
مومیا ابوجمال
تارنگاشت عدالت
در عین حال ما در سطح بینالمللی شاهدیم که دولتها تثبیت نمیشوند، بلکه بیثبات و تضعیف میگردند. مثلاً همهپرسی در بریتانیا در رابطه با «برکسیت» به تقویت ثبات اقتصادی منجر نشد و به افت ملموس دستمزدها انجامید. درست در بریتانیا این تکانهای اقتصادی به مثابه پیشپرده بیثباتی سیاسی تعبیر میگردد.
وقتی که در مورد بیثباتی سخن میگويیم، باید به ویژه وضعیت در ایالات متحده آمریکا را مورد بررسی قرار دهیم. این کشور از طرف یک فرد مجنون رهبری میشود و بدتر از آن. توسط مجنونی که توسط دیوانههای دیگری احاطه شده است.
ولی در پس این جنون سیاسیِ دولتی، متد و شیوه مشخصی وجود دارد. خانم «نائومی کلاین» نویسنده کانادايی و منتقد روند جهانی شدن در کتاب خود «استراتژی شوک: ظهور و صعود سرمایهداری فجیع» که در سال ۲۰۰۷ در نیویورک منتشر شد تحلیل میکند که چگونه «رادیکالهای بازار» خبرگان اقتصادی از بحرانهای اجتماعی غیرمترقبه و ناگهانی مثل فروپاشیهای اقتصادی، شکستهای نظامی و یا فاجعههای طبیعی استفاده میکنند. «کلاین» تعریف میکند که سرمایه جهانی چگونه آرژانتین، آفریقای جنوبی و کشورهای دیگر را تاراج کرد و سیستم نئولیبرالی را به آنها تحمیل نمود.
ولی آنچه که در خارج صورت میگیرد، به اجبار به کشورهای باعث و بانی بازمیگردد. اغتشاشی را که مراکز سرمایهداری با وضعیت رفاهی خود امروز زیر عنوان «تقلیل مالیات» صادر میکنند، در ایالات متحده آمریکا نیز روند مشابهی را به دنبال دارد. مارکس در کتاب «مانیفست حزب کمونیست» نوشت: «قدرت مدرن دولتی تنها کمیسیونی است که مسايل مشترک تمامی طبقه بورژوازی را مدیریت میکند.»
چه کسی می تواند منکر شود که نمایندگان پارلمانی و قوه مقننه در خدمت منافع توانگران و ابرثروتمندان نیستند؟ شما به عنوان انتخاب کننده به آنها رأی دادید، ولی واقعیت این است که منافع آنان با منافع شما یکی نیست. منافع آنها مطابق با منافع شما نبوده و نیست. خصلت ویژه سرمایهداری سعی و کوشش لجامگسیخته و بیرحمانه در جهت ثروتاندوزی است و در این راه بیتفاوت است که از کدام طریق میتوان به این هدف رسید.

