اکنون ۵۷ سال از این جریان گذشته و به یاد دارم که که در آن زمان بسیار خشمگین بودم. و البته میدانستیم که چه کسانی مسؤول این اقدام تروریستی هستند: آمریکا. کلیه عناصر مترقی-نه فقط کمونیستها که مثل زمان هیتلر همیشه اول از همه-، بلکه لیبرالها، دمکراتها، ناسیونالیستها یعنی کلیه نیروهايی که از مغز خویش-حداقل بعضاً-استفاده میکنند، سلّاخی میشوند. … چند دقیقه پس از ساعت ۲۰ کازافوبو مشاور بلژیکی خود «جف فان بیلزن» را با یک تذکاریه رسمی به نزد کوردیر فرستاد. کوردیر باید فرودگاهها را تعطیل کند و فرستندههای رادیويی لئوپولدویل را کنترل نماید. سپس در ساعت ۲۰ و ۱۲ دقیقه او به ایستگاه آمد و بسیار عصبی اطمینان خاطر داد که لومومبا از کار برکنار خواهد شد …»

نويسنده: باب آ. فلدمان

«قبل از اینکه پست سفارت را در بلژیک قبول کنم در سال ۱۹۵۷ سرپرستی رسمی انستیتوی تحلیلهای دفاعی به من محول شده بود. این کار یکی اولویتهای مهم در زندگی من بود. من در ماه مه سال ۱۹۵۹ … به ریاست انستیتو انتخاب شدم … یکی از عوارض جنبی ناخوشایند جنبش اعتراضات دانشجويی علیه جنگ ویتنام این بود که IDA هدف اعتراضات ضدجنگ ویتنام شد و اعضای آن در دانشگاه از طرف دانشجویان و دانشکده زیر فشار قرار گرفتند که روابط خود را با انستیتو قطع کنند. …» (ویلیام آ. م. بوردن در کتاب خود پگی و من…)
«بسیار خردمندانه بود که ما براین مبنا که دولت لومومبا منافع حیاتی ما را در کنگو و در آفریقا به خطر انداخته است، برنامهریزی کنیم. یکی از اهداف اساسی رفتار سیاسی و دیپلماتیک ما باید این میبود که دولت لومومبا را که تازه پدید آمده، ویران کنیم …» (تلگراف بوردن به وزارت امور خارجه آمریکا روز ۱۹ ژوئیه ۱۹۶۰)
«بلژیکیها این ایده را در سر میپروراندند که مقدمات قتل لومومبا را فراهم کنند. من پا را از حیطه مسؤولیتهای خود فراتر نهاده و گفتم، باشد من هم فکر میکنم که ایده خوبی است ولی طبیعتاً من هرگز به واشنگتن گزارش نخواهم کرد. ولی لومومبا کشته شد. فکر میکنم که کار خوبی بود …»
مصاحبه بوردن در سال ۱۹۶۸ با مدیر برنامهریزی تاریخ شفاهی مدرسه روزنامهنگاری دانشگاه کلمبیا برای گزارشدهی پیشرفته بینالمللی «جان لوتر».
هنگامیکه دانشجویان دانشگاه کلمبیا و بارنارد برای اولین بار روز ۲۳ آوریل ۱۹۶۸ سالن هامیلتون دانشگاه کلمبیا را اشغال کردند، یکی از ۶ درخواست آنان این بود که «دانشگاه کلیه ارتباطات خود را با انستیتوی تحلیلهای دفاعی IDA قطع کند و ريیس وقت آن «کیرک» و سرپرست انستیتو «بوردن» در این شرایط فوراً از مناصب خود در کمیته اجرايیه استعفاء دهند.»

