
ترکیه که در سوریه طرف شکست خورده است اکنون به دلیل خطر از دست دادن ادلب در گوشه تنگی قرار گرفته است. آنکارا سعی دارد با عملیات نظامی در عفرین بر این وضعیت فايق آید. دولت اردوغان با روحیه «به سود آمریکا به رغم آمریکا» هدف تبدیل شدن به بازیگری را دنبال میکند که آمریکا نتواند در میدان آنرا نادیده بگیرد، تا در سمت برنده قرار گیرد. عملیات که با عبارت «تخریب دالان ترور ایالات متحده» توجیه میشود در واقع ممکن است طرحهای روسیه را مختل کند و نه طرحهای آمریکا را.
در عرض یک هفته، ترکیه اظهارات خود را پیرامون امکان عملیات نظامی در مناطق تحت کنترل «یگانهای مدافع خلق» وابسته به حزب کارگران کردستان در سوریه افزایش داد و تند کرد. برای درک اهداف ترکیه در عفرین مهم است که به رقابت منافع ایالات متحده و روسیه در سوریه و بازتاب این رقابت در میدان نگاه شود.
محاصره استراتژی ایالات متحده
برای ایالات متحده، مذاکرات ژنو آدرس راهحل است. ایالات متحده هنوز هدف نهایی خود را در روند ژنو «استعفای اسد» اعلام میکند. اما، پاسخ به پرسش «چرا» یک معمای کامل است. در واقع، استعفای اسد حتا برای اتاقهای فکر ایالات متحده، که زمانی بزرگترین مُبلغان «تغییر رژیم» بودند پس از اینکه ارتش سوریه کنترل حلب را به دست گرفت، یک گزینه واقعی نیست.
ایالات متحده پس از شکست خود در حلب فرمان را به سمت «سد کردن راه ایران به مدیترانه» چرخاند. هدف این طرح ایجاد یک ارتش متشکل از «یگانهای مدافع خلق»- نیروی نیابتی آمریکا در میدان- و آغاز یک جنگ نیابتی علیه قدرتهای مورد حمایت ایران در میدان بود. «حزب اتحاد دمکراتیک» و «یگانهای مدافع خلق» با آغاز اینکه «ایران تهدید واقعی است» نشان دادند که «یگانهای مدافع خلق» نیز به این طرح علاقمند است.
ترامپ در ژوئیه به ارتش آمریکا اختیار داد میلیشیای مورد حمایت ایران را در سوریه هدف قرار دهد. اما این طرح نواقص جدی داشت. نخست، «یگانهای مدافع خلق» به اندازه کافی نیرومند نیستند که بتوانند با میلیشیای مورد حمایت ایران در میدان مقابله کنند، این بدین معنی است که ایالات متحده زمانی مجبور خواهد بود نیروی زمین بیشتری به سوریه بفرستد. در سوی دیگر، ایالات متحده دوری خود را از مداخله تمامعیار در سوریه حفظ کرده است. دوم، ایران به اندازه کافی نیرومند بود که بتواند منافع آمریکا را در عراق مختل کند. و سوم، متحدین اروپایی ترامپ به نظر نمیرسید به این بازی خطرناک- که ممکن است در زمانی که آنها سرمایهگذاری خود را در ایران افزایش میدهند آتش یک جنگ منطقهای را شعلهور کند- علاقمند باشند. ارتش سوریه نهایتاً در نوامبر وارد شهر البوکمال در مرز عراق شد و «دالان ایران به مدیترانه» را تکمیل کرد، و ایالات متحده را مجبور ساخت به یک خط «دفاعی» نقل مکان کند.
یک تهاجم «دفاعی»تر
اظهارات جیم متیس وزیر دفاع ایالات متحده در نوامبر پیرامون آینده حضور نظامی ایالات متحده در سوریه بازتاب طرح سوم بود. او با گفتن اینکه «در سوریۀ متحد جایی برای اسد نیست» به طور ضمنی گفت اگر رژیم تغییر نکند آنها سوریه را تقسیم خواهند کرد. نتیجتاً، «یک ارتش متشکل از یگانهای مدافع خلق» در طرح پیشین جای خود را به «نیروهای مرزی متشکل از یگانهای مدافع خلق» داد.
