
منبع: لینکه تسایتونگ
نويسنده: توماس روپر
تارنگاشت عدالت
غرب مدعی است که مدافع حقوق بشر است ولی درست عکس آن عمل میکند. یک نمونه از نقض فاحش حقوق بینالملل که در غرب کماکان ناشناخته مانده روز پنجشنبه موضوع کنفرانس مطبوعاتی وزارت امور خارجه روسیه بود.
غرب چه در رابطه با دخالت غیرقانونی در سوریه و چه با حمایت از نقض حقوق بینالملل از سوی اسرائیل و چه در رابطه با تحریمهای مغایر با حقوقبینالملل که به همه و هر کس که سیاستش باب دندان غرب نیست، تحمیل میکند، حقوق بینالملل را مدام زیر پا میگذارد.
اینها فقط چند نمونه بود، چون لیست این خلافکاریها بسیار طولانی است. تنها در سال جاری کمیسیون خدمات علمی مجلس آلمان، دولت این کشور را به ارتکاب سه نمونه سنگین نقض قوانین بینالملل متهم کرده که البته تاکنون بینتيجه مانده است. (شرکت آلمان در جنگ علیه سوریه، به رسمیت شناختن گوآیدو به عنوان ريیسجمهور موقت ونزوئلا و تأيید ضبط تانکر نفتی ایران به وسيلۀ انگلیس).
وزارت امور خارجه روسیه روز پنجشنبه توجه عموم را به یک مورد دیگر جلب کرد که تاکنون مسکوت مانده است.
ترجمه بیانیه وزارت امور خارجه روسیه:
«در تطابق کامل با بند ۳ قطعنامه ۲۹۵/۷۳ مجمع عمومی سازمان ملل متحد متعلق به ۲۲ ماه مه ۲۰۱۹ که مورد تأيید روسیه است، به بیانیه اتحادیه آفریقا متعلق به ۲۲ نوامبر ۲۰۱۸ اشاره شد. مسأله بر سر گواهینامه دادگاه بینالمللی در باره پیآمدهای حقوقی برای مجمعالجزایر چاگوس است که به جمهوری موریس تعلق دارد. با ابراز نگرانی گفته شد که پادشاهی متحده بریتانیا دستورات مجمع عمومی سازمان ملل متحد را که در فوریه سال جاری به تصویب رسید، به اجرا در نیاورده است و پادشاهی متحده باید در عرض ۶ ماه به اداره استعماری مجمعالجزایر خاتمه بخشد. اتحادیه آفریقا اشاره کرد که بریتانیای کبیر تاکنون این درخواست مجمع عمومی سازمان ملل را اجابت نکرده است و تأکید میکنم قصد اجرای آنرا هم ندارد.چند جمله در مورد این مجمعالجزایر و حقوق بینالملل. جزیره «دیهگو گارسیا» نیز یکی از جزایر این مجتمع است که چه چیزی در آنجا وجود دارد؟ چه فکر میکنید؟ خیر! منظور «هیولای لخنس» نیست، بلکه پایگاه نظامی ایالات متحده آمریکاست که به نظر من حتا خیلی بدتر است. این علت اصلی تاریخ پرپیچ و خم این مجمعالجزایر است. تا سال ۱۹۶۵ این مجتمع به عنوان بخشی از مستعمره موریس در اختیار بریتانیای کبیر بود. پس از استقلال موریس، «چاگوس» تحت کنترل انگلیس باقی ماند و مردم مجمعالجزایر کوچانیده شدند. غرب در آنجا هیچنوع تفاهم و بردباری از خود نشان نداد و حتا برای مردم بومی که در آنجا زندگی میکردند، احترامی قایل نشد.
قطعنامههایی که در سال ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رساند تأیید میکند که ایننوع رویکردها با منشور سازمان ملل متحد و همچنین بیانیه این سازمان در رابطه با تأمین استقلال کشورها و خلقهای مستعمره که در سال ۱۹۶۰ صادر شده بود، مغایرت دارد
قطعنامههایی که در سال ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رساند تأیید میکند که ایننوع رویکردها با منشور سازمان ملل متحد و همچنین بیانیه این سازمان در رابطه با تأمین استقلال کشورها و خلقهای مستعمره که در سال ۱۹۶۰ صادر شده بود، مغایرت دارد.با اینکه مجمع عمومی سازمان ملل متحد مأموریت و وظیفهای نسبت به وضعیت مناطق نامبرده ندارد و دادگاه بینالمللی نیز در مناقشات دوجانبه تنها نقش مشاور را عهدهدار است، قطعنامه موضوعِ لغو استعمار است و مجمع عمومی نه تنها دارای اتوریته لازم است، بلکه حتا در قبال اجرای آن مسؤول نیز میباشد. کشور ما تاکنون با پیگیری به اساس عمومی به رسمیت شناخته شده حقوق بینالملل، از جمله حق تعیین سرنوشت خلقها پایبند بوده است و با حمایت از خلقهای آفریقا و آسیا در مبارزه آنها در جهت کسب استقلال خود، نقش مهمی در روند استعمارزدایی ایفاء کرده است. در این رابطه ما قطعنامه شماره ۲۹۵/۷۳ مجمع عمومی سازمان ملل را یادآوری کرده و امیدواریم که از طرف پادشاهی متحده به اجرا گذارده شود تا روند استعمارزدایی موریس نیز تکميل گردد.»

