
آمریکا به هیچکس و هیچ کشوری– تصمیمی یا حاکمیتی، تا وقتیکه اهدافش را برآورده نسازد، احترام نمیگذارد… پایگاهها و حضور نظامی آمریکایی در عراق با بیش از ۵هزار پرسنل نظامی، مناسبترین ابزار تحمیل زورعلیه ایران است. حضور مستمر آمریکا در منطقه، بغیر از کنترل سرزمینهای غنی و بسیار استراتژیک خاورمیانه بعنوان گامی مهم در جهت سُلطه جهانی، ازجمله با سود ناشی از صنعت جنگ، با قیمت و کنترل گازهای هیدروکربنی، بویژه گاز ارتباط دارد… . صنعت جنگ از کشتن انسانها دیوانهوار سود میبرد. جنگ و درگیری بطور فزاینده ای محرک اقتصاد غربیهاست. درحال حاضر در آمریکا، صنعت جنگ و صنایع و خدمات مرتبط با آن تقریبا نیمی از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل میدهد. اقتصاد آمریکا بدون جنگ غیرقابل تصورست. بنابراین، خاورمیانه میدان جنگ کاملا ابدی – شرطی کاملا ضروری برای غرب است. جنگ اعتیادآورست. در حال حاضر، اقتصاد غرب معتاد به جنگ است، اما اغلب مردم هنوز این را درک نکرده اند. برای غرب، بازگشت و تجدید درگیری و جنگ یک ضرورت است… آمریکا با صنعت چند تریلیون میلیاردی گاز شیل، به علت گاز روسیه از طریق نورد استریم ۲، و فقط با افتتاح ترک استریم، بازار اروپا را ناکام کرد. آمریکا در صدد است که قیمت هیدروکربن را کنترل کند، تا بتواند صنعت گاز شیل را که بشدت بدهکارست، احیاء نماید. چه راهی بهتر از کنترل ایران و ذخایر عظیم گازی او که با قطر شریک است؟…. تقلب، دروغ و شستشوی مغزی بخشی از آنها و سبک زندگی غربی شده است. این سبک زندگی در تاریخ و فرهنگ غربی عمیقا نهادینه شده است… بعیدست که آمریکا خاورمیانه را ترک کند، اگرچه بعضی از ژنرالها – حتی برخی از افسران ارشد پنتاگون– براین باورند که اینکار میتواند خردمندانه ترین کاری باشد که باید انجام داد– زیرا که آنها کورسویی را می بینند، و این کورسو جنگ نیست، بلکه صلح است… ، پارلمان عراق تصمیم بزرگی گرفت که حاکمیت و استقلال عراق را بدون پرسنل خارجی دوباره بدست آورد. اکثر کشورهای مستقر در عراق به تصمیم پارلمان عراق مبنی بر خروج نیروهای خارجی از عراق احترام میگذارند. کشورهای دانمارک، استرالیا، لهستان و آلمان آماده اند که پرسنل نظامی خودشانرا از عراق خارج نمایند. تنها انگلستان با ۸۰۰ پرسنل نظامی مرد و زن تصمیم گرفته است که فعلا درکنار پرسنل نظامی آمریکا در عراق بماند… . چقدر طول میکشد تا این خواسته تحقق یابد، البته اگر این خواسته اصلا عملی گرد، سئوالیست که پاسخ به آن دشوارست. شاید «هیچوقت». مگر اینکه، سُلطه دلار آمریکایی از روی اقتصادهای غربی برداشته شود. و اکنون، سیر نزولی شدید نقش دلار در اقتصاد جهانی آشکارست، برای اینکه جهان غرب بطور فزاینده ای بدنبال دلارزدایی اقتصاد خود و شراکت با شرق، برهبری چین و روسیه است، جاییکه دلارزدایی بسرعت درحال پیشروی است. زمانیکه این اتفاق بیفتند، این شانس هست که دیکتههای آمریکا بر ملل جهان پایان یابد، دیگر فزمانبرداری نماند، و واشنگتن مجبور به بازاندیشی آینده خود گردد – و به احتمال زیاد حضور آمریکا در خاورمیانه به تاریخ می پیوندد.
