راشاتودی: ترجمه رضا نافعی
آینده ما
این خبر که چین در نظر دارد تا پایان سال جاری برای پیش خرید نفت «یوان چین» را جانشین «دلار امریکا سازد تحلیل گران را متعجب ساخته است. ولی متخصصان روسیه شناس اصلا از این تصمیم دچار حیرت نشدند. برعکس آنها از همان سال 2014 که بحران کریمه پیش آمد و سبب شد تا روسیه به تلاش 25 ساله خود برای ادغام شدن در جهان غرب پایان دهد، این روند را پیش بینی می کردند.
هدف طرح بلند پروازانه پکن آنست که از این پس خرید و فروش نفت نه با دلار ، که تا امروز ارز بلامنازع است، بلکه با » یوآن»، واحد پول چین، صورت گیرد.
سودی که این تصمیم نصیب چین می کند در این است که هم پول چین در عرصه بین المللی جذاب تر می شود و هم امنیت تامین انرژی را بیشتر می سازد. اما بزرگترین برنده آن بی تردید روسیه خواهد بود، زیرا هر قدر وضعیت دلار در مقیاس بین المللی بد تر شود توانائی واشنگتن را برای وضع تحریم علیه روسیه و جنگ اقتصادی با آن به طور قابل توجهی کاهش خواهد داد.
روسیه که بزرگترین تولید کننده نفت جهان است برای کاری که چین در پیش دارد اهمیت تعیین کننده دارد. از سوی دیگر چین بعنوان بزرگترین خریدار نفت خام در جهان – و با قدرت خرید ی که دارد تنها کشور جهان است که از لحاظ اقتصادی دارای چنان وزنی هست که بتواند برای مبارزه با هژمونی مالی امریکا پای به میدان نهد.
البته ولادیمیرپوتین و شی جینگ پین به تنهائی نمی توانند به اهداف خود دست یابند. اگر » پترو – یوآن» بخواهد موفق گردد باید دیگر کشورهای تولید کننده نفت نیز به این طرح بپیوندند.
ایران، اندونزی و ونزوئلا نیز اعلام کرده اند که به این طرح علاقمندند، اینک برای پیشرفت بیشتر باید کشورهای عربی را نیز اماده حرکت بسوی » یوان » کرد. در میانِ این کشورها عربستان سعودی است که نقش کلیدی دارد.
در واقع پترو دلار در سال1974 در جده متولد شد. در آن سال ویلیام سیمون وزیر دارائی امریکا توانست سعودی ها را متقاعد سازد که امن ترین مکان برای نگه داری پولهای حاصل از فزوش نفت آنها امریکاست. این سرازیر شدن سیل پول نفت به امریکا به آن کشور امکان داد که دهها سال فراسوی توان مالی خود در ناز و نعمت غوطه ور شود. اما در سالهای اخیر مناسبات دو کشور بد شده است. زیرا واشنگتن به حمایت از گاز صخره ای خود پرداخت و سبب شد که بهای نفت سقوط کند و در واقع صدمات دردناک مالی به عربستان واردآورد. از سوی دیگر دلیل اصلی توسعه همزمان تنش زدائی میان عربستان و روسیه و تلاش هر دو کشور برای جلوگیری از کاهش بیشتر بهای نفت بود. حاصل این تلاش آن بود که ملک سلمان در آغاز ماه اکتبر به مسکو سفر کرد، جائی که بی تردید صحبت در باره » یوان» نیز یکی از موضوعات مورد گفتگو بوده است.
تحلیلگران مطلع یقین دارند که سعودی ها باید به این جمع بپیوندند. «کارل واینبرگ » اقتصاددان ارشد و مدیر کل High-Frequency Economics به CNBC گفت :» من فکر می کنم به محض آن که سعودی ها موافقت خود را اعلام کنند «یوان» واحد خرید و فروش نفت خواهد شد – و چینی ها عربستان را مجبور به پذیرش آن خواهند کرد – پس از آن بقیه بازار نفت هم با آنها همراه خواهد شد.
ریشه «پترو یوان » را باید در یک سلسله » انقلاب های رنگی» در خاک شوروی سابق دید. این «انقلاب های رنگی» مسکو را مطمئن ساختند که غرب هرگز با فدراسیون روسیه بعنوان شریک برابر حقوق رفتار نخواهد کرد.
سیر امور بر این منوال در ماه مارس 2014 به نقطه اوج خود رسید . پوتین در کاخ کرملین در برابر هزار تن از شخصیت های برجسته روسیه نطقی ایراد کرد که یک سخنرانی معمولی نبود. زیرا تنش میان روسیه و غرب به چنان حدی رسیده بود که از زمان جنگ سرد به این سو دیده نشده بود.
چند هفته پیش از آن دولت قانونی اوکرائین با توسل به قهر ساقط شده بود و مسکو در میان این هرج و مرج شتابزده » استان از دست رفته «کریمه» را به روسیه بازگرداند– شبه جزیره ای از لحاظ استراتژیک حائز اهمیت ، که در سال 1954 هنگامی که روسیه و اوکرائین یک اتحادیه تشکیل دادند، در پی تصمیمی مورد مناقشه، به کیف واگذار شده بود. در همین زمان در شهرهای دونتسک و لوگانسک واقع در شرق اوکرائین ، تظاهرات اعتراضی گسترده ای به جانبداری از روسیه در جریان بود.
در آن زمان پوتین این جمله بیاد ماندنی را بیان کرد که «وقتی به فنر زیاد فشار می آورند به جائی می رسد که فشار را به سختی پس میزند. همیشه باید این را در نظر داشت».
