یکی از حملات بسیار جدی و اصلی نولیبرالیسم علیه جنبش طبقه کارگر حملۀ ایدئولوژیک آن است. سرمایه مالی بینالمللی با استفاده از منابع عظیمی که در اختیار دارد، با استفاده از بخشهایی از روشنفکران پادوی منافع نولیبرالیسم و با استفاده از دولتهایی که در چنگ خود دارد توانسته است ایدئولوژی خود را برای سلطه بر جهان اشاعه دهد. سندیکاهای سازشکار و رفرمیست بسیاری قربانی این تبلیغات شده و از سیاستهای نولیبرالی حمایت کرده اند. نکته مهم این است که نولیبرالیسم با همه این اقدامات و حملات علیه طبقه کارگر و سندیکاها به نام بهبود سرمایهگذاری و رشد نتوانسته مانع بحرانهایی شود که در ذات نظام سرمایهداری قرار دارد. وضعیت کنونی در کشور ساختن یک چپ نیرومند را ایجاب مینماید که بتواند یک گزینه معتبر را در مقابل سیاستهای نولیبرالی پیش ببرد. در این صدمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، ما به بردن این پیام به میان مردم نیاز داریم: در مقابل نظام آبروباخته سرمایهداری «سوسیالیسم گزینه است.»

منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: همالاتا
تارنگاشت عدالت
یکی از حملات بسیار جدی و اصلی نولیبرالیسم علیه جنبش طبقه کارگر حملۀ ایدئولوژیک آن است. از طرف ایدئولوگهای نولیبرالیسم تبلیغات عظیمی در سراسر جهان به راه افتاده است، این تبلیغات میگویند افزایش اتکاء بر بازارها موجب رقابت و بهبود خدمات عمومی خواهد شد؛ آزادسازی و عملکرد آزاد بازارها، از طريق «نَشت به پایین» رونق به سود همه خواهد بود؛ انعطافپذیری بازارهای کار موجب افزایش اشتغال و دستمزد خواهد شد؛ و اینکه سندیکاها غیردمکراتیک و زورگو بوده و به اصطلاح سندیکازدایی موجب افزایش آزادی کارگران خواهد شد و غیره.
سرمایه مالی بینالمللی با استفاده از منابع عظیمی که در اختیار دارد، با استفاده از بخشهایی از روشنفکران پادوی منافع نولیبرالیسم و با استفاده از دولتهایی که در چنگ خود دارد توانسته است ایدئولوژی خود را برای سلطه بر جهان اشاعه دهد. سندیکاهای سازشکار و رفرمیست بسیاری قربانی این تبلیغات شده و از سیاستهای نولیبرالی حمایت کرده اند. در اروپا و کشورهای پیشرفته سرمایهداری این سندیکاها مقرراتزدایی و خصوصیسازی را که بر بستر بحران آن روز از نظر اقتصادی سودمند بود، پذیرفتند. بسیاری تصور میکردند که این غیرقابل اجتناب است. تئوری «گزینهای وجود ندارد» وسیعاً پذیرفته شد. تجربه هند نیز متفاوت از این نیست. در مراحل اولیه، چندین سندیکا به استثنای سنديکاهای دارای سمتگیری طبقاتی مانند «مرکز سندیکایی هند» دچار این توهم شده بودند که نولیبرالیسم به سود مردم، منجمله کارگران، خواهد بود.
ادعاهای نادرست
نادرستی همه این ادعاهای ایدئولوگهای نولیبرال به اثبات رسید. ثابت شد که تئوری «نَشت به پایین» کاملاً نادرست است. چیزی که امروز به چشم میخورد تمرکز فزاینده ثروت است. علیرغم افزایش شدید بهرهوری، علیرغم ایجاد ثروت عظیم توسط کارگران، این ثروت هر چه بیشتر توسط تعدادی اندک تصاحب میشود. نابرابری تا حد بیسابقهای افزایش یافته است. براساس گزارش آکسفام به نام «اقتصادی برای ۹۹ درصد» که در ژانوبه ۲۰۱۷ منتشر شد، ۸ فرد به اندازه ۳ میلیارد و ۶۲ میلیون نفر که فقیرترین نیم بشریت را در جهان تشکیل میدهند، ثروت دارند. در فاصله ۱۹۸۸تا ۲۰۱۱، درآمد فقیرترین دَهک برای هر نفر فقط ۶۵ دلار افزایش یافته، در حالیکه درآمد ۱ درصد ثروتمند برای هر نفر ۱۱۸۰ دلار، یعنی ۱۸۲ برابر افزایش یافته است. در هند شکاف بین غنی و فقیر حتا عميقتر است. یک درصد ثروتمند هند اکنون ۵۸ درصد کل ثروت کشور را در اختیار دارد، که از ۵۰ درصد جهانی بیشتر است. ثروت فقط ۵۷ میلیاردر در هند (۲۱۶ میلیارد دلار) به اندازه ثروت ۷۰ درصد پایین جمعیت کشور است.
