سلامت نیوز:حاشیهنشینی در تهران رشد بیرویه دارد. این اظهار نظر را یک عضو شورای شهر یک روز بعد از این انجام داد که استاندار تهران نسبت به سکونت و زندگی چهارمیلیون و ۵۰۰هزار تهرانی در بافتهای فرسوده و حاشیهشهرها، هشدار داده بود.
به گزارش سلامت نیوز، آرمان نوشت: حاشیهنشینی یکی از اصلیترین معضلات کلانشهرهای ایران در چند دهه اخیر بوده است. بهرغم هشدارهایی که در این زمینه داده میشود نهتنها جلوی حاشیهنشینی گرفته نشده که آمارها نشان میدهد به میزان حاشیهنشینی در شهرهای مختلف کشور در یک دهه اخیر افزوده شده است. این اتفاق میتواند به مشکلات مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… دامن بزند.
قدمت حاشیهنشینی در کشور به سه دهه اخیر برمیگردد، البته پیش از آن نیز حاشیهنشینی وجود داشت، اما هرگز به این شدت نبود. هر چند تاکنون دستگاهها و ادارات مرتبط اقدامی جدی در مقابله با این معضل خطرناک انجام ندادند و بهرغم کمبود امکانات در استان تهران، بهدلیل بیکاری در مناطق محروم کشور، همچنان شاهد روند مهاجرت از روستاها و شهرهای کشور به این استان و تشدید حاشیهنشینی هستیم. بهگفته محسن سالکی، پژوهشگر مسائل اجتماعی بیش از ۲۰درصد جمعیت استان تهران را حاشیهنشینها تشکیل میدهند و باید به ارائه خدماتی در حد شهرها در حاشیهها صورت پذیرد.
جمعیت حاشیه نشین تهران
استاندار تهران با بیان اینکه 4.5 میلیون نفر در استان تهران در بافتهای فرسوده و حاشیه شهرها زندگی میکنند، گفت: بازآفرینی بافتهای فرسوده و حاشیهشهرها در ایجاد اشتغال موثر است. محمدحسین مقیمی با بیان اینکه به طرح بازآفرینی شهر بافتهای فرسوده و حاشیه ساماندهی شود، تصریح کرد: شاخصه بافتها این است که سطح زندگی و مشاغل در آنها اندک است و امکانات لازم را ندارند.
او ادامه داد: با اجرای طرح بازآفرینی شهری که قرار است در دوهزار و 600 محله احیا شوند، سطح کیفی زندگی مردم افزایش مییابد و اشتغال به وجود میآید؛ این موضوع در فعالسازی بخشهای مسکن و صنایع و همینطور مقاومسازی ساختمانها تاثیرگذار است. او با بیان اینکه 30درصد از سهم طرحهای بافت فرسوده و حاشیه متعلق به استان تهران است، ادامه داد: در بافتهای فرسوده و حاشیه، 2.5میلیون نفر در شهر تهران و دومیلیون نفر در شهرهای استان تهران زندگی میکنند؛ در شهرهای استان تهران، 950هزار نفر در بافت فرسوده و یکمیلیون و 50هزار نفر در بافتهای حاشیه سکونت دارند. او تاکیدکرد: مساله بازآفرینی بافتهای فرسوده باید بهصورت جدی پیگیری شود تا اشتغال مناسبی در استان تهران به وجود بیاید؛ از هر سه خانواده در استان تهران، یک خانواده در بافت فرسوده زندگی میکند که شامل 30درصد از جمعیت این استان میشوند. به گزارش فارس، استاندار تهران تصریحکرد: جمعیت فراونی در بافتهای فرسوده و حاشیه زندگی میکنند که از مشکلات آسیبها بهخاطر همین بافتها است؛ در فرمایش مقام معظم رهبری یکی از پنج آسیب مطرح شده، بافتهای فرسوده و حاشیهنشینی بوده است.
