
کووید–۱۹ به نظر میرسد در چین ظهور کرده است، و تا حدی منطقی است که آن کشور بخشی از گفتوگو درباره همهگیری باشد. اما، به این دلیل نیست که این ایدئولوگها چنین شدید بر چین تمرکز نموده اند. دلیل عملکرد ایدئولوژیکی است که این حملات به آن خدمت میکنند. برخورد اولیه چین به کووید–۱۹ سرنوشت دیگر ملتها را به سرنوشتی که ما در غرب دیده ایم، رقم نزد. بالعکس، همانطور که روزنامهنگار جیت سینگ در «مانتلی ریویو» میگوید، چین عملاً برای باقی جهان زمان خرید. نتیجتاً، کشورهایی که در بحران هستند تنها به علت سیاستهای خود در آن وضعیت قرار گرفته اند. دولتهای آنها باید مقصر قلمداد شوند، نه چین.
منبع: مارکسسم–لنینیسم امروز
نویسند: دیوید ماستاراچی
تارنگاشت عدالت
«شبکه تلویزیونی بلومبرگ در گزارشی اعلام کرد سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشی محرمانه گفتند چین در اعلام آمار مبتلایان و مرگ در ویروس کرونا، مخفی کاری کرده و اطلاعات را دستکاری شده و غیرواقعی منتقل کردهاست. این گزارش میگوید سه مقام دولت آمریکا که نخواستند نامشان فاش شود ضمن تأیید این خبر، گفتند که این گزارش چنین نتیجهگیری کردهاست که چین آمار را به عمد کمتر از حد واقعی و به صورت دستکاری شده اعلام کردهاست. بلومبرگ میگوید این گزارش هفته پیش از سوی سازمانهای اطلاعاتی به کاخ سفید تحویل داده شد.» (الشرق الأوسط، ۷ آوریل ۲۰۲۰)
«کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران اظهار داشت به نظر میرسد آمارهای چین یک شوخی تلخ بود. زیرا بسیاری در همه جهان فکر کردند این بیماری مثل آنفلوآنزا است و مرگ و میر کمتری دارد. همه این موارد مبتنی بر گزارشهایی بود که از چین گزارش میشد و به نظر میرسد چین شوخی تلخی در این زمینه با همه دنیا انجام داد. اگر در چین گفته میشود دو ماهه یک اپیدمی مهار شده، باید بیشتر درباره آن فکر کرد.» (اسپوتنیک، ۵ آوریل ۲۰۲۰)
داستانسرایی علیه چین مبتنی بر دغلکاری است، و به منحرف کردن توجه مردم از درماندگی نولیبرالیسم خدمت میکند
در اوايل ژانویه، کووید–۱۹ عمدتاً به چین محدود بود. اکنون، فقط پس از سه ماه، بسیار فراتر از مرز چین گسترش یافته، و در داخل چین عملاً متوقف شده است.
در حال حاضر در سراسر جهان حدود ۱٫۳۶ میلیون نفر به کووید–۱۹ مبتلا شده اند و بیش از ۷۶ هزار نفر جان باخته اند. چین ۶ درصد مبتلایان و ۴٫۴ درصد جانباختگان را داشته است. دیروز، چین گزارش داد که برای نخستین بار از ژانویه تلفات نداشته است.
در عینحال، در کشورهای غربی رویکرد «در خانه ماندن» پیش گرفته شده، بیمارستانها مملو از بیماران است و بازارها سقوط کرده اند. در اینجا برای ما هیچ پایان روشنی به چشم نمیآید.
علیرغم این، گروهی از ایدئولوگها هماکنون به جهان پسا–همهگیری چشم دوخته اند، و از این نگرانند که چین ممکن است به مثابه یک ابرقدرت جهانی ظهور کند. به مثابه بخشی از یک تلاش برای جلوگیری از این، این چهرهها فکر میکنند کشورهای دیگر باید چین را برای همهگیری «مسؤول» قلمداد کنند، و در جهت ایجاد یک مطالبه وسیع در میان افکار عمومی برای رخ دادن این کار میکنند.