چرا آمریکا عراق را ترک نمیکند؟
نوشته: پیتر کوئینگ
برگردان: آمادور نویدی
چرا آمریکا عراق را علیرغم تصمیم پارلمان عراق ترک نمیکند؟
آمریکا منافع بسیار زیادی دارد. همه چیز آمریکا با حرکت بسوی سُلطه بر جهان از طریق قلمرو و امور مالی – یعنی دلار مرتبط است.
چرا آمریکا به تصمیم پارلمان عراق مبنی برخروج آمریکا از خاک عراق احترام نمیگذارد؟ – پاسخ کوتاه اینست، برای اینکه آمریکا به هیچکس و هیچ کشوری– تصمیمی یا حاکمیتی، تا وقتیکه اهدافش را برآورده نسازد، احترام نمیگذارد.
درحال حاضر، آمریکا قدرتمندست و منطقه را ترک نمیکند. پیشترهم پریزدنت اسد از آمریکا خواست که خاک سوریه را ترک کند، اما اینکار را نکرد، زیراکه آمریکا منافع بسیار زیادی دارد. همه چیز آمریکا با حرکت بسوی سُلطه بر جهان از طریق قلمرو و امور مالی – یعنی دلار مرتبط است.
درگیری آمریکا با ایران به هیچوجهی تمام نشده است!
در حال حاضر، ما تنها فرصتی جهت سازمانیابی مجدد – ومتعاقبا ادامه و تشدید درگیری را تجربه میکنیم. پایگاهها و حضور نظامی آمریکایی در عراق با بیش از ۵هزار پرسنل نظامی، مناسبترین ابزار تحمیل زورعلیه ایران است.
حضور مستمر آمریکا در منطقه، بغیر از کنترل سرزمینهای غنی و بسیار استراتژیک خاورمیانه بعنوان گامی مهم در جهت سُلطه جهانی، ازجمله با سود ناشی از صنعت جنگ، با قیمت و کنترل گازهای هیدروکربنی، بویژه گاز ارتباط دارد.
بلافاصله پس از قتل ناجوانمردانه ژنرال قاسم سلیمانی، ما شاهد افزایش ارزش سهام صنعت جنگ، البته در انتظار جنگ گرم – و فروش عظیم سلاح بوده ایم. صنعت جنگ از کشتن انسانها دیوانهوار سود میبرد. جنگ و درگیری بطور فزاینده ای محرک اقتصاد غربیهاست. درحال حاضر در آمریکا، صنعت جنگ و صنایع و خدمات مرتبط با آن تقریبا نیمی از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل میدهد. اقتصاد آمریکا بدون جنگ غیرقابل تصورست. بنابراین، خاورمیانه میدان جنگ کاملا ابدی – شرطی کاملا ضروری برای غرب است. جنگ اعتیادآورست. در حال حاضر، اقتصاد غرب معتاد به جنگ است، اما اغلب مردم هنوز این را درک نکرده اند. برای غرب، بازگشت و تجدید درگیری و جنگ یک ضرورت است. فکرش را بکنید، اگر آمریکا خاورمیانه را ترک کند، ممکنست که صلح بشود. این برای غربیها(بویژه آمریکا) پذیرفتنی نیست. اگر شما در غرب زندگی میکنید، ممکنست که شغل شما وابسته به جنگ باشد.
بعد هم در ایران گاز وجود دارد. روزانه ۲۰ تا ۲۵ درصد کُل انرژی مصرفی جهت بحرکت درآوردن اقتصاد جهان– ازجمله جنگها ازطریق خلیج فارس و تنگه هرمز میگذرد که توسط ایران کنترل میشود. بلافاصله پس از قتل فجیع ژنرال سلیمانی، قیمتهای نفت و گاز حدود ۴ درصد افزایش یافت، اما بعدا دوباره کاهش یافت. با وقوع یک درگیری بزرگ ایران میتواند تولید گاز خویش را کاهش دهد، یا عبور از تنگه هرمز را مسدود کند. در هر مورد نمیتوان سقوط اقتصاد جهانی را انکار کرد.
