
منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: پرابیر پورکایاستا
تارنگاشت عدالت
ایالات متحده در ۱۲ مه از توافق «برنامه جامع اقدام مشترک» («برجام») که بین پنج عضو دايم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان (۵+۱) و ایران امضاء شده بود، خارج شد. این توافق یک عمل متقابل بین کشورهای ۵+۱ و ایران بود. توافق برای پایان دادن به تحریمهای جهانی علیه ایران، در ازای نابود کردن بخش مهمی از برنامه هستهای ایران بود. ایران به سهم خود در این معامله عمل کرد، و این توسط آژانس بینالملی انرژی اتمی در بازدیدهای متعدد تأیید شده است. این ایالات متحده است که پیرامون تعهدات خود پیمانشکنی میکند.
این پیمانشکنی در توافقهای بینالمللی از سوی ایالات متحده مورد پراکندهای نیست. این روالی است که ایالات متحده اکنون طی ۲۵ سال گذشته دنبال کرده است. ایالات متحده در مذاکرات پروتکلهای کیوتو سال ۲۰۱۲ پیرامون تغییرات اقلیمی شرکت کرد، بلندپروازی آنرا شدیداً کاهش داد، و سپس از به تصویب رساندن آن خودداری کرد. این دقیقاً کاری است که با توافق پاریس سال ۲۰۱۶ کرد. بهای داشتن ایالات متحده در توافق پاریس این بود که هدفها برای کشورها براساس چیزی که برای نجات جهان از فاجعه گرمایش جهانی لازم بود، کنار گذاشته شود. تحت فشار ایالات متحده، هر کشور تعهد کرد چیزی را که میتواند انجام دهد، بدون توجه به اینکه تأثیر کل این تعهدات برای نجات کره زمین کافی خواهد بود یا نه. ایالات متحده سپس از توافق پاریس خارج شد، تنها کشوری در جهان که خارج از توافق قرار دارد.
ایالات متحده از توافق اتمی که در سال ۱۹۹۴ با جمهوری دمکراتیک خلق کرده امضاء کرده بود، خارج و مدعی شد که کره دمکراتیک فحوای توافق را نقض کرده، و اینرا «نادیده گرفت» که ایالات متحده متن توافق را نقض کرده است.
در «پیمان موشکهای ضدبالستیک» نیز این ایالات متحده بود که در سال ۲۰۰۲ پیمان را زیر پا گذاشت، و تصمیم گرفت روسیه را با سامانه موشکهای ضدبالستیک محاصره کند. پاسخ روسها این بوده است که یکسری سلاحهای جدیدی که قادرند سپر موشکهای ضدبالستیک ایجاد شده توسط ایالات متحده را شکست دهند، مستقر نمایند. پاسخ رسانههای ایالات متحده، به استثنای کارشناسان کنترل تسلیحاتی این است که چرا روسیه از سپرهای موشکهای ضدبالستیک نگران است. به نظر میرسد آنها اینرا کاملاً نادیده میگیرند که «پیمان موشکهای ضدبالستیک»، نه به این دلیل که سپر موشکهای ضدبالستیک حملات اتمی را متوقف میکند، بلکه به این دلیل که امکان ضربه اول توسط یک کشور را به وجود میآورد، به امضاء رسید. پذیرش «پیمان موشکهای ضدبالتسیک» به معنی پذیرش این بود که در جنگ اتمی پیروز وجود ندارد. ایالات متحده با زیر پا گذاشتن «پیمان موشکهای ضدبالستیک» علامت میدهد که اکنون توان شکست دادن روسیه را در یک جنگ اتمی دارد.
در هر مورد، رسانههای جهانی به اینها به مثابه مواردی نه از سوءنیت ایالات متحده، بلکه به مثابه پیآمد سیاستهای داخلی آن برخورد میکنند. به هیچ کشور دیگری اجازه داده نخواهد شد که زیر پا نهادن پیمانهای بینالمللی را یک «موضوع داخلی» اعلام کند. این بهانه فقط در اختیار ایالات متحده قرار دارد، ملت یاغی که سیاستهای داخلی آن برگ برنده در پیمانهای بینالمللی است.
