اوايل هفته اخیر سناتور بدنام آمریکايی «جان مککین» در اثر سرطان مغزی فوت کرد. در حالی که نهادهای لیبرال و محافظهکار ابراز همدردی با خانواده متوفی نمودند، «ژئوپولیتیکال آلرت» لیستی از استدلالات تهیه کرد که نشان میدهد، چرا نباید در این سازوکار بزرگداشت مککین شرکت کرد.
این لیست طبیعتاً داستان کلیه مواردی است که مککین خواستار دخالت نظامی به رهبری ایالات متحده آمریکا در سطح جهان بوده است. این لیست بسیار طولانی است و «ژئوپولیتیکال آلرتز» تنها برجستهترین آنها را، از اروپا تا آسیا، جمعآوری نموده است. با جنگهای علنی آغاز کنیم:

افغانستان و عراق:
پس از وقایع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ظاهراً کلیه سناتورهای آمریکا به استثنای خانم سناتور «باربارا لی» از کالیفرنیا برای حمله به افغانستان با تفویض قدرت به ريیسجمهور جورج دبلیو بوش موافقت کردند. تنها مککین از این تصمیم راضی نبود که تنها افغانستان مورد حمله قرار گیرد. خیر. او روز بعد از سقوط برجهای دوقلو اهداف دیگری در سر میپروراند.
روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ مککین در مقابل فرستنده تلویزیونی MSNBC حضور یافت و لیست طولانی از کشورها ارايه کرد که به نظر او «بندر مطمئنی» برای گروههايی چون القاعده تشکیل میدهند. این لیست شامل طبیعتاً عراق و برخی دیگر از ملل که در اینجا خواهد آمد، میشد.

سوریه
کشور دیگری که در لیست سال ۲۰۰۱ وجود داشت (طبیعتاً) سوریه بود. البته امروز میدانیم که رژیم بوش (به برکت شکست در عراق و افشای دروغهايی که در خدمت توجیه شروع جنگ مطرح شد) احتمالاً هرگز دارای شانس تغییر رژیم در کشورهای خاورمیانه نبود ولی ظاهراً مککین هرگز نفرت خود را نسبت به بشار اسد فراموش نکرد.
کمی بعد از آغاز «بهار عربی» در سوریه، مککین و شریک دايمی او در جنایتهای جنگی، «لیندسی گراهام سنیور» سریعاً کانالهای ارتباطی با «اپوزیسیون سوری» برقرار کردند. تنها چند ماه بعد از موافقت ایالات متحده آمریکا با اعتراضات در سوریه (با اینکه سفیر این کشور هنوز در آمریکا بود) مککین و گراهام خواستار تحویل سلاح به ارتش آزاد سوریه و دیگر گروههای «شورشی» شدند.

لیبی
برنامههای مککین برای سوریه هرگز آنطور که او میخواست عمل نکرد ولی احتمالاً او باید میدانست که این طرحها هرگز به نتیجه مثبتی منجر نخواهند شد. اگر مککین نمیخواست برای بررسی این امر نمونه عراق را در نظر بگیرد، میتوانست نمونه جدید دیگری را درنظر گیرد: حمله ناتو به لیبی.
کمتر از یک سال، قبل از اینکه مککین بخواهد تکفیریهای سوری را مسلح سازد که او با بمباران و ایجاد مناطق پرواز ممنوع در لیبی مورد حمایت قرار داده بود، حتا قصد داشت اقدامات شدیدتری علیه کشوری که اکنون به یک آنارشی غرب وحشی مبدل شده بود و در آن هر نوع ترس و وحشت ممکنی-از ولایت اسلامی تا بردهفروشی مدرن-وجود داشت، اعمال دارد.
غرب آفریقا و آفریقای مرکزی
مککین نیز یکی از هواداران «جنگ علیه ترور» در مناطق دیگر آفریقا بود.
در حالی که مککین تروریستهای مختلف را در کشورهای آفریقايی مورد حمایت غیرمستقیم قرار میداد، همواره خواستار دخالتهای نظامی بیشتری از طرف ایالات متحده در تمامی این قاره بود.
این لیست نام کشورهايی را دربر میگرفت که با شورشهای اسلامی روبهرو بودند (از جمله مالی). مککین همینطور طرحهايی در مورد «استفاده از یکانهای ویژه» برای نجات دخترانی که در نیجریه توسط بوکوحرام ربوده شده بودند، داشت و همینطور خواستار حمله به سودان بود، (که او و همسرش از مدتی پیش در آنجا سرمایهگذاری کرده بودند)

