
امیر حسین پازوکی
در اخبار و احادیث آمده است که عدهای دلال و همه چیزفروش حرفه ای در واشنگتن پایتخت امپریالیسم آمریکا جمع شده اند تا با پول و حمایت اعراب خلیج فارس و عربستان سعودی و کاسبکاران امپریالیستی آمریکا که در واشنگتن نشسته اند و دشمنی اشان با مردم ایران زبانزد خاص و عام است دست به تشکیل یک اپوزیسیون جدید از دلالان و پاانداز ها زده و با حمایت ارتشیان فعال وبازنشسته امریکا یک ستاد فرماندهی برای سرنگونی رژیم اسلامی ایران تشکیل دهند
نوری زاده «خوشنام» و کیف کش معروف دولت وهابی عربستان سعودی به عنوان رئیس سردمدار این دار و دسته که متوسط سنی تیم شان بالای ۸۰ سال است تصمیم گرفته است که با سرهم بندی مطالب سر تا پا ساختگی مانند «امروز رژیم ولایت فقیه نه فقط مصیبت عظمای ملت ایران است ، بلکه منطقه از حضورش به عذاب است .سقوط این رژیم ، ایران و منطقه را از خطر یک جنگ بزرگ که میتواند به سومین جنگ جهانی منجرشود ، به سرعت دور خواهد کرد. (در صورتی که تغییر با مداخله نظامی خارجی همراه نباشد چه در آن صورت ، جنگ داخلی در سطح ایران و منطقه ، سرنوشت سوریه را برای ما ، عراقیها ، سعودیها و … رقم خواهد زد .(» البته بدون اشاره به اینکه علت ویرانی و نابودی سوریه و لیبی و افغانستان و عراق چیست و نقش آمریکا و عربستان و کشتار و ویرانی این کشورها چیست؟!!) و پروپاگاندای گسترده به جنبش به اصطلاح مردمی دی ماه پیوسته و فرماندهی آن را از بحرین و کردستان عراق به واشنگتن منتقل کنند تا به این ترتیب از رقیب اصلی و انتخاب اول آمریکا سبقت بگیرد،جمع نوری زاده و دوستان برای اثبات حقانیتشان و نشان دادن درجه سر سپردکی شان به ارباب تلاش می کند تا رقیبشان را در نوکری اش نسبت به ارباب بی اعتبار کنند او در گزارشش می نویسد:
«حتی دونفرهم در خیزش دیماه نامی از نواده عضدالملک (منظور مریم رجوی است – نویسنده) و همسر به غیبت کبری رفته اش به میان نیاوردند بلکه مردم ؛ رضاشاه بزرگ را آواز دادند ؛از فرزندش به نیکی یاد کردند و از نواده اش خواستند به پاخیزد»
. مشکل اصلی که نوری زاده با آن روبروست این است که لابیگری سازمان مجاهدین خلق از طریق بولتون و جولیانی، همیشه یک قدم جلوتر از آنها بوده است. سازمان بالای ۷۰ ساله مجاهدین خلق نیز خود میداند که وقتش برسد آنها نه نیروئی در اختیار دارد و نه در میان مردم ایران پایه ای بدین خاطر از سالها قبل سازمان رهبر همیشه غایب ومفقود تصمیم گرفته است به جای آویزان شدن از شعارهای توخالی مانند آزادی و دمکراسی برای مردم ایران و سرنگونی دو روزه رژیم آخوندی به اربابان واقعی خود در ایالات متحده یعنی جنگ طلبان و خون ریزان حرفه ای مانند بولتون بچسبد و به این ترتیب راه خود را در میان تونل های تودرتوی واشنگتن پیدا کرده است.
نوری زاده به همین خاطر تا زور داشته زده تا زیرآب مجاهدین را زده و بقولی آنها را جلوی کدخدا بده کند! نوری زاده در گزارشش می نویسد:
» ژنرال واله لی صریحا گفت گزارش کنفرانس را به ترامپ شخصا خواهد داد و با جان بولتون در باب همکاری های سابقش با مجاهدین سخن خواهد گفت . کلنل نورث هم میگفت بولتون در مقام دیپلمات باز نشسته در جلسه مجاهدین شرکت میکرد و حق الزحمه میگرفت ، بولتون مشاور امنیت ملی اهداف و مسئولیتهای متفاوتی دارد که اورا هرگز در کنار سازمانی که قاتل دو نظامی آمریکانی است قرار نخواهد داد .»
