
مراکز خبری بزرگ، به جای قدردانی از تلاشهای چین، بر انتقادات انحرافی در درون چین، و بزرگنمایی آن برای طرح این ادعا تمرکر نموده اند که نظام چین– سوسیالسم دهشتناک– یا چیزی که آنها خودکامگی مینامند، مقصر است. این کاملاً بر خلاف چیزی است که مقامات جهانی بهداشت میگویند. اما، این تعجببرانگیز نیست. نیویورک تایمز یا واشنگتن پست، این به اصطلاح معتبرترین منابع خبری، و پرونده آنها را درباره عراق، سلاحهای کشتار جمعی که صدام حسین «بدون تردید» داشت، به یاد دارید؟ پاره آجرهایی که رسانهها و دولتهای غربی به سوی چین پرتاب میکنند، بخشاً نژادپرستانه، عمدتاً ادامه جنگ سرد، و بخشی از این جنگ سرد جدید است. بیغرضی و عینیت، نخستین قربانی جنگ است، چه گرم یا سرد آن.
منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: پرابیر پورکایاستا
تارنگاشت عدالت
برای نخستینبار، در دو روز متوالی، تعداد موارد جدید، ویروس کرونای جدید (2019nCov) در مقایسه با ارقام روزانه پیش به زیر ۴۰۰۰ کاهش یافته است. اقدامات جامعی که مقامات چینی در پیش گرفتند، انتقال ویروس را آهسته کرده، و دسترسی به وسايل تشخیصی اکنون شروع به گزیدن کرده است. ووهان در استان هوبئی هنوز کانون سرایت همهگیر ویروس کرونای جدید است، و حدود دو سوم کل مبتلایان در چین در هوبئی هستند. تا این تاریخ، ۴۹۱ نفر، عمدتاً سالمندان که سیستم ایمنی ضعیفتری دارند، یا پیش از این به بیماریهای عفونتی مانند بیماری قند یا تنگی نفس دچار بوده اند، از ویروس جان باخته اند.
اکثر مبتلایان مورد خفیفی از علايم شبیه آنفولانزا را نشان میدهند، و به استثنای ووهان که در آنجا سیستم بهداشتی در آغاز تحت فشار قرار داشت، نرخ مرگ و میر ۳–۱ درصد است، که تأیید بر این نکته است که گرچه ویروس سریعتر از ویروس سارس ۰۳–۲۰۰۲ اشاعه مییاید، اما نرخ مرگومیر این بسیار کمتر از آن است.
گرچه صحنه ویروس در چین رو به بهبود دارد، ما لازم است پیگیر این باشیم که چقدر در کشورهای دیگر اشاعه مییابد و خطر همهگیری جهانی چقدر است. آخرین همهگیری جهانی سرایت ویروس «اچ۱ ان۱» (H1N1) آنفولانزای خوکی بود که از ایالات متحده سرچشمه گرفت. بنا به گزارش «مرکز پیشگیری و کنترل بیماری» [ایالات متحده آمریکا]، در ۱۲ ماه، از آوریل ۲۰۰۹ تا آوریل ۲۰۱۰، فقط در ایالات متحده حدود ۶۱ میلیون مورد ابتلا، و ۲۷۴ هزار مورد بستری شدن در بیمارستان و حدود ۱۲۵۰۰ مورد مرگ از آن ویروس وجود داشت. تخمین ارقام مرگ و میر جهانی ناشی از آن دشوارتر است، زیرا شماری از کشورها وسايل لازم را برای تأیید عفونتها نداشتند. ارقام تأیید شده حدود ۷ میلیون است، که میتوان احتمال داد حدود ۳۵–۲۵ میلیون باشد.
سازمان جهانی بهداشت در ۱۰–۲۰۰۹ اشاعه «اچ۱ ان۱» را سرایت جهانگیر (Pandemic) اعلام کرد و در مقایسه با اکنون، خواهان سطح بالاتری از رصد و محدودیت بر سفر شد. گرچه نگرانی وجود دارد که ویروس کرونای جدید ۲۰۱۹ ممکن است به یک سرایت جهانگیر رشد کند، و کشورهای بیشتری موارد ابتلا را گزارش دهند، اما هنوز به نظر میرسد که تحت کنترل باشد.
