منبع: کانال تلگرام «ایران ما»

باغوحش انسانی از دیروز تا امروز
«توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»
پگاه ش.
بین سالهای ۱۸۷۷تا ۱۹۳۷ در پاریس در مرکز یک پارک تفریحی، نمایشگاهی برپا میشد بهنام باغ وحش انسانی. هزاران انسان از آفریقا گرفته تا استرالیا و بخشهایی از آسیا، به زنجیر کشیده میشدند، در باغ وحش در قفس انداخته میشدند تا بازدیدکنندگان با خرید بلیط به تماشای آنها بیایند! این نمایشگاههای انسانی اما فقط به هدف سرگرم کردن مردم برگزار نمیشدند. متولیان، آنها را بهعنوان «وحشی» «بربر» و «آدمخوار» به بازدیدکنندگان معرفی میکردند و با برچسب توحش بر پیشانی آنها، پروپاگاندایی گسترده و موافق با استعمار ایجاد میکردند.
باغوحش انسانی تقویت کننده نگاه نژادپرستانه سفیدان غربی به سیاهان برده بود و تداوم استعمار و جنایت در آفریقا را موجه میکرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم بساط باغوحش انسانی تا حدودی برچیده شد اما بساط استعمار نه!
بهخصوص این روشِ «توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»، حالا با قلادههای نامرئی و قفسهای نامرئی در حال اجراست.
یکی از مثالهای ایرانی این روش مسیح علینژاد است. او حالا نماینده زنان از دنیایی دیگر است و خود، با یک قلاده نامرئی از آن دنیای ناشناخته به دنیای متمدن آمده است. او درست مانند آن بردههای نگونبخت دستآموز باید نمایشگر توحش به مخاطب غربی باشد. دنیایی که مسیح از آن بیرون آمده است باید در ذهن مخاطب غربی آنقدر سیاه و تاریک و وحشی جلوه کند که به وقت تحریم، بمباران یا اشغال، نتواند همدردی شهروند غربی را برانگیزد.
امروز او خود مربی تمدن شده و داعیه حمایت از حقوق «زنان اسیر در توحش ایران» را دارد. حالا خبری از قفس و پارک تفریحی و باغ وحش انسان نیست. اما روی جلد نشریات، فرش قرمزها و شبکههای رنگارنگ استعماری پر است از عکسها و ژستهای شیرینکارانهاش.
دیروز خبر سخنرانی شاپرک شجریزاده در نشستی به مدیریت لیندا فروم سناتور ضدایرانی منتشر شد.
شجریزاده که در محلهای خلوت در شمال تهران روسری از سر درآورده و به کمک مسیح علینژاد و رسانههایش درمیان دختران خیابان انقلاب گنجانده شد، به سرعت به کانادا رفت و در اولین اقدام در نشستی شرکت کرد که خواهان تشدید تحریمهای اقتصادی ایران است.
مسیح علینژاد او را به این محافل میبرد، در مقابل تماشاچیان غربی به نمایش میگذارد و به آنها میگوید این زن از قبیله بربرها آمده و برای نجات زنان مانند او باید به ایران فشار بیاوریم.
این دقیقا همان سازوکار باغ وحشهای انسانی ست.
باغوحش انسانی پاریس صبح زود، قبل از حضور بازدیدکنندگان، میزبان انسانشناسان فرانسوی بود. آنها به آنجا میرفتند و از نزدیک این «بربر»ها را معاینه میکردند. نتایج این معاینهها مقالههایی کاملا تخیلی، غیرعلمی و البته نژادپرستانه درباره این انسانهای اسیر بود. مقالههایی که مخاطب را با باوری غلط درباره یک نژاد وحشی روبهرو میکرد و فقط یک انتخاب پیش رویش میگذاشت: استعمار باید ادامه پیدا کند تا جلوی این وحشیهای آدمخوار را بگیرد!
سازوکار باغوحشهای انسانی مدرن حتی پیچیدهتر ست. تدارک دهندگان نشست پارلمان کانادا نه تنها شجریزاده را در مقابل کاناداییها به نمایش میگذارند تا همراهی آنان با تحریم ایران را جلب کنند، بلکه حتی به واسطه رسانههای تصویری متعدد، مخاطب ایرانی را متقاعد میکنند این تحریمها برای نجات خود اوست.
مخاطب ایرانی به ویژه آنانی که حجاب اجباری را نقض حقوق مسلم خود میدانند طعمه این تبلیغات هستند. تماشاچیان راه دور باغوحش انسانی کانادا. این در درجه اول نتیجه سیاستهای فرهنگی کشور و برخوردهای خشن با حجاب اجباری ست که بخش مهمی از شهروندان ایران را به همدلی با دشمنان کشور کشانده است.

