
تارنگاشت عدالت
۱- تلاش برای عادی کردن روابط با روسیه،
۲- تلاش برای تقویت بازار کار در آمریکا و
۳- سهیم کردن مستقیم مردم در سیاست.به قول پل کریگ رابرتز از این طریق ترامپ خبرگان حاکم را علیه خود بسیج کرد. هر چه که آنها او را
روزبهروز از اهداف اولیه خویش دورتر کنند، ایالات متحده آمریکا نفوذ و احترام خود را بیشتر از دست میدهد. البته حقیقت میتواند اینطور هم باشد که ترامپ در موضع شکست خوردۀ خود عمداً کمر همت به تخریب ابرقدرت جهانی سابق بسته است؟
من در انتخابات ریاست جمهوری ترامپ را به سه دلیل مورد حمایت قرار دادم:
ترامپ تنها نامزدی بود که لزوم تنشزدايی و معمولی کردن روابط با روسیه و پایان بخشیدن به صحنهآرايی بیرحمانه درگیری با یک قدرت بزرگ اتمی را درک کرد.
ترامپ تنها نامزدی بود که دریافت افزایش مجدد کارآيی تولید لازم است و باید مشاغلی برای مردم آمریکا به وجود آورد که دارای ارزشآفرینی در سطح بالایی هستند.
ترامپ تنها نامزدی بود که به جای مخاطب قرار دادن گروههای سازمانیافته خبرگان حاکم، خطاب به مردم آمریکا سخن گفت.
نگرانی من آنجا بود که ترامپ واشنگتن را نمیشناسد و نمیداند چه کسی را برای تحقق اهداف در نظر گرفتۀ خویش به کار منصوب نماید.

ترامپ از ابعاد خطراتی که دستور کار وی برای مجتمع صنعتی نظامی/ امنیتی و شرکتهای آمریکايی که در سطح جهان عمل میکنند و الیگارشی حاکم به وجود میآورد، آگاه نبود.
عادی ساختن روابط با روسیه سالانه بودجه سالانه ۱۰۰۰ میلیارد دلاری و از این طریق قدرت مجتمع نظامی/امنیتی را زیر سؤال میبُرد. اگر مشاغلی که به خارج از کشور منتقل شده بود، مجدداً به کشور بازگردانده میشد، مخارج کار شرکتهای جهانی آمریکايی افزایش مییافت و در عوض «پاداش کار» قشر مدیران محدود میگردید.
محاطب قرار دادن مستقیم مردم شبح ترسناک یک شورش پوپولیستی را علیه الیگارشی حاکم بیدار میکرد. همه اینها دشمنان زیادی برای ريیسجمهوی که نمیدانست چگونه باید افراد کابینه خود را انتخاب کند، بودند و ترامپ قیمت آن را پرداخت.
دامهای پیش پای ترامپ
تهمتهای دروغ در مورد «راشیا گیت» که از سوی ريیس سازمان سیا «جان برنان» به اجرا درآمد و به وسيلۀ کارمندان هوادار دمکراتها در سازمان FBI و معاون دادستان کل کشور «رود روزناشتاین» که از طرف ترامپ انتخاب شده بود و مورد حمایت دمکراتها و رسانههای چاکرمنش قرار داشت، دارای این وظیفه بود که از عادّیسازی روابط با روسیه جلوگیری به عمل آورد.
مشاوره اقتصادی بد، حال آگاهانه و یا ناخودآگاه توجه ترامپ را از مشاغل انتقال یافته به سوی گمرکات متوجه کرد که پیآمدش برای مردم آمریکا به جای کارآفرینی، جنگ تجارتی و افزایش قیمتها را به دنبال داشت.
ترامپ آخرین شانس ما بود و اینطور که به نظر میرسد این شانس در حال از بین رفتن است.
ترامپ با تکروی خود قرارداد برجام با ایران را به هم زد و به وعده خود در مورد بازگرداندن ارتش آمریکا از خاورمیانه به کشور وفا نکرد. مشاور امنیت ملی نئوکان و دیوانه ترامپ «جان بولتون» تهدیدهای وقیحانهای علیه ایران و روسیه بیان میدارد.
ترامپ سفارت آمریکا را به بیتالمقدس منتقل کرد و کلیه کمکها را به مردم فلسطین که در مقابل چشمان ما قربانی نسلکشی اسرائیل با حمایت آمریکا هستند، قطع نمود.
مثالهای متعدد دیگری وجود دارد که شما میدانید.
پایان سرکردگی
ريیسجمهوری که قصد داشت رابطه با روسیه را بهبود بخشد، آنرا از آنچه که اوباما، هیلاری کلینتون و ویکتوریا نولاند میتوانستند خراب کنند، به مراتب بدتر کرد.
اکنون قصد دارم نقش وکیل مدافع شیطان را ایفا کنم.

هنگامیکه ترامپ متوجه شد که چگونه منافع مادی الیگارشی حاکم او را محدود میسازد، تصمیم گرفت نفوذ در حال نزول واشنگتن را پایان بخشد.
او «نیکی هلی» را سفیر ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل نمود که در آنجا با فعالیت خود به نحو احسن همه کشورها را از آمریکا گریزاند. ترامپ اروپا را با افزایش گمرکات ناراضی و عصبانی کرد. با تهدید تحریم به آلمان دستور داد ساختمان لوله گازی روسیه/آلمان را متوقف کند. علاوه برآن، روز ۲۶ سپتامبر ترامپ سنگ تمام گذاشت و از شورای امنیت سوءاستفاده نمود. ترامپ با تهدیدها و تحریمهای خود ترکیه و ایران و هندوستان و چین و کره شمالی را به دامن روسیه گسیل میدارد و به استقلال اروپا کمک میکند.
طی عملیاتی خارقالعاده ترامپ با وجود رژیم نئوکان خود سرکردگی ایالات متحده آمریکا را از بین میبرد.
ما هرگز نخواهیم دانست که این رویکرد پیآمد ناخواسته تکبر و خودبزرگبینی و یا سیاست کاربردی بسیار ماهرانه ترامپ است. ولی اگر این راه همینطور که به نظر میرسد ادامه پیدا کند نام ترامپ در تاریخ به عنوان ترامپ بزرگ، مردی که با از بین بردن هژمونی آمریکا جهان را نجات داد، به ثبت خواهد رسید.