ما دو نوع پاسخ به شیوع ویروس جدید در چین دیده ایم. یکی تئوریسینهای توطئه و آدمهای خُلوضعی هستند که هر بار رویداد مشابهی اتفاق میافتد، بیرون میآیند. در عصر اینترنت، با اکوسیستم اخبار جعلی آن، ما همه نوع شایعه و ادعا– از خطا رفتن سلاح بیولوژیک تا توطئه ملیندا و بیل گیتس برای فروش واکسنها و داروهای جدید– را داریم.
دیگری، که نابکارتر است، استفاده مراکز خبری بزرگ ایالات متحده از شیوع ویروس کرونا برای حمله به چین و نظام اجتماعی آن است. جالب توجه اینکه، این کارزار رسانهای علیه چین با جنگ تحاری ایالات متحده علیه چین، و نظر استراتژیک آن از چین، به مثابه یک قدرت «رویزیونیست» که باید از نظر نظامی مهار شود، پيوند خورده است.
آنچه که در اين کارزار سراپا زننده است، ماهیت نژادپرستانه حملات است، و اینکه چگونه خوردن خفاش و مار به وسیله چینیها، دلیل شیوع ویروس در چین است. برای «اثبات»، یک زن چینی در یک ویديو دیده میشود (بله، این ویديو مانند موارد مشابه به سرعت در اینترنت دست به دست شد)، که در حال خوردن سوپ خفاش با تربچه است. چیزی که ناگفته ماند این است که این زن چینی نگ منگیون، مجری معروف برنامههای مسافرتی است، و غذای کمنظیر در جزایر پالائو در غرب اقیانوس آرام را نشان میدهد، و اینکه اگر غذا خوب پخته شود هیچ ویروسی در آن زنده نمیماند!
این تلاش برای بدنام کردن عادات غذایی چینی حتا فراموش میکند– و شاید هدفمند نادیده میگیرد– که آنفولانزای مرغی و آنفولانزای خوکی، هر دو به این دلیل اتفاق افتادند که ما خوک و مرغ را اهلی کرده ایم: این عفونتهای ویروسی پیآمد اهلی کردن حیوانات وحشی و پرندگان هستند!
حملات به چینیها، دشنامهای نژادی و منع مسافرت و محدودیتهای مسافرتی فراتر از چیزی که سازمان جهانی بهداشت توصیه کرده است نیز نشانگر ماهیت نژادی و سیاسی این حملات هستند.
مقامات محلی در ووهان در ابتدا منکوب گسترگی شیوع ویروس شدند. دولت چین در اذعان به این سریع عمل کرد، و فوراً حمایت پزشکی را، هم از نظر پرسنل و هم از نظر داروها، و دیگر وسايل پزشکی مانند ماسک، افزایش داد. مشکل کلیدی کمبود مراقبت بحرانی در مقیاسی بود که ووهان هرگز تجربه نکرده بود. مقامات مرکزی و محلی چین بیمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی را فقط در عرض ۱۰ روز ساختند، و ۱۲۵۰۰ تخت دیگر را در بیمارستانها، ورزشگاهها، انبارها و غیره، برای پذیرش مبتلایان به ویروس تعبیه نمودند.
مشکل کلیدی که آنها اکنون با آن روبهرو هستند داشتن پرسنل پزشکی است که بتواند مراقبت بحرانی از کسانی را تأمین کند که مورد سختتری از بیماری را دارند. این دانش تخصصی است و اکنون به وسیله هزاران پزشک و پرستاری که از دیگر بخشهای چین آمده اند، تأمین میشود.
چینیها همچنین برای منزوی کردن بیماری سریعاً اقدام کردند. مقیاس قرنطینه– هم در تعداد و هم در مقیاس جغرافیایی– کاملاً بیسابقه است. این با مشخص کردن توالی ژنوم [مجموعۀ کامل دستورالعملهای ژنتیکی] ویروس، و قرار دادن آن در یک پایگاه اطلاعاتی قابل دسترس برای همه دنبال شد. دکتر مایکل رایان، مدیر اجرایی سازمان جهانی بهداشت برای فوریتهای بهداشتی در روز ۲۹ ژانویه در یک کنفرانس مطبوعاتی اینرا «احتمالاً سریعترین شناسایی یک بیماریزا در تاریخ، و سهیم کردن فوری آن» نامید. توالیهای مختلف فوراً در پلاتفرمهای جهانی به اشتراک گذاشته شدند و این به تولید وسايل تشخیصی زیادی کمک کرد.»
