پنس معاون رییسجمهور در کنفرانس مطبوعاتی گفت که هدف فوری متوقف ساختن بازرگانی با کره شمالی، یعنی سیاست انزوای اقتصادی است. ترامپ اخطار داد که ایالات متحده «متوقف کردن بارزگانی با هر ملتی را که با کره شمالی داد و ستد داشته باشد، در نظر دارد.» این رژیم تحریمها اساساً علیه چین است. چین بزرگترین طرف تجاری آمریکاست. طبق منابع آمریکایی، ارزش کالاها و خدمات مبادل شده با چین در سال ۲۰۱۶ حدود ۶۴۸٫۲ میلیارد دلار بود. در کوتاهمدت، ایالات متحده نمیتواند از واردات کالاهای تولید شده در چین چشم بپوشد. این خودکشی اقتصادی خواهد بود. و با یک بازار داخلی بیش از ۱٫۳میلیارد نفر، همراه با بازار جهانی برای صادرات، در پکن این تهدیدات ضمنی ایالات متحده جدی گرفته نمیشود

منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
نویسنده: میشل خودووسکی
تارنگاشت عدالت
متیس «سگ هار»، وزیر دفاع ایالات متحده در کنفرانسی در پاریس گفت که «تهدید کره شمالی نسبت به ایالات متحده با پاسخ نظامی عظیم روبهرو خواهد شد» و اخطار داد که «ما گرچه خواهان نابودی کره شمالی نیستیم، اما گزینههای زیادی داریم.»
متیس گفت که رییسجمهور ترامپ خواست که از گزینههای نظامی زیاد مطلع شود: «هر تهدید نسبت به ایالات متحده و قلمروهای آن از جمله گوام، یا متحدین ما با یک پاسخ نظامی عظیم روبهرو خواهد شد، پاسخی که هم مؤثر و هم قاطع خواهد بود.»
پنس معاون رییسجمهور در کنفرانس مطبوعاتی گفت که هدف فوری متوقف ساختن بازرگانی با کره شمالی، یعنی سیاست انزوای اقتصادی است. ترامپ اخطار داد که ایالات متحده «متوقف کردن بارزگانی با هر ملتی را که با کره شمالی داد و ستد داشته باشد، در نظر دارد.»
این رژیم تحریمها اساساً علیه چین است.
چیزی که اکنون در دستور کار قرار دارد متوقف ساختن کامل بازرگانی با کره شمالی است، که ۹۰ درصد آن با چین است. اما همزمان با آن چین به این تهدیدات پاسخ خوهد داد. بنا به گزارش سی. ان. ان (۳ سپتامبر ۲۰۱۷) جمهوری خلق چین بزرگترین شریک تجاری ایالات متحده است: «این گزینه اگر عملی شود به معنی توقف بازرگانی با چین خواهد بود که گرچه از تحریم اقتصادی علیه کره شمالی حمایت کرده است اما شریک اقتصادی کلیدی برای ملت شرور است.»
این حرف مسخرهای است. تحریمها علیه چین فوراً علیه آمریکا تمام خواهد شد: چه اتفاق خواهد افتاد اگر چین تصمیم بگیرد بازرگانی با ایالات متحده آمریکا را کاهش دهد.
چین به واردات از ایالات متحده وابسته نیست. کاملاً برعکس. آمریکا یک اقتصاد متکی بر واردات با یک پایگاه صنعتی و تولیدی ضعیف است و شدیداً به واردات از جمهوری خلق چین وابسته است.
تصور کنید چه اتفاق خواهد افتاد اگر چین در پی تهدیدات واشنگتن امروز تصمیم بگیرد از فردا صادرات کالاهای «ساخت چین» خود را به ایالات متحده آمریکا کاهش دهد.
این مطلقاً ویرانگر خواهد بود، اقتصاد مصرفی را مختل کرده و موجب هرجومرج اقتصادی و مالی خواهد شد.
«ساخت چین» ستون فقرات خردهفروشی در ایالات متحده آمریکا را تشکیل میدهد که به نحو پاکنشدنی مصرف خانوادهها را در تقریباً همه نوع کالاهای مصرفی اصلی از پوشاک، کفش گرفته تا سختافزار، وسايل برقی، اسباب بازی، اثاثیه ثابت خانه، غذا، تلویزیون، تلفن همراه و غیره را تأمین میکند.
