
در تاریخ جهان لحظات سرنوشتساز مُسَلمی وجود دارد. اگر نظم احتماعی در یک زمان مشخص [و] در یک جغرافیای مشخص در بحران است و توانایی پیشروندگی خود را از دست میدهد، فاجعههای طبیعی به انقراض آن کمک میکنند. به جای اینکه مهاجرت جمعیتها امپراتوری را پایین بیاورد، یک طبقه کارگر بزرگ وجود دارد که نظم اجتماعی سرمایهداری را که در قلب امپریالیسم قرار دارد، به زیر خواهد کشید. کارگران منتظر یک فاجعه طبیعی نخواهند ماند.
منبع: چپ، پرتال خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ارهان نالچچی
تارنگاشت عدالت
ارهان نالچچی، نویسنده پرتال چپ و عضو کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ترکیه پیرامون تأثیر ویروس کرونا بر نظم جهانی امپریالیستی مینویسد.
در تاریخ جهان لحظات سرنوشتساز مُسَلمی وجود دارد. اگر نظم احتماعی در یک زمان مشخص [و] در یک جغرافیای مشخص در بحران است و توانایی پیشروندگی خود را از دست میدهد، فاجعههای طبیعی به انقراض آن کمک میکنند– به عنوان مثال، انفجار مینوس، و خشکسالی و طاعون در هیتیها.
همینطور، دوره مهاجرت که با انقراض روم همزمان بود. اینها دلايل اساسی نیستند، بلکه عواملی میباشند که بر انقراض نظمهای اجتماعی تضعیفشده تأثیر گذاشتند.
اکنون همه درباره تأثیر ویروس کرونای جدید بر نظم جهانی امپریالیستی که در بحران اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، صحبت میکنند.
رکود اقتصادی از دهه ۱۹۷۰ در نظم امپریالیستی جایگیر شده است، تضاد بین ساختار اجتماعی تولید ارزش اضافی و مالکیت خصوصی انحصارات .
آنها برای به تعویق انداختن بحران و طولانیتر کردن این نظم اجتماعی ابزار جبرانکننده ایجاد کردند.
توسعه نامتوازن طی ۲۰ سال گذشته در چین، مهمترین ابزار بود.
سرمایه جهانی به چین سرازیر شده است، به جایی که مملو از نیروی کار ارزانی است که مجبور است بدون امنیت در مناطق تجاری آزاد کار کند. این انباشت سرمایه به ظهور یک چین، که کارخانه جهان است، انجامید .
در حالیکه ظهور چین مسألۀ حمایت جهان امپریالیستی را پیش آورد، نرخ رشد چین به حیاتیترین ستونی مبدل شد که نظم امپریالیستی و زنجیرههای تولید و مصرف آنرا سر پا نگه میدارد.
در سال ۲۰۰۳ یک ویروس جدید به نام سارس در چین ظهور کرد و بر چین تأثیر منفی گذاشت.
چین در آن زمان از جایی که امروز قرار دارد، بسیار دور بود. از نظر اقتصادی، چین اکنون به نخستین یا دومین کشور جهان مبدل شده اشت.
سهم چین در رشد اقتصاد جهان به کمکهای اولیه برای نظم امپریالیستی مبدل شده است.
ارقام زیر سهم چین را در رشد اقتصاد جهان نشان میدهند.
ارقام زیر رشد سالانه اقتصاد جهان و نرخ سهم کشورها را نشان میدهند. بحران ۲۰۰۸ و توسعه نسبتاً پایین در دوره پسا–۲۰۰۸ مشهود است. سهم چشمگیر چین ۲۸ درصد بوده است. این نرخ رشد را در دو سال گذشته در ایالات متحده آمریکا و چین مقایسه میکند

نمودار دوم در زیر، از سوی دیگر، نشان میدهد که نرخ رشد ایالات متحده آمریکا به یکسوم نرخ رشد چین کاهش یافته است. کاهش نرخ رشد چین نیز بر اقتصاد جهان تأثیرات منفی دارد.

بحران تحت تأثیر جنگ تجاری برآمده از بحران هژمونیک نیز قرار گرفته است.
اکنون بیایید به تأثیر ویروس جدید کرونا نگاه کنیم.
پیشبینی میشود که رشد اقتصادی چین در بهترین حالت به زیر ۶ درصد و ۵ درصد کاهش خواهد یافت. این در بهترین حالت است، زیرا پیشبینی میشود که همهگیری ویروس کرنای جدید تا تابستان تحت کنترل قرار خواهد گرفت.
این توسعه نامتوازن است.
در ووهان، ۳۰۰ انحصارات از ۵۰۰ انحصارات موجود، مرکز تولید را تشکیل میدهند. چین کالاهای واسطهای (میانی) جهان را تأمین میکند.
چین همچنین یک تولیدکننده بزرگ است، ۲۰ درصد ذخاير نفت جهان و ۴۰ درصد ذخاير مس جهان را مصرف میکند. قیمت این مواد خام اکنون پایین آمده است، و نتیجتاً، بحران بر درب کشورهای تولید کننده مواد خام میکوبد .
سرمایه با بو کشیدن بحران به طلا، که دارای ریسک پایین تلقی میشود، حمله میکند. شما میتوانید با نگاه به قیمتهای فزاینده طلا در پی آغاز همهگیری، این را ببینید.
تنها یک چیز وجود دارد که به ما آرامش میدهد.
به جای اینکه مهاجرت جمعیتها امپراتوری را پایین بیاورد، یک طبقه کارگر بزرگ وجود دارد که نظم اجتماعی سرمایهداری را که در قلب امپریالیسم قرار دارد، به زیر خواهد کشید. کارگران منتظر یک فاجعه طبیعی نخواهند ماند.