درنتیجه – این کاملا ضروریست که جهان خود را از این منبع شنیع انرژی – هیدروکربنها آزاد سازد– و به منابع دیگر نیروی ارزانتر، پاکیزه تر و آزادتر برگردد تا صنایع و فعالیتهایمان را هدایت کند. مانند انرژی خورشیدی که کره خاکی روزانه بیش از ۱۰ هزار برابر از آنچیزی را دریافت میکند که جهت فعالیتهای صنعتی و خلاقانه در هر قاره نیاز دارد.
آمریکا با صنعت چند تریلیون میلیاردی گاز شیل، به علت گاز روسیه از طریق نورد استریم ۲، و فقط با افتتاح ترک استریم، بازار اروپا را ناکام کرد. آمریکا در صدد است که قیمت هیدروکربن را کنترل کند، تا بتواند صنعت گاز شیل را که بشدت بدهکارست، احیاء نماید. چه راهی بهتر از کنترل ایران و ذخایر عظیم گازی او که با قطر شریک است؟
بعد هم اتحاد دوستانه ای بین ایران و چین وجود دارد – و چین بزرگترین مشتری گاز ایران است. چین از نظر واشنگتن رقیبی خطرناکست، بنابراین مانع دسترسی چین به آن انرژی میشود که باعث پیشرفت اقتصاد چین میگردد. این یکی از آن اهداف شیطانی آمریکاست. آمریکاییها نمیتوانند در یک زمین بازی متعادل رقابت کنند. تقلب، دروغ و شستشوی مغزی بخشی از آنها و سبک زندگی غربی شده است. این سبک زندگی در تاریخ و فرهنگ غربی عمیقا نهادینه شده است.
البته، شیوه های دیگری جهت تأمین هیدروکربنهای مورد نیاز چین وجود دارد. روسیه با بزرگترین ذخایر گاز جهان، به آسانی میتواند گاز مورد نیاز چین را افزایش دهد.
خلاصه کنیم، بعیدست که آمریکا خاورمیانه را ترک کند، اگرچه بعضی از ژنرالها – حتی برخی از افسران ارشد پنتاگون– براین باورند که اینکار میتواند خردمندانه ترین کاری باشد که باید انجام داد– زیرا که آنها کورسویی را می بینند، و این کورسو جنگ نیست، بلکه صلح است.
چگونه میتوان آمریکا را از عراق بیرون کرد؟
عراق چهکار میتواند بکند که آمریکا از عراق و در نهایت از کُل منطقه خارج شود؟ درهرحال، پارلمان عراق تصمیم بزرگی گرفت که حاکمیت و استقلال عراق را بدون پرسنل خارجی دوباره بدست آورد. اکثر کشورهای مستقر در عراق به تصمیم پارلمان عراق مبنی بر خروج نیروهای خارجی از عراق احترام میگذارند. کشورهای دانمارک، استرالیا، لهستان و آلمان آماده اند که پرسنل نظامی خودشانرا از عراق خارج نمایند. تنها انگلستان با ۸۰۰ پرسنل نظامی مرد و زن تصمیم گرفته است که فعلا درکنار پرسنل نظامی آمریکا در عراق بماند.
عراق ممکنست که بخواهد اتحاد خود را با روسیه و چین تقویت کند، بدینطریق فشار به آمریکا را افزایش میدهد که به درخواست عراق مبنی بر استقلال و خروج آمریکا از عراق احترام بگذارد. چقدر طول میکشد تا این خواسته تحقق یابد، البته اگر این خواسته اصلا عملی گرد، سئوالیست که پاسخ به آن دشوارست. شاید «هیچوقت». مگر اینکه، سُلطه دلار آمریکایی از روی اقتصادهای غربی برداشته شود. و اکنون، سیر نزولی شدید نقش دلار در اقتصاد جهانی آشکارست، برای اینکه جهان غرب بطور فزاینده ای بدنبال دلارزدایی اقتصاد خود و شراکت با شرق، برهبری چین و روسیه است، جاییکه دلارزدایی بسرعت درحال پیشروی است.