مهاجرتهای بیرویه به تهران
همچنین یک عضو شورای شهر تهران گفت: شاهد افزایش بیرویه پدیده حاشیهنشینی در پایتخت هستیم.ناهید خداکرمی با اشاره به افزایش پدیده حاشیهنشینی در تهران افزود: حاشیهنشینی یکی از معضلاتی است که در همه کلانشهرهای کشور وجود دارد و در تهران نیز شاهد افزایش بیرویه این پدیده هستیم که بهدلیل مهاجرتهای بیرویه برای داشتن زندگی بهتر بسیاری از افراد مجبور به مهاجرت میشوند. او با تاکید بر اینکه حاشیهنشینی آسیبهای فراوان در پی دارد، گفت: بهنظر میرسد اگر شهرهای کوچک از رفاه اجتماعی، اقتصادی بهویژه اشتغال برخوردار شوند، حاشیهنشینی کمتر است. این عضو شورای شهر تهران درباره اقدامات شورای پنجم برای کاهش آسیبهای اجتماعی گفت: پرداختن به آسیبهای اجتماعی یکی از محورهای فعالیت شورای شهر تهران در دوره جدید است، اما این نکته را باید مورد توجه قرار داد که موضوع آسیبهای اجتماعی فقط مختص پایتخت نیست و در همه کشور و حتی کشورهای دنیا بهعنوان یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد. خداکرمی افزود: ممکن است بخشی از جامعه تحت تاثیر آسیبهای ناشی از مسائل اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی قرار گیرد و بهدنبال آن خانوادهها درگیر آسیبهایی همچون اخلاقی، اعتیاد و طلاق شوند.
این عضو شورای شهر تهران آسیبهای اجتماعی را پدیدهای چند بعدی عنوان کرد و گفت: راهحل آسیبهای اجتماعی نیز چند بعدی است و شهرداری و شورای شهر تهران بهتنهایی قادر به حل آن نیستند، بلکه همه نهادها باید در این زمینه نقش ایفا کنند. خداکرمی در ادامه با اشاره به ضرورت آسیبشناسی آسیبهای اجتماعی و راهحل کاهش آن در جامعه بیان کرد: تاکنون به آسیبشناسی این موضوع کمتر پرداخته شده است و این مساله موجب شده در نهادها و حتی رسانهها راهکارهای حل آسیبهای اجتماعی مورد توجه قرار نگیرد. در نهایت باید گفت موضوع پیشگیری و ارائه راهکارهای حل پدیده آسیبهای اجتماعی مورد غفلت واقع شده است. او درباره رویکرد کمیسیون سلامت شورای شهر تهران نسبت به آسیبهای اجتماعی پایتخت گفت: در کمیسیون سلامت به مسائلی که سلامتی جامعه را تهدید میکند، پرداخته میشود چرا که معتقدیم اگر جامعه سالمی نداشته باشیم، مردم سالمی هم نخواهیم داشت؛ بنابراین اقدامات لازم برای آسیبشناسی و پیشگیری از این موضوع در حال انجام است. به گزارش مهر، این عضو شورای شهر تهران با اشاره به بودجههای تخصیص یافته برای حل آسیبهای اجتماعی گفت: در شهرداری تهران، وزارت رفاه اجتماعی و وزارت بهداشت حجم قابل توجهی بودجه به بخش فرهنگی، اجتماعی و رفع آسیبهای اجتماعی تعلق میگیرد، اما شاهد بیمبالاتی مدیریت هزینه هستیم. اگر بودجهها بهدرستی مدیریت شود، نباید شاهد تولید آسیب باشیم، اما اکنون آنچه میبینیم تولید آسیب است.
حاشیهنشینی پاشنه آشیل کلانشهرها
نماینده مردم تهران در مجلس درباره وضعیت حاشیهنشینی در شهر تهران به «آرمان» میگوید: حاشیهنشینی پاشنه آشیل شهرها محسوب میشود. محمدعلی وکیلی میافزاید: حاشیهنشینی یک نشانه از وضعیت اقتصادی نامطلوب ملی کشور است، چون وقتی در هر جامعهای رکود اقتصاد و امکان زیست در روستاهای کشور مهیا نباشد، طبیعتا حاشیهنشینی بروز میکند. بهگفته او در واقع نرخ زندگی در شهر تهران گران است. از سوی دیگر شاهد سرریز جمعیت به کلانشهر تهران هستیم، طبیعتا این سرریز جمعیت به حاشینهنشینی در شهرها تبدیل به بحران میشود. این نماینده مجلس میگوید: اگر در حاشیه شهرها خدمات مناسب ارائه نشود به مرور شاهد بروز آسیبهای اجتماعی در این مناطق هستیم. چنانکه هماکنون منحنی نرخ آسیبهای اجتماعی از خط حاد عبور کرده و به نقطه بحرانی و ابرچالشهای کشور تبدیل شده است. وکیلی با بیان اینکه در روند حاشیه نشینی در شهرها باید تاکید کرد که زلزلهزدگان منجیل، بم، برخی روستاییان بهدلیل نبود شرایط مناسب کشاورزی، باغداری و … به سمت حاشیه شهرها سرازیر شدهاند، میافزاید: برای جلوگیری از گسترش حاشیهنشینی باید در سرزمین مادر اقدامات مناسب را انجام داد تا به این شکل از میزان مهاجرت از شهرهای کوچک به بزرگ و کلانشهرها جلوگیری شود.
