
ادلب، محلی که امروز جنگ بین ارتش سوریه و جهادگرایان در آنجا در جريان است، با ترکيه مرز طولانی مشترک دارد و آخرین «دژ شورشیان» در سوریه محسوب میشود. هدف ترکیه این است که در طول مرزهای خود با سوریه بین رودهای دجله و فرات یک منطقه حایل ایجاد کند که مانع از ایجاد یک کردستان مشترک گردد. روسیه هم از سوریه و هم از کردها حمایت میکند.
منبع: نویه راینیشه تسایتونگ
تارنگاشت عدالت
مصاحبه کوتاه شدۀ «کارین لویکهفلد» روزنامهنگار و کارشناس علوم خاورمیانه و سوریه با مجله اینترناسیونال. چکیده عمده مطالب ذکر شده، به صورت فشرده در پایین ارایه میگردد
۱. ادلب، محلی که امروز جنگ بین ارتش سوریه و جهادگرایان در آنجا در جريان است، با ترکيه مرز طولان مشترک دارد و آخرین «دژ شورشیان» در سوریه محسوب میشود.
۲. با آغاز جنگ در سوریه در سال ۲۰۱۱ سیل «جهادگرایان» و اسلحه از ترکیه به سوریه آغاز شد. «ارتش آزاد سوریه» نیز در ترکیه تأسیس شد. از آن به بعد، ادلب به مرکز خوشآمدگویی به داعشیون بینالمللی تبدیل شد. در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ درگیریهایی بین دولت بعثی سوریه و اخوانالمسلمین صورت گرفته بود که در کشتار «حما» در سال ۱۹۸۲ به اوج خود رسید. ترکیه به دولت اسد پیشنهاد کرد حمایت و امکانات بیشتری در اختیار اخوانالمسلمین قرار دهد و منباب مثال ۵۰ درصد از کرسیهای مجلس را در اختیار آنان بگذارد. اسد این پیشنهاد را نپذیرفت.
۳. هنگامی که در سال ۲۰۱۵ ناتو با بمباران شهرهای سوریه در مناقشه جاری در این کشور دخالت کرد، دولت سوریه بر پایه بند ۵۱ منشور سازمان ملل متحد از روسیه و ایران تقاضای کمک کرد.
۴. هنگامیکه در سال ۲۰۱۶ حلب از سلطه داعش آزاد گردید، دولت سوریه به جهادگرایان پیشنهاد کرد که یا به ادلب عقبنشینی کنند و یا از کشور خارج شوند. بسیاری از جهادگرایان واقعاً با خانوادههای خود به ادلب عقبنشینی کردند.
۵. در آنجا جبهه النصره فوراً پایگاه خود را مستقر کرد و نوعی «دولت رهایی» و یا خلافت ادلب را بر پا ساخت، که روزبهروز بیشتر جهادگرایان داخلی و خارجی را به سوی خود جلب نمود. روسیه کوشش کرد از تشدید تنش بکاهد.
۶. در سال ۲۰۱۸ بین روسیه و ترکیه برای برقراری آرامش در ادلب و حومه، که جهادگرایان از آنجا بارها و بارها حملاتی به مناطق سوری انجام میدادند، قراردادی به امضاء رسید. بنا بر این قرارداد که از طرف ترکیه و روسیه و ایران امضاء شده بود، مقرر میشد که در ادلب و حومه دیگر نباید درگیری نظامی صورت گیرد و جهادگرایان باید سلاحهای خود را تحویل دهند و ترکیه در ادلب و روسیه و ایران خارج از ادلب بر اجرای مفاد قرارداد نظارت کنند. ولی جهادگرایان به این قرارداد وقعی ننهادند و ترکیه به عنوان حامی نیروهای داعش نه خلع سلاح آنان را جدی گرفت و نه به همکاری و کنترل مشترک مناطق در نظر گرفته شده با نیروهای روسیه پرداخت. به جای آن، حمله به مناطق سوریه حتا تشدید گرديد. دولت سوریه یک سال منتظر اجرای مفاد قرارداد سوچی مانده بود، ولی اکنون سوریه نیز برای پاسخ به جهادگرایان به تشدید حملات نظامی خود پرداخت و توانست تا اواسط فوریه سال ۲۰۲۰ مناطقی را در حومه ادلب مجدداً تسخیر نماید و جادههای ارتباطی با ادلب و یا جاده حلب به دمشق و یا حلب به لاذقیه را آزاد سازد.
۷. هدف ترکیه این است که در طول مرزهای خود با سوریه بین رودهای دجله و فرات یک منطقه حایل ایجاد کند که مانع از ایجاد یک کردستان مشترک گردد.
۸. به خاطر همکاری ایالات متحده آمریکا با کردهای شمال سوریه، ترکیه مدتها علیه این منطقه کردنشین گامی برنداشت!
۹. روسیه هم از سوریه و هم از کردها حمایت میکند.
۱۰. بخش بزرگی از کردهای شمال سوریه از دولت سوریه حمایت میکنند ولی خواستار حقوق بیشتری هستند، از جمله شرکت در دولت، کتابهای درسی به زبان کردی و استفاده از زبان کردی در مدارس.
۱۱. نسبت به کردهای سوری، کردهای عراقی بیشتر متمایل به تأسیس یک کردستان واحد هستند که هم مناطق سوری و هم مناطق عراقی را دربر گیرد. علاوه برآن، قبایل غیرکردی که در اقلیم کردستان عراق زندگی میکنند مایل نیستند زیر سلطه کردها قرار بگيرند.
۱۲. ارتش سوریه علیه کردها نمیجنگد.

یک پاسخ به “در ادلب چه میگذرد؟”
خانم کارین،
آیا شما مطمئن هستید که هدف ترکیه آرامش در مرزهایش میباشد؟
اگر چنین است پس در لیبی بدنبال چیست؟ آیا برای اینکار احتیاج به چند صد هزار نفر از ۸۲ کشور که تشنه کشتن و پوست کندن هستند میباشد و از آن مهمتر آیا ترکیه اصولا از نظر پایه های مادی قادر به این کار است؟
آیا کلیه موارد شمرده شما بازتابی از اعمال عثمانی سازی منطقه ترکیه نمیباشد؟ از شما بیشتر از این ها انتظار داشتم.
لایکلایک