حتا لجوجترین رأیدهندگان نمیتوانند روز انتخابات پیش رو را، مانند همیشه یکشنبه، اینبار در ۲۴ سپتامبر نادیده بگیرند. درست یک ماه پیش از رأیگیری حوزههای اخذ رأی باز میشوند، تیرهای چراغ برق ممکن است با پوسترهای سیاسی تزئین شوند. به مدت یک هفته طی یک نمایش پر سروصدا، «دوئل تلویزیونی» بین صدراعظم آنگلا مرکل که برای انتخاب شدن دوباره کارزار میکند و مارتین شولتز نامزد حزب سوسیال دمکرات تبلیغ شد. آنچه که تقریباً ناگفته ماند موضوعاتی مانند هزینه اجاره مسکن، دستمزدهای پایین، مشاغل هر چه بیشتر کوتاهمدت، با مزد پایین و موقت، هزینه بالای مهد کودک و مزایای بازنشستگی بسیار پایین بود. همچنین موضوع نابسامانی اتحادیۀ اروپایی، بودجه نظامی عظیم، صادرات عظیم تسلیحات و خطر فزاینده درگیریها، تحریمهای جاری علیه روسیه در حالیکه سربازان آلمانی در نزدیکی مراکز جمعیتی روسیه مانور میدهند، ناگفته ماند. اینکه چه کسی این مقولات را تعریف خواهد کرد، و همه اینها به کجا منتهی خواهد شد، ممکن است تحت تأثیر یک چرخش به راست در ۲۴ سپتامبر قرار گیرد.

منبع: بولتن برلین، شمارۀ ۱۳۳
نویسنده: ویکتور گروسمن
تارنگاشت عدالت
دوئل نبود، دوئت بود
حتا لجوجترین رأیدهندگان نمیتوانند روز انتخابات پیش رو را، مانند همیشه یکشنبه، اینبار در ۲۴ سپتامبر نادیده بگیرند. درست یک ماه پیش از رأیگیری حوزههای اخذ رأی باز میشوند، تیرهای چراغ برق ممکن است با پوسترهای سیاسی تزئین شوند، دو، سه، حتا چهار پوستر به یک تیر چراغ برق. بسته شده با سیم، در رقابت برای یافتن بهترین نقطه. اکثر پوسترها رنگ فراوان و محتوای ناچیزی دارند، اما با ۳۴ حزب، برخی ایالتی يا محلی، اما اکثراً ملی، در هر قدم زدن گزینه گستردهای از عکسهای نامزدهای جذاب، خندان و کلیشههای متهورانه را میتوان دید. احزاب بزرگتر که امکانات بیشتری دارند تخته اعلانات بزرگتری را، معمولاً در چهارراهها، جایی که خودروها برای چراغ سبز منتظر میمانند و میتوان وعدههای بسیار آنها را خواند، نصب میکنند.
در تلویزون آگهی سیاسی وجود ندارد، اما میزان زیادی مصاحبه، گفتوگو و تحلیل پخش میشود. به مدت یک هفته طی یک نمایش پر سروصدا، «دوئل تلویزیونی» بین صدراعظم آنگلا مرکل که برای انتخاب شدن دوباره کارزار میکند و مارتین شولتز نامزد حزب سوسیال دمکرات تبلیغ شد. همانطور که مرکل پافشاری کرد (و در موضعی بود که بتواند پافشاری کند «در غیر اینصورت من شرکت نخواهم کرد!»)، این تتها رویاوریی آنها میبود، که به مدت ۹۰ دقیقه، بدون شرکت حضار اما با طرح پرسشها توسط مجریان از چهار کانال بزرگ برگزار خواهد شد. شولتز پس از آنکه در فوریه رهبر جدید شد کمی بالا رفت، اما ستاره او و حزبش به تقریباً ۱۵ نمره کمتر از حزب دمکرات مسیحی مرکل (و خواهر باواریایی آن، حزب سوسیال مسیحی) سقوط کرد. این دوئل به او فرصت میداد تا فاصله را کمتر کند و انتظار حمله و ضدحمله تهاجمی وجود داشت…
چیزی که اتفاق افتاد کمتر شبیه دوئل و بیشتر شبیه دوئت بود! من شخصیتهای یک کمدی قدیمی آمریکایی را به یاد میآورم که در آن با دو فرانسوی بسیار مؤدب که هی میگفتند: «پس از شما، آلفونس عزیز من» و «نه، شما اول، گستون عزیز من!» هر درب باز در عمل یک مانع بود. مرکل و شولتز تقریباً به یک میزان مؤدب و دوستانه بودند. برای من (و بسیاری دیگر که آنرا تماشا کردند) تنها نبرد آن غروب، باز نگه داشتن چشمهایمان بود!