نوع رشد اقتصادی تحت نولیبرالسم عموماً به مثابه «رشد بدون اشتغال» یا «رشد اشتغالزدا» توصیف میشود. بیکاری به سطح نگرانکنندهای رسیده است. بر اساس گزارش سازمان بینالمللی کار که در بالا به آن اشاره شد «بیکاری درازمدت در آمریکای شمالی و اروپا به سطوح قابل مقایسه با دوره پیش از بحران افزایش یافته است. در اروپا، در سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۶ سهم بیکاران جویای کار به مدت ۱۲ ماه یا بیشتر درمقایسه با ۴۴٫۵ درصد برای سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۲ به ۴۷٫۸ درصد افزایش یافت. بیش از دوسوم این گروه در سه ماهۀ دوم سال ۲۰۱۶ به مدت بیش از دو سال بيکار بودند.»
از پیشرفتهای عظیم در عمل و فنآوری نه به سود مردم، بلکه برای اخراج مردم از کار استفاده میشود. شرکتهای بزرگ در آزمندی خود برای سود از فنآوری برای کاهش تعداد کارگران استفاده میکنند. هوش مصنوعی، علم دستگاههای خودکار و غیره علاوه بر خودروها، تولید و غیره برای استفاده در عرصههایی مانند ویراستاری، درمان پزشکی، مهمانداری، بخش آموزش و غیره توسعه مییابند. انتظار میورد آنها در یک مقیاس بزرگ جایگزین کارگران شوند که این وضعیت بیکاری را وخیمتر خواهد کرد.
هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد بازپس گرفتن حقوق سندیکایی کارگران به رشد اقتصادی کمک کرده است. گزارش اصلی سازمان بینالمللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشمانداز اجتماعی ۲۰۱۵» که دادهها از ۶۳ کشور از جمله پیشرفتهترین اقتصادها و همچنین از کشورهای برگزیده از آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را به مدت بیش از ۲۰ سال بررسی کرد نتیجه گرفت که «کاهش حمایت از کارگران مشوق رشد شغل نیست.» این گزارش میگوید که پژوهش «نشان میدهد که تغییرات بد طراحی شدهای که قوانین اشتغال را تضعیف میکنند احتمالاً هم در کوتاهمدت و هم در درازمدت تأثیر مخرب بر اشتغال خواهند داشت.»
نکته مهم این است که نولیبرالیسم با همه این اقدامات و حملات علیه طبقه کارگر و سندیکاها به نام بهبود سرمایهگذاری و رشد نتوانسته مانع بحرانهایی شود که در ذات نظام سرمایهداری قرار دارد. عدم پایداری نظام سرمایهداری در سال ۱۹۹۷ با بحران مالی بزرگی که گریبان به اصطلاح «ببرهای شرق آسیا» را گرفت و سپس به کشورهای بسیاری گسترش یافت و از اوايل ۲۰۰۱ به یک رکود اقتصادی جهانی بزرگ انجامید، آشکار گردید. و آخرین بحران جهانی که در سال ۲۰۰۸ در ایالات متحده آمریکا آغاز شد، علیرغم همه تلاشها از جانب مبلغین نولیبرالیسم برای نشان دادن علايم بهبود در اینجا و آنجا، بدون تخفیف ادامه دارد. یک گزارش سازمان بینالمللی کار به نام «اشتغال جهانی و چشمانداز اجتماعی-گرایشات ۲۰۱۷» میگوید «در پیشبینیها برای رشد در سال ۲۰۱۷ همچنان طی سالها در جهت حرکت نزولی (از بیش از ۴٫۶ درصد پیشبینی در سال ۲۰۱۲ به ۳٫۴ درصد پیشبینی در سال ۲۰۱۶) همچنان تجدیدنظر میشود و عدم اطمينان بيشتری پيرامون اقتصاد جهانی حاکم است.»
نارضایتی فزاینده
امروز، نارضایتی علیه تأثیر سیاستهای نولیبرالی در سراسر جهان در حال رشد است. کارگران در سرتاسر جهان در مبارزات بزرگتر علیه حملات به حقوق و شرایط زندگی خود، علیه به اصطلاح اقدامات «ریاضتی» نولیبرالیسم درگیر میشوند. اعتصابات و بسیجهای عظیم در بسیاری از کشورهای اروپا- در فرانسه، اسپانیا، یونان، پرتغال، ایتالیا، بریتانیا، و آلمان و غیره- و همچنین در ایالات متحده صورت گرفته اند. در هند از سال ۱۹۹۱، زمانی که سیاستهای نولیبرالی در کشور آغاز شد، ۱۷ اعتصاب سراسری کشوری به رهبری مشترک جنبش سندیکایی علیه تأثیر این سیاستها صورت گرفته است.