از زمانی که ایالات متحده امریکا در 2012 نخستین تحریم را علیه روسیه وضع کرد، ظاهرا به دلیل مرگ یک وکیل دعاوی بنام سرگئی ماگنیتسکی، و اتحادیه اروپا بعنوان واکنش در برابر بحران اوکرائین دنبال آن را گرفت، مسکو در جستجوی راه هائی برای پس راندن این اقدامات قهری بود.
اقدامات متقابل در برابر اروپا نسبتا ساده بود: ممنوعیت واردات تولیدات کشاورزی و مواد غذائی گرچه در ابتدای کار موجب افزایش تورم شد، اما بعدا موجب افزایش قابل توجه قدرت صنایع کشاورزی روسیه گشت.
با این حال به دلیل روابط بازرگانی بسیار نازل میان روسیه با امریکا واکنش در برابر امریکا آسان نبود و در این وضع تغییری حاصل نشده است.
در این تردیدی نیست که مسکو امیدوار است بتواند چنان بحران اقتصادی برای امریکا ایجاد کند که این دشمن دیرین را برای همیشه تضعیف کند. در واقع همانطور که CNBC یادآور می شود : «روسیه و چین تلاش می کنند تا تجارت نفت در محیطی بیرون از محیط سلطه دلار صورت گیرد. در عین حال هر دو کشور برای مقابله با شرائط ناشی از تزلزل ارزش دلار یا سقوط احتمالی آن بر تلاش های خود برای استخراج معادن طلای خود و نیز خرید طلا افزوده اند.
همراهی نکردن سعودی ها با چین و روسیه برای آنها متضمن این خطر است که سهم بیشتری از بازار را از دست بدهند- بویژه پس از افتتاح لوله های حمل نفت و گاز از روسیه به چین که در سال آینده صورت خواهد گرفت و همچنین این چشم انداز نیز وجود دارد که سرمایه گذاران چینی، در سال آینده آرامکو غول نفتی عربستان را بایکوت کنند و مانع ورود آن به بورس شوند.
در عین حال انتظارات زیادی برای» پترویوان» وجود دارد. زیرا هرچه که از توانائی امریکائی ها بیشتربکاهد و مانع از آن گرد که آنها بتوانند علیه اوراسیا وارد جنگ اقتصادی گردند و این منطقه را بی ثبات سازند، پیروزی بزرگی است برای کرملین . افزون براین پوتین می تواند پایان سلطه دلار را بخشی از میراث خود بداند، زیرا احتمالا او خود را آماده می سازد که دوره کنونی آخرین دور زمامداری او بعنوان رئیس جمهور روسیه باشد.
https://deutsch.rt.com/meinung/59859-putins-rache-yuan-statt-petrodollar-/



7 پاسخ به “طرح مشترک روسیه و چین برای خاتمه سلطه جهانی دلار”
آنچه شیران چینی را روبه میکند:
با عرض پوزش از صاحبان قلم در این مقاله (یک کلام از مادر عروس در تایید دیدگاه های آقای مهدی سید احمدیان/سپیده)
عزت و ذلت(افول) امپریالیسم آمریکا بالاخره با دست برادری دادن چین و ام.آمریکا برای مدت کوتاهی صورت پذیرفت.
این عزت موقتی آمریکا بصورت مسکن، ولی همزمان مخرب تر و دایمی که بخاطر شکایت مردم از قدرت اقتصادی چین در ام.آمریکا صورت پذیرفت، مسکنی است بر زخم های غیرقابل علاج و انفجاری اقتصاد آمریکا که گرداننده اش نه کاخ سپید بلکه وال استریت است!
چرا چین باید تراشه های کمپوتری، لوازم اتوموبیل و موتورهای جت به بهای ۲۵۳.۴ میلیارد دلار از آمریکا خریداری کند(حتی با در نظر گرفتن داشتن ۴۰۰۰ میلیارد دلار باد کرده در صندوق ارزی خود که بکوچکی یک نخود در دیگ آش است).
پاسخش را باید اولاً در اقتصادی که روزبروز بیشتر از بورس وابسته میگردد که اهرمهای آن در دست افراد مولتی میلیاردر چینی قرار داشته و دولت چین میتواند فــــقـــــط راه بهتر و یا کم خطر تری را به آنها پیشنهاد نماید قرار دارد؛
زیر دارای مسولیت شلاق کش کردن یک میلیارد و اندی نفر چینی و بی خطر سازی انقلاب کارگری نتنها در چین بلکه در سراسر جهان را برای همه چند صد یا هزارنفری این میلیاردرها و حتی میلیاردرهای خارج از چین، «اکثراً بیتفاوت میان آنان» داراست.
خبر در روزنامهها بخصوص برای روسیه برادر کوچکتر چین کوتاه بود:
«همچنین همتای چینی دونالد ترامپ گفت: پکن معتقد است که همکاری میان دو کشور، «تنها گزینه درست» است و روابط چین و آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است.»
ادامه خبر: در راستای دیدار دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا با همتای چینی خود «ژی جین پینگ» در پکن، دو طرف قرار دادهای تجاری به ارزش ۲۵۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار امضاء کردند. قرار دادهای امضاء شده در مراسمی با حضور روسای جمهور دو کشور در راستای فروش تراشه های ساخت آمریکا، موتورهای جت و قطعات خودرو آمریکایی است و بخش دیگر آن شامل همکاری در چارچوب گاز شیل و یادداشت تفاهم توسعه صنعتی است.»
