
آناتومیِ یک حزبِ بورژوایی
دربارهی«حزب چپ ایران (فدائیان خلق)»
وحید اسدی
کمونیسم، بنا به گفتهی مارکس، ایدهای نیست که باید به آن برسیم، بلکه آن جنبش واقعاً موجودی است که هدفش تغییر بنیادین و ریشهای وضعیت موجود است.جنبشی که برای اعتلای خویش بایستی دستکم این چند گام اساسی را بردارد:تشخیصگرایشهای بنیادین نهفته در سرمایهداری، دست گذاشتن بر روی شکافانگیزترین تضادهای جامعهی بورژوایی، تشخیص گرایشهای نهفته در سرمایهداری برای گذاری سوسیالیستی/پرولتری از آن و، در انتها، سازمان و سامان بخشیدن به خود کمونیسم، آنطور که دربارهی آن حرف خواهیم زد.
هر سوژهای که بنا دارد تا با نظام سرمایه به نبرد به پا خیزد، باید نسبت خود را با موضع و موقفی که خود در این نظام اشغال میکند روشن سازد.همانطور که مارکس و انگلس روشن ساختهاند، سرمایهداری«گورکنان»خود را میآفریند.این حرف به این معناست که رادیکالترین سوژههای نبرد با این نظام همان سوژههایی هستند که در بنیادینترین شکاف و تضاد آن زندگی میکنند.با این وصف، هر سوژهای(در قامتی منفرد یا محفلی یا حزبی یا ریزوماتیک یا موقعیتپردازانه یا …)که داعیهی نبرد با سرمایهداری دارد، منطقاًبا کلنجار رفتن با این تضاد(های)بنیادین است که قادر است از آن فراروی کند.این فراروی البته صرفاً مسئلهای عملی نیست (که آشکار است)، بلکه در سطح نظری نیز برقرار است.یعنی، حتی در سطح نظری نیز، بدون دست گذاشتن بر روی تضاد(های)بنیادین نمیتوانیم از هزارتوی ایدئولوژیک دالهای بورژوایی فرار کنیم.دلالت مشخص این حرف آن است که حتی نظریهپردازیهایی که خود را سرمایهداریستیز میخوانند هم گرفتار ساحت ایدئولوژیک آن هستند؛ اگر بر روی آن تضاد(ها)چشم ببندند.
شرح آنچه رخ داد
…..
بقیه مقاله در اینجا