وکیلی میافزاید: باید دانست که این اقدام با دستور و نامه ایجاد نمیشود، بلکه با ایجاد جاذبه در سرزمین مادری میتوان به مهار حاشیهنشینی و مهاجرت از روستاها به شهرها پرداخت. بهگفته او در اقدام بعدی باید برای خدماترسانی به حاشیه شهرها در اسرع وقت ساماندهی لازم انجام شود و حداقل خدمات رفاهی، انتظامی، بهداشتی، آموزشی و … را تدارک دید، در غیراین صورت دولتها باید هزینههای چندینبرابری در نتیجه بزههای تولید شده در شهرها را پرداخت کنند. بهگفته او در این شرایط باید هزینه حداقلی زندگی در حاشیه شهرها را پرداخت کرده، اما این وضعیت معیوب باید در اسرع وقت متوقف شود.


3 پاسخ به “آیت الله خمینی: این پایین شهريها و این پابرهنه ها _ به اصطلاح شما! _ اینها ولی نعمت ماها هستند.”
رفیق گرامی پرواضح است که اگر اشتباه نباشد، الله بختگی نیست.
شما هم با بکارگیری «مقطع معین تاریخی و خواستهای معین طبقاتی» راه فراری جز توضیح آن برایم نگذاشته اید.
آری اینها ارقامی ثابته نیستند فقط در زمان ارزشگذاری و رجوع به اجتماع است که به این اعداد میتوان دست یافت و حتی میتواند ساعت بساعت تعداد طرفداران یک شعار و یا یک عملکرد تعرضی یا دفاعی بشدت تغییر پیدا کند.
این امر را مرد کبیر سینِما بنام سرگی آیزن اشتاین با ساختن فیلم انقلاب اکتبر توانست بخوبی به همه شیر فهم نماید. گاهی کارگرانی که بصورت پات در مقابل انجام و یا سرفنظر از انجام کاری قرار داشتند، فقط با یک شعار از طرف بلشویک ها دست بعمل مبارزاتی درخور آن عمل را میزدند. همچجون در کشتی پوتمکین و میدان کروپسکایا….
«لنین بیخود نبود در زمانی معین شعار «همه قدرتها بدست شوراها» را صادر کرد، کارگر های بلشویک مانند لنین میدانستند که منشویک ها در شوراها دارای اکثریت «مطلق؟» میباشند ولی لنین بخاطر احاطه به تکامل اوضاع سیاسی بین کارگران، این شعار را داد و دقیقاً همانی شد که وی آنرا محاسبه و درک کرده بود یعنی نظرها پس از اندکی بسوی بلشویک ها چرخید زیرا هم زیرپایه های بدست آوردن اکثریت در شوراها را بوجود آورده بود و هم شعور کارگران را بنفع خود آماده کرده بود و کارگران، خودخواهی و خود بزرگ بینی منشویک ها را بکرات با آن مواجه شده بودند.
ولی من چگونه این پیکره های در صدی را انتخاب کرده ام.
۹۹٪دی ها مربوط بجنبش ضد وال استریت در ام.آمریکا میباشد، زیرا در آمریکا تضاد های طبقاتی بسرحد تکاملی خود رسیدهاند و پسا بحران «آباکوس یا مسکن» خیلی از خواست ها در جامعه مربوط به ۹۹٪ جامعه آمریکا در مقابل یک درصد میلیاردرها و افرادِ دورقم میلیونر قرار گرفتهاند و هرچه جورج بوشها و ترامپ ها بیشتر دست و پا میزنند بیشتر خشم ۹۹٪ ها را سبب میگردند. یعنی از جنبش وال استریت گرفته شده است.
در ایران خونبار ما هم فقط در یک مورد توانستم ۹۹٪ایها را بدست آورم و آنهم نفرت عمیق آحاد مردم ایران از مستعمرگی که شاه فرمان صادرهِ آمریکایی را امضاء و قلاده وی را برگردن خود نهاده بود. خمینی هم برهمین موج خشم مردم سوار گردید.
