
از: آندره شئر
منبع: عصرما
تارنگاشت عدالت
«حزب برای عمل ـ پروژه برای انقلاب» شعاری بود که زیر لوای آن آخر هفته گذشته در مادرید ۳۰۰ نماینده در ۲۰مین کنگره حزب کمونیست اسپانیا PCE گرد هم آمدند. در ساختمان اتحادیه سندیکائی UGT نمایندگان در نظر داشتند تغییراتی را از جمله در سند سیاسی و در اساسنامه حزبی بوجود آورند. ولی مسائل عملی سادهای سازماندهندگان کنگره را با مشکلاتی مواجه ساختند: روز یکشنبه ۴ دسامبر قرار بود بمناسبت روز ملی آندلس تظاهرات عظیمی در «مالاگا» ترتیب داده شود و کمونیستهای آندلس که بیشترین تعداد نمایندگان منطقهای کنگره را تشکیل میدادند خواستار شرکت در این تظاهرات بودند. در نتیجه کنگره کوتاه شد و روز شنبه بپایان رسید. آیا تنها یک روز و نیم (جمعه و شنبه) برای تصمیمگیری در مورد یک برنامه بسیار جامع کافی بود؟ PCE توانست اینکار را عملی سازد.
برای صرفهجوئی در وقت کمیسیون پیشنهادات در هفتههای قبل از کنگره مذاکرات عمیقی با فدراسیونهای محلی انجام داد و کوشش کرد پیشنهادات متعدد رسیده را اجماعپذیر نموده و به کنگره ارائه کند. در نتیجه در مادرید تنها در مورد پیشنهاداتی رای گیری شد که پیشنهادکنندگان بخشهای پیشنهادی خود را در طرح کمیسیون بازنیافته بودند. با اینکه سند، مسائل استراتژیک مهمی را مطرح مینمود که اعضای حزب بعضاً از دهها سال پیش آنها را مطرح مینمودند، تعداد این نوع پیشنهادات زیاد نبود.
کمونیستهای اسپانیائی وسیعاً در رد اتحادیه اروپا متفقالقول بودند. در سند آمده که جدائی از اتحادیه اروپا و یورو درخواستی است که حزب کمونیست از مدتها پیش مطرح کرده است. آنها رفرمهکردن این قطب امپریالیستی را ممکن نمیدانند. این برداشت در انتقاد صریح از حزب چپ اروپائی که به وهم تحولپذیری چپهای اروپائی دامن میزند، به اوج خود رسید. نمایندگان آندلس خواستار خروج از حزبچپهای اروپائی شدند. البته این مورد در کنگره به رایگیری گذارده نشد.
همینطور رابطه حزب کمونیست اسپانیا با «چپ های متحد» (IU) که حزب قدرتمندترین نیروی آنست مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. در حقیقت از نظر رسانهای IU در سایه حزب چپ پودموس که با آن در انتخابات اخیر در پیمان Unidos podemos شرکت کرده قرار دارد. روی هم رفته نظر غالب کنگره این بود که IU باید به یک جنبش اجتماعی مستقل مبدل گردد ولی در واقع همواره مانند یک حزب عمل میکند و وظایفی را متقبل میشود که در واقع وظیفه حزب کمونیست اسپانیاست.
بحث مشابهی نیز در مورد رابطه با سندیکاها صورت گرفت. اکثریت روی سمتگیری به سوی بزرگترین اتحادیه سراسری کارگری CCOO تاکید داشت. حزب کمونیست اسپانیا خواستار ایجاد سندیکای واحد است لذا نباید خود را در انجمنهای کوچک سازماندهی نماید حتا اگر این انجمنها مواضع نزدیکتری نسبت به حزب داشته باشند. این امر به ویژه در مورد CGT که دارای دهها هزار عضو است و خود را «آنارشوسندیکالیست» میداند و همچنین تعداد زیادی از انجمنهای محلی مثلاً در منطقه باسک، کاتالونی و یا آندلس صادق است. کنگره مشخص کرد که حزب اجازه ندارد کار در کارخانجات و شرکتها را به عهده سندیکاها بگذارد، بلکه باید هم و کوشش خود را صرف ایجاد هستههای کارگری در کارخانجات نماید.
از نظر استرتژیک، تعیینکنندهترین تصمیم کنگره ۲۰ بدون شک تصمیم قاطع و متفقالقول نمایندگان مبنی بر این بود که ۴۰ سال بعد از اینکه صفت مارکسیست لنینیست زیر تاثیر کمونیسم اروپائی و رهبری «سانتیاگو کارییو» از کلیه اسناد حزب محو شده بود، مجدداً حزب را مارکسیستی ـ لنینیستی تعریف کنند. علاوه براین نمایندگان تصمیم گرفتند سمتگیری جدید را از نظر سمبلیک نیز برجسته سازند: سمبل جدید حزب در آینده علاوه بر داس و چکش، ستاره سرخ ۵ سر به عنوان ابراز همبستگی بینالمللی با جنبش کارگری در هر ۵ قاره خواهد بود. رهبری حزب در آینده نه «کمیته فدرال» بلکه مجدداً کمیته مرکزی نام خواهد داشت. علاوه برآن ایجاد فراکسیون در درون حزب ممنوع خواهد بود. این شیوه جدیدی است زیرا تاکنون وجود نامزدهای رقیب برای عضویت در رهبری حزب متداول بود. این بار تنها یک لیست از نامزدهای کمیته مرکزی وجود داشت که از طرف نمایندگان با رای شفاهی پذیرفته شد. بیش از ۸۰ درصد نمایندگان از این پیشنهاد استقبال کردند.
بدلیل وضعیت بغرنج کنگره این بار تعداد محدودی از نمایندگان بینالمللی توانستند شادباشهای خود را در کنگره بیان دارند، از جمله میهمانان میتوان از نمایندگان ونزوئلا، کوبا، فلسطین، صحرای غرب و همینطور دکاپ نام برد. در قطعنامههای کنگره، نمایندگان سرکوب و فشار را در هندوراس و همچنین تحریمات اتحادیه اروپا علیه ونزوئلا را محکوم کردند و خواستار یک دولت دمکراتیک و لائیک در سطح فلسطین تاریخی و همین طور آزادی صحرای غربی از اشغال مراکش و به همین شکل پایان جنگ سوریه شدند.
وضعیت در کاتالونی نقش تعیین کنندهای در کنگره ایفأ نکرد. حزب در اسناد سیاسی خود تاکید کرد که کماکان خواستار حق تعیین سرنوشت کلیه خلقها در اسپانیا است. هرچند این درخواست حق تجزیه را نیز در بر دارد ولی حزب با چنین کوششهائی مبارزه خواهد کرد.