اوباما: «من اگر میتوانستم، مرکل را انتخاب میکردم»
هر چه باشد، احزاب آتها از سال ۲۰۰۵ در یک دولت ائتلافی با هم زندگی میکردند. مانند زوجهای بسیاری که با هم اختلاف و حتا مشاجرات کوچک دارند، اما پیمان آنها نقض نشده میماند.
حدد دو-سوم زمان تلوزیونی آنها با صحبت درباره آوارگان و مهاجرین گذشت، و هر دو سعی میکردند با پیچاندن کافی پیچها برای نگه داشتن آراء ضدخارجیها، در عینحال بسیار انساندوست جلوه کنند. سپس هر دو به روابط با ترکیه پرداختند، وعده دادند به خاطر بازداشت شهروندان آلمانی با اردوغان سختتر برخورد کنند، اما میدانستند که اردوغان همیشه میتواند با باز کردن دوباره مسیرهای دریای اژه برای صدها هزار سوری و دیگرانی که خطر رفتن به اروپا- و اگر بشود رفتن به آلمان را میپذیرند، واکشن نشان دهد. اما در اینمورد نیز، و در مورد «برخورد سختتر با تروریستهای خارجی» هر دو با یک صدا حرف زدند و صدای خود را بلند نکردند.
آنچه که تقریباً ناگفته ماند موضوعاتی مانند هزینه اجاره مسکن، دستمزدهای پایین، مشاغل هر چه بیشتر کوتاهمدت، با مزد پایین و موقت، هزینه بالای مهد کودک و مزایای بازنشستگی بسیار پایین بود. همچنین موضوع نابسامانی اتحادیۀ اروپایی، بودجه نظامی عظیم، صادرات عظیم تسلیحات و خطر فزاینده درگیریها، تحریمهای جاری علیه روسیه در حالیکه سربازان آلمانی در نزدیکی مراکز جمعیتی روسیه مانور میدهند، ناگفته ماند. این دو اختلافات ناچیزی داشتند. شولتز که در نظرسنجیها بالا نیامده، اکنون مانند همیشه، که سوسیال دمکراتها با نزدیک شدن انتخابات ژست رزمندگی به خود میگیرند، به یاد آورد که به کاهش بیشتر سن بازنشستگی یا پذیرش تقاضاهای ترامپ برای دوبرابر کردن فاجعهبار بودجه نظامی مخالفت خواهد کرد.
علیرغم رفتار مؤدبانه حزب دمکرات مسیحی-حزب سوسیال دمکرات، رسانهها هنوز بیشترین سعی را به خرج میدهند برای اینکه یک مسابقه بوکس دو طرفه را ارايه دهند. اما احزاب دیگر چطور؟ اکثر آنها بسیار کوچک هستند، مانند حزب کمونیست آلمان که (پس از مجادلات بسیار) تصمیم گرفت امسال از نامزدهای «حزب چپ» (لینک) حمایت نکند، بلکه نامزدهای خود را معرفی کند. همچنین یک حزب مائویستی و یک حزب تروتسکیست کوچک، یک حزب بازنشستگان، احزاب حمایت از حیوانات و محیط زیست، یک حزب موسیقی هیپ هاپ، یک حزب گیاهخواران و یک حزب «سبز»، و یک حزب که فقط جوکهای فکاهی ارايه میکند، وجود دارد. یک حزب بسیار کوچک توسط همسر لیندون لاروژ که برای سالها نامزد بودار چپ/راست در ایالات متحده بود، اداره میشود.