تا این تاریخ، توالیهای ژنوم بیش از ۵۰ بیمار، به وسیله چینیها برای کمک در به کار گرفتن سریعتر وسايل تشخیصی، و اکنون برای تولید واکسن از نظر ژنتیک مهندسی شده، در دسترس همگان قرار گرفته است. تا این تاریخ، تولید واکسن یک دوره ۶–۴ ماهه و به کار گرفتن آن یک دوره یک ساله دارد. اینها به مهار همهگیری کمک نمیکنند، اما به مهار تکرار ابتلاء پس از پایان یافتن همهگیری کمک خواهند کرد.
این بار، توانایی چینیها برای آهسته کردن انتقال به وسیله اقدامات بیسابقهای که صورت گرفت، و اعتماد جامعه چین به دولتشان، یک فضایی تنفسی به جهان داده است که ما پبش از این نداشتیم.
مراکز خبری بزرگ، به جای قدردانی از تلاشهای چین، بر انتقادات انحرافی در درون چین، و بزرگنمایی آن برای طرح این ادعا تمرکر نموده اند که نظام چین– سوسیالسم دهشتناک– یا چیزی که آنها خودکامگی مینامند، مقصر است. این کاملاً بر خلاف چیزی است که مقامات جهانی بهداشت میگویند. اما، این تعجببرانگیز نیست. نیویورک تایمز یا واشنگتن پست، این به اصطلاح معتبرترین منابع خبری، و پرونده آنها را درباره عراق، سلاحهای کشتار جمعی که صدام حسین «بدون تردید» داشت، به یاد دارید؟ حتا زمانی که بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل بارها گفتند که هیچ مدرکی دال بر وجود هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد، به جای آن، کیک زرد از نیجر، پرونده کثیف تهیه شده به وسیله بریتانیا، ماشین اطلاعاتی ساخته شده به وسیله چنی و رامسفیلد در درون نظام اطلاعاتی ایالات متحده به مثابه حقیقت، (بهتر نیست بگوییم دروغهای حقیقی؟) معرفی شدند. لولههای آلومینومی و آزمایشگاههای سیار را به یاد دارید؟
یکی از دلايلی که تعداد موارد ابتلاء اکنون رو به کاهش است فقط ایمان عظیمی است که مردم چین به دولت خود و به انضباط خود نشان داده اند. آنها دستورات را دنبال کرده اند، ماسک زده اند، در خانه مانده اند، در صورت اطلاع از تماس با شخصی که مظنون به ابتلاء بوده خود را قرنطینه کرده اند، اطلاعرسانی کرده و به مراکز بهداشتی رفته اند. تصاویر شانگهای و پکن پرتکاپو اکنون با تعداد بسیار اندکی انسان در خیابانها، مراکز تجاری رها شده و غذاخورهای خالی جایگزین شده اند. دولت چین از اعتماد شهروندان خود برخوردار است، و این اعتماد است که به آنها سود اجتماعی لازم برای کنترل این اپیدمی را میپردازد.
من میخواهم با چیزی که دکتر رایان از سازمان جهانی بهداشت در کنفرانس مطبوعاتی فوقالذکر گفت سخن را به پایان برسانم: «شخصاً فکر میکنم خودم و مدیرکل هرگز مقیاس و تعهد پاسخ به یک اپیدمی را در این سطح ندیده ایم… چالش بزرگ است، اما پاسخ عظیم بوده و دولت چین برای آن پاسخ و شفافیتی که در این زمینه داشته است، سزاوار سزاوار یک قدردانی بزرگ است.»
پاره آجرهایی که رسانهها و دولتهای غربی به سوی چین پرتاب میکنند، بخشاً نژادپرستانه، عمدتاً ادامه جنگ سرد، و بخشی از این جنگ سرد جدید است. بیغرضی و عینیت، نخستین قربانی جنگ است، چه گرم یا سرد آن.