«دالس، داگ دیلون (در آن زمان معاون وزیر امور خارجه) و «ویلیام بوردن» سفیر آمریکا در بلژیک سازوکار بدنام جلوه دادن پاتریس لومومبا و از بین بردن او را در دستگاه اداری آیزنهاور رهبری میکردند. هر سه نفر آنان دارای منافع مالی در کنگو بودند. بانک سرمایهگذاری خانواده دیلون سهام کنگو را کنترل میکرد. دفتر وکالت با سابقه دالس شرکت عظیم معدنی آمریکن متال کلایمکس را در کنگو نمایندگی میکرد. آقای سفیر «بوردن» مدیر یک شرکت، سفیر و یکی از ورّاث فاندربیلت (صاحبان بزرگ خطوط راهآهن در ایالات متحده آمریکا) بود …»«بوردن» که به پست سفارت رسید، زیرا پول زیادی در سازوکار انتخاباتی آیزنهاور هزینه کرده بود، روزهای خود را در بروکسل میگذراند و در ضیافتهای دیپلماتیک شرکت میکرد و او اولین سفیری بود که با آغاز صعود پاتریس لومومبا، زنگهای خطر را به صدا درآورد … «بوردن» مدتها قبل از انتخاب پاتریس لومومبا یادداشتهای نگران کنندهای به دالس ارسال کرد. او در … تابستان (۱۹۶۰) به واشنگتن تلگراف زد که چون دولت لومومبا یک تهدید جدی منافع حیاتی ما در کنگوست، باید آن را متلاشی کرد …»
در جلسه شورای امنیت ملی NSC در ماه اوت ۱۹۶۰ آیزنهاور به ريیس سازمان سیا «آلن» موافقت مستقیم خود را برای «از بین بردن» لومومبا اعلام کرد. «رابرت جانسون» که در این جلسه مسؤول نوشتن صورتجلسه بود … گفت که دستور مرگبار آیزنهاور صریح بود. «من تعجب کردم که در حضور خود و گروهی دیگر از شرکتکنندگان هرگز از زبان یک ريیسجمهور چنین چیزی را بشنوم …»
«دالس» در جلسه دیگری از NSC روز ۲۱ سپتامبر ۱۹۶۰ گفت: «لومومبا تا وقتی که زنده است خطر بزرگی خواهد بود …»
استادان دانشگاه کاتولیک در «لویون» در رشته تاریخ، «امانوئل ژرار» و «بروس کوکلیک» در کتاب خود به نام «مرگ در کنگو: قتل پاتریس لومومبا» که در سال ۲۰۱۵ انتشار یافت نوشتند سرپرست مادامالعمر دانشگاه کلمبیا «بوردن» که از سال ۱۹۵۶ تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۴ در این مقام فعالیت میکرد، در بین پرسنل دستگاه اداری آیزنهاور شخصی بود که «مدام راههايی را جستوجو میکرد تا از نفوذ لومومبا بکاهد» و با همکاری ريیس سازمان سیا «آلن دالس» و مأمور سیا در لئوپولدویل (کینشازا)، «لاری دوِلین» نهایتاً نحوه عملکرد را طراحی کرد.
در همین کتاب آمده بود که «دولین از اواخر دهه ۱۹۴۰ جاسوس سازمان سیا بود» و در سال ۱۹۵۸ «جاسوسی برای سازمان سیا را در بروکسل آغاز کرد و فعالیتش زیر لوای کاذب آتاشه صورت میگرفت و در این مقام با سیاستمداران کنگويی تماس برقرار کرد که برای بررسی جوانب مختلف به بروکسل سفر کردند.» «دولین» پس از این که ريیس ایستگاه سیا در کنگو شد در «نیمه دوم سال ۱۹۵۹ همراه «بوردن» و همسرش در ماه مارس ۱۹۶۰ به کنگوی بلژیک که هنوز استقلال نیافته بود، سفر کردند.
«بوردن» کاملاً اتفاقی سرپرست بنیاد فارفیلد نیز بود، که طی دوران جنگ سرد در دهه ۵۰ و ۶۰ از طرف سازمان سیا استفاده میشد تا مخفیانه پروژهها و مطبوعاتی را مثل CCF کنگره آمریکا برای آزادی فرهنگی و یا «انکانتر مگزین» که مبلغ اهداف سیاستهای خارجی خبرگان قدرت ایالات متحده آمریکا را دنبال میکردند، حمایت کند.