زمانیکه این اتفاق بیفتند، این شانس هست که دیکتههای آمریکا بر ملل جهان پایان یابد، دیگر فزمانبرداری نماند، و واشنگتن مجبور به بازاندیشی آینده خود گردد – و به احتمال زیاد حضور آمریکا در خاورمیانه به تاریخ می پیوندد.
درباره نویسنده:
پیتر کوئینگ، اقتصاددان و تحلیلگر ژئویولیتیک، همچنین متخصص منابع آب و محیط زیست است. وی به مدت بیش از ۳۰ سال با بانک جهانی و سازمان بهداشت جهانی در سراسر جهان، ازجمله در فلسطین در عرصه های زیست محیطی و آب کار کرده است. او در دانشگاههای آمریکا، اروپا و آمریکای جنوبی سخنرانی میکند. وی پیوسته برای سایتهای گلوبال ریسرچ/احقیقات جهانی، آی سی اچ/مخزن اطلاعات، آر تی/روسیه امروز، اسیوتنیک، پرس تی وی، قرن بیست و یکم، گرانویل پُست، انتشارات دفاع از دمکراسی، تله سور، وبلاگ ساکر، چشم انداز شرقی و دیگر سایتهای اینترنتی مترقی مقاله می نویسد. او نویسنده کتاب: «انفجار– رمان اقتصادی درباره جنگ، تخریب محیط زیست و حرص و آز کورپوراتها/ شرکتهای بزرگ»، داستانیست که براساس واقعیتها و ۳۰ سال تجربه بانک جهانی در سراسر جهانست. وی همچنین یکی از نویسندگان همکار نظم جهانی و انقلاب! مقاله هایی از مقاومت است. او عضو مرکز تحقیقات درباره جهانی سازی است.
برگردانده شده از:
Why Doesn’t the US Move out Despite the Iraqi Parliament’s Decision?
By: Peter Koenig
Peter Koenig is an economist and geopolitical analyst. He is also a water resources and environmental specialist. He worked for over 30 years with the World Bank and the World Health Organization around the world, including in Palestine, in the fields of environment and water. He lectures at universities in the US, Europe and South America. He writes regularly for Global Research; ICH; RT; Sputnik; PressTV; The 21st Century; Greanville Post; Defend Democracy Press, TeleSUR; The Saker Blog, the New Eastern Outlook (NEO); and other internet sites. He is the author of Implosion – An Economic Thriller about War, Environmental Destruction and Corporate Greed – fiction based on facts and on 30 years of World Bank experience around the globe. He is also a co-author of The World Order and Revolution! – Essays from the Resistance. He is a Research Associate of the Centre for Research on Globalization.


4 پاسخ به “چرا آمریکا عراق را ترک نمیکند؟ – پیتر کوئینگ – آمادور نویدی”
جناب ناظر!
درودی دوباره. شما ابتدا پاسخ به سئوالم را بدهید: «آیا شما حامی ج. اسلامی هستید یا ایوزیسیون «مترقی» آن یا نخود هرآشی؟»
اتفاقا اگر بتوان سایتی(بقول شما وبلاگی) را پیدا کرد که در طول ۱۴-۱۵ سال گذشته (حدود ۴ سال با پرشن بلاگ، و بلاگفا که توسط حامیان رژیم آخوندی بسته شد، و سپس با بیش از ۱۰ سال توسط همین ورد پرس) جهت اتحاد نیروهای چپ و مترقی گام برداشته باشد، همین «اشتراک» است. کسانیکه مطالبشان را ارسال میکنند، دمکرات، ملی گرا، چپ و مترقی و ضدامپریالیسم هستند! با حامیان ج. منفور اسلامی، مجاهدین و سلطنت طلبان، و تروتسکیستنها، یعنی پیاده نظام ناتتو- عموسام،مرزبندی کامل دارد.