تولید بی رویه با روش نولیبرالیستی چه جهت صادرات و استحصال دلار برای قشر سرمایدارانِ مالی و خریدهای ویلا تا بورس های وال استریتی در کانادا و آمریکا….و چه تولید برای اتوبان کشی و ساختن کاخ های مجلل… هرچه بیشتر ادامه یابد که اکنون وضع بدین منوال است موجب فقیر شدن مردم ایران و ثروتمند شدن بانک جهانی که تاکنون از اهرمهای ام.آمریکا بوده است میباشد. درواقع فرقی نمیکند که چی تولید میشود و به کجا صادر و یا در کدام واحد مورد مصرف قرار میگیرد، برنده اصلی همانا وال استریت میباشد (باستثنای نوآوری های نظامی و فنی که سرمایه طبقه کارگر میماند و از بین رفتنی نیست/ آلمان پس از جنگ). ولی در این میان هستند مهندسان مدیریت کننده و بعضی از تکنیکرها که در بخش اطلاعات انجام وظیفه میکنند و مدیران اداری و تولیدی از اوضاع خود با وجودیکه هر آن بایک پا جلوی در ایستادهاند و میتوانند اخراج شوند از این سود بَری در اثر خصوصی سازی و عضویت در بانک جهانی با غرغر کردنها (انتقادات بدون ارائه راه حل در روزنامه های ایران) با مقایسه خود با دیگران راضی میبباشند که در مجموع میتوان از ۹۵٪ ها سخنن گفت. این افراد را هم راه فراری برای خریدن خدمت سربازی فرزندانشان بر خلاف ۱٪دی ها موجود نیست.
۹۰٪ جامعه ایران نه ضمانتی برای عدم گرفتاری به بیکاری میسر است و نه عدم کار کودکانشان و یا بنحوی با قناعت زندگی کر دن تا اجاره خانه و یا قسط خانه را پرداخت کنند امکان دارد. برای این افراد سرنوشت هر آن میتوان بازی جدیدی را آغاز کند.
اینجاست که حزبی بلشویکی و فرماندهی لنینی با شاگردانی با وفا چون استالین بر راس آن لازم است تا به این حماقت های اجتماعی که خون جاری در رگ سرمایداران ایران یا بعبارتی غلط جمهوری اسلامی ایران میباشد را بپایان خود رسانیده و بسوی کشوری آزاد آباد بدون اذیت و آزار که دریک واژه «عدم استثمار فرد از فرد» را بر پرچم خود نوشته است راهبر گردد.
سپیده
لایکلایک
سپیده گرامی،
اگر اشتباهی و یا «الله بختگی و خدا خواستگی» از ۹۹ درصدی ها و سپس ۹۰٪دی ها و گاهی هم از ۹۵٪دی ها سخن نگفته اید، لطفا علت آنرا بنگارید!
آیا انسانها از طبقات معین و خواستهای معینِ خود، در دوران معین تولیدی، خصوصا در زمانیکه جنگ های طبقاتی نهان و آشکار شدت میبابند، مقادیر تقریبا ثابته ای تیستند؟
با سپاس
سید احمدیان
لایکلایک
آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!
آیا «اقتصاد مال خر است» و یا «ما انقلاب نکرده ایم که مردم خربزه و خیار داشته باشند/خمینی/ تقل از ذهن» میتواند چیزهایی جز شمرده های وکیلی (نماینده تهران)، در پی داشته باشد؟
«آن کس که نداند و نداند که نداند»، لنین و استالین کارگری بوده اند که قوانین چرایی کوری سرکردگان در جامعه سرمایداری را در کتابهایشان جاودان ساخته اند و هرگز تاکنون یک پدیده در دنیای استعمارگران در صدسال گذشته وجود نداشته است که حتی یک تبصره کوچکی ایجاد کنند، «در جهل مرکب ابدالدهر بماند!»
خمینی فقط یک چیز را بخوبی دریافته بود و آنهم ابتدا «شاه باید برود» که از تمام جامعه آنزمان روحانیت و سرمایداران نوپا«پاسداران» جلوتر بود و پس از چندی آنرا به «شاه باید اعدام گردد» تبدیل نمود که خواست آحاد ایرانیان از زن و مرد، کودک و جوان تا پیران بود. بخاطر همین هم بر امواج خروشان قدرت زحمتکشان ایران سوار شد.
آقای وکیلی نماینده تهران!
فرمایشات و راه حل های ارائه شده توسط شما «نیک» خواهان مردم، راهی به ترکستان است. تا زمانیکه بانک و بهره دهی در کشوری وجود داشته باشد هر چه بیشتر تولید و یا صادر نماید، وضع زندگی ۹۹ درصدی های کشورشان روزبروز بدتر خواهد شد!
در هر کشوری که خصوصی سازی و بانک خصوصی وجود داشته باشد:
نرخ بیکاری و فقر و فاقه ۹۰ درصدی ها از قوانین غیرقابل دورزدن – و بقانون مطلق نطام آن کشور تبدیل میگردد.
تازه بدینجا بسنده نمیشود و ۹۵ درصدی ها باید فرزندان خود را آری باید پسران و دختران خود را بعنوان گوشت دم توپ نثار این یک درصد انسانخواران هدیه زورکی نمایند!!! این گفته سر درازی دارد…
سپیده
لایکلایک