
منبع: روبیکون
تارنگاشت عدالت
با اینکه مدتهاست عدم صحت «حمله شیمیائی» در دوما به اثبات رسیده ولی غرب کماکان این روایت جعلی را رها نمیکند.
ادعا شد که روز ۷ آوریل ۲۰۱۸ یک حمله شیمیائی در دوما ، شهری در کشور عربی سوریه صورت گرفته است. رسانههای ماین استریم تصاویر دراماتیکی از «قربانیان» این حادثه به ویژه کودکانی با دهانهای کف کرده که با شیلنگ آب شست و شو میشدند، را به طور گسترده پخش کردند. این تصاویر تقریباً همگی توسط گروهی که به نام «کلاهخود سفیدها» شهرت یافتهاند که از طرف رسانههای غربی به عنوان یک سازمان حفاظت از مردم غیرنظامی معرفی میشوند تهیه شده بود.
ولی این «کلاهخود سفیدها» در اصل شعبهای از MI6 انگلیسی هستند که توسط انگلیس تعلیم و از طرف بریتانیا و ایالات متحده آمریکا حمایت مالی میشوند. «حمله شیمیائی» مفروض به دول ایالات متحده آمریکا، فرانسه و بریتانیا بهانه داد تا با موشک به هدفهای سوری حمله کنند. تقریباً یک صد موشک پرتاب شد که خانه و مسکن مردم غیر نظامی را ویران کرد و آنان را به قتل رساند؛ بسیار از موشکها به هدف نرسیدند زیرا توسط نیروی ضدهوائی سوریه منهدم و یا منحرف شدند.
نتیجهگیری سریع
روز یک شنبه پس از حمله نخست وزیر وقت استرالیا «مالکم تورنبول» طی یک کنفرانس مطبوعاتی یک سلسله از ادعاهای ناوارد مطرح کرد. او حمایت «قوی» دولت خود از این حمله نظامی را اعلام کرد و به روسیه فشار آورد که از اتوریته خود استفاده کرده و تضمین کند که سلاحهای شیمیایی نابود گردند.
به نظر او همینطور روسیه باید از نفوذ خود استفاده کرده و تضمین کند که «این حمله شیمیایی به طور اساسی مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.» او دولت اسد را متهم به این حمله کرد و اقدام نظامی ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه را «هدفمند، مناسب و مسئولانه» خواند. او حتی (برای اینکه فشار بر روسیه را شدت بخشد) کوشش کرد واقعه دوما را با مورد «اسکریپال» در سالیسبوری مربوط کند.
انتخاب زمان و همین طور تلاش برای مربوط کردن این دو حادثه به هم تصادفی نبود. هردو آنها بخشی از سازو کار برای بدنام کردم روسیه بود زیرا دخالت این کشور در جنگ سوریه برخلاف امیال «تغییر رژیم دهندگان» در لندن و واشنگتن نقطه عطف تعیین کننده در جنگ بود.
فاکت و مدرک؟ مسئله جنبی و مزاحم
در رابطه با حقوق بینالملل که تعیین کننده است و همینطور واقعیتها (که امروز تقریباً بدون استثنا صادق است) تفاوت فاحشی میان گفتمان سیاسی و وضعیت واقعی وجود دارد. این امر در مورد «اسکریپال» به نحو بارزی آشکار شد، که در جای دیگر به طور مبسوط و خوب به ثبت رسیده است. (مثلاً روز ۳ مارس ۲۰۱۹ در http://www.theblogmire.com )
بپردازیم به جنبه حقوقی حمله موشکی به سوریه.
بمباران «هدفمند، متناسب و مسئولانه» یک کشور مستقل تنها در دو مورد مجاز است: یا باید این حمله برای دفاع از خود صورت گیرد (یعنی کشورهائی که حمله میکنند خود مورد حمله واقع شده باشند، که در این مورد ظاهراً صادق نیست و یا اینکه این اقدام از طرف شورای امنیت سازمان ملل مجاز اعلام گردد. که این مورد نیز صدق نمیکند.