ایالات متحده در حالیکه تعیین مرزهای مناطق تحت کنترل «یگانهای مدافع خلق» را تدارک میدید ترکیه را مطلع ساخت. به گفته آنکارا، دونالد ترامپ رییسجمهور ایالات متحده در نوامبر در ملاقات خود با طیب اردوغان ريیسجمهور ترکیه قول داد تحویل اسلحه به «یگانهای مدافع خلق» را متوقف سازد. گرچه اظهارات ایالات متحده پیرامون این ملاقات نیز وعده «تحویل ندادن سلاح به یگانهای مدافع خلق» را تأیید کرد، اما اظهارات نماینده پنتاگون در مصاحبه با وال استریت ژورنال چشمگیر بود: «ترامپ اردوغان را از تعدیلهای قریبالوقع در ارايه حمایت نظامی به شرکای ما در سوریه مطلع ساخت.» در واقع، ایالات متحده یکبار دیگر بازی «آرام کردن ترکیه با تغییر نام» را به نمایش گذاشت، شبیه کاری که پس از عملیات منبج در ۲۰۱۵ انجام داد. لذا، ژنرال ریموند توماس، فرمانده عملیات ویژه ایالات متحده در ژوئیه ۲۰۱۷ اذعان کرد که آنها به «یگانهای مدافع خلق» توصیه کرده بودند نام خود را تغییر دهند. در پی این توصیه بود که «یگانهای مدافع خلق» در نوامبر ۲۰۱۵ «نیروهای دمکراتیک سوریه» را تشکیل دادند. و «نگهبانان مرزی» به مسلح کردن «یگانهای مدافع خلق» بدون گفتن این که «ما به یگانهای مدافع خلق اسلحه میدهیم» اشارت دارد.
در طرحهای آمریکا جایی برای ترکیه نیست
به گفته متیس ایالات متحده با استفاده از «ابزار دیپلماتیک» فرمان را از «سد کردن راه ایران به مدیترانه» به سمت مجبور ساختن ایران به بیرون رفتن از سوریه چرخاند. این در واقع به معنی استفاده از منطقه «یگانهای مدافع خلق» به مثابه یک اهرم فشار علیه سوریه برای رها کردن خط ضداسرائیلی آن در اتحاد با ایران است. واقعیت این است که تخمین زده میشود که برای بازسازی کشور پس از جنگ به ۲۵۰ میلیارد دلار نیاز است. و منطقه «یگانهای مدافع خلق» ۹۰ درصد دخاير نفت و گاز سوریه برای استفاده در بازسازی و همچنین دو-سوم تولید گندم کشور را که قرار است با سه طرح بزرگ سدسازی افزایش یابد، دارد.
این استراتژی ایالات متحده نمیخواهد روسیه را منزوی کند. بالعکس، بر خنثا کردن روسیه با مصالحههای مشخصی اتکا دارد. به این دلیل، ایالات متحده دره رود فرات را به مثابه خط مرزی تعیین کرد. عفرین در غرب این خط مرزی قرار دارد، بدین معنی که منطقهای که برای روسیه در نظر گرفته شده قرار دارد.
دولت ترامپ در ژوئیه گفت که به مثابه یک «حسن نیت» کمکهای «سیا» برای «شورشیان» را از طريق ترکیه و اردن قطع کرده است. بنابراین، به روسیه پیغام داده شد که «اگر در شرق فرات مداخله نکنی، من در غرب مداخله نخواهم کرد.» این بدین معنی است که نیروهای نیابتی ترکیه در میدان در مقابل ارتشهای روسیه و سوریه تنها مانده اند.