تلاش های تبلیغاتی و رسانه ای نوری زاده با پول و حمایت عربستان در وضعیت فعلی برای سرنگونی کفایت نمیکند.
علت این مسئله این نیست که رژیم ایران نسبت به یک سال یا دو سال پیش ضعیف تر شده است که شده است و یا فردا یا پس فردا سقوط خواهد کرد که نخواهد کرد علت واقعی را باید در داخل واشنگتن جست یعنی سر کار آمدن ترامپ و نئوکانهای طرفدار رژیم چنج بنابراین با تکیه بر این واقعیت می توان پی برد که اصولا این اپوزیسیون پیر و پاتیل ی که در واشنگتن دور همدیگر جمع شدهاند تنها به فرمان و گوشه چشم ارباب یعنی آمریکا اجازه یافته اند تا با یکدیگر وارد همایش شود ومثل همیشه ی تاریخ این «پاچه خوارالممالک ها» از خود اراده ای ندارند و چشمشان به کرم اربابانشان است.
نوری زاده در مقاله خود که با آب و تاب و با روش نقال گونه و خالی بندی همیشگیاش آنرا نگاشته است طوری بالای منبر رفته است که جگر همه برای او و پهلوان پنبه هایش کباب می شود. ادعاهای سرتاپا دروغینی مانند این که خرج سفر را خودم دادم و تازه خرج دو نفر طفیلی و قفیلی دیگر هم افتاد گردنم یا خرج برگزاری جلسات را این آن پرداختند و عدم اشاره به اینکه خوب تمامی هارت و پورت های چند سال گذشته را چگونه تامین کرده اید و این پولهایی که عربستان داد را چه کار کردی نشان می دهد از همان ابتدا بنا بر مالیدن شیره به سر مخاطبان و پنهانکاری دله دزدی ها همیشگی است برای مثال نوری زاده می نویسد:
» رژیم جهل و جور و فساد ملیارها دلار از ثروت ملی ایران را چپاول کرده است یاریمان کنید که اموال به سرقت برده شده را توقیف کنیم تا پس از تشکیل دولت ملی ، اموال ملت ایران به کشور بازگردانده شود. » اما فراموش می کند که یاد آوری کند رضا پهلوی که ایشان پشت سرش سینه می زند میلیاردها ثروتش را از کجا آورده است: » این رسولان خفیه گوی و نویس اغلب ، رضاشاه و گهگاه محمدرضاشاه خاموش را ، مدح میکنند ولی با ذم نواده پهلوی اول او را لایق برسرنهادن تاج پادشاهی نمیدانند چون بگفته آنها رضا پهلوی دمکرات است و با چپها و ملی ها و نمایندگان اقوام می نشیند ، با زنده یاد دکتر مصدق دشمن نیست بلکه از او با احترام یاد میکند ، به نظام متمرکز و قلدر منش ایمان ندارد و براین باوراست اگر روزی به اراده و خواست ملت ، نماد همبستگی ایرانیان در هیأت پادشاه مشروطه و یا رئیس جمهوری شد ، قصد قدرت نمائی و سلطنت یا دیکتاتوری را ندارد . » برای یاد آوری حافظه ضعیف نوری زاده روزنامه فایننشالتایمز در گزارشی به مناسبت قیامهای موجود در کشورهای عربی علیه دیکتاتورها، میزان داراییهای خارج کرده از سوی دیکتاتورهای فراری از کشورهای مختلف را بررسی و اعلام کرد: محمدرضا پهلوی، شاه سابق ایران 35 میلیارد دلار دارایی از ایران خارج کرده است. نگاهی به برخی فعالیتهای افراد نزدیک به شاه بعد از سرنگونی سلطنت نشان میدهد رقمها بیش از این است. به نظر میرسد این رقم متعلق به خروج مستقیم دارایی به شکل ارز از کشور باشد و املاک و سهام خاندان پهلوی در خارج از کشور در آن محاسبه نشده است. اسناد و مدارک موجود در ایران نشان میدهد بخشی از املاک محمدرضا پهلوی در ایران شامل 220 هکتار زمین قبل از خروج او از کشور در سال 57 به فروش رفته و به صورت ارز از کشور خارج شده بود. با این حال بر اساس آمارهایی که روزنامهها و نشریات آمریکایی منتشر کردند ثروت شاه شبکه پیچیدهای از شرکتها، بنیادها، حسابهای بانکی، زمینی در کوستادلسول اسپانیا، ویلایی در سنت موریس سوییس که بعدها سیلویو برلوسکونی آن را خرید و املاکی در نقاط مختلف دنیا بود.