مانند بسیاری از تاخت تازهای نظامی استرالیا در سراسر جهان، برای دخالت در سوریه نیز هیچ نوع مجوز قانونی وجود نداشت، هرچند که استرالیا این بار فقط در کنار گود ایستاده بود و دیگران را تحریک میکرد.
شرکت استرالیا به عنوان همپیمان ایالات متحده آمریکا (کشوری که مدام قوانین بینالملل را زیر پا میگذارد) در گروه ائتلافی که در سوریه میجنگد، دارای هیچ پایه حقوقی نیست. دولت استرالیا که در سال ۲۰۱۴ این وضعیت را از نظر حقوقی مورد بررسی قرار داد، اگر از موضع حقوقی خود مطمئن است چرا کماکان از انتشار نتایج این مشاورات حقوقی خودداری میکند؟ اوضاع عینی در محل نیز موضع «تورنبول» را به هیچ وجه تائید نمیکند.
«تورنبول» روسیه را مورد انتقاد قرار میدهد که چرا در شورای امنیت از حق وتوی خود استفاده کرده است تا مانع از بررسی و تحقیق جنایت استعمال سلاحهای شیمیائی گردد. ولی در واقع هم روسیه و هم سوریه از سازمان منع سلاحهای شیمیائی OPCW درخواست کردند که واقعه دوما را مورد بررسی قرار دهد.
کمیسیون تحقیقاتی OPCW روز ۲۱ آوریل ۲۰۱۸، یعنی دوهفته بعد از حمله مفروض تحقیقات خود را آغاز کرد. گروههای جهادگرا در ابتدا مانع از تحقیقات شدند و کارمندان OPCW توانستند تنها زیر چتر حمایت ارتش سوریه و دژبان روسیه وارد مناطق تعیینکننده شوند.
نتایج تحقیقات ـ که رسانهها مسکوت میگذارند
روز ۶ ژوئیه ۲۰۱۸ گزارش موقت این سازمان منتشر شد که نتیجهگیری کرده بود: « در نمونههای محل و پلاسمای خون قربانیان مشکوک به مسمومیت هیچ اثری از گاز سارین و یا مشتقات ناشی از آن یافت نشد». استعمال گاز سارین اتهام عمده علیه دولت سوریه بود. این گزارش موقت زیاد مورد توجه رسانهها قرار نگرفت.
گزارش نهایی تحقیقات OPCW روز ۱ مارس ۲۰۱۹ انتشار یافت. انسان اگر بخواهد متن دقیق این گزارش را در رسانههای باب روز غربی پیدا کند باید مدت زیادی جستجو کند. درک دلیل سکوت رسانهها زیاد مشکل نیست.
گزارش OPCW استدلال رئیس جمهور آمریکا ترامپ، نخست وزیر انگلیس «می» و نخست وزیر استرالیا «تورنبول» را نفی میکند. موانع زیادی در راه تحقیقات OPCW ایجاد گردید. «کلاهخود سفیدها» و دوستان جهادگرایشان کلیه «قربانیان» کشتهشده حمله شیمیائی مفروض را سوزانده و یا دفن کرده بودند. محل دفن آنها در ختیار بازرسین قرار داده نشد و در نتیجه مواد کالبد شکافی در اختیار محققین قرار نداشت.
«قربانیان» این حمله قبل از این که حمله مفروض شیمیائی صورت گرفته شده باشد به کادر پزشکی و پزشکان کشیک بیمارستان دوما تحویل داده شده بودند. هیچ یک از «قربانیان» علائم تماس با گاز شیمیائی و یا عصبی را نشان نمیداد. تیم تحقیقاتی OPCW یک سلسله از آنالیزهائی را در منطقهای که گویا مورد اصابت سلاحهای شیمیائی قرار گرفته بود، صورت داده بود ولی در اینجا نیز اثری از وجود سلاح شیمیائی مطرود دیده نشده بود.