نقل از سرتیتر روزنامه های روز روسیه و بازتاب آن در ایران
لایکلایک
ناگفته نماند که اسلام ستیزی رفیق محترم آقای حمید محوی هم بنحوی با همین قدرت دلار و دیگر قدرتی که روزانه فزاینده تر میگردد یعنی جنبش های ضد امپریالیستی که اینبار قرعه آن بنام مسلمانان در منطقه نفتی افتاده بود و استبلیشمنت آمریکایی آنرا پس از دزدی میوه انقلاب توسط خمینی و استفاده وی از آن جهت ایجاد اجتماعاتی بزرگ با خواستی واحد برعلیه آمریکا را تجربه کرد، بکار گرفتند تا جنبش های ملی را از طریق عظما بن لادن ها و القاعده ها از بین ببرند زیرا اکثریت مطلق مبارزان ضد امپریالیسم در این کشورها مسلمان میباشند تازه پس از آن توسط کشورهایی چون ونزئلا و کره شمالی… دنبال شد و هنوزهم میشود.
اگر اسلام و مساجد را پله ای آسان تر در گذشته جهت پرش مبارزات ضد امپریالیستی در منطقه بدانیم [زیرا امپریالیسم در مقابل کمونیسم در میان مردم کشورهای تحت نفوذ غرب از ادیان استفاده میکرد و سعی در کور نگه داشتن آنان داشت و بمساجد و کلیساها در کشورهای طرفدار غرب حمله نمیکرد(در آغاز جنگ افغانستان) ولی در ویتنام دمکراتیک شمالی تمام کلیساها را با خاک یکسان کرده بود] همانطور که لنین در مورد فئودالیسم که خود آورنده ادیان کنونی منجمله اسلام است بیان مینمود و اعتراضات پادشاه افغان را برعلیه استعمار «امپریالیسم» فرتوت انگلیس، مبارزه ای ضد امپریالیستی میدانست، این جنگ روانی آقای محوی بر علیه اسلام هم پایان میگرفت. این اسلام نبوده است که با امپریالیسم همکاری میکرده و مینماید بلکه این فئودال ها و سرمایداران اند که از ترس کیسه زر خود با آنان همپیمان گردیده و شریک دزد و رفیق قافله میباشند؛
بدون تفاوت که این سرمایدار بقچه بسر باشند و یا با کت و کراوات و پول در بانک!!
طبق تعریف شما باید برچوبی سوار شد و دونکیشوت مآبانه به آسمان حمله کرده و اسلام و الله را بزیر کشید ولی طبق تعریف لنین باید از پادشاه مسلمان افغان که با دین اسلام مانند ملک سلیمان پادشاهی میکرد از اعتراضاتش برعلیه انگلیس برای اثبات قدرت کارگران روسی استفاده میجست و با آنها همکاری داشت.
سپیده
لایکلایک
سؤال چی بود؟
«نظر شما در رابطه با گروه بریکس و پیمان همکاری های شانگهای چیست؟؟؟ و اینکه چرا هم اکنون بانکهای روسیه روبل واحد پول روسیه را قبول نمیکنند و با دلار کار میکنند؟»
آری از یک طرف آمریکا(وال استریت) قادر نیست در کشورش با حجم تولید کالایی که تولید میکند باضافه کلیه کالاهای تولید شده در جهان که مستقیم و یا غیر مستقیم در اثر جهانی کردن سرمایه که کنترلش دردست وی میباشد، خرج بروز رسانی ارتش خود و دیگر ابزارش، مانند سازمان سیا… را پرداخت کند.
(کالای ابزار جنگی را موقت کنار میگذاریم که خود مقوله دیگری است و ارزش اضافه تولید شده توسط آن چندین برابر کمتر از تولید کالاهای مایحتاج روزانه مردم است که در زمان افول سرکردگی بسمت صفر میل میکند که در همین مجله محترم جایی بدان پرداخته بودهام ولی اگر نکتهای ناروشن است تقاضای گفتمان دارم.)
تاکنون این ارزش اضافه لازم و ضروری را از کشورهای تحت نفوذش و اتحادیه امپریالیستی که پس از جنگ جهانی دوم بخاطر ترسی که سرمایداران اروپا و حتی کلیه سران کشورهای دنیا بخصوص کشور روسیه غیر سوسیالیستی و برادر کوچکترش چینِ پسا مائوتسه تونگ، تحت بهانههای مختلف از مردم خود غارت کرده و در اختیار ام.آمریکا میگذاشتند و خوشحال بودند که دروغهای ضد استالینی چه بکمک خروشچفی ها و چه مستقیماً فاشیست ها و دیگریقه سپیدان و بزرگ تیل دارانِ محافظه کارِ مسیحی دمکرات و سوسیال دموکرات تا آنجا پیش میرفت که استالین را قاتل ۹۰ میلیون کارگر و دهقان روسی معرفی کردند. در کنار آنها افرادی چون «لسوردو» پس از بیرنگ شدن این دروغها و برملا شدن چهره جنایت کار ماشینری استراتژی آمریکایی در ویتنام و سپس سراسر جهان و انقلابات کلاه مخملی و رنگی در کشور روسیه پسا گارباچفی، روش جدیدی را پیش گرفت و مقایسهای بین استالین و هیتلر را مطرح میکرد و اعمالشان را برابر هم میگذاشت و اعمال و روش های هردو را هم دیکتاتوری میخواند و همگی باهم راضی گذران میکردند.
از اوان ۱۹۸۰ میلادی سیل پروفسورها و مدیران اقتصادی به کشورهای روسیه و چین سرازیر شدند تا آنها را طریقه «سوار بر خلق شدن» را بشیوه غربی ها نشان دهند تا از شیوه دزدی خروشچف گارباچفی از اموال شوراها را بتوانند مطمئن تر انجام داده و خو لگام را بدست گیرند؛
با منظور اصلی فرار سرمایه ها، ثروتهای هردو کشور … به بانک های غربی (بسرکردگی وال استریت) بود.