مایکل پارنتی، دانشمند علوم سیاسی در سال ۱۹۹۷ در کتاب «سیاهجامگان و سرخها: فاشیسم منطقی و سرنگونی کمونیسم» نوشت: «در ایالات متحده، طی بیش از یکصد سال، منافع حاکم به طور خستگیناپذیر کمونیسمستیزی را در میان توده مردم پخش کرده اند، تا جاییکه بیشتر شبیه به یک ارتدوکسی مذهبی شد تا یک تحلیل سیاسی. در طول جنگ سرد، چهارچوب ایدئولوژیک کمونیسمستیزی میتوانست هر داده درباره جوامع کمونیستی موجود را به مدرک متخاصم تبدیل کند.»
ما هماکنون میبینیم که آن به وسیله مقالهنویسان، گزارشگران و سیاستمداران در مورد چین اجرا میشود.
زمانی که دولت چین هنوز در خانه ماندن میلیونها مردم را اعمال نکرده بود، به این دلیل بود که آنها بیشتر نگران سیمای خود بودند تا مقابله با همهگیری. زمانی که آنها در خانه ماندن را اعمال کردند، این برای مقابله با همهگیری نبود، بلکه یک حرکت تمامیتخواه (توتالیتر) برای قدرت بیشتر بود.
زمانی که چین صدها مرگ را در روز گزارش میداد، این، فقط چون ارقام بالا بود، دلیل بیکفایتی دولت به شمار میآمد. زمانی که تعداد مرگها کاهش یافت، این دلیل دروغگویی در باره ارقام بود.
زمانیکه سازمانهای جهانی بهداشت چیزی میگفتند که کمترین انتقادی از چین در آن وجود داشت، این ثابت میکرد که کشور باید تنبیه شود. زمانیکه آنها چیز مثبتی میگویند، این ثابت میکند چین آنها را خریده است.
زمانیکه چین هنوز برای کشورهای دیگر کمک نفرستاده بود، آنها بیرحم ترسیم میشدند. زمانیکه آنها کمک فرستادند، این یک تلاش تبلیغاتی ترسیم شد.
زمانیکه شهروندان چینی از دولت خود ایراد میگرفتند، این نشان از آن بود که کل حکومت در شُرف سقوط است. زمانیکه شهروندان چینی دولت خود را میستایند، این مدرکی است دال بر اینکه آنها مجبور یا مغزشویی شده اند.
کووید–۱۹ به نظر میرسد در چین ظهور کرده است، و تا حدی منطقی است که آن کشور بخشی از گفتوگو درباره همهگیری باشد. اما، به این دلیل نیست که این ایدئولوگها چنین شدید بر چین تمرکز نموده اند. دلیل عملکرد ایدئولوژیکی است که این حملات به آن خدمت میکنند.
در غرب کسانی که در قدرت، یا در نزدیک به قدرت هستند، درماندگی دولت خود را در مقابله با کووید–۱۹ میبینند، اما نمیخواهند هیچ تقصیری را بر دوش بگیرند. در نتیجه، به جای انتقاد از سیاستهایی که اتخاذ کردند، یا در اتخاذ آن قصور نمودند، خشم را به سمت خارج هدایت میکنند.
به عنوان مثال، «دیلی بیست» در ۲۱ مارس گزارش داد که یک تلگرام ِ به بیرون درز کردۀ دولت به دست آنها رسیده که حاوی «رهنمودها برای چگونگی پاسخ دادن، یا سخن گفتن مقامات [ایالات متحده] در باره ویروس کرونا و پاسخ کاخ سفید در ارتباط با چین» است. جای تعجب نیست که به مقامات گفته شده بود هنگام صدور بیانیه یا پاسخ دادن به پرسش مطبوعات، چین را مقصر معرفی کنند.
کسانی که در قدرت نیستند، مانند روزنامهنگاران راستگرا، میدانند که ایدئولوژی نولیبرالی آنها برای مقابله با همهگیری مجهز نیست، و از اینرو تحت حمله قرار دارد. آنها از نظرات خود دست برنخواهند داشت، لذا مجبورند تقصیر را به گردن یک کشور خارجی دارای یک ایدئولوژی که به درستی با ایدئولوژی آنها متفاوت است، بیندازند. حمله به چین به این هدف خدمت میکند، و فرصتی برای کمونیسمسیتزی که به گفته پارنتی، مردم طی بیش از یک قرن برای متنفر بودن از آن تربیت شده اند، به دست میدهد.
