
اگر ویروس با نرخ کنونی خود، یا از طریق تکامل خود با نرخ حتا بیشتری به اشاعه ادامه دهد، ویروس کرونای جدید میتواند تا بینهایت با ما بماند. در آنصورت، ویروس میتواند به صف ویروسهای ماندگاری ملحق شود که نوع بشر طی هزارهها از حیواناتی که مردم شکار یا اهلی کرده اند، انباشت نموده است. ترکیبی از تغییرات در رفتار فردی، سرمایهگذاری در بهداشت عمومی، و توسعه فنآوریهای جدید، ممکن است با خوشی به اشاعه ویروس کرونای جدید خاتمه دهد.
منبع: گفتوگو (دقت آکادمیک، فراست ژورنالیستی)
نویسندگان: فردریک کوهن، کاتلین ساگارین، کِلی می
برگردان: ع. سهند
تارنگاشت عدالت
یک راهنما برای متوقف کردن ویروس کرونا: دانستن چگونگی سازگار شدن ویروسها از حیوانات به انسانها
در شرایطی که تعداد تلفات ناشی از کووید–۱۹ افزایش مییابد، نگران بودن طبیعی است. این ویروس تا کجا میتواند جوامع بشری را پشت سر بگذارد ، و آیا ویروس دیگری شبیه این میتواند از یک جای ناشناخته ظاهر شود؟
ما، به مثابه زیستشناسان میکروبی، مایلیم جوانب فکری چندی را ارايه نماییم.
در نتیجه جنگلزدایی پیوسته، شکار حیوانات وحشی برای گوشت آنها و نگهداری حیوانات اهلی، کووید–۱۹ مطمئناً آخرین ویروس مرگباری نخواهد بود که با انتقال از حیوانات وحشی انسانها را مبتلا خواهد کرد. در واقع، گونههای وحشی خفاش و نخستیها (Primates) مملو از ویروسهایی هستند، که به ترتیب، بسیار به سارس (SARS) و اچ. آی. وی (HIV) نزدیک میباشند. هنگام فعلوانفعال انسان با گونههای حیوانات وحشی، عوامل بیماریزایی که در آن حیوانات ساکن هستند، میتوانند–در مواردی با اثرات مرگبار– به انسانها سرايت کنند.

شتر منشأ سرایت مرس به انسان
هیچ ویروس جدیدی زیر آسمان آفتابی وجود ندارد؟
اکثر ویروسهای «نوظهور» که برای انسانها جدیدند، ساکنان عادی دیگر گونهها هستند. در برخی موارد– مانند مورد خفاش– حیوانات میزبان، با ویروسهای خود به یک همزیستی مسالمتآمیز رسیده اند. در موارد دیگر–مانند مورد شامپانزهها و ویروس کمبود ایمنی آنها– ویروسها به همان اندازه برای حیوانات وحشی میزیان مرگبارند که برای انسانها.
فعالیتهای انسان نرخ انتقال ویروسهای حیوانات وحشی، به ویژه خفاش را به گونه ما افزایش داده است.
جنگلزدایی خفاش را به سکونتگاههای انسان نزدیکتر کرده و در جنوب صحرای آفریقا موجب سرایت مکرر ابولا به انسان شده است. خرید و فروش حیوانات وحشی از طريق انتقال ویروس از خفاش به یگ گربه زُباد در یک بازار فروش حیوانات زنده، سارس را برای ما آورد. همینطور، شکار شامپانزه در کامرون، حدود یک قرن پیش، به احتمال قوی تصادفاً از طریق تماس با یک لاشه آلوده، اچ. آی. وی را برای انسانها آورد.
ویروسهای دیگری که ظهورشان مؤخرتر است از طریق اهلی کردن حیوانات از خفاش به انسان منتقل شده اند. ویروسهای هندرا (Hendra) و نیپاه (Nipah) به ترتیب در سال ۱۹۹۴ از طريق اسب و در سال ۱۹۹۹ از طریق خوک از خفاش میوهخوار به انسان سرایت کردند. ویروس مرس (MERS) چند صد سال پیش از خفاش به شتر و در سال ۲۰۱۲ از شتر به انسان منتقل شد. تمیز کردن بینی اسب و شتر باعث ابتلای انسان به هندرا و مرس شد.

