیون نفر (جمعیت ونزوئلا ۳۱ میلیون نفر است) ماهانه یک پاکت غذايی دریافت میکنند. این جعبهای است که ۱۰ هزار بولیوار قیمت دارد. قیمت همین پاکت در بازار سیاه ۲۰۰ هزار بولیوار است. در این پاکت همهچیز یافت نمیشود ولی مهمترین مواد غذايی در آن وجود دارد به طوری که از طرف عموم کمک بزرگی محسوب میگردد.

- وقتی (اغلب در تلویزیون) تصاویری منتشر میشود، قفسههای خالی کالا را نشان میدهد، این تصاویر اغلب کهنه و اخبار جعلی است. مشکل ما امروز مشکل دیگریست.
اپوزیسیون مخالف توزیع این بستههاست ولی پیشنهادی هم در مورد بهبود وضع تأمین مواد غذايی ارايه نمیکند. ضعف اپوزیسیون در این است که در طی ۱۸ سال گذشته هیچ پیشنهادی ارايه نکرده. آنها فقط مخالف ريیسجمهور هستند و وعده میدهند وقتی که ريیسجمهور را سرنگون کردیم (شکست ندادیم، بلکه سرنگون کردیم) بعد وضعیت به نحوی بهتر خواهد شد. دوسال پیش این امکان وجود داشت، زیرا وضعیت بسیاری از خانوادهها بسیار سخت شده بود و آنها به هر وسیلهای متوسل میشدند. اپوزیسیون دارای پستهای فرمانداری، شهرداری و غیره هست ولی در بین آنها هیچکس پیدا نمیشود که بتوان گفت: بله، کار او بهتر از کار دولت است.
اپوزیسیون امروز شخصیتهای برجستهای در اختیار ندارد. در ونزوئلا نیاز به شخصیتهای برجسته در سیاست زیاد است. چهره همه آنها چهرههای کهنه است. شاید صدر هیأت ريیسه کنسرن غذايی «پولار»، «لورنزو مندوسا» به عنوان یک «کارآفرین مدرن» با موهای بلند و چهرهای که ظاهراً «ضد قدرت» مینماید، نامزد پست ریاست جمهوری شود. اما آنچه در ایالات متحده کار میکند، به طور خودکار در ونزوئلا کار نمیکند.
در حال حاضر نه برنامهای دارند و نه چیزی. اپوزیسیون به توطئه، اغتشاش و خرابکاریهای بیشتری دل بسته که دولت نتواند کارايی نشان دهد و آنها بتوانند کودتايی را به اجرا گذارند. تا امروز مردم دست رد به سینه این طرح زده اند.
عصر ما: ارتش در ونزوئلا از نظر سیاسی هم نقش مهمی ایفا میکند. موضعگیری نیروهای نظامی را چگونه میبینی؟
کارلوس ويمر: یک موضع مشخص ضدامپرالیستی در بین اکثریت مردم، چه در بین مردم غیرنظامی و چه در بین ارتش، وجود دارد. در درون ارتش در دوران چاوز تحولات بزرگی به وجود آمد. این واقعیت که او یک نظامی بود و ارتش را خوب میشناخت این تحول عظیم را به نفع ما ممکن ساخت. در گذشته ارتش زیر نفوذ کامل ایالات متحده آمریکا و بورژوازی قرار داشت. سربازان در عینحال خدمه، باغبان و یا شوفر ثروتمندان و نیروی کار ارزان و یا رایگان آنها بودند. چاوز این وضعیت را تغییر داد. او ارتش را دمکراتیزه کرد و مجازاتهای فیزیکی را ممنوع کرد.
امروز یکسوم پرسنل ارتش را زنان تشکیل میدهند. علاوه براین، در گذشته ارتش متشکل از نیروی دریايی، هوايی، زمینی و گارد ملی بود و بین آنها حسادت و رقابت شدید بود. چاوز یک ارتش یکدست ایجاد کرد. همینطور برنامه تربیتی به کلی متحول شد. این برنامه قبلاً از امپریالیسم هواداری میکرد و اکنون ضدامپریالیستی است. در این برنامه تربیتی مارکسیسم جای ویژه خود را دارد و در آنجا مارکس خوانده میشود. لنین خوانده میشود. این کار کاملاً عادّی است. این وضع طبیعتاً شانس بزرگی برای حزب کمونیست ونزوئلاست. ما اغلب برای جلسات سیاسی و یا سخنرانی دعوت میشویم. البته باید یادآور شد که ما در یک سیستم سرمایهداری زندگی میکنیم و ارتش به خودی خود انقلابی نیست ولی بخش عظیمی از آن دارای احساسات میهندوستانه است و احتمالاً بخش قابل توجهی نیز انقلابی فکر میکند. مطمئناً بخشی نیز هوادار امپریالیسم است ولی این واقعیت که ایالات متحده تاکنون نتوانسته برنامههای خود را به اجرا درآورد، ثابت میکند که این کشور نه در بین مردم غیرنظامی و نه در ارتش اکثریتی را به سوی خود جلب نکرده است.
