
اشخاصی پیدا میشوند که گرچه تا چندی پیش روشنفکر محسوب میشدند ولی اکنون اعتراضات اقلیمی را که امروز زیر عنوان Friday for Future به ویژه جوانان را به طور منظم جلب میکند، غیرقابل تحمل، ضدکارگری، ارتجاعی و حتی فاشیستماب و از طرف قدرتهای دیگر هدایت شده، میدانند. آسیبشناسی حادی که در این حکم غلط به چشم میخورد یک جنبه قضیه است ولی جالب توجهتر این سؤال است که آیا در پس این تعصب خشمآلود میتواند ذرهای حقیقت وجود داشته باشد؟
منبع: دنیای جوان
نويسنده: دانیل براتانوویچ
اشخاصی پیدا میشوند که گرچه تا چندی پیش روشنفکر محسوب میشدند ولی اکنون اعتراضات اقلیمی را که امروز زیر عنوان Friday for Future به ویژه جوانان را به طور منظم جلب میکند، غیرقابل تحمل، ضدکارگری، ارتجاعی و حتی فاشیستماب و از طرف قدرتهای دیگر هدایت شده، میدانند. آسیبشناسی حادی که در این حکم غلط به چشم میخورد یک جنبه قضیه است ولی جالب توجهتر این سؤال است که آیا در پس این تعصب خشمآلود میتواند ذرهای حقیقت وجود داشته باشد؟این حقیقتی است که دایره انتقاد کنشگران حفاظت از محیط زیست بسیار محدود است و تنها به مسايل اکولوژی میپردازد و به نگرانی در مورد سرنوشت مام زمین خلاصه میشود.برعکس، در این انتقادات توزیع ثروت، مناسبات مالکیت و ویژگیهای شیوه تولیدی حاکم تقریباً هیچ نقشی ایفا نمیکند. و این وضعیت که در اردوگاه نمایندگان سرمایه، این جنبش دارای هواداران برجستهای است، میتواند سؤالبرانگیز باشد. لذا میتوان پرسید:
از کجا معلوم که گروه اخیر (سرمایهداران) با بلیط ورودی معضل زیستمحیطی یک سیاست مشخص کاربردی سرمایه را دنبال نمیکند و یا به دیگر سخن کوشش نمیکنند تا از این معضل مشخص امتیازاتی برای خود به دست آورند؟

آنتونیو گرامشی با تکیه به این جمله مارکس و انگلس، روند مدرنسازی در چارچوب ساختار سیاسی-نهادی با هدف نوسازی و تضمین سلطه سرمایه را «انقلاب منفعل» نامید
به هرحال به خوبی ممکن است که زیر عنوان بحران زیستمحیطی یک انقلاب منفعل دیگر در شرف وقوع باشد و شاید حتی آغاز گردیده