واشنگتن که به نیروهای نیابتی ترکیه در میدان احیتاج ندارد به حضور آن دور میز هم احتیاج ندارد. زیرا، ترکیه علاوه بر مفید نبودن آن برای ایالات متحده، به استراتژی متکی بر «یگانهای مدافع خلق» لطمه زده است. به این دلیل، در حالیکه رکس تیلرسون وزیر امور خارجه ایالات متحده برای مذاکرات ژنو آماده میشود، ترکیه کاملاً از روند منزوی شده، گرچه انگلستان، فرانسه، اردن، عربستان سعودی و مصر در آن حضور دارند.
طرح آمریکا عقیم است
تا جایی که در مطبوعات ایالات متحده منعکس شده، بحث درباره تقسیم سوریه صورت گرفته است. اما، در میان کشورهایی که ایالات متحده سعی میکند توافق آنها را جلب کند هیچ اجماعی وجود ندارد. اینکه انگلستان، یکی از آن کشورها، برملا کرد که «یگانهای مدافع خلق» و «دولت اسلامی» در رقه یک توافق محرمانه داشتند، و سپس ایالات متحده مستندی را منتشر کرد که در آن سعودیها، که سیاستهای منطقهای بر آنها قرار داشته، به مثابه «شالوده رادیکالیسم در منطقه» نشان داده شدند، نشانههای مهمی هستند.
انگلستان همچنین با رأی «آری» خود در مجمع عمومی سازمان ملل در محکومیت تصمیم ترامپ به اعلام بیتالمقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، عدم توافق خود را با طرحهای ایالات متحده برای منطقه نشان داد.
کشور دیگری که سیاستهای ایالات متحده را درباره مسايل سوریه چالش میکند، آلمان است. آلمان نیز به قطعنامه درباره بیتالمقدس رأی «آری» داد. دولت آلمان درباره طرح ایالات متحده ساکت مانده است، در عینحال به اقدامات شدیدی مانند بازداشت هواداران «یگانهای مدافع خلق-حزب کارگران کردستان» در درون مرزهای خود متوسل میشود. اما، لازم به اشاره است که معاون «صندوق مارشال»، یک اتاق فکر برجسته در «صدای آلمان» گفت که «ایالات متحده پیوند بین یگانهای مدافع خلق و حزب کارگران کردستان را نادیده میگیرد.» در حالیکه آلمان، انگلستان و فرانسه درباره غلیه بر مشکلات منطقه با ادغام ایران در نظام سرمایهداری جهانی توافق دارند، همگی از تواق اتمی با ایران که ترامپ خواهان لغو آن است، حمایت کردند.
به علاوه، نباید اینرا از فراموش کرد که روسیه امکان تماس مستقیم با اردن و مصر را دارد. این امکان آتشبسی را ممکن کرد که سوریه را قادر ساخت ابتدا به دیرالزور و سپس به ادلب در جبهه درعا که از طريق اردن کنترل میشد، برود. مصر نیز در جنگ علیه حملات جهادیون که اخیراً در شبهجزیره سینا متمرکز بوده به کمک نظامی روسیه نیاز دارد و تنها دلیل برای حضور آن دور میز واشنگتن نگرانی ایالات متحده از نزدیکی فزاینده قاهره با روسیه است.
بزرگترین مشکل طرح تقسیم این است که همه بخشها، علیرغم اینکه تحت کنترل گروهای مسلح گوناگون قرار دارند، هنوز تابع دمشق هستند. گرچه منطقه «یگانهای مدافع خلق» از نظر اقتصادی غنی است، اما بدون صنعت حلب و پالایشگاههای نفت حمص بقای «یگانهای مدافع خلق» واقعاً دشوار است. اینکه «یگانهای مدافع خلق» بدون کمک مالی ایالات متحده تا چه مدت دوام خواهند آورد نیز مطرح است. گرچه ایالات متحده سعی میکند با بازی با کارت «تقسیم» یک راهحل ضربتی پیدا کند، اما این فاکتهای اقتصادی صحنه را به سود سوریه تغییر میدهند. توجه به این نیز مهم است که سوریه و متحدین آن از ۲۰۱۱ به بعد همیشه از جنگ فرسایشی با گسترش آن در طول زمان علیه «حمله برقآسای» ایالات متحده استفاده کرده اند. چین، روسیه، و ایران ظرفیت اقتصادی برای رفع بحران منابع سوریه برای بازسازی را دارند. اما نباید فراموش کرد که ایالات متحده توانست از آلبانیهای کوزوو یک حکومت بسازد.