گاو منشأ اصلی سرایت سرخک به انسان
دانشمندان با عقبتر رفتن در زمان، مشخص کرده اند که کشاورزی و حیوانات اهلی مرگبارترین بیماریزاها را به ما تحویل داده اند. به عنوان مثال، قرنها پیش، آبله از شتر و سرخک از گاو به انسان منتقل شد. این بیماریهای ویروسی گذرا نبودند، بلکه با ما ماندند و تا گذشته نه چندان دور اکثر انسانها را در سنین کودکی مبتلا میکردند. اگر واکسن وجود نمیداشت، این ویروسها هنوز یک بخش عادی و کُشنده از دوران کودکی میبودند.
گرچه دانشمندان هنوز مشخص نکرده اند که کدام گونه حیوانی منشأ ویروس کرونای جدید است، اما تعجبآور نیست اگر از بازاری ظهور کرده باشد که در آن انواع شگفتآور حیوانات خرید و فروش میشوند.
ویروس کرونای جدید تا کجا اشاعه خواهد یافت؟
دانشمندان قابلیت اشاعه ویروس را با آمار «عدد تکثیر پایه» (R0) یا Basic reproduction number، که میانگین تعداد افرادی را نشان میدهد که یک بیماریزا میتواند مبتلا نماید، میسنجند.
زمانی که هر فرد ناقل ویروس بیش از یک نفر دیگر را مبتلا کند (R0> 1)، ویروس میتواند بینهایت اشاعه یابد. نتیجه خوشحالکننده زمانی است که هر فرد مبتلا به طور میانگین کمتر از یک نفر دیگر مبتلا نماید (R0 <1). در اینصورت ویروس ممکن است مدت کمی به انسانها منتقل شود اما نهایتاً از میان انسانها ناپدید خواهد شد.
در لحظه، ویروس کرونای جدید با یک (R0) حدود ۲٫۵–۱٫۴ منتقل میشود، که بدین معنی است که میتواند بینهایت اشاعه یابد. در مقایسه، میانگین (R0) ویروسهای آنفلونزای فصلی ۱٫۸ است، نرخی که به آنها امکان میهد هر سال در سراسر کره زمین اشاعه یابند.
«عدد تکثیر پایه» (R0) پارامتر سیالی است که میتواند سریعاً تغییر کند.
نرخ سرایت در نتیجه تکامل ویروس یا سازگاری آن با انسان میتواند بالا برود، یا با تغییر در رفتار انسان و فنآوری پایین بیاید.
به عنوان مثال، در شیوع اخیر ابولا در غرب آفریقا، سرایت ویروس از انسان به انسان بیش از ۲۸ هزار نفر را مبتلا کرد. در این زمان، وبروس برای چسبیدن بهتر به سلولهای انسان تکامل یافت، و در حمله به سلولهای خفاش بدتر شد. با پایان یافتن شیوع ابولای غرب آفریقا این تیره انطباق یافته با انسان منقرض شد. ویروس کرونای جدید احتمالاً میتواند مسیر مشابهی برود و با انسانها سازگار شود، و نتیجتاً قابلیت انتقال خود را بالا ببرد.

تغییر رفتار در انسانها میتواند انتقال ویروس را کاهش دهد
انسانها میتوانند از طريق تغییرات رفتاری که انتقال ویروس را کاهش میدهد با اثرات تکامل ویروسی مقابله نمایند. به عنوان مثال، زمانی که سارس ظهور کرد، با یک «عدد تکثیر پایه» بالا سریعاً گسترش یافت، نهایتاً موجب ۸۰۹۸ مورد ابتلا و ۷۷۴ مرگ در سراسر جهان شد.
