
در بیستم ژانویه، دونالد ترامپ (Donald Trump) بعنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا(USA) انتخاب شد. از این زمان ما همگی کم و بیش کاربرد تصورات بغایت ارتجاعی او را در سیاست داخلی و خارجی احساس میکنیم. در صحنه سیاست جهانی رفتار او بغایت دو پهلو و غیر قابل انتظار بنظر میرسد. بدین معنا که یکبار پیمان اتلانتیک شمالی (NATO) را بیهوده و بار دیگر «با اهمیت» اعلام میکند و از طرف دیگر میگوید همگی بنظر من باید به افزایش تسلیحاتی ادامه دهند. ایالات متحده آمریکا به تنهایی در نظر دارند بودجه نظامی خود را به مبلغ 54 میلیار دلار افزایش داده و تا سطح 650 میلیارد دلار برسانند. پولی که میبایست با زدن از بودجه تامینات اجتماعی و حفظ محیط زیست تامین شود. ترامپ همچنین از کشورهای عضو پیمان اتلانتیک شمالی و همچنین اروپایی میخواهد که بودجههای نظامی خود را افزایش دهند. عملی که تهدید مستقیم برای امپریالیسم روسیه بوده و او را مجبور میکند متقابلاً بودجه نظامی خود را افزایش دهد.
هدف فعلی سیاست تهاجمی آمریکا جمهوری دمکراتیک خلق کره و برنامه موشکی آن است. در این مقال هدف ما ارزیابی دولت رویزیونیستی کره شمالی نیست (برای مطالعه بیشترمیتوانید به پرولتاریای انقلابی شمارههای 65 ، 64 ، 41 ، و22 مراجعه کنید.) برخلاف ایالات متحده آمریکا کره شمالی با وجود برنامه تدافعی و علمیاش هیچگونه سیاست کشورگشایی نداشته و تهدیدی برای همسایگانش نیست. برعکس ایالات متحده آمریکا دایم به بهانههای مختلف مشغول راکتپراکنی است. با وجود این دولت پیونگ یانگ (Pjöngjang) پیوسته با تحریمهای خودسرانه و ضد مردمی روبروست و زیر فشار قرار میگیرد وآمریکا، ژاپن و کره جنوبی پیوسته مانورهای خشونتگرایانه نظامی در حوالی مرزهای کره شمالی انجام میدهند.
دستگاههای تبلیغاتی غرب مرتب بر طبل دروغ «کره شمالی خواهان جنگ اتمی است میکوبند». راستی ما چه میگفتیم اگر آلمان با ایالات متحده آمریکا سالی چندین بار تصرف اتریش را درپشت مرزهای ما تمرین میکردند؟ سال گذشته – جمهوری دمکراتیک خلق کره (ِDVRK) در سازمان ملل متحد (UNO) بعنوان تنها کشور دارنده قدرت اتمی، توافق خود را برای ایجاد تریبونی جهت ممنوعیت کامل استفاده از سلاحهای اتمی اعلام کرد.
درمقابل، دورویی و ریاکاری ایالات متحده آمریکا را میتوان آشکارا در سیاستش در سوریه و در رابطه با اتهامات جعلی در بکاربردن سلاحهای شیمیایی مشاهده کرد. اینکه اسد از سلاح شیمیایی علیه مردم استفاده کردهاست یا نه، از شواهد موجود بسختی قابل قضاوت است و اضافه میکنیم اخباری که این حمله را تایید میکنند بهیچوجه دارای منابع مستقل و قابل اعتماد نیستند. در مقابل این سندی اثبات شدهاست که دولت آمریکا همانطور که در مثال عراق دیدیم اتهامات واهی( کشف سلاحهای کشتار جمعی و جنایات جنگی در کویت) را جهت توجیه تجاوز جنگی تدارک و به محور تبلیغاتی خود تبدیل کردهبود. اضافه بر اینها آمریکا در عراق و در بالکان گلولههای آغشته به اوران را که موجب مرض سرطان میشود علیه مردم عادی بکارگرفت.
از منظر اخلاقی باید امپریالیستها را که آتش جنگ در سوریه را روشن کردند و موجب فرار و بی خانمانی هزاران پناهنده و غرقشدن آنها در دریای مدیترانه میشوند در مقابل چشمانمان قراردهیم .
اینکه با جنگ و بمباران بیشتر میتوان صلح را تضمین کرد، اوج عوامفریبی سیاست امپریالیسم آمریکاست که دنیای عرب را به چنین وضعیتی کشاندهاست. ما هرگونه دخالت در سوریه، حال مستقیم توسط امپریالیستها و یا رژیمهای وابسته به آنها و نیز قدرتهای منطقهای را رد ومحکوم میکنیم. نمونه جنبش آزادیبخش ملی کرد در شمال سوریه نشان داد که چگونه مردم قادرند سرنوشت خود را بدست بگیرند، بدون اینکه منتظر دمکراسی اهدایی آمریکایی باشند. از طرف دیگر باید گفت، امپریالیسم یانکی بهیچعنوان دشمن اصلی مردم اتریش نیست و باید با تمهیدات جنگی تمامی امپریالیستها مبارزه شود. دیکتاتوری طبقاتی امپریالیستی خودی هم به افزایش تسلیحاتی خود ادامه میدهد و هیچ نقشی در تشنجزدایی و کاهش خطر جنگ بینالمللی ندارد.