عصر ما: برگردیم به کنگره حزب شما PCV که اواخر ژوئن تشکیل شد. در مورد کدام موضوعات مشورت صورت گرفت؟
کارلوس ويمر: ما در مورد مشکلاتی که امروز ونزوئلا با آن روبهروست صحبت کردیم. تحلیل ما در این مورد که اشتباه بزرگی است که طبقه کارگر در قدرت و در روند سیاسی کشور سهیم نباشد تاکنون درست بوده و درست خواهد بود.
علاوه برآن، کنگره حزب در این مورد نیز به وحدت نظر رسید که باید برای ایجاد یک جبهه گسترده فعالیت نمود که به معنی تقویت جبهه خلق در مقابل امپریالیسم و فاشیسم است. این جبهه باید اقشار اجتماعی مختلفی را برای مرحله مبارزه آزادیبخش ملی در برگیرد. من قبلاً گفتم که مرحله کنونی در ونزوئلا را سوسیالیستی نمیدانیم نه سوسیالیسم معمولی و نه سوسیالیسم قرن ۲۱ و یا چیزی شبیه به آن، زیرا این نوع عبارات گمراه کننده است. از این طریق تنها اقشار اجتماعی که به حضور آنان در مبارزه علیه تهدیدات امپریالیسم آمریکا نیاز است، فراری داده میشوند.
عصر ما: پس هنوز انقلاب سوسیالیستی در دستور روز ونزوئلا قرار نگرفته است و برای شما همکاری با کسانی که آماده اند از دستآوردهای روند بولیواری دفاع کنند دارای اولویت است؟
کارلوس ويمر: ما حزبی نیستیم که دو مرحله در نظر داشته باشد، اول مبارزه علیه امپریالیسم و بعد مبارزه برای سوسیالیسم. ما این نظر را مردود میشماریم. این دو روند در کنار هم و به موازات هم صورت میگیرد و لذا ما دارای دو نوع سیاست اتحاد هستیم. یکی جبهه گسترده ضدامپریالیستی، ولی در کنار آن ما برای ایجاد پیمان بلوک انقلابی خلق Bloque Popular Revolucionario کوشش میکنیم که برای سوسیالیسم مبارزه میکند.
نیروهايی که در بلوک انقلابی حضور دارند به سازمانهای سیاسی تعلق ندارند، بلکه عمدتاً از شوراهای شهری تشکیل میشوند که خواستار سوسیالیسم بوده و میپذیرند که حزب کمونیست میتواند و باید نقش تعیین کنندهای ایفاء کند. از نظر محتوايی این اتحاد در خدمت سیاست انقلابی است. فعالیت برای ایجاد این اتحاد انقلابی در سطح گسترده به طور موازی صورت میگیرد و وقت و نیروی زیادی نیاز دارد، ولی لازم است.
عصر ما: در مورد چه مسايل دیگری گفتوگو شد؟ گفتی طبقه کارگر سهمی در قدرت ندارد. علت آن چیست؟
کارلوس ويمر: این تجربه ما در سالها اخیر و ضعف عظیم روند سياسی ارزشمند در ونزوئلا است که طبقه کارگر در آن سهیم نیست و جايی در کار دولتی ندارد. طبقه کارگر در کشور ما خیلی بد سازماندهی شده است.
ونزوئلا در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ عمدتاً زیر پرچم حزب سوسیال دمکرات و با برنامه نئولیبرالی هدایت میشد. برای تحمیل سیاست نئولیبرالی لازم بود کلیه سازمانهای تودهای نابود گردد. این کار از دو طریق برنامهریزی و اجرا شد. از یک طرف توسط ارتشاء به این صورت که رؤسای سندیکاها خریداری شدند و هرنوع مقاومت و هرشکل از فعالیتهای سندیکايی به شدت کنترل و یا سرکوب شد، به اصطلاح سیاست چماق و هویج به اجرا درآمد.