برای سرمایداران غیر آمریکایی قصه که بدین جا رسید، به این نتیجه رسیدند که دیگر خطر استالین و کمونیسم لنینی برطرف گردیده و دیگر اموال عمومی و سرمایه دولتی در بلوک شرق که عمداً آنها را کمونیستی مینامیدند باقی نمانده و امپریالیسم آمریکا باید دست از غارت سودهای خودی های غربی بردارد. اینجا بود که دلار شروع به ترک خوردن کرد که فاصله کوتاهی تا فروریختن آن باقی نمانده است.
این امر اشتیاق کشورهایی که به تولید رآل شرکت داشتند مانند چین، روسیه، هندوستان، بریکس… را بر آن داشت که از طریق احداث بانکی در شانگهای جلوی آمریکارا بگیرند.
منتها چون گوش بالای ابرو نمیروید،
سرمایداران فربه شده در این کشورهای متروپل بایستی از شرکت در غارت جهان از طریق «احترام برادری با ام.آمریکا»، خود داری میکردند که این امر ریسک زیادی برای آنان بهمراه داشته است و با دولتهای خود در تضاد قرار گرفتند و هنوز بسختی مبارزهای بین آنان در جریان است و تا کنون الیگارشهای مالی توانسته اند (سرمایه مالی مسلط بر سرمایه صنعتی) حرف آخر را بزنند؛
زیرا طبق تجربه در کشور برادر بزرگتر خود ام.آمریکا هرکس که از گردونه اول چپاول خارج شود و با تغییری که روش جدید در اداره کشوری بوجود میآورد، میتواند آنانرا از گردونه فرماندهی و چپاول «حد اکثرها» بیرون انداخته و خود جایش را بگیرند. چه روسای وال استریتی(کارگرزاده ای) که چندی پیش خود را «خدا-الله-Got» خواند و دستوراتش را دستورات خدایی دانست.
دیگر سردمداران وال استریت با شناخت از تجربه و زرنگی پیام آور اسلام محمد که خود را آخرین پیام آورِ جهان تا روز قیامت دانست و حتی اگر خدا بخواهد کاری دیگر از دستش برنخواهد آمد، استفاده کردند و وی را مجبور به پس گرفتن ادعای خدایی نمودند تا راه خدایی آنان در آینده کور نگردد.
منتها امپریالیسم سرکرده در عین درندگی و داشتن چنگ و دندان ولی همانطور که برتولت برشت سروده است دچار کوری میگردد و راهش پایانی میشود (بگذار شیران انگلیسی بی دندان بغرند… از خواننده ارتست بوش) و نمیتواند راه حلی که بوی کمک میکند را پذیرا گردیده و میخواهد بزور همان چنگ و دندان، همان راه قدیمی را برود(سهام مسموم بفروشد از زیر وظایف مشترک شانه خالی کند و جنگ را هم بهمه دیکته کند که نتیجه آن برای ما ایرانیها بخوبی روش گردیده است که کارگزاران عملی در پنتاگون با فرامین رئیس جمهور ها و کنگره… شدیداً در تضاد میافتند و دلقک هایی که در جنگ ویتنام از پایین آوردهاند(سوگولی حرمی در پنتاگون بوده اند) و زنده مانده اند و اکنون برای ترامپ همه کاره هستند با اکثر متخصصین دست در عمل (فرماندهان میدانی…) پنتاگون در تضاد مستقیم قرار گرفته اند.
همین امر سبب گردیده است که دولتهای بریکس از یکطرف نفع خود را در خارج شدن از سیستم پولی آمریکا میبینند و از طرف دیگر توسط سرمایداران بزرگ مالی خود تحت فشار؛
در نتیجه گاهی دلار و گاهی یوان مطرح میگردد.
در ایران هم وضع بهمین منوال است و شب روز بر طبل امپریالیست بودن (شیطان بودن) آمریکا میزنند آنهم بطور عمده نتنها سپاه و بسیج … بلکه حتی خیلی از اصلاح طلبان هم، هرچند خجالتی، همچون روحانی را بهمراهی باخود اجبار کرده اند. با وجودیکه مأخذ اکثریت شکننده تجارت های مالی آنان و محاسبات بودجه و مخارج با دلار میباشد.
بطوریکه ادا شد این دو دلی دلبخواه نبوده و به افول ویا عزت امپریالیسم آمریکا بستگی دارد. منتها آمریکا در تمام پهنه های اقتصادی و با فاصله کمی سیاسی و در نتیجه امتداد آن نظامی چه در منطقه نفتی و چه منطقه دریای چین همیشه همان راهی را انتخاب کرده که برایش سم مهلک است(همان اره دوسره لنینی).
بسخن دگر رقم خوردن این سرنوشتِ شوم برای ام.آمریکا(لیبی، عراق، سوریه بخصوص ایران…) زاده ذکاوتِ سپاه پاسداران در درجه اول(یعنی فشار مردم ایران بر طبقه حاکمه و اجبار کردن آنان بدین کار)؛
و سپس دانایان دست اندر کار روسی، چینی و دیگر خلقهای مبارز عرب نبوده بلکه قوانین لنینی میباشد که به انحصارات بانکی نسبت داده است و فراز و نشیب تکامل اقتصادی و موازی با آن با یک مرحله بسیار کوتاه عقب بودن معینی سیاست و قدرت نظامی را لنین مسبب آن میداند. ما آنرا در نزد نخبگان دیوانسالار ایرانی در نشست های خبری میبینیم که خیلی بهتر مسایل را از استبلیشمنت روسیه و چین و بعضی «باصطلاح کمونیست ها» مطرح میکنند. آنهم بدون اینکه کارگر و یا کمونیست باشند.