در کنار این وطن فروشی ها اعلام سفر عبدالله مهتدی و هجری رهبران دو حزب «نیمه فئودال – نیمه قاچاقچی» معروف روژه هلات و پیشمرگه های پیژامه پوششان به واشنگتن و دیدار یک روزه کامل آنها با مسئولان امنیتی و نظامی آمریکا نشان می دهد که امریکایی ها در کنار سیاست تحریم و گرسنگی دادن به مردم ایران به حمله نظامی توسط دست های دراز شده خود درایران یعنی بخشی از کردها را نیز فراموش نکرده اند.
راه کارگر شالگونی می نویسد، سایت حزب دمکرات کردستان از مذاکرات رهبر حزب با مقامات آمریکائی خبر داد و نوشت «مصطفی هجری مسئول اجرائی حزب دمکرات کوردستان ایران، که بنابر دعوت رسمی دولت آمریکا به این کشور سفر کرده بود در ادامه نشستهای خود روز سهشنبه دوازدهم ژوئن برابر با بیستودوم خرداد ١٣٩٧، در موسسه هادسون به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت بهترین راه برای پایان دادن به رفتارهای دیکتاتور منشانه جمهوری اسلامی در ایران و دخالتهایاش در خارج مرزهای آن، حمایت از مردم ایران و قیام مسلحانه ملت کرد است». شبکه کوردی «روداو» هم طی گزارشی از واشنگتن به تاریخ دوازدهم ژوئن اعلام کرد که به دعوت «شورای روابط خارجی آمریکا» ملاقاتی میان اعضای این شورا با مصطفی هجری رهبر «حزب دمکرات کردستان ایران» و عبدالله مهتدی رهبرحزب کومله در پشت درهای بسته صورت گرفت که یک روز تمام ادامه داشته است. هجری به خبرنگار «روداو» می گوید این ملاقات به «روژهلات»( کردستان ایران) اختصاص داشته است. او ضمن توضیحات خود می گوید که در این ملاقات خواهان برقراری مجدد تحریم ها و سیاست رژیم چنج شده و از سیاست های ترامپ مبنی بر خروج از برجام حمایت می کند.
بوی کباب می آید و احتمالا آخرش خر داغ می کنند ولی ابن الوقتها و فرصت طلبان ایرانی حاضرند به هر قیمتی شده و با هر وسیله ای بار خود را از این فرصت بدست آمده ببندند.
جایگزینی این سیاه کاران که حاضرند برای لقمه چرب و نرمی مردم و کشورشان را به نابودی بکشند با رژیم اسلامی ایران هیچ گامی به پیش نیست.
تمام محاسبات ملتزمین رکاب و پاندازهای امپریالیستی بر تحریم ها و گرسنگی و فقر مردم ایران استوار است، امید به شورش مردم که از فرط فقر و فشار زندگی به خیابانها و سرکوب خونین انها توسط رژیم ایران، امید به اینکه مردم آنقدر مستاصل شوند که تن به هر چیزی بدهند، امید آنها به تسلیم مردم به سناریوی بد و بدتر است. آنها مردم ایران و زحمتکشان کشورمان را یک وسیله برای رسیدن به اهدافشان می دانند، مانند دستمالی که بعد از استفاده دورش خواهند انداخت.حود را فریب ندهیم در غیبت یک آلترناتیو مردمی و عدالت خواه هر سرنگونی کوری منجر به جایگزینی رژیم اسلامی با دست نشاندگان امپریالیستها خواهد شد.
یا بریزید به خیابان و آخوندها را به کام ما سرنگون کنید یا از ایرانتان سوریه خواهیم ساخت! این پیام شفاف و بی پرده نوری زاده ها، هجری ها، مهتدی ها، رجوی ها و رضا پهلوی هاست ونه این قصه های بی سرو ته.
لاشخورها منتظرند