ادلب نه مرگ سوچی، بلکه تدارک آن است
روسیه در واقع سعی دارد مذاکرات ژنو را با شروع مذاکرات سوچی به نام «حمایت» از مذاکران ژنو دور بزند. در پی قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد که مذاکرات ژنو بر آن قرار دارد، روسیه سعی میکند دولت دمشق و مخالفان آنرا در چهارچوبی که خود تماماً طراحی کرده گرد آورد. ترکیه یکی از شرکتکنندگان در مذاکراتی است که روسیه از طريق آن «نوشتن قانون اساسی» «برگزاری انتخابات» و «روند گذار» را که در قطعنامه ۲۲۵۴ در نظر گرفته شده، پیش میبرد. و ترکیه به توافق تاکتیکی با ولادیمیر پوتین رهبر روسیه گرایش دارد، زیرا پی برده که از مذاکرات ژنو بیرون است و اگر در سوچی حاضر نشود «حزب اتحاد دمکراتیک» دست آزاد را خواهد داشت.
روسیه از این توافق تاکتیکی به جای فلج ساختن گروههای مورد حمایت ترکیه در میدان، برای خرابکاری در چیزی که در سمت ایالات متحده در جریان است، استفاده کرده است. همانطور که میتوان به یاد آورد، بحران روسیه-ترکیه با سرنگون کردن جنگنده روسی توسط ترکیه در نوامبر ۲۰۱۵ آغاز شد و با شکست گروههای مورد حمایت ترکیه توسط روسیه و در واقع پیروزی آن بر ترکیه- حتا زمانی که برنامه مسلح کردن آن گروهها توسط «سیا» هنوز ادامه داشت-پایان یافت. از اینرو، گرچه اعلام شده که «ترکیه عفرین را در ازای ادلب میخواهد»، ارتشهای روسیه و سوریه میتوانند به رغم ترکیه گروههای جهادی را در ادلب شکست دهند. به این دلیل، ادلب تغییردهنده بازی نیست، گرچه کارتی است که در چانهزنی ترکیه بازی خواهد شد.
با این وصف، ترکیه در سوچی نیز بزرگترین ناتوان است. در واقع، «کنگره مردم» که قرار بود در ۱۸ نوامبر برگزار شود پس از مخالفت ترکیه به آخر این ماه منتقل شد. البته، دلیل ترکیه این بود که «حزب اتحاد دمکراتیک» برای مذاکره هیأتی به [سوچی] خواهد فرستاد. گرچه روسیه سعی کرد با میزبانی از نمایندگان «حزب اتحاد دمکراتیک» بدون اینکه آنان را نمایندگان «حزب اتحاد دمکراتیک» اعلام کند و با تغییر نام کنگره به «کنگره سوریه» این مخالفت را خنثا کتد، روسیه همچنین فکر میکند که برای یافتن یک راهحل واقعی در راستای حذف مذاکرات ژنو، باید مذاکرات علنیتری با «یگانهای مدافع خلق» و «حزب اتحاد دمکراتیک» صورت گیرد.
از این منظر، در حالیکه روسیه سوچی را اینقدر مهم میبیند این ممکن است یک «حرکت اشتباه» تلقی شود، اگر روسیه اجرای عملیات ادلب را آغاز کند و واکنش ترکیه را موجب شود. اما، پوتین که مطمئن است ترکیه نمیتواند جایی در ژنو پیدا کند، قصد دارد کارتهای اردوغان را که وی میتواند با آنها در سوچی خرابکاری کند از دستش خارج کند، به عبارتی، با کمک به قرار گرفتن ادلب در زیر کنترل ارتش سوریه اردوغان را بلااستفاده کند. از این طریق، روسیه در نظر دارد امکان تماس علنیتر و مستقیم با «یگانهای مدافع خلق-حزب اتحاد دمکراتیک» را داشته باشد.