اینها همگی مال باغ انقلاب و شتاب و خودپویایی انقلاب مشروطیت ایران است که بسرانجام نرسید و دیکتاتوری سرمایه ایرانی باز هم از طریق بانک جهانی و خصوصی سازی بشدت توسط سرمایه وال استریتی بلرزه در آمده است که سرمایداران ایرانی بین دو دندان منگنه قرار گرفتهاند
ا- طرف اول که لایزال و دایمی و مطلق است فشار نفرت و انزجار مردم بیدار شده ایران بر ضد امپریالیسم فرتوت انگلیس و فرزند خلفش ام.آمریکا میباشد که اگر سرمایداران ایرانی غفلت کنند مادرشان را به عزایشان مینشاند.
۲- آنطرف منگنه فشار ام.آمریکا و متحدان غربی وی اروپاییها و سردمداران کشورهایی چون کره جنوبی ژاپن میباشند!
بدین خاطر است که طبقه حاکمه گاهی چنگ به مردم ایران انداخته و از آنان استدعای کمک و امپریالیسم ستیزی دارد و سعی میکند با معاملات پایاپای (ارزهای خودی) با کشورهای خارجی، چرخ تولیدی را بچرخش در آورد و چپاول ارزش اضافه کارگران ایرانی را میسر گرداند. و باارزش های غیر دلاری وارد معماله که باعث ادامه تولید گشته و با دفاع از کشورهایی که بدرد خود دچارند چون لبنان، سوریه، فلسطین، عراق و با گسترش این دایره بکشورهای پاکستان و افغانستان… بتواند جلوی دلار را بگیرد.
طبقه حاکمه ایران بصورت پریودی دست بدامان رسماجانی های زنگنه ظریف روحانی و اصحاب میزند، زیرا نرخ سود روش فوق پایین بوده و با خطرات تاشی از جنگ در خارج از مرزها همراه است و سعی میکند به پابوسی ام.آمریکا شتافته و معاملات خود را با دلار انجام دهد.
این ترس از مرگ و دودلی بین دلار، یوان و یا روبل در تمام کشورهای بریکس دیده میشود ولی تعیین کننده تاکنون همان سرمایه مالیِ میلیاردرهای چینی و الیگارشهای مالی روسی (بکارگذاری گرهارد شرودور همه کاره بانک و کنسرن گازپرم و رشتههای دیگر) که بسختی از بانک جهانی دل میکنند و هراس از آن دارند که در روسیه مقام الیگارشی خود را از دست بدهند، هنوز با دلار معامله مینمایند.
این فقط سرنخی باید میشد که بتوان تضادهای تعیین کننده را طبق روایت های لنینی دیده و از تضاد های غیرعمده و بطور کلی علت و معلولها را تشخیص داد، تا دچار شستشوی مغزی ام.آمریکا و شرکاء که مسایل جنبی را همه جانبه بزرگ میکنند و با شیپور های رسانه ای گوشمان را کرد کرده و میکنند، نشد.
سید احمدیان مهدی
لایکلایک
در باره همکاریهای ارزی چین- روسیه «پترول یوان- روبل» و تاسیس بانک زیرساختی در شانگهای در ۷سال پیش و یابهتر بگوییم بدیلی برای بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی… که همگی هفتاد سال است که تحت تسلط وال استریت قرار دارند، در همین مجله هفته مقاله نویسی بدان اشاره کرده بود:
چون باگذشت از تاسیس «بانک جهانی از زمان ابتدا در برتون وودز تا کنون دورانی بیش از شصت و اندی سال سپری گردیده تا اینچنین به بار بنشیند (فراموش کرده بود بنویسد «برای آمریکا ببار بنشیند»). تا بالاخره کار این همکاری در شانگهای ببار نشیند (برای «چین ببار بنشیند» را هم فراموش کرده بود) هم میتواند جندین سالی بطول انجامد»
آری بیچاره کارگران و زحمتکشان، بخصوص کشورهای مورد تعرض و جنگی خانمانسوز، تحریم های گوناگون… که باید پس از گذشت ۷ سال بازهم ۶۳ سال دیگر صبرعیوبی داشته باشند!!
چین و روسیه باید کورخوانده باشند. خلقهای جهان آنرا اجازه نخواهند داد و تا آنزمان انقلابات کارگری یکی پس از دیگری سرمایداری را به ذباله دان تاریخ خواهند سپرد. در ایران هماکنون جوانه های آن بشکلی درحال جوانه زدن است.
تاتر رفیق برتولت برشت شاعر کارگران و استاد کار بزرگ هنر،- تاترِ همیشه زنده او «گالیله» در ایران بر روی صحنه تاتر آمده است. که نشان از آن دارد که بزودی تآتر «مادر» که از ماکسیم گورکی نشأت گرفته است راهم در ایران شاهد خواهیم بود.
امیدوارم با اسلامیزه کردن آن از سانسور شدن معاف نگردیده باشد؟ که هم تغییر در آن و هم ممنوعیت آن- اکنون همچون شمشیری دولبه روحانی-ظریف ها را پاره خواهد کرد.
آقای علی خامنه ای هم بتازگی «آذرماه» به گفتاری برای دانشجویان پرداخته و چنان وانمود کرد که گویا اوهم طرفدار کارگران است و پس از کم ارزش جلوه دادن کمونیستها که درزندان با آنها درتماس بوده است، گقت:
ولی یکی از آنها کتاب بسیار خوبی در باره امپریالیسم نوشته که وی آنرا خوانده است. ولی راشیا تودی از این کتاب اطلاعی ندارد یا نمیخواهد اطلاعی داشته باشد. عجبا!
دورنیافتیم. راز پترو یوان در چه پدیده ای نهفته است؟
در پدیده افول امپریالیسم آمریکا در اثر استعمار، طفیلی گری و تنزیل خواری نهفته است!