اما، سارس قابلیت لازم را نداشت که بینهایت اشاعه یابد. به زودی روشن شد که افراد مبتلا تا پس از نشان دادن علايمی مانند سردرد شدید و درد عضلات واگیردار نیستند. در نتیجه، افراد مبتلا میتوانستند با تشخیص زودتر علايم پیش از آنکه دیگران را مبتلا کنند به بیمارستان مراجعه نمایند. از اینرو، R0 به کمتر از ۱ تقليل یافت و این ریشهکنی آن را تصمین نمود.
ابولا مانند سارس شدیداً کُشنده و مسری است و قابلیت لازم را برای دوام در انسانها ندارد. ابولا از طریق تماس با مایعات بدن فرد مبتلا منتقل میشود، اما نمیتواند با عطسه یا سرفه کردن منتقل شود.
آداب و رسوم دفن مرده در غرب آفریقا، که در آن اعضای خانواده مستقیماً جسد مرده را لمس میکنند، به میزان چشمگیری بر اشاعه فوری و سریع ویروس تأثیر داشت. با خودداری مردم از تماس با مایعات بدن افراد مبتلا– چه زنده چه مرده– نرخ انتقال ابولا به کمتر از ۱ رسید. «عدد تکثیر پایه» برای ابولا تنها از طریق تغییرات در رفتار، حتا در اکثر دهکدههای روستایی، بدون برخورداری از درمانهای پیشرفته و واکسن کاهش یافت.
تا کنون، به نظر میرسد که دانشمندان و کارکنان مراقبت بهداشتی به این دلیل که ویروس کرونای جدید حتا پیش از بروز علايم آن منتقل میشود، ممکن است در مهار آن چندان خوشاقبال نباشند. اما، با رعایت پروتکلهای متعارف برای جلوگیری از ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوآنزا– مانند قرنطینه خود، شستن دست و به طور کلی پرهیز از دیگر جِرمها– انتقال آن مطمئناً کاهش خواهد یافت.
فرای تغییر رفتار
فنآوری پزشکی ممکن است در آینده راهحلهایی را ارايه نماید. یک تلاش نویدبخش وسیله تشخیص قابلحمل است.
وسیله تشخیص VereCoV میتواند فقط در عرض دو ساعت سه وبروس سارس، مرس و کووید–۱۹ را تشخیص دهد و از یکدیگر متمایز نماید. در بلندمدت تلاشهای تکنولوژیک ممکن است شامل داروهای درمانی و واکسینه کردن بشود.
مهار ویروس کرونای جدید از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر مقامات بهداشتی بتوانند از طریق تغییر در رفتار یا فنآوری، انتقال ویروس را به R0<1 کاهش دهند، ما ممکن است به ریشهکنی که در مورد سارس در سطح جهان و در مورد ابولا حداقل در سطح محلی حاصل شد، دست یابیم.
اما اگر ویروس با نرخ کنونی خود، یا از طریق تکامل خود با نرخ حتا بیشتری به اشاعه ادامه دهد، ویروس کرونای جدید میتواند تا بینهایت با ما بماند. در آنصورت، ویروس میتواند به صف ویروسهای ماندگاری ملحق شود که نوع بشر طی هزارهها از حیواناتی که مردم شکار یا اهلی کرده اند، انباشت نموده است. ترکیبی از تغییرات در رفتار فردی، سرمایهگذاری در بهداشت عمومی، و توسعه فنآوریهای جدید، ممکن است با خوشی به اشاعه ویروس کرونای جدید خاتمه دهد.


2 پاسخ به “یک راهنما برای متوقف کردن ویروس کرونا”
درود بر رفقای هنر و مبارزه
اول باید دید که لیلی زن بود یا مرد؟ تا بتوان به جلو حرکت کرد.