اما، این تنها هدف در عملیات ادلب نیست. روشن است که اتحاد روسیه، سوریه و ایران در پایان مجبور خواهد بود با حضور ایالات متحده در سوریه تصفیه حساب کند. این دلیل دقیقی اسیت برای اینکه چرا روسیه مرتباً خاطرنشان میکند که حضور ایالات متحده در سوریه غیرقانونی است. همانطور که میتوان به یاد آورد، در حالیکه پس از عملیات دیرالزور، بانگ «اکنون وقت رقه است» از ایران و سوریه به گوش میرسید، اتحاد روسیه به مثابه یک گام نهایی به عقب در سمت ادلب تعبیر شد. اما عملیات ادلب در واقع تلاشهای ایالات متحده برای حرکت به غرب فرات و آسیب رساندن به متحدین سوریه را قطع میکند.
هدف عملیات عفرین چیست؟
هنگامیکه روشنتر شود در سال ۲۰۱۸ در سوریه چه اتفاق خواهد افتاد، هدفهای ترکیه از عملیات عفرین شفافتر میشود.
گرچه عملیات به مثابه واکنش به طرح ایالات متحده برای «تشکیل یک نیروی ۳۰ هزار نفره نگهبانان مرزی» معرفی شد، اما در واقع تلاش ترکیه برای فايق آمدن بر تنگنایی است که طرحهای ادلب به وجود آورده و آنرا از سوچی و ژنو حذف خواهد کرد.
در آن صورت، ترکیه با گرفتن عفرین و سپس منبج چگونه بر این وضعیت فايق خواهد آمد؟ پاسخ به این پرسش در اهمیت استراتژیک عفرین و منبج قرار دارد. اگر ترکیه موفق شود به اهداف خود برسد، حلب، مرکز تجاری سوریه از بخشهای روستایی غرب تا شرق جدا خواهد افتاد. در واقع، بین عفرین و منبج در سمت شمال ادلب خط اعزار-مارع قرار دارد که ترکیه پس از عملیات فرات کنترل آنرا به دست آورد. و این بدین معنی است که ترکیه حتا اگر ادلب را از دست بدهد میتواند یک دالان بسیار مهم را تصرف کند. به علاوه، ترکیه همچنین به نقطه شمالی دره فرات میرسد که به یک مرز غیررسمی بین ایالات متحده و روسیه مبدل شده است. اردوغان با گفتن اینکه «حزب اتحاد دمکراتیک» یک روز از ایالات متحده رویگردان خواهد شد در واقع به واشنگتن میگوید به جای این که «حزب اتحاد دمکراتیک» تنها گزینه باشد، «گزینهها را زیاد کن.»
ترکیه حساب میکند که اگر این مواضع را به دست آورد ایالات متحده دیگر آنرا نادیده نخواهد گرفت. حتا در اظهارات اردوغان که میگوید ایالات متحده «سعی دارد یک دالان ترور بسازد که ترکیه را هدف گرفته است»، نکته مهم این است که او تأکید را بر «طراحی سیاستهای منطقهای به طور مشترک با واشنگتن» قرار میدهد و میگوید «اگر ما شرکای استراتژیک هستیم واشنگتن لازم است این را مشترکاً انجام دهد.»
بنابراین، عملیات عفرین به رغم ایالات متحده یا «برای خرابکاری در دالان ترور ایالات متحده نیست»، بلکه حاصل طرحی است که میخواهد مجدداً یک متحد اساسی برای ایالات متحده باشد. به این دلیل است که نخستین گامِ طرح عفرین است که کمترین آسیب را به طرحهای ایالات متحده میرساند. در حالیکه واشنگتن در قبال پیامهای عفرینی ترکیه ساکت مانده، ائتلاف ضد دولت اسلامی به سرکردگی ایالات متحده به موضوع عملیات ترکیه سرسری نگاه کرده میگوید منطقه متعلق به آنها نیست.