اکنون در سراسر جهان پایداری نولیبرالیسم، جهانیسازی به نحو فزایندهای زیر سؤال است. نه تنها این، توانایی نظام سرمایهاری برای پرداختن به معضلات بشریت نیز زیر سؤال است.
اما در غیبت یک گزینه چپ معتبر در بسیاری از کشورها، نیروهای راستگرا از این نارضایتی بهرهبرداری میکنند. این در انتخاب اخیر ترامپ به مثابه رییسجمهور در ایالات متحده مشهود بود. ترامپ توانست با زدن ماسک نقّاد به چهره خود از خشم در میان کارگران سفیدپوست ایالات متحده علیه سیاستهای آزادسازی و جهانیسازی بهرهبرداری کند. او توانست با انتقاد از صدور مشاغل، معاملات تجاری مانند نفتا، تی. پی. پی و غیره و وعده کار کردن اقتصاد برای آمریکاییهای کارگر اعتماد آنها را جلب کند. او با طرح موضوعات نژادپرستی، ناسیونالیسم و غیره برای کسب حمایت کارگران سفیدپوست، مسلمانان، رنگینپوستها و مهاجرین را به مثابه دشمنان آنها ترسیم کرد. در اروپا نفوذ نیروهای راستگرا و نژادپرست در چندین کشور، از جمله در فرانسه، سوئد، هلند، اتریش و غیره در حال رشد است.
در هند نیز ما با وضعیت مشابهی روبهرو هستیم. حزب بهارتیا جاناتا، یک عضو خانواده راستگرای آر. اس. اس. توانسته از نارضایتی مردم علیه تأثیر سیاستهای نولیبرالی که توسط دولت «اتحاد ترقیخواه متحد» تحت رهبری حزب کنگره به اجرا گذاشته شد و رسواییهای مالی عظیمی که در دوره رژیم آن ظهور کرد، بهرهبرداری کند. حزب بهاریتا جاناتا با شوق بیشتری از همان سیاستهای نولیبرالی پیروی کرده است. برنامه «هندویت» آر. اس. اس. به معنی ایجاد قطببندی فرقهای برای دستآوردهای سیاسی است. آر. اس. اس. و شاخههای آن به هیجانات فرقهای دامن میزنند، اتحاد را از بین برده، جامعه را دچار تفرقه میکنند. از طرف دیگر از سیاستهای نولیبرالی تحمیلشده توسط سرمایه مالی بینالمللی که به سود شرکتهای داخلی و خارجی و خاندانهای سرمایهدار است، حمایت میکنند. برنامه فرقهگرایانه حزب بهاریتا جاناتا و آر. اس. اس. به تضعیف مبارزات متحد طبقه کارگر علیه سیاستهای نولیبرالی میانجامد.
وضعیت کنونی در کشور ساختن یک چپ نیرومند را ایجاب مینماید که بتواند یک گزینه معتبر را در مقابل سیاستهای نولیبرالی پیش ببرد. قطعنامه سیاسی کنگره ۲۱ حزب کمونیست هند (مارکسیست) به این اشاره میکند که نبرد علیه نیروهای هندویت و دیگر شکلهای فرقهگرایی باید با نبرد علیه سیاستهای نولیبرالی و تأثیرات آنها بر زحمتکشان جمع و ترکیب شود. بررسی «خط تاکتیک سیاسی» مصوب کنگره ۲۱ حزب بر ضرورت ساختن نیروی مستقل حزب از طريق پرداختن به موضوعات مردم و رهبری مبارزات و جنبشها تأکید میکند.
از اینرو شرکت در مبارزات پیرامون موضوعات حاد روز که تأثیر سیاستهای نولیبرالی بر شرایط زندگی کارگران را منعکس میکنند، پیوند دادن این موضوعات با سیاستهای دولت و افشای سیاستهایی که این سیاستها را هدایت میکنند، ضروی است. تنها از طريق چنین کارزارها و مبارزات و طرح سیاستهای گزینه چپ است که شکست دادن هم سیاستهای نولیبرالی و هم خطر فرقهگرایی را که امروز چالش جدی نسبت به زحمتکشان و کشور ماست امکانپذیر خواهد کرد.
طبقه کارگر و رنجبران را باید از ناگزیری بحرانها در نظام سرمایهداری و ناتوانی آن در پرداختن به نیازهای مردم، علیرغم پیشرفتهای عظیم در علم، فنآوری و ظرفیتهای مولده، آگاه ساخت. در این صدمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، ما به بردن این پیام به میان مردم نیاز داریم: در مقابل نظام آبروباخته سرمایهداری «سوسیالیسم گزینه است.»
http://peoplesdemocracy.in/2017/0604_pd/neoliberalism-and-trade-unions-ii