گویا ما همگی تعریف سرمایداری را فراموش کرده ایم. تعریف سرمایداری در دوران رقابت آزاد، مارکس استاد مسلم علوم مدرن طبق اعتراف سرمایدارانِ همزمان خود آنهم با سماجت خاصی دنبال کرده و تعریف کرده است. که تکامل آن یعنی دریافت چگونگی آن در دوران انحصار ها را لنین کشف و در عمل با موفقیت پیاده کرد.
این امر تا جلوس خروشچف برای کلیه مبارزان کمونیست جهان حتی ترتسکیست های ضد لنین به عنوان یکی از آکسییوم های(قوانین بنیادی) نظام سرمایداری پذیرفته گردیده بود که شرایط وجودی و شیوه عمل کرد امپریالیسم را بخصوص مقام تاریخی آنرا بروشنی و عامه فهم تألیف کرده است.
تازه اگر فرض کنم که لنینی نبوده و مارکسی هم زاییده نشده است و ما اکنون با یک پدیدهای روبرو هستیم که آنرا سرمایداری قرن بیست یکم مینامیم و بطوری که شما هم توضیح دادهاید، آقای کیسینحر آمریکایی چند روز پیش «جهان پسا کرونا» را توضیح داده است و گفته شما را: «…نظام سرمایه داری یک میلیمتر تخفیف نخواهد داد، و هر اقدامی که انجام دهد برای حفظ وضعیت سرکردگی ام. آمریکا است…» تأیید کرده است.
ولی این سرمایداری میخواهد که بعنوان روبنای امروزی (مناسبات میان نیروی کار و سرمایه) که تاکنون آنرا بشکل ایدهآل خصوصی ها و خصولتی (بنگاه های خصوصی که سودش مال سرمایداران و ضررش مال دولت) ها در آورده است به زندگی و سودهای نجومی ادامه دهد. چنانچه ما در جوامع امروزی اعم از اروپا، ام. آمریکا، چین، ژاپن، روسیه و ایران… به یک حساب سرانگشتی به پردازیم بلافاصله روشن میگردد که امکان این کار برای سردمداران نظام های کنونی دیگر میسر نیست؛
زیرا ورودی ارزشهای ضروری اعم از تولیدی، ارزش مبادلاتی و مصرفی برای بقای اجتماع به نظام سرمایداری در دوران کنونی یعنی افول امپریالیسم سرکرده بصورت خجالت آوری کمتر از خروجی آنها میباشد.
من فکر نمیکنم اقتصاد دانی درمیان دولتی ها و مخالفان دولت ها یافت شود که بحران کنونی، یعنی بحران مسکنِ عمداً ایجاد شده توسط بانک گلدمن ساکس در سال ۲۰۰۸ و سپس تکامل آن تاکنون به علت حمله میکروب های سارس، ابولا، ایدز، گریپ خوک و پرنده … و اکنون کووید۱۹ بداند و یا فقط رأی و تصمیم غلط و عدول از قواعد اساسی سرمایداری«قانون اساسی کشوری» چند دولت زنان و یا دولتمردان بداند. البته خیلیها سخن از «یک شانس در بحران برای سلامت کردن نظام سرمایداری» میرانند که در اصل قضیه و اثرات مخرب آن فرقی نمیکند.
ما اکنون در جهان غرب یعنی کشورهای متروپل غربی شاهد آنیم که باوجودامکان تولید کالای ضروری ماسک و لباس، مواد شوینده وضدعفونی کننده… آنهم در سطح وسیع در کشورهای صنعتی قوانین خود وضع کرده آنها تولید آنرا بزنجیر کشیده است و اکنون آمازون ۵۰ عدد ماسک را تقریباً ۵۰۰ دلار میفروشد، فقط خریداران کمی دارد!! این را رفیق استالین در ستایش از کارگری بنام استخانوف که زنجیری که سرمایداری برای کسب سود زیاد تر برپای تولید نهاده است را از بین برده و بدون کمترین زحمت بیشتر کارگران تولید را «نهصد درصد» یعنی ۹ برابر کرده است قدرت و برحقی نظام سوسیالیستی را نشان داده است!!