ایران
کشور دیگری در لیست ملل مورد تنفر که ابتدا از سوی «پل ولفوویتز» معاون وزیر در دستگاه دیپلماسی بوش آماده شده بود و یک هدف درازمدت دیگر مککین طبیعتاً ایران بود.
با اینکه مککین همواره ادعا میکرد که «دعا میکند» که جنگ با ایران واقعیت پیدا نکند، بلاانقطاع خواستار آن میشد و حتا وقتی احساس میکرد جوّ آمادگی دارد، در مورد بمباران این کشور مزاح میکرد. در این زمینه حقیقت این است که مواضع مککین در رابطه با ایران به قدری خصمانه است که حتا نوک پیکان نهادهای نئومحافظهکار مثل «انستیتوی کاتو» او را بیش از حد عقاب میدانست.
بوسنی و کوسوو
ولی مککین تنها به این راضی نبود که جهادگرایان سلفی را در صحنههای سنتی خاورمیانه و شمال آفریقا مورد حمایت قرار دهد. او همینطور از خشونتگرايان افراطی در حاشیه اروپا نیز پشتیبانی میکرد. این گرایش در اواسط سالهای دهه ۹۰ یعنی هنگامیکه مککین یکی از حامیان سرسخت جنگ ريیسجمهور وقت ایالات متحده بیل کلینتون در بوسنی بود، آغاز شد.
بسیاری از مسلمانان که به بوسنی رفته و به مجاهدین پیوسته بودند، در سالهای اخیر به عضویت گروههايی چون داعش درآمدند و پرچم داعش هنوز در برخی از مناطق سنینشین بوسنی در اهتزاز است.
مککین همواره جنبشهای بالقوه تکفیری را مورد حمایت قرار میداد ولی اخیراً روسیه را متهم کرده بود که در مسايل داخلی محلی دخالت میکند و خواستار دخالت شدیدتر ایالات متحده شده بود.
مککین وقتی که دخالت ایالات متحده آمریکا در کوسوو در دهه ۹۰ را تأيید میکرد، تصمیم مشابهی گرفته بود. در مناقشات کوسوو مککین از «ارتش آزادیبخش کوسوو» حمایت میکرد که یک سازمان جهادگرا وابسته به سازمان القاعده بنلادن بود که کشتار تودهای را دنبال میکرد.

اوکرائین
نباید گمراه شد، که مککین تنها جهادگرایان اروپای شرقی را مورد حمایت قرار میداد. خیر، او از نازیهای علنی که به عنوان جوخههای مرگ، در مناقشات مداوم اوکرائین برای کیف فعالیت میکردند نیز پشتیبانی میکرد.
این حمایت از سال ۲۰۱۴ آغاز شد ولی مککین تا مرگش کماکان به حمایت از جنایتها در منطقه دونباس ادامه داد. همه اینها بخشی از کورس مککین در رابطه با موضوع بزرگتر چالش روسیه بود که به نظر مککین محرک و کنترل کننده تجزیهطلبان در شرق اوکرائین است.
روسیه
داستان نفرت مککین نسبت به روسیه به دوران جنگ سرد بازمیگردد. نمیخواهیم به ترس و وحشت مککین از کمونیسم بپردازیم که به روسهراسی کلی انجامید ولی به نظر ما این ترس زیاد مانع از این نمیشد که او در ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته خود را روی تهدید علیه مسکو متمرکز سازد.
این وضعیت در سال ۲۰۰۸ با آغاز جنگ اوستیای جنوبی بین روسیه و گرجستان تغییر کرد. در طول این مناقشه مککین بلندترین صدايی بود که میگفت ایالات متحده آمریکا باید «فوراً جلسه شورای آتلانتیک شمالی را تشکیل دهد تا وضعیت امنیت گرجستان را مورد بررسی قرار داده و اقداماتی را که ناتو میتواند برای باثبات کردن وضعیت خطرناک انجام دهد، عملی سازد.»
وضعیت مشابهی نیز در سال ۲۰۱۴ در اوکرائین پدید آمد ولی شدیدترین نقدهای مککین سال گذشته مطرح گردید. {styleboxjp}همینکه سازمان جاسوسی آمریکا روسیه را متهم به دخالت در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال ۲۰۱۶ کرد، بدون آنکه آن را اثبات نماید، مککین اولین کسی بود که آنرا یک «اقدام جنگی» نامید.
کره شمالی
جمهوری دمکراتیک خلق کره یکی از هدفهای اول در لیست مطلوب آقای مککین بود، که روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ مطرح کرد. ولی چندی قبل مککین که تا آنزمان «مخالف ترامپ» بود، در صف اول آتشافروزان رژیم جدید قرار گرفت و از ترامپ خواست کشور مسلح به سلاح اتمی را مورد حمله قرار دهد.
چین
چین برای مککین دارای اهمیت ویژهای بود؛ در گذشته او تهدیدهای مبهم و عجیبی را علیه چین ابراز مینمود، مثلاً این که «بهار عربی به چین نیز خواهد رسید» (حالا یعنی چه؟!!!) چین میتواند برای مککین یک موضوع جنی باشد، ولی در عین حال او خواستار مبارزه علیه این کشور بود و مثلاً آزادیهای بیشتر برای مانورهای دریايی در دریای جنوب چین درخواست میکرد.
خلاصه کلام، اگر بار ديگر کسی پرسید که چرا برای پایان تاریخ مصرف آقای مککین اهمیتی قايل نیستید، این مقاله را به او نشان دهید. مککین گسترش مرگ را در سطح جهان حمایت کرد. روزی که او کنگره را ترک کرد روز پیروزی برای بشریت بود.