جنبشی که با هوگو چاوز آغاز شد دارای این ضعف بود که میبایست بدون جنبش تودهای سازمان یافته حرکت کند. اغلب انتقاد میشود که در ونزوئلا همه از «هوگو چاوز و خلق» سخن میگویند. در اصل سازمانی هم وجود نداشت. از این رو حزب ما همّ و کوشش خود را در سازماندهی طبقه کارگر متمرکز کرد که امروز بخشهای گستردهتری از کارگران کارخانجات را دربر میگیرد. این وظیفه اصلی و مسؤولیت حزب ماست و به جز ما کسی آن را در ونزوئلا به عهده نخواهد گرفت.

کارلوس ويمر: ما باید هنوز خیلی سخت روی حزب خود کار کنیم. هرچند که خیلی انتقادی میگويیم که ما بر رویهم سیاست درستی را اجرا میکنیم ولی وقتی که حزب ضعیف باشد نمیتواند سیاستهای خود را منتقل کرده و اعمال دارد. اغلب مورد توجه قرار نمیگیرد و یا جدی تلقی نمیشود که ما بدیلی در مقابل احزاب دیگر هستیم. لذا باید بسیار سخت روی سازمان و کارهای فرهنگی خود کار کنیم.
امتیاز ما اینجاست که ما دارای سازمان جوانان کمونیست خوبی هستیم که در سالهای آینده کادرهای باتجربهای را به حزب تحویل خواهد داد. در مقایسه با اعضای جدید کسانی که از سازمان جوانان وارد حزب میشوند هر یک بین ۱۰ تا ۱۵ سال تجربه با خود حمل میکند. علاوه براین، میبینیم که از نظر بینالمللی حمایت میشویم. این مسأله بسیار مهمی برای مبارزه ماست، همینطور در چارچوب ملی. در رابطه با کنگره ما ۷۱ واکنش از طرف احزاب کمونیستی و کارگری دریافت کردیم. ۲۵ کشور با هیأت نمایندگی خود در کنگره شرکت کردند، بقیه تلگرامهای شادباش ارسال کردند، آنهم در شرایطی که اصلاً سفر به ونزوئلا بسیار سخت شده است. وقتی کسی گزارشهای متعدد در مورد به اصلاح اغتشاش در ونزوئلا را میبیند، به سختی میتواند رفیقی را به آنجا اعزام کند. این نوع ابراز همبستگی عظیم به ما در درون حزب کمک کرد که در مبارزه شدید روزانه ببینیم که کوششهای ما در سطح جهان مورد تأيید قرار میگیرد و اينکه ما تنها نیستیم برای رفقای ما بسیار مهم بود. در عین حال برای ما موقعیتی بود تا به احزاب برادر خود نشان دهیم که وضعیت در کشور ما واقعاً چگونه است.
عصر ما: در ابتدا گفتی که امپریالیسم آمریکا قصد دارد قبل از انتخابات مجمع مؤسسان، یعنی با تشدید درگیریها، کودتا و یا جنگ داخلی کار را یکسره کند. در رابطه با این تهدید امکان چه روندی را در آینده نزدیک پیشبینی میکنی؟
کارلوس ويمر: خوب البته این مطالب در هفتهنامه عصرما منتشر خواهد شد و چند هفته بعد رفقای ما کنترل خواهند کرد که آیا پیشبینیهای من درست یا غلط از آب درآمد، لذا نمیتوانم به این سؤال پاسخ دهم. ولی برای امپریالیسم منطقی است که به دنبال امکاناتی باشد تا بتواند دولت را تغییر دهد. یکی از امکانات امپریالیسم این است که حمله نظامی انجام دهد، مستقیم و با کمک سازمان کشورهای آمریکا OAS و با نیروهای کشورهای آمریکای لاتین. این راه برای آمریکا راه بسیار زیبا و مطلوب است و نیازی به کثیف کردن دستان خود ندارد و با این حال میتواند سیاست خود را تحمیل کند.
خطر دیگر جنگ داخلی است، که خطر بسیار بزرگی است. امکان دیگر ادامه ضربات تروریستی قبل از انتخابات است. هماکنون فعالیتهای تروریستی وجود دارد ولی نه مثل لندن و یا پاریس و برلین با تعداد زیاد قربانی.