به عنوان مثال، کوین لیبین، سردبیر اجرایی «پستمدیا» در مقاله «نشنال پست» نوشت: «ما احتمالاً پایدار میمانیم، اما چیزی که جهان دیگر نمیتواند نادیده بگیرد خطری است که رژیم کمونیست چین برای بهداشت و بهزیستی جمعی ما دارد.»
این حملات توجیهناپذیرند، و من سه قطعه معروفتر از داستانسرایی رسانهها علیه چین را بررسی خواهم کرد و دروغ یا نیمهحقیقی را که بر آن قرار دارند، نشان خواهم داد. برای نشان دادن ماهیت این قطعهها، من صفحات «تورنتو استار»، «گلوب و میل»، «نشنال پست»، «تورنتو سان»، و «اوتاوا سیتیزن» را با دقت بررسی کردم و همه دیدگاههایی را که آنها از ژانویه تا آوریل با تمرکز بر چین و کووید–۱۹ منتشر کردند، خواندم.
چین یک افشاگر را به زندان انداخت
قطعه اصلی داستانسرایی علیه چین این است که دولت یک افشاگر کووید–۱۹ را دستگیر کرد یا به زندان انداخت.
داستان چنین میگوید که یک پزشک به وجود ویروس پی برد، سعی کرد به جهان بگوید، دستگیر شد و به زندان افتاد، و سپس ویروس او را کشت. مفسرین ادعا میکنند چین اینرا انجام داد، زیرا آنها میخواستند وجود ویروس کشنده را در کشور پنهان نمایند، و اینکه نتیجتاً کووید–۱۹ سریعتر و دورتر از آنچه که میباید، گسترش یافت.
بخش عمده این داستان دروغ است، یا حداقل بر نیمه–حقیقت قرار دارد.
دکتر لی ونلیانگ یک چشمپزشک بود، نه یک اپیدمیولوژیست. او در ابتدا به اشتباه ویروس کرونای جدید را به مثابه مدرکی دال بر اشاعه سارس شناسایی کرد. او آن ادعا را، همراه با پرونده پزشکی بیمار در ۳۰ سپتامبر از طريق «ویچت» (WeChat) با تعدادی از همکاران خود، و نه با یک بیمارستان یا سازمان بهداشت عمومی، در میان گذاشت. لی نه دستگیر شد و نه به زندان افتاد. در ۳ ژانویه پس از آنکه نماگرفت (اسکرینشات) گروه «ویچت» او به بیرون درز کرد و موجب سراسیمگی شد، او به ایستگاه پلیس احضار شد. در آنجا او برای ادعای نادرست درباره شیوع سارس مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفت، و از او خواسته شد مدرکی را امضاء کند و قول بدهد به اشاعه اطلاعات نادرست ادامه ندهد، و پس از آن آزادانه ایستگاه پلیس را ترک کرد. متأسفانه، این حقیقت است که لی در ۷ فوریه از کووید–۱۹، که در طی درمان یکی از بیماران مبتلای خود به آن مبتلا شده بود، درگذشت.
این داستان همچنین به منحرف کردن توجه از یک سری رویدادهای دیگر خدمت میکند.
در ۲۶ دسامبر، [خانم] ژانگ جیشیان، سرپرست بخش تنفسی و مراقبت ویژه در بیمارستان استانی هوبئی، متوجه شد که چهار بیمار در بخش او که برای درمان ذاتالریه در آنجا بودند– یک زوج سالمند، پسر آنها و شخص دیگری که از بازار صید دریایی آمده بود– همگی تصاویر سیتی اسکن غیرعادی داشتند، و نتیجه گرفت که آنها از چیز دیگری رنج میبرند. روز بعد، ژانگ که نقش مهمی در مقابله با واگیری سارس در سال ۲۰۰۳ ایفا نموده بود– به رییس بیمارستان گزارش داد. طی دو روز بعد، اطلاعات به مراکز کنترل بیماری استان منتقل گردید، که موجب آغاز تحقیق همهجانبه در بیمارستان شد.
همه این پیش از آنکه لی آن نماگرفتها را از گروه «ویچت» خود پخش کند، اتفاق افتاد. ژانگ برای تلاشهای خود مجازات نشد– دولت محلی به او تقدیرنامه داد.