دو استوانه زرد رنگ به عنوان عامل مرگ قربانیان ارائه شده بود. ولی حتی این «مدارک» نیز قابل استفاده نبود زیرا از طرف جهادگرایان تغییر مکان داده و در دو محل مختلف قرار داده شده بود به طوری که نمونهبرداریها از محل قابل استفاده نبود. OPCW قادر نبود بگوید که چگونه ممکن بود برای پخش گاز شیمیایی از این استوانهها استفاده کرد. چون هیچجا اثری از مواد سمی یافت نشد، لذا بسیار محتمل است که این استوانهها تنها برای منحرف کردن بوده است.
در تائید این احتمال تیم OPCW در یکی از تعمیرگاه جهادگرایان که برای ساختن بمب استفاده میشد، یک استوانه فلزی شبیه دیگر پیدا کرده بود. اگر رسانهها اصولاً در این مورد خبری منتشر ساختند، آنرا به این صورت تعریف کردند که دولت سوریه این اجسام را وارد منطقه کرده. OPCW چنین نظری را تائید نمیکند.
صحنهسازی … با این حال سوریه و روسیه مقصرند!
آنچه که OPCW پیدا کرد آثار کلرین بود ولی کلرین یک ماده شیمیائی معمولی و مورد استفاده خانگی است و از این رو در لیست سلاحهای شیمیائی مطرود قرار ندارد. گذشته از این کلرین نمیکشد چه رسد به این تعداد عظیمی قربانی به جای گذارد. کادر پزشکی که از طرف OPCW مصاحبه شد گفته بود که قربانیانی که در بیمارستان مورد درمان قرار گرفته بودند دچار عوارض ناشی از استنشاق گرد و غبار و دود بودهاند. هیچ یک از آنان دچار جراحات تهدیدآمیزی نبود و یا جانش را در بیمارستان از دست نداده است. در نیتجه به غیر از عیرقانونی بودن حمله در واقع هیچ پایه و اساسی برای حمله ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه وجود نداشت. به همان اندازه نیز هیچ توجیهی برای ادعای صریح «تورنبول» مبنی بر تقصیر سوریه و کمک روسیه برای یک حمله شیمیائی به مردم غیرنظامی وجود نداشت.
فارغ از بیاثرکردن ادعادی آمریکا و دیگران (از جمله حمایت ناشیانه و بد تورنبول) ایالات متحده و رسانههای باب روز هنوز اسد را مسئول استعمال سلاح شیمیایی میکنند تا ادامه اشغال سرزمین سوریه را توجیه کنند.
نه خوشخوانده و نه از نظر قانونی محق
حتی همین اشغال نیز قوانین و حقوق بینالملل را نقض میکند. همین «گفتمان» در محافل حاکم در ایالات متحده در این مورد که آیا باید آرزوی اولیه ترامپ در مورد خروج از سوریه را پذیرفت یا نه، غیرواقعی و مضحک به نظر میرسد، هرچند که در این میان ترامپ از این آرزو صرفنظر کرده است.
اینطور به نظر میرسد که اصلاً به فکرشان خطور نکرده که نه مهمان خوشخواندهاند و نه از نظر حقوقی مجازند که در سوریه ماندگار شوند.
شاید بهتر باشد که یک تولیدکننده تلویزیونی سابق BBC حرف آخر را داشته باشد. «ریام دیلاتی» روز ۱۳ فوریه ۲۰۱۹ در توئیتر خود نوشت: «پس از ششماه تحقیق میتوانم بدون شک و تردید ثابت کنم که واقعه معروف در بیمارستان دوما یک صحنه سازی بود.» آیا رسانهها و سیاستمداران ما قادر خواهند بود به همین اندازه صداقت از خود نشان داده و از روسیه و سوریه پوزش بطلبند (که هم به حق است و هم لزومش از مدتها پیش محسوس میگردد) احتمالاً باید مدتهای مدیدی در انتظار آن باشیم.
«جیمز او. نیل» یک وکیل دادگستری و حقوقدان است. تخصص او در حقوقبینالمللی به ویژه ژئوپولیتیک میباشد. او در داننشگاه برگن (نروژ)، دانشگاه وایکاتو (نیوزلاند) و به عنوان پرفسور میهمان در دانشگاه «لوان لا نف» در بلژیک تدریس کرده است.