مبادا فکر کنیم که پیمانشکنی پیرامون «برجام» به ایالات متحده نیز لطمه میزند، لازم است به یاد آوریم که «برجام» پیشاپیش تعهدات سنگینی به ایران تحمیل کرد. فقط پس از انجام آن تعهدات بود که ایران میتوانست از رفع تحریمهای بینالمللی بهرهمند شود. بنابراین، ایالات متحده توانست ظرفیتهای اتمی ایران را به میزان چشمگیری از بین ببرد، و اکنون تحمیل تحریمها به ایران را پیشنهاد میکند و بر دیگران نیز برای اینکار فشار وارد میکند.
رئوس توافق ایران: ایران در زمان توافق به آستانهای رسیده بود که آزمایش اتمی موضوع چند ماه بود. «برجام» موجب شد ایران تعداد سانتریفیوژهای خود را از ۱۹هزار به ۵ هزار کاهش دهد؛ ذخاير اورانیوم غنیشده (۳٫۷ درصد خالصی)- از ۱۰ هزار کیلوگرم به فقط ۳۰۰ کیلوگرم- ۹۸ کاهش دهد. نیروگاه آب سنگین اراک که برای تولید پلوتونیوم بود به تولید فقط ایزوتوپهای مورد استفاده برای مقاصد پزشکی تغییر داده شد، و تأسیسات فُردو برای غنیسازی اورانیوم به یک مرکز علمی برای تولید رادیو ایزوتوپهای ثابت مبدل شد.
بسیار آموزنده است به چیزی که یوکیا آمانو مدیرکل «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» در آوریل ۲۰۱۸ گفت توجه شود: «کار بازرسی ما از سال ۲۰۱۳ دو برابر شده است… بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اکنون معادل ۳۰۰۰ روز در سال در ایران وقت صرف کرده اند… صدها هزار تصویر را که روزانه با استفاده از دوربینهای پیچیده نظارتی ما در ایران گرفته شد، تجزیه و تحلیل کرده اند- این حدود نیمی از مجموع تصاویری است که ما در سراسر جهان جمع آورده ایم.»
بیایید فعلاً فراموش کنیم که اوباما معامله با ایران را امضاء کرد و ترامپ از آن خارج شد. به جای آن، در مورد تصویر بزرگتر فکر کنیم؛ به اینکه ایالات متحده میخواهد ایران را تضعیف کند و نقشه هدفهای نظامی آنرا ترسیم کند. آیا به سود ایالات متحده نیست که ذخاير مواد شکافتنی ایران را از ۸-۶ بمب به تقریباً هیچ تنزل دهد؟ سپس با استفاده از چیزی که آمانو در بالا از آن میگوید، «صدها هزار تصویر که روزانه با استفاده از دوربینهای پیچیده نظارتی ما گرفته شده» از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای مشخص کردن هدفهای نظامی احتمالی استفاده کند. از یاد نبریم تاریخچه مستند بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را که با آژانسهای جاسوسی ایالات متحده برای جمعآوری اطلاعات درباره هدفهای نظامی، و تأسیسات دولتی بسیار محرمانه عراق کار میکردند. آیا «برجام» یک بازی بود که ایالات متحده ابتدا بتواند ایران را نرم کند، و سپس حکومت کنونی را سرنگون کند؟ درست شبیه کاری که آنها در عراق و لیبی- پس از آنکه هم صدام حسین و هم قذافی توافق کردند سلاحهای کشتار جمعی خود را بدهند- انجام دادند؟