که هرسه از طریق بانکها صورت میپذیرند. بانکها هم در صدور سرمایه و هم در عقد قراردادها و اجبارِ خرید بوسیله این سرمایه های صادر شده(اعتبارات داده شده)، برای ساخت ساز و مجموعه های تولیدی در کشورهای عقب نگه داشته شده بنفع خود، که تا کنون فقط کشور وام دهنده آنرا تصاحب میکرد و از زمان گلوبالیزاسیون («جهان» وطنی کردن سرمایه) بیتفاوت است که صاحبانِ سهامِ این سرمایه ها در عربستان سعودی، چین، آمریکا، ایران، یا قطر ویا در اروپا لانه داشته باشند، بجیب وال استریت سرازیر است!
نه تنها این بانکها حرف اول را میزنند، بلکه خود طراح و اجرا کننده آن بدست کارمندانی که در دولتِ آن کشور نشانده اند (مامورین وال استریت که در کاخ سپید و پارلمان اروپا کاشته اند) هستند.
در ایران هم کلی مامورین دو پاسپورتی و تک پاسپورتی مانند اصحاب رفسنجانی و اصول گرا بر صندلی های مهم دولتی تکیه زده بودهاند که فقط نوک یخ از آب بیرون زد و روحانی ظریف زنگنه هنوز بکار ایران فروشی و قراردادهای بدفرجام ترا ز «دارسی» مشغولند و روزانه چندین معدن طلا و نقره و دیگر مواد خام پر بها، میادین نفتی- گازیِ جدید، کشف وبرای صدور بخارجه بکار میگیرند (دیروزهم گذارشی نو از نوترین آنها نشان دادند)
بعنوان مثال برای این تسلط وال استریت:
هم اکنون اکثریت شهر های آلمان کانالیزاسیون و فاضل آبهای آن متعلق به وال استریت است. همچنین خرید خانههای کارگری درمناطق پرجمعیت و کلنگی کردن آنها، صنایع نظامی و صنایعی که آینده ساز هستند. بعنوان مثال همین چند ماه پیش- تولیدِ کاملِ هرنوع کالایی از طریق ماشین چاپ سه بعدی 3D printer حتی چاپ اشیاء بزرگ با فلزاتی مانند تیتان، پولاد، الیاف کربنی… بسرانجام رسید که آمریکا بلافاصله آنرا در آلمان ملا خور کرد. این «ملا خوریِ وال استریت» در سراسر کشورهای صنعتی دیگر هم وجود دارد.(در کنار آن دزدی مغزها! بزرگترین مغز ریاضی خود را از ایران دزدیده بود، خانمی که چندی پیش برحمت آمریکایی یعنی سرطان پیوست!!
امپریالسم ام.آمریکا برای وصول این غارت ها دارای ارتش جنگی میباشد که امروزه پنتاگون و سازمان جهنمی سیا نام دارند و دارای بروایتی ۹۰۰ پایگاه نظامی در خارج از خاکش داشته که باید همیشه با به روز رساندن آنهاا قادر بوصول این غارتها شود.
این سرمایه ها تاکنون در هرنقطه از جهان بخطر میافتاد، پنتاگون را روانه آنجا میکردند و خرج پنتاگون را هم بنام نامی این جنگها از کلیه زحمتکشان و در درجه اول کارگران و دهقانان (تولیدکنندگان) با وقاحت وصول میکردند.
بنا به گذارشی رسمی از رسانه کانال اول آلمان برنامه مونیتور از کنسرن «گرلینگ» و «هِراشتات بانک در شهر کلن» در اوان سالهای ۷۰ ،- آمریکا با تغییر ارزش دلار نسبت به ارزهای دیگر۲۰۰میلیارد دلار در هر هفته یا ماه؟ از اروپا تحت نام مخارج «دکترین جان اف کندی» (نابودی ویتنام)، که برای برادران کوچکش انجام داده است، مانند تلکه گیران و بکش ها فقط از اروپا کش میرفته است!!
در نتیجه، وظایف و خرج پنتاگون و سازمان جهنمی سیا در اثر پی بردن خلقهای جهان از این روشها و عدم تاثیرگذاریِ شستشوی مغزی هالیوودی و رسانه ای آنها روزبروز تصاعدی بالا میرفت و در آینده خواهد رفت و کودتا پس از کودتا و جنگ پس از جنگی دیگر را طلب مینماید.
اکنون کار بجایی رسیده است که برای بِـروز کردن قدرت پنتاگون برای مقابله با رشد ناموزونِ دیگر ابرقدرت ها و کشورهای صنعتی و نو صنعتی مانند ایران هندوستان… از آن مهمتر ترسِ همه ابرقدرتها از شورش زحمتکشان جهان بخصوص کارگران در کشور خودی و دیگر مناطق تحت سلطه آنها، دیگر ثروت واقعاً موجود«رآل» در جهان برای این به روز رسانی موجود نیست.
آنهم بخاطر یک دلیل مهم که تحرکات و تکامل زیادی با کشف و بکارگیری هوش مصنوعی (باصطلاح انقلاب صنعتی چهارم) که مخدوم و مکمل این عامل اثرگذار میباشد، بوجود آورده است.
درکنار آن تکاملی سریع در سازمان ملل ودیگر سازمانهای غیر دولتی«جی اِن او» دست ساز امپریالیسم غرب و سازمانهای دولتی آمریکا ایجاد گردیده، که آنها را مجبور کرده است با کارت های روشده به بازی ادامه دهند:
ادامه دارد…
سید احمدیان
لایکلایک
مقاله راشیا تودی چنین پایان میابد:
«ٰدر عین حال انتظارات زیادی برای» پترویوان» وجود دارد. زیرا هرچه که از توانائی امریکائی ها بیشتربکاهد و مانع از آن گرد که آنها بتوانند علیه اوراسیا وارد جنگ اقتصادی گردند و این منطقه را بی ثبات سازند، پیروزی بزرگی است برای کرملین.»
