منبع: نیوزکلیک
تارنگاشت عدالت
آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمببا، پاراگوئه و پرو این هفته اعلام کردند که شرکت خود را در نشستهای اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی (اوناسور) برای مدت نامعلومی تعلیق میکنند. آنها اينرا در نامه مشترکی به فرناندو هوآناکونی وزیر امور خارجه بولیوی که از ۱۷ آوریل ریاست دورهای «اوناسور» را به عهده میگیرد، اعلام کردند. آنها گفتند تصمیمشان برای خروج، که درست ۲ روز پیش از آغاز ریاست بولیوی اعلام شد، در ارتباط با نداشتن یک دبیرکل برای «اوناسور» است. با در نظر گرفتن دولتهایی که نامه را فرستادند، اینرا میتوان حرکت دیگری از جانب بلوک رو به رشد محافظهکاران در آمریکای لاتین برای گسست از پروژه همگرایی آمریکای لاتین و حرکت نزدیکتر به برنامه ایالات متحده، دانست.
نیکولاس مادورو رییسجمهور ونزوئلا به اعلامیه آنها پاسخ داد: «رهبران راستگرای منطقه اجازه داده اند از جانب ایالات متحده تحت فشار قرار گیرند. من امیدوارم آنها قدری وجدان آمریکای لاتینی داشته باشند. اوناسور شایسته دفاع است. گرچه برخیها سعی میکنند آن را زخمی کنند و بگذارند از خونریزی بمیرد، اوناسور امروز در دست مردم است.»
«اوناسور» رسماً در سال ۲۰۰۸ در برازیلیا به مثابه فضایی برای عمل هماهنگ و همکاری سیاسی و اقتصادی بین ۱۲دولت در آمریکای جنوبی تأسیس شد. تأسیس آن نتیجه سالها کار در جهت ایجاد یک بلوک منطقهای آمریکای جنوبی با برنامه سیاسی متحد و برنامههای توسعه اجتماعی و اقتصادی بود.
این یکی از چندین پروژهای بود که طی دورۀ دولتهای مترقی در آمریکای لاتین- که در صدد ایجاد یک پاسخ ضدسلطه به تلاشهای ایالات متحده برای حفظ دسترسی آزاد آن به نیروی کار، منابع طبیعی و بازارهای آمريکای لاتین و مقابله با برنامه سیاسی آنها بود- تشویق شد و توسعه یافت.
در ژوئیه ۲۰۰۷، کمی پس از اتخاذ تصمیم درباره نام آن و همچنین برخی توافقات درونی، هوگو چاوز در طی یک سخنرانی رسمی درباره «اوناسور» و دیگر پروژههای همگرایی آمریکای لاتین چنین گفت: «ما یک همگرایی حقیقی میخواهیم و از این همگرایی حمایت کرده ایم و ونزوئلا اینرا میداند! چقدر برای این تلاش شد و چقدر برای ادامه ایجاد این همگرایی تلاش خواهد شد؟ من یک مثال میزنم. اوناسور. اوناسور در کجا متولد شد؟ در مارگاریتا، در اجلاس آوریل، پس از مباحث شدید درباره نام اتحاد ملی یا اتحاد ملتهای آمریکای جنوبی، و در مارگاریتا ایجاد یک دبیرکل دايم و چندین خط استراتژیک کاری به اتفاق آراء به تصویب رسید.»
«پیشنهاد تلهسور هماکنون یک واقعیت است و همچنین دانشگاه جنوب و مأموریتهای ما مانند مأموریت معجزه، مأموریت سوادآموزی، پتروکاریب و میثاقهای دوجانبه همکاری که ونزوئلا در آنها تلاش عظیمی برای ایجاد همکاری در درجه اول با ضعیفترین ملتها به خرج داده است، زیرا این چیزی که ما را به حرکت درمیآورد، روحیه انقلاب بولیواری، این میراث بولیوار است، ما تنها زمانی میتوانیم جلو برویم که متحد باشیم، اما متحد واقعی، کمک دهنده به یکدیگر. ما فقط متحد میتوانیم یک بلوک سیاسی در این بخش از جهان، یک قدرت جهانی در آمریکای لاتین بیافرینیم. نه ونزوئلا، نه برزیل، نه آرژانتین به تنهایی قادر به انجام این نیست، هیچکدام از ما لازمه یک قدرت جهانی شدن را نداریم، ما فقط میتوانیم متحد به این برسیم، و من اطمینان دارم که در آن جهت کار میکنیم.»