این عجیب است که ایالات متحده هیچ مشکلی در ورود به بحث با کره شمالی نمیبيند، و خواستار شوند که آنها در ازای برخی تضمینها که در ارتباط با صلح، غیراتمی کردن شبه جزیره کره و خروج نیروهایش از آنجا خواهد داد، برنامه اتمی خود را از بین ببرند. اگر ایالات متحده میتواند از توافقی که با ایران داشته، و در آن ایران به همه تعهدات خود عمل کرده خارج شود، هر توافقی که هر کشوری بتواند با ایالات متحده داشته باشد، چه ارزشی دارد؟ آیا ایالات متحده میتواند به هر قولی که میدهد عمل کند؟ اگر ترامپ تصمیم بگیرد که ایالات متحده لازم نیست به توافقهای بینالمللی خود پایبند بماند، ارزش توافق او با کره شمالی چه خواهد بود؟ چرا کره شمالی ترامپ و قولهای او را جدی بگیرد؟ این مطمئناً پرسشی است که در برابر جمهوری دمکراتیک خلق کره قرار دارد. اگر نتوان به ایالات متحده اعتماد کرد که به هر پیمان بینالمللی پایبند بماند، در اینصورت هدف از رسیدن به هر توافق یا ایالات متحده چیست؟
برای ایالات متحده، هر پیمان برای تحمیل شرایط بر دیگران است، در حالیکه هیچ شرطی برای خود نمیپذیرد. مهم نیست اگر این تغییرات اقلیمی باشد، یا پیمانهای محدود ساختن هر گونه سلاح. هر شرطی که بپذیرد، بدون ترس از هر پیآمدی آنرا زیر پا میگذارد. و در عینحال درباره قابل اعتماد نبودن ایران، کره شمالی و دیگران حرف میزند!
قدرت باجگیری ایالات متحده از جامعه جهانی از نفوذ مالی آن میآید. اکثر تجارت جهانی، و همچنین اکثر مبادلات بینالمللی به دلار است. بنابراین، اگر بانکهای خارجی از قوانین داخلی ایالات متحده «اطاعت» نکنند، ایالات متحده توانایی تهدید آنها را با تحریم، و مسدود ساختن دسترسیشان به نظام مالی جهانی دارد.
برای ایران، اوضاع به بدی عراق و لیبی نیست. ایران به اندازه کافی توان نطامی غیراتمی دارد که مانند عراق و لیبی مورد حمله قرار نگیرد و نابود نشود. ایران همچنین پهناورتر است، اقتصاد آن پس از سالها تحریم بسیار انعطافپذیرتر است. با افزایش قیمت نفت، توانایی آن برای پایداری بسیار بیشتر است، به ویژه اینکه چین را به مثابه یک شریک تجاری خود دارد. پترو-یوانی که چین به جریان انداخته نیز ممکن است به اتحادهای تجاری جدید، آزاد از فشار خفه کننده دلار، بیانجامد.
مجهول دیگر اتحادیۀ اروپایی است. آنها گفتهاند که «برجام» را رها، و نتیجتاً تحریمها را دوباره به ایران تحمیل نخواهند کرد. ایران نیز گفت که «برجام» را رعایت خواهد کرد و فقط ۱ از ۵ + ۱ خارج شده است. این در واقع میتواند درست باشد و «برجام» منهای ایالات متحده ادامه یابد.
این امکان وجود دارد که این لحظۀ تعیینکننده در تاریخ باشد که در آن سلطه ایالات متحده، به ویژه بر نظام مالی جهانی سرانجام میشکند. یا ما با جنگ دیگری در غرب آسیا مواجه خواهیم شد، که در آن ایالات متحده به یک کشور دیگر در منطقه حمله میکند. با پیآمدهای ناگفتنی. در این نقطه، جهان بر یک لبه تیز قرار دارد. این در واقع یک لحظه خطرناک در تاریخ است. برای جهان یا برای ایالات متحده؟ یا برای هر دو؟
http://peoplesdemocracy.in/2018/0513_pd/rogue-nation-us-breaks-iran-nuclear-deal