گویا اواخر سال گذشته بود که چین با ۴۰۰ میلیارد دلار از روسیه گاز و نفت خرید و در نتیجه از چهار هزار میلیارد دلاری که تل انتبار کرده است ونمیتواند از آمریکا معادل آن کالاهای مورد نظرش را با بهای رایج در بازار خریداری کند را بروسیه آب کرد!
اصل قضیه این نیست که آنها چندین سال است (۷ سال) میخواهند حسابی برای تبادلات بین المللی سویفتی برای خود و بانکی بدیل بر ضد بانک جهانی تاسیس کنند و یا بهتر بگوییم فعال سازند میگذرد.
امپریالیسم آمریکا تا کنون با همان دلاری که بزودی فقط میتوان بعنوان دستمال تمیزکن بکار برد توانسته است با انقلابات مخملی و رنگی جمهوری های متعددی را از اتحاد جماهیر شوروی غیر سوسیالیستی جدا کند که با تلاش پوتین و سرمشق گرفتن از ایران و محور مقاومت توانست کریمه را با درخواست اکثریت شکننده اهالی کریمه را دوباره بدست آورد. و راه خود را بدریای مدیترانه دوباره باز نماید. بالاخره برای یکبار هم که شده بود با مشت خود پاسخ دهد.
چین سومین و روسیه دومین کشور صادر کننده اسلحه میباشند. تازه وقتی که اس سیصد به ایران میفروشند و پولش را هم دریافت میکنند (آنهم به دلار) سالیان دراز تحویل نمیدهند و بهانه تحریم را پیش میکشند.
آیا قبول تحریم های آمریکا-اروپا و گردن نهادن بدانها به چه معنی میباشد؟
همین امر در مورد چین صادق است. بالاخره روسیه اس سیصد را امسال ارسال میکند ولی ارسال محموله ها را روی ولگا دوباره متوقف میکند.(خبری درج شده در مجله هفته)
راشیا تودی چنان نگاشته است که بوجود آوردن «پترو یوان» همان تلاش چشمه ایست که با سنگی گران برخورد کرده است. اگر روسیه و چین جدو جهد کنند روزگاری خواهد رسید که پیروز میشوند!!
در صورتی که صورت مساله برعکس است.
آمریکا طبق قوانین امپریالیستی با سرعتی «نانوتکنیکی» به افول خود که لنین نامبرده است نزدیک میشود و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم یا:
باید دست بجنگی بزند که در نتیجه آن بتواند جهان را آنچنان غارت نماید (تجدید تقسیم لنینی) که کسری ارزشهای واقعی که بیش از هزاران هزارمیلیارد یعنی هزاران بیلیون و یا به آمریکایی هزاران تریلیون دلار اسکناس های بی پشتوانه که از سال ۱۹۸۲ و ارزِ شناور توسط بانک خصوصی فدرال رزرو تحت تملک روتشیلدها و راکفلرها که دلبخواهی چاپ کردهاند و با آن نان و آب مردم زحمتکش جهان را مجانا بدست آوردهاند را با این جنگ یک خط سیاه رویش کشیده و ترامپ هم پُزهای تلویزیونی بدهد.
اگر توان چنین جنگی را نداشته باشد که ندارد (بوضوح در جنگ ۸ ساله ایران، سوریه و از دست دادن کریمه با هارت وپورت های فاشیست های آلمانی شاهد آن بوده ایم)؛
باید مانند آلمانِ پسا جنگی از ساعت صفر دوباره شروع کند.
من متأسفم که پاسخ شما باید بدرازا کشیده شود زیرا شما کل قانونمندی های دیالکتیکی و توازن نیروها در دستگاهی که اکنون در حال تعادل است را بزیر سؤال برده اید.
چرا آمریکا و اسراییل دست دراز شده اش نتوانسته اند از زمان شروع جنگ عراق تاکنون و حتی در حادثه ۱۳ آبان کوچکترین اقدامی نمایند. آنها توانستند فقط یک هواپیمای مسافربری ایرانی را با بیش از ۴۰۰ سرنشین غیر نظامی بیگناه را از بین ببرند ولی چندی بعد ایرانیان توانستند سرنشینان کشتی آمریکایی و قایق ملوانان روباه مکار انگلیس – استعمار فرتوت را به تسلیم وادارند که در همه جا بعنوان سرشکستگی آنان برسر زبانهاست و حتی ترامپ پس از سالیان دراز اکنون داغ دلش تازه شده است و به افسران و ملوانان آمریکایی آری آمریکایی فحاشی میکند که چرا نمردند و تسلیم گردیدند!
چرا آمریکا حتی از تهدید ایران بجنگ خودداری میکند و چرا فقط به تحدید (محدود کردن) های کوچکی قناعت کرده است؟ اینجاست که راز پترو یوان نهفته است…
ادامه دارد
سید احمدیان
لایکلایک
اقای سید احمدیان نظر شما در رابطه با گروه بریکس و پیمان همکاری های شانگهای چیست؟؟؟ و اینکه چرا هم اکنون بانکهای روسیه روبل واحد پول روسیه را قبول نمیکنند و با دلار کار میکنند؟
لایکلایک
این مقاله «روسیه امروز«راشیا تودی»» مرا بیاد سروده ای از ملک الشعرای بهار که در دبستان فرا میگرفتیم میاندازد:
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
به ره گشت ناگه به سنگی دچار
…
بسی کند وکاوید وکوشش نمود
کز آن سنگ خارا رهی برگشود…
ولی فرقی گران است بین آنچه راشیا تودی و ملک الشعرای بهار بیان مینمایند (نفت بعنوان عامل تعیین کننده)؛
و قوانین عام اقتصاد سرمایداری در دوران امپریالیسم که طبق لنین، رشد ناموزون کشورهای سرمایداری-صنعتی میباشد که سبب افول امپریالیسم سرکرده گردیده و باید این مقام را به امپریالیسم تازه نفس تری که در تولید مایحتاج روزانه مردم با فاصلهای فرسنگی جلو افتاده است، از طریق جنگی جهانی(هم اکنون کل جهان را جنگ فرا گرفته است ویا به پشت جبهه جنگ تبدیل گردیده اند) واگذار نماید!!