این مانند آنست که پادزهر مرضی کشنده را سرمایداری در برج و باروی محکمی احتکار کرده است و مردم عادی دسته دسته تلف میشوند. که باعث میشود این پادزهر پس از چندی فاسد شده و بیارزش شود و از طرفی نیروی کاری که برای سرمایدار لازم و ضروری برای ادامه حیاتش میباشد (ارزش اضافه مکیده شده از عضلات کارگران صنعتی) از بین میروند. این دقیقاً آن چیزی است که در ام. آمریکا در جلوی چشم ما درجریانست!!
در غیر اینصورت همانطور که درکتب درسی دبستانی فرامیگرفتیم سیاه زخم گاوی روی مرغ اثری ندارد ولی با خیس شدن، سرما در نتیجه از بین رفتن نیروی ایمنی به امراضی که تاکنون درمقابل آن مقاوم بودند دچار میشوند. به هوای شهر های متروپل به تغدیه «فست فود» آمریکایی نظری بیفکنید، شیر را به موش تبدیل میکند.
برای سرمایداران اکنون بخاطر همان میلیمتر گذشت نکردن که شما از آن نام بردهاید خود خود را از بین میبرند و دکان مافوق سود را بدیگر کشور امپریالیستی میسپارد که هنوز قبراق بخاطر روابط سرمایداری در پایههای اولیه و هنوز بدوران کنونی سرمایداری تکامل یافته آمریکایی/اروپایی (نولیبرالی) نرسیده، بسپارد.
این تحول یعنی انتقال بانک جهانی و مشتقات آن به پکن و ووهان! بهایی دارد که برای کوران و کرانی که برای سرمایه دایما دسته گل میآورند دردناک گردیده است.
بطوریکه میبینیم سرمایداران چینی توانستند با داشتن روابط تولیدی که اکنون در آنجا هنوز آری هنوز رایج است هم تولید را بصفر برسانند و پس از مدتی دوماهه دوباره به وضعیت سابق برگردند بدون اینکه آب از آب تکان بخورد. این نشان از آن دارد که آقای کسینجر حرف بیهوده زده است و از دنیای امروزی بیخبر است.
آقای کیسینجر موشک های اتمی و سلاح های بیولوژیک خودر را برخ میکشد که مانند شمشیری درحلقومش گیرکرده و هرنوع حرکتی جِرَش میدهد. در ضمن نابودی کره زمین از طریق انواع بیماریهای لابوری غیر ممکن است. زیرا زحمتکشان و محرومان که با سختیها در ستیزند، بیشتر از «مابهتران لاکچری» که قربانی هزاران دارو و فست فود های در کاغذهای طلایی بسته بندی شده و مواد مخدر هستند شانس زنده ماندن دارند.
پرواضح استکه برای بشریت یک دوره دردناکی را بوجود می آورد. مگر اینکه انقلابی اکتبری در کشوری بدست طبقه کارگر صورت پدیرد تا امپراطوری چین را هم پس از چندی در نوردد، تا بشریت برای همیشه فرمول مارکس: «پول تولید کالا سپس پول دوم» را بفرمول فعالیت تولیدی اچتماع برای مصرف در اجتماع (تولید با نقشه) بدون زایشِ ارزشی برای انباشت شخصی «انباشت سرمایه فردی» که همان استحصال ارزش اضافه، آنهم با نرخی دایما صعودیِ اجباری» میباشد! تغییر دهد.