نامزد شدن بسیار آسان است، اما برای به دست آوردن یک کرسی در بوندستاگ باید مستقیماً حوزه انتخاباتی را بُرد یا ۵ درصد کل آراء را به دست آورد- اهدافی که اکنون فقط برای چهار حزب ممکن است.
یکی حزب ليبرال دمکرات است که هدفش حمایت از مرفهها است، که احتمالاً برای کمک به حزب دمکرات مسیحی مرکل در تشکیل دولت در رده اول قرار دارد. در اینصورت مرکل دیگر مجبور نخواهد بود برای راضی کردن سوسیال دمکراتها که نگران از دست دادن آراء بیشتر طبقه کارگر و پیوندهای خود با اکثر رهبران سندیکایی هستند (مانند حزب دمکرات ایالات متحده)، میانهرو بماند یا تظاهر به میانهروی کند. پوسترهای حزب ليبرال دمکرات رهبر آنرا در لباس غیررسمی با یک ریش پنج روزه نشان میدهد که «کوله پشتی مدارس و نه کیف دستی» را میستاید یا هشدار میدهد «آلمان، وقتش رسیده». خودتان حدس بزنید! خودتان از آن سر درآورید!
سبزها، متفاوت با هر سبز ایالات متحده، دیگر آن حزب چپگرایی که یک روز به نظر میرسیدند، نیستند. آنها هنوز بر بومزیست، برابری زنان و حقوق همجنسگرایان پافشاری میکنند اما با مسنتر و مرفهتر شدن اعضای آن- اغلب در مشاغل حرفهای و اداری-به نحو فزایندهای محافظهکار میشوند و اگر بتوانند در هر سطحی از دولت به حزب سوسیال دمکرات یا حزب دمکرات مسیحی ملحق شوند، آماده اند به هر سازشی تن در دهند؛ آنها از جنگ علیه صربستان کاملاً حمایت کردند، حقوق کارگران را نادیده گرفتند و در راه حمله به روسیه در صف اول قرار دارند.
جدیدترین حزب، آلترنانیو برای آلمان، خبیثانه ضدمهاجرین، خارجیها و به ویژه مسلمانان است، و همچنین با ازدواج همجنسگرايان، سقط جنین، حقوق کارگران و کاهش نظامیگری مخالف است. این حزب به نحو خطرناکی از ساستمدارانی پُر است که آشکارا به نظرات فاشیستی نزدیک اند. برخی رهبران سعی میکنند حداقل تا زمانی که به هدف خود برسند، یا حداقل کرسیهای بوندستاگ را به دست آورند با آنها مدارا کنند و در نتیجه بیشتر از آنچه تاکنون داشته اند پوشش رسانهای به دست میآورند. پوسترهای آنها؟ دو زیبای برهنه و این کلمات «بورقه؟ ما بیکینی را ترجیح میدهیم!» یا یک زن حامله با این کلمات «آلمانیهای تازه؟ ما خودمان آنها را تولید میکنیم!» میتوانیم انتظارات بزرگی داشته باشیم!»
«بورقه؟» ما بيکينی را ترجيح میدهيم.