من از بانک اطلاعاتی «پروکوئست» برای جستوجو در کل نسخههای چاپی پنج نشریهای که در بالا به آنها اشاره شد، استفاده کردم. آنها از لی ۴۴ بار نام برده اند. ابداً از ژانگ نامی نبرده اند.
چین به اندازه کافی سریع اقدام نکرد
یک بخش محوری دیگر داستان، که در تکتک مقالاتی که به آنها نگاه کردم وجود دارد، این است که چین با نیات بدخواهانه به اندازه کافی سریع به شیوع واکنش نشان نداد.
در اینجا به چند نقلقول از نمونههای بیشماری که من بررسی کردم، اکتفا میشود:
– «دولت خودکامه پکن اطلاعات درباره منشأ، شیوع و شدت آنرا برای هفتهها پنهان نگه داشت.»
– «۲۰ ژانویه، ۴۰ روز پس از آنکه ویروس برای نخستین بار شناسایی شد، ژی جینپینگ رییسجمهور چین نخستین دستورات را برای کنترل ویروس صادر کرد، اما آنموقع خیلی دیر شده بود.»
– «ما میدانیم که آنها اینرا حداقل یک ماه تا گفتن آن به [سازمان جهانی بهداشت] پنهان نگه داشتند.»
– «چین ردای سکوت کمونیستی را بر دور ویروس– در آن زمان ناشناختهای که در ووهان لگامگسیخته گسترش مییافت– پیجید و تا مبتلا شدن جهان آن را پنهان نگه داشت.»
چیزی که این مقالهها به آن اشاره نمیکنند دشواریهای خاص برخورد با یک ویروس کرونای جدید است، زیرا بررسی روند و مشاهده آنچه که رخ میدهد، شناسایی آن و تأیید میزان خطر آن، زمان میبرد.
این تلاش را نباید چیزی دید که چین برای خودش انجام میداد، این تلاش چین به نمایندگی جهان بود. هر کشور دیگر جهان که همهگیری در آن آغاز شده بود مجبور بود عین اینرا انجام دهد، و پیش از دست زدن به اقدام گسترده چند گام باید برداشته شود.
جدول زمانی تلاشهای چین، در ادامه آنچه که در بخش پیش ذکر شد، به شرح زیر است.
– در ۳۱ دسامبر، درست چند روز پس از آنکه ژانگ نتایج عجیب سی تی اسکن را مشاهده کرد، «کمیسیون بهداشت محلی ووهان» یک هشدار عمومی درباره بیماری صادر کرد. همان روز، مقامات سازمان جهانی بهداشت مطلع شدند.
– مقامات در ۱ ژانویه، بازاری را که در آن انتقال ویروس به انسان رخ داده بود، بستند و یک روز بعد، سازمان جهانی بهداشت نظام مدیریت حادثه خود را به کار انداخت.
– تا ۷ ژانویه، چین چیزی را که تا این نقطه تصور میشد یک ویروس کرونای جدید است، جدا کرده بود. این همه پیش از اینکه نخستین مورد مرگ از کووید–۱۹ که در ۹ ژانویه رخ داد تأیید شود، انجام شد.
– در ۱۲ ژانویه چین توالی ژنتیک ویروس کرونای جدید را برای ایجاد وسايل تشخیصی با کشورهای سراسر جهان در میان گذاشت. روز بعد، نخستین مورد ویروس کرونای جدید در خارج از چین، در تایلند گزارش شد.
– در ۱۴ ژانویه، سازمان جهانی بهداشت یادآور شد که «هیچ مدرک روشنی از انتقال انسان به انسان وجود ندارد»، روشن شدن این یک جزء اساسی برای تعیین میزان خطرناکی ویروس بود. نخستین مورد انتقال انسان به انسان بیش از یک هفته بعد رخ داد. سازمان جهانی بهداشت در ۳۰ ژانویه یک وضعیت اضطراری بهداشت عمومی اعلام کرد.
پس، این ایده که پیش از دست به کار شدن دولت چین، بیماری در چین و کشورهای همسایه کشتار میکرد، چیزی به غیر از یک دروغ نیست. این بدین معنی نیست که پاسخ چین کامل بوده است، گرچه روشن نیست کامل حتا چگونه به نظر میرسید.