در کتاب «مرگ در کنگو» آمده که «بوردن» پس از سفر کوتاه خود همراه ريیس ایستگاه سیا «دولین» در ماه مارس به کنگو به وزارت امور خارجه «گزارش کرد که ایالات متحده آمریکا نباید اجازه دهد که کنگو پس از احراز استقلال به موضع چپ بغلطد.» بنا بر نوشته «راجر هاسنز» که در سال ۲۰۰۲ زیر عنوان «چرا ایالات متحده آمریکا آرزو دارد نخستوزیر کنگو لومومبا را به قتل رساند؟» انتشار یافت، کنگو (زئیر) پس از این که روز ۳۰ ژوئن ۱۹۶۰ رسماً به استقلال خود دست یافت، «بوردن» «در طول زمانی که به عنوان سفیر فعالیت داشت، مقام بالای خود را در شرکت «آمریکن متال کلایمکس» حفظ کرد. این شرکت به خاطر منافع خود در معادن مس رودزیا به یکی از مدافعین برجسته یک نظم محافظهکارانه … در کاتانگا … تبدیل شده بود (که نیروهای بلژیکی رژیم غیرقانونی تجزیهطلب را در ۱۱ ژوئیه ۱۹۶۰ مورد حمایت قرار دادند) و «بوردن» فشار برای از بین بردن نخستوزیر ضدامپریالیست کنگويی را که از طریق دمکراتیک انتخاب شده بود، تشدید کرد. «مادلن کالب» در کتاب خود در سال ۱۹۸۲ زیر عنوان «تلگرافهای کنگو: جنگ سرد در آفریقا» نوشت:
«سفارت آمریکا در بلژیک در پاسخ به سؤال وزارت امور خارجه در روز ۱۹ ژوئیه … موضع سرسختانهای علیه لومومبا اتخاذ کرد و برای اولین بار صراحتاً پیشنهاد کرد ایالات متحده باید او را از پست نخستوزیری برکنار کند. سفیر آمریکا «ویلیام بوردن» گفت، او تصور میکند که وضعیت «اقدامات بسیار جدی در سطوح مختلف» ایجاب میکند … «بوردن» گزارش خود را با این اشاره به پایان برد که هر چند سفارت آمریکا در لئوپولدویل (کینشازا) مسؤولیت اصلی برای نحوه برخورد در وضعیت سیاسی داخلی در کنگو را به عهده دارد ولی سازمان سیا در بروکسل «برخی از پیشنهادات جداگانه و ویژه ارايه خواهد کرد.»
کتاب «مرگ در کنگو» همینطور اشاره کرد:
«بوردن واشنگتن را با یادداشتهای خود بمباران کرد و خواستار تفاهم و همدردی بیشتری با امپریالیستهای بلژیکی شد … او به وزیر امور خارجه آمریکا «کریستیان هرتر» گفت اینکه چرا ایالات متحده آمریکا معضلات را از دیدگاه کنگو میبیند، درک میکند. با این حال به جای این کار باید آمریکا برای پشتیبانی بلژیک سازمان ملل متحد را زیر فشار قرار دهد. در اواخر ژوئیه «بوردن» که برای گفتوگو به واشنگتن رفته بود «دالس» را مطلع کرد. پس از بازگشت به اروپا «بوردن» در گزارشهای خود برای شورای امنیت ملی به عنوان بلندگويی برای ضدکمونیسم خشن «دالس» تبلیغ کرد …»

مثلاً بنابر مقالهای که روز ۶ فوریه ۱۹۷۳ در روزنامه کلمبیا دیلی اسپکتاتور انتشار یافت در سال ۱۹۷۳ بوردن همزمان با سرپرستی دانشگاه کلمبیا، ريیس افتخاری انستیتوی پنتاگون برای تحلیلهای نظامی IDA و دستيار سابق تحقیق و تکامل وزیر نیروی هوايی و همچنین عضو هیأت ريیسه لاکهید، CBS، Manufactourers Hanover Trust and Allied Chemical و همچنین ريیس آمریکن متال کلایمکس بود و علاوه برآن هنوز در سال ۱۹۷۳ عضو هیأت ريیسه موزه هنرهای مدرن بود.
طبق کتاب «مارک زپه زائور» که زیر عنوان بزرگترین ضربههای سیا که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد در ماه اوت ۱۹۶۰ سرپرست دانشگاه کلمبیا به آیزنهاور گفته بود که «قدرت بیان لومومبا مانند خاری در چشم او عمل میکند و حتا اگر بتوانیم او را از کار برکنار کنیم و در نتیجه تصمیم گرفت که کشتن او معنیدارتر است.» پس از این که ريیس ایستگاه سیا در کنگو «دولین» ريیس سازمان سیا دالس را در مقر اصلی سیا ملاقات کرد و در اوت ۱۹۶۰ به کنگو بازگشت، آیزنهاور در نشست شورای امنیت ملی در روز ۱۸ اوت ۱۹۶۰ خواستار سربه نیست کردن لومومبا شد. طبق کتاب «مرگ در کنگو» این واقعه اینطور اتفاق افتاد:
«پروژه جادوگر کلید خورد. این پروژه ایده «دولین» بود ولی سیا در بروکسل هم در این مورد پیشنهاداتی ارايه کرده بود … روز بعد سیا به «دولین» تلگراف زد که میتواند ترفندهای مختلف و واقعاً کثیف خود را به اجرا درآورد … آخرین تأيیدیههای رسمی دولت برای اجرای کارهای واقعاً کثیف از طرف یک کمیته چهارنفره دايمی افراد شورای امنیت ملی به اصطلاح «گروه ویژه» صادر شد. این کمیته به جز یک منشی، از یک مقام عالیرتبه وزارت امور خارجه، دالس و یک مشاور امنیتی کاخ سفید (گوردن گری) که ريیسجمهور را نمایندگی میکرد، تشکیل میشد. او حدود اقدامات فزاینده ضدلومومبا را در پروژه جادوگر ترسیم کرد … گروه ویژه پس از بحث به این نتیجه رسید این «امکان» یعنی اشکال مشخصی از فعالیتها را که بتواند شر لومومبا را کم کند، منتفی نداند.