و حزب چپ که اکنون ۶۴ نماینده (۳۵ نماینده زن) در بوندستاگ دارد و امیدوار است کرسیهای خود را از این بیشتر کند یا در همین سطح نگه دارد. تنها این حزب با همه نظامیگری، همه فروش اسلحه به مناطق درگیری، همه استقرار سربازان در خارج از کشور مخالفت کرده است. علیرغم پیوندهای ضعیف آن با رهبران سندیکایی بالاتر از سطح منطقه، در نبرد برای حقوق کارگران، حداقل دستمزد بالاتر (۱۲ یورو، به جای ۸٫۸۴ یورو کنونی)، مزایای بازنشستگی مناسب و مالیاتهای بیشتر از ثروتمندان رزمندهترین است. اما در برلین و دو ایالات دیگر که در ائتلاف حاکم قرار دارد (در تورینگن رهبر ائتلاف است)، و علیرغم برخی دستآوردها که اغلب گزارش نمیشود، این حزب نیز مجبور شده به سازشهای «دولت مسؤولیتپذیر»-کنترل بودجه یا متواری کردن سرمایه-گردن بنهد. برخی از رأیدهندگان نگران و دلسرد این حزب را بخشی از «استبلیشمنت» میدانند و در روز انتخابات در خانه میمانند یا حتا به آن سوی خط «حقیقاً اپوزیسیونی» آلترناتیو برای آلمان میروند. برخی از رهبران آن هنوز به یک ائتلاف حزب سوسیال دمکرات، سبز، و حزب چپ در سطح ملی امید بسته اند، اما شکست شولتز در بالا آمدن در نظرسنجیها به نظر میرسد مانع تحقق آن احتمال بشود که احتمالاً سازشهای سنگینتر حزب چپ، حتا در جایگاه آن به مثابه «تنها حزب صلح» را به دنبال خواهد داشت. یک پوستر بزرگ حزب چپ از قول سارا واگنکنشت رهبر ۴۸ ساله فراکسیون حزب در بوندستاگ، تئوریسین اصلی حزب پیام دیگری دارد: «مخالفت با شرکتها و بانکها به یک ستون فقرات محکم و حمایت شما نیاز دارد.»
همه چهار «حزب کوچکتر» اکنون به نحو غیرعادی آرای مشابهی دارند، عمدتاً در سطح ۹¬-۸ درصد، و همیشه بین ۷ و ۱۱درصد، که هر روز رتبه آنها را تغییر میدهد. سبزها معمولاً ضعیفترین هستند. در این انتخابات تنها بلاتکلیفی حقیقی این است که کدام حزب، پس از دو حزب اصلی در رتبه سوم قرار خواهد گرفت. هر چه اتفاق بیفتد، حزب دمکرات مسیحی مطمئناً در رتبه اول خواهد بود، و باید از بین حزب ليبرال دمکرات، حزب سوسیال دمکرات یا سبزها (اما هنوز نه آلترناتیو برای آلمان یا حزب چپ!) یکی را برگزیند. شریک حزب دمکرات مسیحی هر حزبی که باشد، وزیر دفاع آن به تقویت نیروهای مسلح ادامه خواهد داد، و وزیر کشور آن سختترین راههای کنترل هر گام هر شهروند را- که اکنون احتمالاً شامل دوربینهای تشخیص چهره در ایستگاههای راهآهن میشود- پیدا خواهد کرد. به ویژه پس از گزارشهای عمدتاً گمراه کننده در باره خشونت در نشست گروه ۲۰ در هامبورگ در ژوئیه، این اقدامات «تروریستها و بزهکاران را هم در راست و هم در چپ» هدف قرار داده است. اینکه چه کسی این مقولات را تعریف خواهد کرد، و همه اینها به کجا منتهی خواهد شد، ممکن است تحت تأثیر یک چرخش به راست در ۲۴ سپتامبر قرار گیرد. دانستن این چقدر آرامشبخش است که در آلمان دمکراتیک و متمدن عناصر مزاحم هرگز به قدرت دست نخواهند یافت یا از آن سوءاستفاده نخواهند کرد! اگر این را قبول ندارید به کتابهای تاریخی نگاه کنید!
https://theleftberlin.wordpress.com/victor-grossmans-berlin-bulletin/not-a-duel-but-a-duet/

توضیح «عدالت»: ویکتور گروسمن در نوجوانی به حزب کمونیست ایالات متحده پیوست. پس از استخدام در ارتش آمریکا به جمهوری آلمان اعزام شد، پس از اعلام جنگ سرد و لو رفتن عضوت او در حزب کمونیست، وی در جمهوری دمکراتیک آلمان اقامت گزید. وی اخیراً مهمان یکی از کلوپهای حزب کمونیست بریتانیا بود.
https://www.youtube.com/watch?v=xfoVeWKu4BY
چند پوستر از انتخابات اخیر آلمان:
https://www.rt.com/news/404286-posters-germany-federal-election/