در ماه ژوئن، واشنگتن در پاسخ به افزایش مبادلات تجاری متقابل چین با کره شمالی پکن را با یک رژیم تحریمها تهدید کرد. در ابتدا تحریمهای ایالات متحده علیه دولت چین نبود: بانکها و شرکتهای بازرگانی مشخصی که در تأمین مالی مبادلات تجاری چین-جمهوی دمکراتیک خلق کره درگیر بودند هدف بالقوه انتقام ایالات متحده قرار داشتند.
دولت ترامپ که در برابر چین صبر خود را از دست داده، گامهای جدیدی را برای محروم کردن کره شمالی از پول نقد بررسی میکند، از جمله گزینهای را که موجب خشم پکن شده است: تحریم علیه شرکتهای چینی که اقتصاد کره شمالی را شناور نگه میدارند.
بر اساس آمار منابع چینی، بازرگانی چین با جمهوری دمکراتیک خلق کره در سه ماه نخست سال ۲۰۱۷ نسبت به دوه مشابه در سال ۲۰۱۶ حدود ۳۷٫۴ درصد افزایش یافته است. صادرات چین به جمهوری دمکراتیک خلق کره ۵۴٫۴ درصد و واردات از آن ۱۸٫۴ درصد افزایش یافته است.
اشاره کاملاً روشن بود: بازرگانی خود را با کره شمالی قطع کنید، در غیر اینصورت …
همراه با «بسته» قوانین تجاوزگرانهای که اخیراً کنگره ایالات متحده علیه روسیه، ایران و کره شمالی تصویب کرد، واشنگتن اکنون آشکارا چین را تهدید میکند.
خواست ترامپ این است که پکن با همسو شدن بدون قیدوشرط با واشنگتن علیه پیونگ یانگ از روابط خود با جمهوری دمکراتیک خلق کره چشم بپوشد. علیرغم این فاکت که پکن مخالفت خود را با برنامه تسلیحات اتمی جمهوری دمکراتیک خلق کره اعلام کرده است، واشنگتن به چین شش ماه فرصت داده تا «ثابت کند که به جلوگیری از کره شمالی مسلح به سلاح اتمی متعهد است.»
ضربالاجل سیاسی با تهدیدات ضمنی همراه است که میگوید «اگر چنین نکنید» اقدامات تجاری تنبیهی که میتواند به اختلال در صادرات چین به ایالات متحده بیانجامد، در پیش گرفته خواهد شد.
به علاوه، کاخ سفید قصد دارد درباره «فعالیتهای تجاری چین تحقیق کند» و بر ادعاهای نقض حقوق مالکیت معنوی ایالات متحده تمرکز نماید. یک تحقیق «بخش ۳۰۱» که به بخشی از قانون تجارت سال ۱۹۷۴ مربوط میشود، قرار است آغاز شود.
واشنگتن تهدید میکند که پس از تکمیل تحقیق «تعرفههای سنگینی بر واردات [ایالات متحده] از چین وضع خواهد کرد، پروانه شرکتهای چینی را برای فعالیت در ایالات متحده لغو خواهد کرد، یا اقدامات مشابهی در پیش خواهد گرفت» که میتوانند «راه را برای تحمیل تحریمهای ایالات متحده بر صادرکنندگان چینی هموار ساخته یا انتقال فنآوری پیشرفته به شرکتهای چینی یا به طرحهای مشترک ایالات متحده-چین را محدود نماید.»
دولت ترامپ در فرمولبندی این تهدیدات ضمنی بهتر است دو بار فکر کند. این اقدامات نهایتاً میتوانند به زیان خود ایالات متحده تمام شوند.
بخش بزرگی از کالاهایی که در مراکز فروش آمریکا به نمایش گذاشته میشوند، از جمله برندهای اصلی، «ساخت چین»اند.
«ساخت چین» بر طیف گستردهای از تولیدات صنعتی، ماشینآلات، مصالح ساختمانی، قطعات و لوازم خودرو و غیره مسلط است، بحث نقش گسترده شرکتهای پیمانکاری چینی در انجام طرحهای مجتمعهای آمریکایی بماند.
