
از شورای پتروگراد تا شوراهای پستمدرن
یا
چگونه چپ بورژوایی، دموکراسی بورژوایی را به نام شورای کارگری جا میزند
پوریا سعادتی
انکشاف و اعتلای نبرد طبقاتی، از یکسو با گشایش افقهای تازه، کشف استراتژیها و تاکتیکهای نوین، ابتکارات فردی و تودهای و … همراه است و از سوی دیگر انحطاط و انحراف از معیارهای مربوط به خود را بههمراه دارد. برگرفتن، تئوریزه کردن و رهنمون قرار دادن شق نخست، در مقام گنجینۀ پرارزش تجربهها و دستآوردهای تاریخی-جهانی طبقۀ کارگر از یکسو و شناسایی، چارهاندیشی، پیشگیری و رفع شق دوم در زمرۀ مهمترین وظایف پیشتازان طبقه قرار دارد.
اعتلای مبارزات طبقۀ کارگر در ایران، که مصداق معتبر خود را در لحظۀ کنونی در اعتصابات و اعتراضات پرشکوه کارگران هفتتپه، گروه ملی فولاد، هپکو و آذرآب و غیره مییابد، پرسشها و مسائلی هر دم نوین را در برابر طبقۀ کارگر و بهویژه پیشتازان طبقه، کمونیستها قرار میدهد. از جملۀ مهمترین و مناقشه برانگیزترین مسائلی که در میانۀ این اعتراضات مطرح شده، مقولۀ تأسیس شوراهای کارگری است. شوراهای کارگری در مقام دستآورد تاریخی طبقۀ کارگر، یگانه پاسخ طبقۀ کارگر به مقولۀ تشکلیابی کلیت طبقه است. با این همه، شورا دقیقاً فرمی است که بروزش تنها در وضعیت خاص انقلابی ممکن است و در شرایطی دیگر، مطالبۀ تشکیلش دلالتهایی دیگر خواهد داشت.
ما برآنیم که مطالبۀ تأسیس شورای کارگری در وضعیت کنونی اولاً هیچ نسبتی با منافع راستین و تاریخی طبقۀ کارگر ندارد و تلاش برای ایجاد آن به درک نادرستِ بخشی از چپ از مقولۀ شورا و نیز وضعیت کنونی ایران و شرایط مبارزۀ طبقاتی بازمیگردد. درثانی آنچه به عنوان شورا تئوریزه و تبلیغ میشود ربطی به ماهیت حقیقی شوراهای کارگری ندارد. از این رو کوشیدهایم تا بهقدر کفایت، مقولۀ شورای کارگری، دولت و دموکراسی را بر طبق تجربیات تاریخی پرولتاریای جهان و نیز نظریات مطرح شده در این خصوص، بازشناسی کرده و فهم چپ بورژوایی را از این مقولات بررسی کنیم.
دریافت متن کامل در اینجا