این همیشه برای ایالات متحده روشن بود که یک آمریکای لاتین متحد و نیرومند بدین معنی است که آنها دیگر نمیتوانند پروژه نواستعماری خود را تحمیل کنند. و همین آمریکای لاتین متحد بود که پروژه «منطقه تجارت آزاد قاره آمریکا»ی ایالات متحده را برای همیشه در مار دِل پلاتا، آرژانتین، برای همیشه شکست داد و در آنجا ایالات متحده نتوانست توافق لازم در اجلاس سران قاره آمریکا را به دست آورد. چپ آمریکای لاتین در «اجلاس خلقها» با کلمات نمادین چاوز جشن گرفت: «منطقه تجارت آزاد قاره آمریکا. منطقه تجارت آزاد قاره آمریکا. لعنت به منطقه تجارت آزاد قاره آمریکا!»
در این زمان، دو کشور بزرگ آمریکای جنوبی، یعنی برزیل و آرژانیتن دولتهای چپگرا، مترقی داشتند و حامیان این ابتکارات همگرایانه بودند. بعداً در سال ۲۰۱۵ مائوریسیو ماکری راستگرا انتخاب شد، و نیروی این پروژههای همگرایی شروع به تنزل نمود. کودتای پارلمانی علیه دیلما روسف در سال ۲۰۱۶ که میشل تمر را به قدرت رساند تهاجم نومحافظهکارانه را تشدید کرد، و تعداد کشورهای باقیمانده در این بلوکهای منطقهای کاهش یافت. با تغییرات سیاسی شدید اخیر در اکوادور پس از انتخاب لنین مورنو به عنوان جانشین رافائل کوررآ، که خود یکی از حامیان این تلاشها بود، این بلوک کوچکتر شد.
تازهترین حرکت ضربه دیگری بر این پروژهها بود، از زمانی که ماکری به قدرت رسید به این اشاره میکرد که آرژانتین از «اوناسور» خارح خواهد شد، به ویژه پس از آنکه پیشنهاد داشتن یک دبیرکل توسط دیگر کشورها رد شد، و در ژوئن ۲۰۱۶ دولت او سهم خود را از بودجه پروژه رسانهای تلهسور قطع کرد.
این کشورها همزمان با خروج از پروژههای همگرایی، درهای کشورهای خود را به روی سرمایه فراملی، مؤسسات اقتصادی بینالمللی باز کرده، پروژههای نطامیگری و «امنیتی» را افزایش داده اند. آنها اصلاحات ويرانگر کارگری و بازنشستگی را پیش میبرند، به شرکتهای چندملیتی اجازه میدهند منابع طبیعی ارزشمند آنها را استثمار کنند، و اساساً مردم خود را در خدمت به منافع الیگارشی محلی خود، ایالات متحده و طبقه نخبگان فراملی قربانی میکنند.
در سال ۲۰۱۳ رودریگو کابزاس، یک اقتصاددان ونزوئلایی و عضو حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا درباره یکتایی لحظه تاریخی و تلاشهايی که «اوناسور» را به وجود آورد اظهار نظر کرد، سخنان او بر لحظهای که آمریکای لاتین اکنون در آن قرار دارد، و شرایط شدیداً تغییر کرده و الگوی اقتصادی نولیبرالی و پروژه اجتماعی و سیاسی محافظهکارانه کنترل را به دست گرفته است، نور میتاباند:
«البته اوناسور فقط به این دلیل ممکن شد که آمریکای لاتین به یک تغییر سیاسی مهم دست یافت، دهههای پیشین دهههای سلطه نولیبرالی در اقتصاد و دیکتاتوریهای فاشیستی مسلط بر عرصه سیاسی-نظامی بود، که البته به یک نوع عدم همگرایی آمریکای ما کمک میکرد.
در این زمان، که سیاستهای ضدنولیبرالی به مثابه یک مخرج مشترک در عرصه سیاسی پیروز شد، طرح موضوع همگرایی اقتصادی و سیاسی با راحتی بیشتری امکانپذیر گردید، و البته این فاکت که دولتهای متنوع مترقی، انقلابی، سوسیالیستی، چپگرا در آمریکای لاتین پیروز میشدند، به طور همزمان اتحاد این خلقها را ممکن ساخت.»


