
آمریکا برای بازگشت «مرد قدرتمند» به عراق توطئه میچیند
منبع: نیوز کلیک
نویسنده: م. ک. بهادراکومار
تارنگاشت عدالت
فقدان قاسم سلیمانی فرمانده پیشین نیروی قدس احساس میشود. دو ملاقاتی که دونالد ترامپ رییسجمهور ایالات متحده در روز چهارشنبه در حاشیه همایش اقتصادی جهان در سوئیس با نچیرروان بارزانی رییس دولت کردستان عراق و با برهم صالح رییسجمهور عراق داشت، نشانگر برنامه واشنگتن برای عقب راندن نفود ایران در عراق است.
به نظر میرسد بارزانی، که نقش اصلی را برای استحکام خودمختاری مناطق کرد در شمال سوریه بازی میکند، در شرایط جدید به طرف صحبت کلیدی برای واشنگتن مبدل میشود. در واقع،
از منظر واشنگتن، کردستان عراق یک واحه ثبات است و میتواند برای حضور نامحدود ایالات متحده در منطقه نقطه اتکاء باشد. انتقال نفت از شرق سوریه نیز از طريق کردستان عراق امکانپذیر میشود.
در شرایطی که نخستوزیر عبدالمهدی فعلاً در یک جایگاه موقت قرار دارد، بغداد قادر به عمل نبوده و در مقام تحمیل اقتدار بر منطقه کردستان شمالی نیست. به علاوه، صالح که خود کرد است، به مشتاق بودن به خدمتگزاری به آمریکاییها در خلاء قدرت کنونی، شهرت دارد.
با توجه به نابسامانی عمومی در میان احزاب شیعه و زدوبندهای ایالات متحده با بسیاری از آنها، امروز هیچ نقطه کانونی در میان شیعیان وجود ندارد که بتواند احساسات ضدآمریکایی نهفته را کانالیزه نماید. این جایی است که نبود سلیمانی شدیداً احساس میشود. او در سراسر منطقه و با همه گروههای قومی ارتباط داشت و از اطمینان و اعتماد شرکای عراقی برخوردار بود. ترمیم پلهای شکسته، اگر اصلاً امکانپذیر باشد، زمان لازم دارد.
این به موفقیت «راهپیمایی میلیونی» روز جمعه در بغداد بستگی زیادی خواهد داشت. راهپیمایی در پاسخ به فراخوان مقتدا صدر برگزار میشود. او که یک ملیگراست به تازگی به ایران نزدیکتر شده است. راهپیمایی، اعتراضات ماههای اخیر را که مورد حمایت ایالات متحده است و هدف آن از بین بردن نفوذ ایران در عراق است، به تحتالشعاع قرار گرفتن و به حاشیه رانده شدن، تهدید میکند.
پرسش بزرگ درباره آینده نیروهای شبهنظامی است، که ابومهدی المهندس، رهبر قدرتمند میلیشیای شیعه (که در همان حمله هوایی که ایالات متحده سلیمانی را هدف قرار داد، کشته شد) فرمانده آن بود. «نیروهای بسیج مردمی» از ۱۰۰ هزار نفر و حدود ۵۰ میلیشیاهای مختلف که اکثراً، اما نه تماماً شیعه هستند، تشکیل میشود و در عمل گروههای هوادار ایران در آن در اقلیت قرار دارند. این جناحهای رقیب در «نیروهای بسیج مردمی» تاریخی از برخورد با هم داشته و به طیفی از چهرهها بیعت دارند.
المهندس استاد کاردانی بود که تحت نظارت مستقیم سلیمانی «نیروهای بسیج مردمی» را به وجود آورد. برای ایران بازآفریدن رهبری این دو شخصیت برجسته به جبهه مقاومت در عراق غیرممکن خواهد بود. آیا «نیروهای بسیج مردمی» به مثابه یک جناح سیاسی قدرتمند باقی خواهد ماند، يا در آيندهای نامعلوم شکار نیروهای درنده خواهد شد؟
در غیبت یک فرماندهی مرکزی کارآمد، نبردهای ستیزهجو بر سر جانشینی ممکن است حتا بین گروههای هوادار ایران در درون «نیروهای بسیج مردمی» و بلوک صدر رخ دهد.
در این شرایط هرجومرجی که در عراق وجود دارد، بازگشت سیاستهای عراق به وضع سابق غیرممکن به نظر میرسد. همچنین به نظر میرسد این برنامۀ پنهان ایالات متحده باشد. اعتراضاتی که ایالات متحده از آن حمایت میکند، نامزدها برای نخستوزیر جدید را رد میکند و خواهان پایان دادن به نظام سیاسی فاسدی است که براساس خطوط فرقهای تقسم میشود. این، انتخاب نخستوزیر جدید را بینهایت پیجیده میکند. این بنبست به سود ایالات متحده است، زیرا نظام سیاسی که احزاب سیاسی شدیداً فاسد بر آن مسلط میباشند، و آنرا به ایران وصل میکنند، نطامی است که واشنگتن در دوره اشغال آن را آفرید.
این خطر فزاینده وجود دارد که ریزش کامل دولت عراق به تکرار تاریخ بیانجامد. شرایط پر هرجومرج مشابه، در فوریه ۱۹۶۳ به «انقلاب رمضان» (کودتای نظامی جناح عراقی حزب بعث)، که «سیا» از آن حمایت کرد، انجامید. بدون تردید، ترامپ از چنین پایانی خشنود خواهد شد.