نقش اتریش در خطر بروز جنگ
ما بعنوان کمونیستهای انقلابی موافق تصورات رفرمیستی بعضی از چپها در یک «اتریش بیطرف» نیستیم. یاوه سرایی درباره بیطرفی برای کشورهای امپریالیستی «بیطرف» مانند اتریش، سوئد و سوئیس پوششی بر عملیات نظامی و (تسهیل صدور سرمایه) است. اتریش هیچگاه کشوری بیطرف نبود. درست در سال 1960 سربازان اتریش در کشور تازه آزاد شده کنگو مستقر شدند و درسالهای باصطلاح دمکراسی کرایسکی، اتریش بعد از چندی، بار دیگر با افزایش صدور سرمایه بعنوان یک قدرت کوچک امپریالیستی به صحنه جهانی بازگشت.
اواخر سالهای 1980 بخشی از بورژوازی اتریش ملیگرایان ارتجاعی را در یوگسلاوی مورد حمایت قرار داد و در کنار آلمان در فروپاشی یوگسلاوی نقش مهمی ایفا کرد. در حال حاضرحدود 850 سرباز ارتش فدرال و دهها پلیس اتریش در بالکان مستقر اند، تا سود مافوق از مستعمرات جدید را تضمین نمایند. همچنین شاهدیم اتریش با وجود داشتن ریاست <سازمان امنیت و همکاری اروپا> (OSZE) نه تنها هیچ قدمی در راه حل مشکل اکرائین برنمیدارد، بلکه برعکس هدف آن توسعه ساختارهای وابستگی توسط راهکارهای نئولیبرالی است.
جنگ در کشورهای امپریالیستی واقعاً به چه معناست؟ استثمار شدهای را مجبور میکنند تا استثمار شده دیگری را بکشد! چرا؟ بخاطر چه کسی؟ بخاطر سرمایهداران تا بتوانند سود بیشتری بدست آورند. باید این سؤال را مطرح کرد، جنگهایی که توسط ترامپ و متحدینش در سوریه و شبه جزیره کره برپا شدهاست، آنطور که تبلیغات امپریالیستی ادعا میکنند آزادی و کوکاکولا را بهمراه دارد، یا تخریب و استثمار بیشتر را؟ این پرسش وجود دارد که چه چیزی نصیب یک کارگردر کشورهای مرکز سرمایهداری میشود اگر بمبی از یک پهباد به بیمارستان کودکان در بغداد اثابت میکند؟ آیا جنگ در اینجا هم منجر به تشدید نظامیگرایی و فاشیستیشدن در متروپل نمیشود؟
ما از موضع انقلابی حرکت میکنیم: جنگ امپریالیستی را باید با جنگ انقلابی! پاسخ گفت و به آکسیونهای پیشگیرانه در ممانعت از جنگ دست زد.
تبلیغات بورژوازی به راسیسم و تصورات عظمتطلبانه درون پرولتاریا دامن میزند تا آگاهی و همبستگی را کدر کرده و از محتوا تهی سازد، در نهایت آنچه تودههای میلیاردی کارگران، اقشار دهقانی و خردهبورژوازی تحتستم در جهان نصیبشان میگردد استثمار همگیشان توسط اربابان سرمایه است. تنها همین واقعیت تدارک فوری سرنگونی استثمارکنندگان را دو چندان میکند.
- وین- اول ماه مه 2017
- مرگ بر جنگ افروزان ! آمریکا و متحدینش باید خاک کشورهای تحتسلطه، مانند افغانستان را ترک کنند!
- زنده باد انترناسیونالیسم پرولتاریایی!
تذکر: این اعلامیه توسط <آلترناتیوبرای ایجاد حزب کمونیست انقلابی> تهیه شدهاست که در نشریه این سازمان <پرولتاریای انقلابی> شماره 68 ،ماه مه 2017 درج شدهاست.
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت این سازمان مراجعه کنید. درج، چاپ و نشر این نوشته با ذکر نام و منبع آن آزاد است!
prolrevol.wordpress.com ia.rkp2017 @yahoo.com – iarkp.wordpress.com
ترجمه وتکثیر: <یکی ازفعالین چپ در وین – اتریش >
آدرس تماس:Amerlinghaus,1070 Wien, Stiftgasse,8
email: linksaktivist@gmx.at