روز بعد دالس شخصاً به خاطر «سربه نیست کردن لومومبا به عنوان یک هدف عاجل که دارای اولویت استگ به «دولین» تلفن زد. با تأيید وزارت امور خارجه دالس دست «دولین» را در اجرای برخی از عملیات باز گذاشت و اقدامات تهاجمی، مشروط براین که مخفی بماند، مجاز اعلام شد. سازمان سیا همینطور … مضافاً ۱۰۰ هزار دلار (به نرخ امروز ۲۰۱۷ معادل ۸۲۱ هزار دلار) برای رسیدن به این اهداف در اختیار دولین قرار داد که اگر امکانش فراهم شد و دولین نتوانست با سفارت در کنگو و یا با سازمان سیا در واشنگتن تماس بگیرد، دستش باز باشد …»
چگونه «دولین» متفاوت امروزی در کتاب خود در سال ۲۰۰۷ «ريیس ایستگاه در کنگو» مینویسد:
«… تا آنجا که میدانم هیچ ريیس ایستگاه دیگری اینقدر آزادی عمل نداشته است … اگر مدرک دیگری لازم باشد که واشنگتن نتیجهگیریهای ما را برای تعویض لومومبا مورد حمایت قرار میداد، این بود که … ما پارلمان را نیز کنترل میکردیم و اقدامات گروههای مختلف پارلمانی را که در آنها نفوذ کرده بودیم هدایت مینمودیم … ما همینطور از یک شهروند بلژیکی و جاسوس سیا به نام «ژاک» استفاده میکردیم تا مقالاتی علیه لومومبا در روزنامههای معتبر کشور انتشار دهیم …

با حمایت کامل مرکز سازمان سیا، ایستگاه به طرح برنامهای برای برکناری لومومبا پرداخت. یکی از اولین عملیات ما که توسط «ژاک» که پول جمع آوری میکرد سازماندهی شد، تظاهراتی علیه لومومبا بود، هنگامی که او در گردهمآيی وزرای امور خارجه آفریقا روز ۲۵ اوت ۱۹۶۰ در لئوپولدویل سخنرانی کرد. در هنگام ورود او به محل، تظاهرکنندگان مخالف او فریاد میزدند «مرگ بر لومومبا» و وقتی که او سخنرانی خود را آغاز کرد با صدای بلند و شعارهای ضد لومومبايی سخنرانی او را قطع کردند.»
طبق کتاب «مرگ در کنگو» «در غروب روز ۳ سپتامبر ۱۹۶۰ ريیسجمهور کنگو «جوزف کازافوبو» فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد «آندرو کوردیر» را به یک جلسه مشترک دعوت کرد. به طور کاملاً اتفاقی سرپرست دانشگاه کلمبیا و سفیر ایالات متحده در کنگو «بوردن» در سال ۱۹۶۲ «کوردیر» را به ریاست انستیتوی امور بینالملل و سپس در سال ۱۹۶۸ پس از «گرایسون کیرک»به ریاست دانشگاه کلمبیا و مجدداً در سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ به ریاست مدرسه علوم بینالملل منصوب کرد. باز در همین کتاب میخوانیم:
«کوردیر و کازافوبو در دو روز بعد یعنی ۴ و ۵ سپتامبر ملاقاتهای دیگری با هم داشتند … چند دقیقه پس از ساعت ۲۰ کازافوبو مشاور بلژیکی خود «جف فان بیلزن» را با یک تذکاریه رسمی به نزد کوردیر فرستاد. کوردیر باید فرودگاهها را تعطیل کند و فرستندههای رادیويی لئوپولدویل را کنترل نماید. سپس در ساعت ۲۰ و ۱۲ دقیقه او به ایستگاه آمد و بسیار عصبی اطمینان خاطر داد که لومومبا از کار برکنار خواهد شد …»