با توجه یه اینکه روسیه به طور غیررسمی کفیل بینالمللی عفرین است، هدف ترکیه خرابکاری در روابط احتمالی روسیه با «یگانهای مدافع خلق-حزب اتحاد دمکراتیک» نیز هست. روسیه تنها بازیگری بوده که تاکنون در قبال اظهارات ترکیه درباره عفرین، خواهان آتشبس شده است. اما لازم به یادآوری است که هم دولت ایالات متحده و هم روسیه از گفتمان ترکیه برای مداخله نظامی و هدف قرار دادن «یگانهای مدافع خلق» در مذاکرات قبلی به مثابه یک کارت استفاده کرده اند. به عنوان مثال، در حالیکه «عملیات سپر فرات» بدون تردید «یگانهای مدافع خلق» را قادر به مشارکت در عملیات کرد، روسیه «یگانهای مدافع خلق» را مجبور کرد پرچم سوریه را در عفرین به اهتزاز درآورند.
در این مقطع، تأکید ترکیه بر تمامیت ارضی سوریه نیز با تلاشهای ترکیه در میدان در تضاد است. ترکیه سعی کرده است یک ساختار دولتی، یک نیروی امنیتی و حتا یک ارتش جداگانه در جاهایی که در جریان «سپر فرات» به دست آورد، تشکیل دهد. به همین شیوه، پس از آنکه معلوم شد اکنون تغییر رژیم در سوریه دشوار است، نخستین نقشههایی که توسط اتاقهای فکر ایالات متحده منتشر شد شامل یک «منطقه کردی»، یک «منطقه سنی» و یک «منطقه علوی» میشد که منطقه علوی تحت کنترل دمشق است و عفرین را دربر نمیگیرد. آنموقع، احمد داوداغلو، وزیر امور خارجه ترکیه گفت: «هدف اسد تشکیل یک دولت علوی در ساحل است.» در این دوره، ترکیه سعی میکرد جنگ را به منطقه موسم به «ساحل»، جایی که علویها در اکثریت هستند منتقل کند و ارتش سوریه را از «منطقه سنی» دور نگه دارد.
دمشق چه خواهد گفت؟
نقش دمشق در عملیات عفرین بسیار مهم است. قبل از هر چیز، تنها خط تدارکاتی بین عفرین و دیگر مناطق تحت کنتررل «یگانهای مدافع خلق» از حلب که تحت کنترل دمشق قرار دارد، میگذرد.
مطبوعات هوادار دولت در ترکیه و آنهایی که سعی دارند دولت حزب عدالت و توسعه را ایستاده در اردوی روسیه نشان دهند با این استدلال ساده که «ترکیه مخالف حزب کارگران کردستان است و اسد هم همینطور» میگویند دولت دمشق درباره عفرین سکوت خواهد کرد. اما، توجه به این نکته مهم است که گرچه اسد رییسجمهور سوریه با گفتن اینکه «کسانی که با ایالات متحده کار میکنند خائن هستند» «یگانهای مدافع خلق» را هدف گرفت، اما او گروههای «ارتش آزاد سوریه» را هم که در صورت افتادن کنترل عفرین به دست ترکیه در آنجا مستقر خواهد شد، تروریست و خائن میداند.
دولت دمشق در میانمدت به جای رویارویی با «یگانهای مدافع خلق» به تلاشهای دیپلماتیک روسیه فرصت میدهد. این درست نیست که از این تصویر نتیجه گرفته شود که این سکوت برابر با حمایت از ترکیه است.