اما راجع به ترور سلیمانی، شما اشتباه میکنید. مقالاتی هست که این ترور را محکوم کرده است (مراجعه شود به مقالات توفان- حزب کار ایران)، اما چریکهای فدایی خلق ایران- اشرف دهقانی هم دیدگاهی مخالف دارند. شخصا، ترور هرکسی را محکوم میکنم- مگر در جنگ چریکی، که لنین هم آنرا تأئید نموده است. مسلم است که باید با امپریالیستها مبارزه کرد و همچنین با آخونها -تأکید میکنم نه با ایران و قطعه قطعه کردن آن- زیرا که ایران، رژیم غاصب ج. اسلامی نیست، و باید با آن تسویه حساب نمود(البته توسط خود مردم ایران و نه بطریق تروتسکیستها- سلطنتطلبان و مجاهدین و امثالهم که در رکاب عمو سام هستند).
حال، شما درباره خودتان بنویسید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.
لایکلایک
جناب آمادور به نظر میرسد شما گرایشات چپ دارید. اگر چنین است این آزادی لیبرالی که شما در وبلاگ خود به راه انداخته اید چه ارتباطی با میراث چپ دارد؟ آخر، ردیف کردن نوشتههای کاملاً متضاد از قلمهایی که در دنیای واقعی در جبهه های متصادی قرار دارند، و عملاً چشم دیدن یکدیگر را ندارند چه سودی برای چه کسی می تواند داشته باشد؟
در ارتباط با عراق، سکوت شما از بازتاب واکنش بشریت مترقی به ترور سلیمانی، و همراه با آن انتشار دشنامنامه و مواضع تأیید آمیز به قلم آن چند منحرف سیاسی را چگونه میخواهید با موضع این مقاله مرتبط کنید؟ مگر میشود این دو را از هم جداکرد؟ آیا ترور قاسم سلیمانی را بخشی از توطئه آمریکا برای ماندن در عراق و منطقه نمیدانید و یا تصور میکنید که «باید هم امپریالیسم آمریکا و هم با توسعهطلبی آخوندها جنگید.»
آیا آش شله قلمکاری را که شما ما به عنوان صاحب آن وبلاگ به بهانه اینکه «بلندگوی هیچکسی نیست» ارائه میکنید نباید معرف مواضع نادرست و ناپخته سیاسی خود شما تلقی کرد؟
لایکلایک
جناب ناظر!
درود. لطفا بیشتر توصیح دهید. آمادور بلندگوی هیچکسی نیست. شما هم میتوانید مطالبتان را بفرستید تا منتشر شوند. اصلا این انتقاد شما که نه فقط سازنده نیست، بلکه مخرب هم هست، چه ربطی به مقاله بالا دارد؟ اگر مخالفت با ج. منفور اسلامی، بمعنای آتش بیار معرکه (یا بقول شما به آتش طرحهای امپریالیسم علیه ایران هیزم میدهد )، پس هر مخالفتی با ج. اسلامی، یعنی همان که شما میگوئید و بنابراین، اکثریت مردم ایران که در سال ۹۶ و ۹۸ به ۱۲۰ شهر آمدند، راهپیمایی کردند، کشته و زخمی شدند و زندانی دادند، همه با موزیک عمو سام میرقصند! احسنت به هوش و ذکاوت شما!
در ثانی، شما میتوانید در همان وبلاگ نظرتان را بدهید تا پاسخ مناسب را دریافت کنید.
اما یک سئوال: با این تفاوت که ایران بمعنای ج. اسلامی نیست، آیا شما حامی ج. اسلامی هستید یا ایوزیسیون «مترقی» آن یا نخود هرآشی؟
موشا باشید!
لایکلایک
آقای آمادور در وبلاگش در عمل با همدستی با چپن نماهای به اصطلاح ضدامپریالیست و بلندگوی آنها شدن، در یگ گوشه، به آتش طرح های امپریالیسم علیه ایران هیزم میدهد.
لایکلایک