آری پاسخ همزیستی مسالمت آمیز و سازنده کلیه باکتری ها، ویروس ها… با انسانتکامل یافته را فقط در «از هرکس باندازه استعدادش و به هرکس باندازه نیازش» که همانا با اقتصاد با نقشه شروع میشود باید جستجو کرد، در غیر اینصورت هم ویروس ها دشمن انسانی میگردند و هم تولید ارزشهای مبادلاتی… که باعث مرگ ساکت در محل کار… میگردد.(ژاپن و کره جنوبی)
لایکلایک
نویسندگان این مقاله خیلی خوشبیانه چشم انداز آیندۀ ویروس کرونای جدید ( کووید-19) را ترسیم کرده اند. ولی این چشم انداز – برای اینکه ما نیز خوشبین باشیم – به شرطی قابل بررسی خواهد بود که نظریۀ «توطئه» فقط یک نظریۀ تخیلی بی سرنوشت باشد و یا مورد سوء استفادۀ تبهکاران یعنی الیگارشی حاکم بر غرب و جهان و سازمانهائی که با تبهکاران همکاری می کنند مانند سازمان ملل متحد …و سازمان جهانی بهداشت و کلیۀ دولتهای سرمایه داری …از این وضعیت برای طرح های اهریمنی مانند «کاهش جمعیت جهان» و یا «کاهش بار زیادی برای نظام سرمایه داری، مانند باز نشسته ها و افراد 70 سال به بالا و آسیب پذیرهای دیگر…» سوء استفاده نکنند. یعنی اگر پاندمی را فرصت مغتنمی نشمارند. علاوه بر این کاملاً طبیعی ست که امروز با توجه به پاندمی یک عده تصور کنند که از هم اکنون و یا در آینده بهداشت از بخش خصوصی به بخش عمومی منتقل و سرمایه گذاری در عرصۀ بهداشت از رونق تازه ای برخوردار خواهد شد… این دیدگاه نیز خیلی خیلی خوشبینانه است. نظام سرمایه داری یک میلیمتر تخفیف نخواهد داد، و هر اقدامی که انجام دهد برای حفظ وضعیت موجود است. در فرانسه ، دولت ماکرون حتا آن بخش از بخش خصوصی که خودشان را برای انتقال به بخش عمومی آماده کرده بودند یعنی کاری که به سادگی برای این بخش کوچک ممکن بود، امتناع کرد. و امروز در رسانه ها می بینیم که بخش خصوصی را به عنوان بخشی که در حال فعالیت و مبارزه علیه کرونا ست نشان می دهند، البته نه در حد ایران «اسلامی » که بخش خصوصی قهرمان ملی قلمداد می شود. ولی آنچه بیش از همه طبیعی و محتمل تر بنظر می رسد این است که بخش خصوصی همچنان با تغذیه از بخش عمومی و با پول بخش عمومی در راستای فرامین سنگهای جورجیا و آرزومندیهای بیل گیتس به حرکت تخریبگرانۀ هر چیز اجتماعی و همگانی به نام آزادی فردی و دموکراسی ادامه خواهد داد. امروز درسایت آمازون 50 عدد ماسک اف اف پی 2 به علاوه هزینۀ ارسال معادل 419 یورو تمام می شود و مطمئناً این 200 تا 300 ساعت تنفس حفاظت شده برای همه امکان پذیر نیست. بازار پر رونقی خواهد داشت. این را خیل بی کاران و آنانی که با حقوق های حداقل اجتماعی زندگی می کنند و یا بازنشسته ها خیلی خوب درک می کنند. مسئله فقط گراین ماسک نیست، زیرا آنچه انسان دورا ما را در مقابل ویروسها بی دفاع کرده تغذیۀ ناسالمی که صرفاً در راستای منافع خصوصی بخورد مردم داده اند، فهرست ویتامینهائی که در این دوران باید مصرف کنیم یکی دو تا نیست… تمام راه ها به رم ختم می شود، به هر کجای این نظام جهانی که نگاه کنیم فرامین سنگهای جورجیا را می بینیم…با وجود این، برخی در اذهان عمومی جهانیان جرقه های آگاهی و بیدار باش دیده اند… «نظام سرمایه داری را باید کُشت» پیش از آنکه ما را از بین ببرد. فعلاً هیچ تضمینی وجود ندارد که ما زنده بمانیم، تازه این نظام تبهکار حاکم به سلاحی کارا دست یافته و در حال صیقل دادن به آن است.
لایکلایک