در واقع، پیش از آنکه ترکیه شروع به صحبت از عفرین کند، دولت دمشق خاطرنشان کرد که حضور ترکیه در خاک سوریه از نظر بینالمللی غیرقانونی است، زیرا ترکیه به گروههای جهادی در ادلب کمک میکند. یک واکنش علیه صحبتهای ترکیه درباره عفرین از فیصل مقداد معاون وزیر امور خارجه سوریه بود. مقداد حضور ترکیه در سوریه را به مثابه «اشغال» توصیف کرد و گفت «ما از ترکیه میخواهیم نیروهای خود را از کشور ما خارج کند و در امور داخلی ما مداخله نکند.»
این حرف که ترکیه و سوریه چون هر دو با «یگانهای مدافع خلق» مخالفند پس میتوانند با هم کنار بیایند با تجربیات گذشته نیز مغایرت دارد. ترکیه زمانی که سعی کرد پس از عملیات «الباب» و «سپر فرات» وارد منبج شود هدف جنگندههای سوریه قرار گفت و پیشروی آن توسط ائتلاف سوریه و «یگانهای مدافع خلق» متوقف شد.
همزمان با آن، وزارت امور خارجه سوریه تلاش ایالات متحده برای تشکیل یک نیروی ۳۰ هزار نفره نگهبانان مرزی را آشکارا «یک حرکت تهاجمی علیه تمامیت ارضی سوریه» توصیف کرد. در حالیکه سرگئی لاورف وزیر امور خارجه روسیه گفت که هدف ایالات متحده تقسیم سوریه است، ایران گفت که «تلاش ایالات متحده برای تشکیل یک نیروی مرزی اوضاع را وخیمتر میکند.» بنابراین، برای دمشق و متحدین آن، مخالفت با عملیات عفرین و مخالفت با طرحهای ایالات متحده برای تقسیم سوریه، مغایرتی با هم ندارند. بالعکس، این دو بخشهای لازم یک استراتژی کامل برای پایان دادن به جنگ را تشکیل میدهند.
سوریترین منطقه کرد
هنگام صحبت از عفرین به یاد آوردن واقعیتهای اجتماعی شهر مهم است. شهر، که جمعیت آن، با مهاجرت داخلی پس از جنگ، بیش از ۳۰۰ هزار نفر تخمین زده میشود بیش از دیگر شهرهای کرد در سوریه هویت «سوری» دارد. حزب کارگران کردستان، طی یک دوره ۲۰ ساله، از دهه ۱۹۸۰ تا دهه ۲۰۰۰، به جای «خودمختاری» برای مسأله کردها در سوریه «راهحلها در درون سوریه» را برجسته کرده بود. در نتیجه، سازمان در عفرین دیگر احزاب کرد هوادار بازرانی را پشت سر نهاد.
تصمیم حزب حاکم بعث برای برگزاری کنفراس سالانه خود در عفرین تحت کنترل «یگانهای مدافع خلق» پیام روشنی میفرستد، اما سمت و سوی سیاسی شهر را نیر نشان میدهد.
«یگانهای مدافع خلق» از یک حمایت اجتماعی قوی در عفرین برخوردارند. منطقه که از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ در محاصره قرار داشت، زمانیکه ارتش سوریه کنترل حلب را به دست گرفت چندین بار مود حمله قرار گرفت. اما گروههای جهادی ابداً در این حملات موفق نشدند. مشهور است که «یگانهای مدافع خلق» یک خط دفاعی با تونلها و غارها در کوههای اطراف عفرین تشکیل دادند. گرفتن الباب از دولت اسلامی، که اندازه آن یکدهم منطقه عفرین است، برای ترکیه حدود چهار ماه طول کشید. بنابراین، حتا اگر ترکیه در عرصه بینالمللی با مخالفت قوی مواجه نشود، ممکن نیست اردوغان به چیزی که میخواهد دست یابد. هنگامی که ضعف گروههای مورد حمایت ترکیه در «سپر فرات» در میدان در نظر گرفته شود، ترکیه ممکن است مجبور شود نیرویی بزرگتر از آنچه را که در نظر گرفته شده بود برای گسترش درگیری به دالان اعزاز-منطقه «سپر فرات»-بسیج کند.
http://news.sol.org.tr/interest-us-despite-us-afrin-operation-33-points-173889