چین کمپوتر های قابل حمل که روزانه کوچکتر میگردند «لاپ توپ» آی بی ام را از آمریکا خرید و پس از فقط چند سال تمام بازارهای جهانی را با «لاپ توپ» های «لنووو» پر کرد و آمریکا چنین صنعتی را از دست داد. سپس بزرگترین و سریعترین کمپیوتر جهان را با تراشه های خود تولید کرده، ساخت! چین تا بدانجا پیش رفته است که ترامپ با تمام قسم خوردن ها که کالاهای خارجی و بخصوص کالاهای چینی را ممنوع میکند، دخترش بزرگترین وارد کننده «تکستیل چینی» آنهم تحت نام مدِ «ترامپ» باشد. که پس از آنکه رسوا شد بازهم اجبارا بدان ادامه دهد!
ام.آمریکا سالیان درازی است که سِیرتولید مایحتاج روزانه مردم که ما کمونیستها آنرا «بهای کار» مینامیم را نزولی کرده است (زیرا سود آوری چندانی ندارند) و خود را روی تولید و تکامل ماشین جنگی متمرکز کرده است.
باز هم طبق قانون لنینی «طفیلی گری امپریالیسم»:
امپریالیسم آمریکا از جنگ جهانی دوم تا کنون با غارت کشورهای «عقب نگه داشته شده» که خود انانرا حیاط خلوت خود میخواند، توانسته است که جهان را غارت کرده که یکی از آنها همان نفت و یا بنا بر روسیه امروز «پترول دلار» است…
اکنون کار بجایی کشیده است که نتنها اگر پترول دلار بهمان گونه بیست سال پیش ادامه یابد که مییابد(حدود یکهزار میلیارد دلار تنها با عربستان و مقدار هنگفتی با ایران قرار داد تبادل بسته است)، اگر غارت اروپا هم همانند گذشته ادامه یابد (که هماکنون هم مییابد. هر در آمدی در آلمان چه اکسپورت و چه نقش اساسی در اتحادیه اروپا… و بانک مرکزی اروپا در فرانکفورت؛ با خرید دویچه بانک و تعیین هیئت رهبری آن و هیئت نظاره آن متعلق به بلاک رک یعنی وال استریت میباشد. این روال در انگلیس و فرانسه … هم تاکنون دایر است).
دور نیفتیم این غارت هزاران میلیارد دلاری در سال که در بالا نام برده شد، کفاف مخارج سراپا نگه داشتن این ماشین جنگی را نمیدهند و بایستی آنرا پایین بیاورد که در نتیجه غرش کلیه کشورهای جهان و بطریق اولی: اول «محور مقاومت که روسیه هم در آن شرکت دارد» و کره شمالی و سپس در آخر هم میتوان از چین نامبرد. این غرش بلند و بلند تر میشود و غول امپریالیستی ام.آمریکا و پایههای وال استریت آن و ابزار وال استریت، پنتاگون و سازمان جهنمی سیا را … بلرزش در آورده است.
روسیه و بخصوص چین پس از مقاومت و جنگ ۸ ساله ایران و تلاش صنعتی کره شمالی تازه سربلند کرده اند.
در اینجا سؤالی که برای یک کارگر پویا پیش میآید این است:
لنین که او هم خود را کارگر میدانست مگر بزبان روسی این قوانین را ننگاشه بوده است!
آیا دانایان روسی «استبلیشمنت» و دانشگاههای روسی به راشیا تودی، این عللی را که لنین نامبرده است و صد سال است که روزانه شاهد آنند و بدون استثناء همیشه پاسخ داده است، را در اختیارش نمیگذارند؟
آنها و راشیاتودی بخوبی ار آنها مطلع هستند. ولی آنها فقط به پترول دلار بسنده میکنند زیرا پس از آمریکا اگر سرکردگی جهان بدست روسیه و یا چین بیفتد طبق همین قوانین باید در مقابل نیروی سومی لنگ بیندازند. و از خوابیدن این شتر بر در خانه خود از هماکنون وحشت داشته باشند. که این امر با سرعت زیادی که تولید در اثر صنعت نانوتکنیک که روند تولید توسط ربت هارا بسیار تسریع کرده است، مدتی طولانی مانند فاصله فرسودگی امپریالیسم سرکرده از جنگ اول جهانی تا دوم یعنی سی سال و از جنگ دوم جهانی تاکنون بخاطر وجود کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ۷۰ سال بطول انجامید، نبوده بلکه بسیار کوتاهتر میباشد.
رسانه «روسیه امروز» نزدیک بودن این افول را همچنین نزدیکی انتخابات رئیس جمهوری در روسیه میداند
مقاله سعی دارد که علل افول امپریالیسم آمریکا را شفاف سازد ولی بجای درست کردن آبرو چشم را هم کور کرده است زیرا خصلت امپریالیستی آمریکا را برملا نکرده و نامی از آن نبرده است واز آن بدتر حتی یک بار واژه امپریالیسم را در سراسر مقاله بکار نــــــگرفته است. آیا میتواند سهواً بوده باشد؟؟
جل الخالق راشیا تودی!
لایکلایک