
De mortis nihili nisi bene dictum est!
پشت سر مُرده نباید حرف بد زد!
(در پارلمان آلمان) همۀ نطقها و اظهارات در چارچوب تشریفاتی مداحی و اعتراف به تقصیر بود که در صداقت آن میتوان تردید داشت. دهها سال است که اعتراف به تقصیر به یک فرمول استاندارد خشک و متحجر تبدیل شده که یادآور مسؤولیت آلمان در قبال وجود و امنیت اسرائیل است.
به دنبال آن در مورد تأسیس اسرائیل، همه جا شور و شادی، تعریف و تمجید از دمکراسی نمونهوار و مصمم این کشور در محیطی خصمانه و به رسمیت شناختن توان توصیفناپذیر اقتصادی و فنآورانه آن به نمایش گذارده میشود.
آن سوی قضیه چیست؟
آیا اسرائیل تنها با عیب و نقصهای معمولی جوامع دمکراتیک روبهروست؟ و یا آیا اینجا اشتباهی رخ داده و وجود اسرائیل از درون در خطر است؟ آیا اشغال مناطق فلسطینی از سال ۱۹۴۸ هیچ مشکلی پدید نیاورده است؟ و وقتی که دولت و مجلس آلمان با تمام توان سیاست نخستوزیر وقت اسرائیل، بنیامین نتانیاهو را مورد حمایت قرار میدهند، که کمر همت به غصب مناطق باقیماندۀ فلسطینی بسته، تا چه حد درخواست «یک کشور یهودی و دمکراتیک و یک کشور مستقل، دمکراتیک و پايدار فلسطینی» قابل قبول و معتبر به نظر میرسد؟
در قطعنامه مشترک احزاب دمکرات مسیحی، سوسیال مسیحی، سوسیال دمکرات، دمکراتهای آزاد، آلترناتیو برای آلمان و سبزها که در روز ۲۶ آوریل ۲۰۱۸ در مجلس آلمان به تصویب رسید، حتا یک جمله در مورد مردم فلسطین و وضعیت بیچشمانداز و يأسآور آنان که دهها سال است زیر اشغال غیرقانونی رنج میبرند، گفته نشد. یک جمله گفته نشد که حیات ۷۰ ساله اسرائیل، به معنی جنگ ۷۰ ساله علیه مردم فلسطین بوده است.
شاید انسان توقع میداشت که به مناسبت این سالگرد حداقل از سمت چپ چند جمله انتقادی شنیده شود. به جای آن فراکسیون حزب چپها همراه حزب سبزها پیشنهاد دیگری به مجلس ارايه کردند. هر چند در این پیشنهاد اشاره شده که صدها هزار نفر از مردم فلسطین فراری و آواره شدند، ولی در این پیشنهاد قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل متحد که خواستار حق بازگشت مردم فلسطین و به رسمیت شناختن این حق از طرف اسرائیل که روز ۱۴ مه ۱۹۴۸ تأسیس خود را اعلام کرد پیششرط به عضویت درآمدن این کشور در ماه مه ۱۹۴۹ در سازمان ملل بوده است، اصلاً مطرح نگردید.
آیا فقط مشکل «بدرفتاری با مردم فلسطین» و یا «اختلاف نظر در مورد سیاست شهرکسازی» است؟ با این نوع فرمولها ربایش غیرقانونی زمین که طی آن تاکنون ۴۰٪ نوار غربی برای شهرکهای یهودینشین غصب گردیده، رقیق جلوه داده میشود. در متن حزب چپها و سبزها هیچ اثری از درخواست پایان بخشیدن به اشغال وجود ندارد ولی سوءقصدهای انتحاری و «حملات گروههای افراطی و تروریستی از درون مناطق فلسطینی» و همچنین «عدم تحرک و رهبری بد مقامات فلسطینی» مورد انتقاد قرار میگیرد. ظاهراً برداشت این نمایندگان از علت و معلول دچار اختلال شده است. البته آنها از دولت آلمان میخواهند که از درخواست دولت اسرائیل برای عضویت در شورای امنیت سازمان ملل پشتیبانی کند ولی از دولت آلمان نمیخواهند که از درخواست خود در مورد عضویت در شورای امنیت منصرف شود که تنها راه ورود اسرائیل به شورای امنیت خواهد بود.
و بدین صورت بیانیهها در مجلس آلمان یکی مانند دیگری قلب تاریخ و مملو از دروغ است.