تاکنون با یک قتل در روز که گويی برنامهریزی شده باشد، این اقدامات محدود مانده. و باز به طور تصادفی دوربین خبرنگاران قبل از اینکه اتفاقی بیافتد، آماده است. و این قتلها مجازات نمیشود و بلکه حتا با استناد به حق شرکت در تظاهرات و حق اعتراض توجیه میگردد. و وقتی فردی به قتل میرسد یا کسی مقصر نبوده و یا تقصیر دولت معرفی میگردد. سیاستمداران آمریکايی برای اینکه تغییری در ونزوئلا پدید آید حتا از کشتار میلیونها چاویست و کمونیست صحبت میکنند. یک کشتار تودهای ضدکمونیستی، موجی از خشونتهای سیاسی تودهای ظاهراً محتمل و مطلوب به نظر میرسد.
امکان دیگر انتخاب راه رفرمیستی است (به ویژه از طرف نیروهای راست سوسیال دمکراسی) که هم در بین اپوزیسیون و هم در بین پیمان بولیواری وجود دارد. اینها نیروهايی هستند که سوسیالیسم نمیخواهند و در جستوجوی سازش اند. این راه در حال حاضر در بین مردم و طبقه کارگر خیانت محسوب میشود، زیرا این راه را از سالهای دهه ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته میشناسیم. هوگو چاوز اساساً شهرت یافت، زیرا مردم سیستم کهنه دوحزبی را نمیخواستند. از این رو این سیاست در بین مردم زیاد محبوب نیست. ولی مثلاً اتحادیه اروپايی در جستوجوی نیروهايی است و از آنها حمایت میکند، که این راه را انتخاب میکنند، صلح و آرامش را برقرار سازند، سرمایهداری را تثبیت کنند و نوعی دمکراسی صوری بورژوازی برقرار نمایند.
راه سوم راه انقلاب است که هنوز باز و ممکن است.
مردم در سالهای اخیر قربانی فراوانی داده اند، به طوری که میتوان احساس کرد که به این سادگی تسلیم نخواهند شد. کمبود مواد غذايی در هر کشوری شاید میتوانست فوراً به ناآرامیهای عظیمی منجر گردد ولی در ونزوئلا اینطور نبود. انتقاد زیاد است ولی مردم ساعتها با صبر و حوصله در صفها منتظر میشدند.
تروریسم از درون مردم بیرون نمیآید، بلکه متعلق به اقشار میانی ممتاز است که برای این مبارزه میکنند تا به خرج کارگران و زحمتکشان امتیازات سابق خود را به دست آورند. آنها به ناآرامیها دامن میزنند، اقشار میانی و نوجوانان که در اصل از وضعیت نسبتاً خوبی برخوردارند. شلوغیها معمولاً در مناطق مسکونی آنها صورت میگیرد. آنها به دست خود، خود را مجازات میکنند. آنها در خیابانها سنگر میسازند و مردم ساکن محل نمیتوانند ۲۰ تا ۳۰ ساعت از منزل خود خارج شوند. در بین این اقشار میانی این تعصب شدید وجود دارد که میگویند باید آنقدر تحمل کرد تا دولت سرنگون شود.
- راه سوم راه انقلاب است که هنوز باز و ممکن است.
کارلوس ويمر: ما در حزب خیلی صریح در این مورد بحث میکنيم و به دنبال راهحل هستيم. این در ضمن مربوط به فرهنگ سیاسی هم میشود. ترس، انسانی است ولی اعضای حزب باید به حزب اعتماد کنند تا رفقا منزوی و غیرفعال نشوند و از ترس حملات خود را مخفی نکنند. حزب ما از نظر تاریخی نشان داده که قادر است از کلیه اشکال مبارزه علیه سرمایهداری استفاده کند. در تاریخ ونزوئلا احزاب و سازمانهای چپ زیادی وجود داشته اند که برخی از آنها بسیار افراطی بودند ولی اکنون دیگر خبری از آنها نیست. باسابقهترین حزب سیاسی ونزوئلا، تنها حزب چپ این کشور که اکنون ۸۶ سال از عمر آن میگذرد و هنوز مقبول و جوان است حزب کمونیست است.
ما باید اعتماد داشته باشیم که حزب، نه برای افراد، بلکه مجموعاً- راههايی پیدا خواهد کرد تا از اعضای خود حفاظت و دفاع کند. کنگره حزب که مورد تهدید قرار داشت یک نمونهای از آن بود. هدف این حملاتی که امروز صورت میگیرد میتوانست همینطور ساختمان کمیته مرکزی حزب باشد. سوءقصدی به ۳۹۷ نماینده و ۳۴ هیأت بینالمللی میتوانست از نظر تبلیغاتی پژواک گستردهای پیدا کند. ولی ما به عنوان یک حزب انقلابی راههايی را پیدا کردیم تا کنگره حزب را باوجود وضعیت جاری با موفقیت برگزار کنیم.