چین بزرگترین طرف تجاری آمریکاست. طبق منابع آمریکایی، ارزش کالاها و خدمات مبادل شده با چین در سال ۲۰۱۶ حدود ۶۴۸٫۲ میلیارد دلار بود.
مجموع کالاهای صادر شده چین به ایالات متحده ۴۶۲٫۸ میلیارد دلار بود.
رشد متکی بر واردات
واردات از چین یک عملیات پر منفعت چند تریلیون دلاری است. این منبع سود و ثروت عظیم در ایالات متحده است، زیرا کالاهای مصرفی وارد شده از اقتصاد دارای دستمزد پایین چین اغلب در سطح خردهفروشی بیش از ده برابر قیمت کارخانه آنها فروخته میشوند.
تولید در ایالات متحده صورت نمیگیرد. تولیدکنندگان تولید را کنار گذاشته اند. نقش کسری تجاری ایالات متحده با چین در سوخت رساندن به اقتصاد مصرفی که بر کالاهای مصرفی «ساخت چین» متکی است، کلیدی است.
یک دوجین پیراهن از یک براند معروف تولید شده در چین با احتساب هزینه حملونقل در بندر تحویل گیرنده ۳۰ دلار فروخته میشود (هر پیراهن ۳ دلار). هر پیراهن به محض رسیدن به مرکز فروش ۳۰ دلار یا بیشتر فروخته میشود. توزیعکنندگان کلان و خرد درآمد هنگفتی به دست میآورند. سود تولید کالایی با دستمزد پایین چین نصیب «غیر مولدین» مستقر در آمریکا میشود (نگاه کنید به میشل خودووسکی، جهانیسازی فقر و نظم جهانی نوین، گلوبال ریسرچ، ۲۰۰۳).
ورود کالاها از چین (به میزان بیش از ۴۶۲ میلیارد دلار) از طريق عمل متقابل افزایش قیمت در سطوح کلی فروشی و خردهفروشی (که ارزش افزوده میآفریند)، بدون نیاز به تولید کالا، نقش چشمگیری در افزایش تولید ناخالص داخلی آمریکا دارد. بدون واردات از چین، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا به میزان چشمگیری کمتر خواهد بود.
چیزی که ما به آن اشاره میکنیم «رشد متکی بر واردات» است. بنگاههای آمریکایی دیگر نیازی به تولید ندارند، آنها با یک شریک چینی وارد پیمانکاری میشوند.
و چرا چنین است؟ زیرا صنایع تولیدی آمریکا (در بخشهای بسیاری از تولید) طی ۴۰ سال گذشته تعطیل شده و (از طریق پیمانکاری) به خارج، به مناطق نازلمزدی در کشورهای در حالتوسعه، منتقل شده اند.
اقتصاد چین در پیوند با مونتاژ صنعتی نیست، چین به نحو فزایندهای، در بخشهای دارای فنآوری بالا یک رقیب و یک صادرکننده به شمار میآید.
به طور خلاصه، این نوع باجگیری اقتصادی از جانب دولت ترامپ علیه چین کار نمیکند. این بیثمر است.
از سوی دیگر، آمریکا هم روسیه و هم چین را از نظر نظامی، از جمله با استفاده پیشدستانه از سلاحهای اتمی تهدید میکند. روسیه و چین چگونه به این تهدیدات پاسخ خواهند داد؟
در حالیکه تحریمهای ایالات متحده علیه روسیه عمدتاً به زیان اتحادیۀ اروپایی بوده، این را (هر چند بعيد باشد) نمیتوان نادیده گرفت که چین میتواند در آینده با وضع تحریمهای اقتصادی علیه ایالات متحده آمریکا به این تهدیدات پاسخ دهد.
در کوتاهمدت، ایالات متحده نمیتواند از واردات کالاهای تولید شده در چین چشم بپوشد. این خودکشی اقتصادی خواهد بود.
سیاستگذاران چینی کاملاً آگاهند که اقتصاد ایالات متحده شدیداً به «ساخت چین» وابسته است.
و با یک بازار داخلی بیش از ۱٫۳میلیارد نفر، همراه با بازار جهانی برای صادرات، در پکن این تهدیدات ضمنی ایالات متحده جدی گرفته نمیشود.
برگرفته از: گلوبال ریسرچ
http://www.cpa.org.au/guardian/2017/1793/14-if-china.html

