
منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
تارنگاشت عدالت
دیوانعالی برزیل طی یک اقدام آشکارا سیاسی تصمیم گرفت رییسجمهور پیشین، لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا را به زندان بفرستد. محبوبترین رییسجمهور تاریخ برزیل همچنین در نظرسنجیها برای انتخابات اکتبر پیشتاز است. دولت حزب کارگران او با کاهش شدید فقر و بازتویع ثروت در طی هشت سال درآمد خانوارها را ۲۷ درصد بالا برد.
پس از آنکه دو دوره متوالی ریاست جمهوری او به پایان رسید، دیلما روسف جانشین او براساس همان پلاتفرم چپ در دو انتخابات ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ پیروز شد.
هم لولا و هم روسف بخشی از «موج صورتی» در آمریکای لاتین بودند که قویاً در پیوند با انقلاب بولیواری در ونزوئلا قرار داشت. دولتهای چپ در برزیل، ونزوئلا، اکوادور، بولیوی و آرژانتین علاوه بر چالش امتیازات ثروتمندان، از ثروت تولید شده توسط منابع طبیعی بجای اجازه دادن به غارت آن توسط «سرمایهگذاران» خارجی برای تأمین برنامههای اجتماعی با هدف ریشهکن ساختن فقر و بیسوادی استفاده کردند.
و آنها در پیروی از کوبای سوسیالیستی تدوین سیاستهای خارجی مستقلی را آغاز کردند که قاره آنها را از زیر سایه ایالات متحده خارج ساخت. همانطور که پیشبینی میشد پاداش آنها این بود که بمثابه «دیکتاتوری» از آنها دیو ساخته شود و با تهاجم شدید و بیپایان دروغپراکنی، جنگ اقتصادی و خشونت خیابانی با هدف تضعیف و از مسیر خارج کردن دولتهای آنها مواجه شوند.
ونزوئلا تاکنون توانسته از انقلاب خود در برابر کودتاهای نافرجام، شورشهای مرگبار آپوزیسیون و تهدیدات تجاوز توسط ایالات متحده دفاع کند- گرچه خطر بسیار نزدیک بوده است.
همینطور بولیوی و اکوادور، گرچه شکاف فزاینده در اکوادور بین رافائل کوررآ رییسجمهور سابق و لنین مورنو جانشین او نشان میدهد که طبقه حاکم برای بازگشت سخت کار میکند.
انتخاب مائوریسیو ماکری به ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۵ آرژانتین را به حیاط خلوت واشنگتن بازگرداند و دولت او از آن تاریخ نسخه نولیبرالی را موبهمو اجرا کرده، بخش عمومی را کوچک ساخته، به لاشخورهای پولی خارجی تسلیم شده و با حملات شدید به حقوق کارگران موجب اعتصابات گسترده شده است.
سلطه کامل یک بنگاه اولیگارشی واحد- گروه رسانهای کلارین- بر رسانههای آرژانتین و خصومت شدید آن با دولت چپگرای کریستینا فرناندز، در اینمورد که روندهای دمکراتیک چقدر منصفانه میتوانند باشند پرسشهایی را پیش میکشد، اما ماکری حداقل انتخاب شد.
دولت کنونی برزیل هیچ مشروعیتی ندارد.
استیضاح روسف که دوبار انتخاب شده بود، به بهانه تخطی از هنجارهای بودجهای برای تأمین هزینه برنامههای اجتماعی، تماماً برای حمایت از سناتورهای فاسدی بود که در رسوایی «کارواش» افشاء شده بودند- نوار صوتی رومرو یوگا وزیر برنامهریزی که دقیقاً اینرا دقیقاً میکرد او را مجبور به استعفا کرد.
یک نوار صوتی هم از میشل تمر جانشین روسف وجود دارد که در آن از پرداخت حقالسکوت به ادواردو کونها، سخنگوی پیشن پارلمان که رهبری روند استیضاح علیه روسف را داشت و خود به دلیل فساد به زندان افتاده، صحبت میکند.
این واقعیت که او هرگز انتخاب نشده مانع از این نبوده است که او یک برنامه شدیداً راستگرایانه را- شامل منع افزایش هزینههای اجتماعی برای ۲۰ سال و از بین بردن حقوق اقلیتها و زنان- در تضاد با آنچه برزیلیها در سال ۱۰۱۴ به آن رأی دادن به اجرا بگذارد.
نخبگان برزیل بیشرمانه رأی مردم را زیر پا نهادند تا دستاوردهای ریاست جمهوری لولا و روسف را نابود کنند و آنها در استفاده از روند قضایی برای جلوگیری از بازگشت چپ ازطريق انتخابات، به همان اندازه بیشرمانه عمل میکنند.
محکومیت لولا به فساد بر گواهی مجرمی قرار دارد که مجازات او بمثابه یک پاداش تخفیف یافته است. شواهد و مدارک فساد علیه تمر و همکاران او بسیار بیشتر است.
فقط با بودن لولا در زندان و محرومیت او از نامزدی برای انتخابات است که راست برزیل احساس میکند در اکتبر شانسی دارد. به زندان انداختن او صرفاً گامی دیگر در روندی است که با استیضاح روسف در سال ۲۰۱۶ برای از بین بردن نظام دمکراتیک آغاز شد.
برگرفته از: مورنینگ استار
http://www.cpa.org.au/guardian/2018/1817/10-an-offence.html