اینکه چین به اندازه کافی سریع واکنش نشان داد یا نه قابل بحث است، و من اطمینان دارم که مدتها پس از پایان همهگیری و قادر شدن مردم به دیدن همه چیز در ترازوی سنجش، از جمله به وسیله دولت چین، مورد بحث و تحقیق قرار خواهد گرفت. اما، اکنون ما میتوانیم به آنچه که کارشناسان در باره عملکرد چین گفته اند، نگاه کنیم.
در ۳۰ ژانویه «کمیته اضطراری» سازمان جهانی بهداشت که به درخواست مدیرکل آن فراخوانده شد در بیانیهای نوشت: «کمیته از رهبری و تعهد سیاسی بالاترین سطوح دولت چین، تعهد آنها به شفافیت، و تلاشهای صورت گرفته برای بررسی و مهار شیوع کنونی استقبال میکند. چین سریعاً ویروس را مشخص نمود و توالی ژنتیک آنرا در میان گذاشت، تا کشورهای دیگر بتوانند سریعاً آن را تشخیص دهند و از خود حفاظت نمایند، و این به توسعه سریع وسايل تشخیص انجامید.»
در همان روز، تدروس ادهانوم قبریسوس مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در یک سری پیام در توئیتر نوشت: «چین از راههای گوناگون در واقع استانداردهای جدیدی را برای پاسخ به واگیری تعیین میکند.»
یک گزارش سازمان جهانی بهداشت در فوریه گفت: «چین در مواجهه با یک ویروس قبلاً ناشناخته شاید بلندپروازانهترین، سریعترین و تهاجمیترین تلاش تاریخ را برای مهار بیماری به نماش گذاشت.» گزارش افزود: «سرعت چشمگیری که با آن دانشمندان و متخصصان بهداشت عمومی چین ویروس را جدا کردند، وسايل تشخیص را ایحاد نمودند، پارامترهای کلیدی انتقال– مانند راههای اشاعه و دوره نهفتگی– را مشخص نمودند، شالوده عینی اساسی استراتژی چین را مهیا نمود، زمان فوقالعاده گرانبهایي برای پاسخ به دست داد.»
نمونهها فراوانند، و این پرسش پیش میآید:
چرا مقالهنویسان احساس میکنند برای ارزیابی پاسخ چین از سازمان جهانی بهداشت صلاحیت بیشتری دارند؟ برخی خواهند گفت سازمان جهانی بهداشت دروغ میگوید، اما کدام محتملتر است: یک توطئه موفق برای ساکت کردن سازمان جهانی بهداشت یا مقالهنویسی که یک هفته پیش درباره اشتباه بودن فرهنگ حذفی نوشت؟
چین برای بحران جهانی مسؤول است
مفسرینی که چین را به قصور در افدام به اندازه کافی سریع متهم میکنند احتمالاً این را به خاطر نگرانی برای شهروندان چینی انجام نمیدهند. شاید در ابتدا چنین بود، اما اکنون که میبینیم چین، با ۱٫۳ میلیارد جمعیت، تا کنون توانسته است شمار جانباحتگان خود را حدود ۳۳۰۰ نفر نگه دارد، به نظر میرسد انگیزه این نگرانیها در جای دیگری باشد.
دلیل، که گاهی علنی و گاهی ضمنی ابراز میشود، این است که این مفسرین باور دارند کشتار در دیگر کشورها به دلیل چین است. در اینجا جند نمونه از این عناوین و اظهارات ذکر میشود:
– «دروغهای چین به واگیری ویروس کرونا امکان داد گسترش یابد»،
– «اکنون کل جهان برای رفتار چین بهای سنگینی میپردازد»،
– «ویروس توطئه نیست، فقط یک پدیده طبیعی فاجعهباری است که به شیوه تراژیک به وسیله عروسکگردانها در پکن مدیریت شد.»
مطلقاً اینطور نیست.
گرچه پذیرش این ممکن است دشوار باشد، اما علت کشتار کووید–۱۹ در درون کشورهای خود ما است و تقریباً به طور کامل تقصیر دولتهای ما میباشد. روشنترین مثال این، تفاوت فاحش در چگونگی برخورد کره جنوبی و ایالات متحده به کووید–۱۹ است.
هر دو کشور نخستین مورد تأیید شده کووید–۱۹ خود را در ۲۰ ژانویه گزارش دادند، از آن زمان تا نوشتن این مقاله، کره جنوبی حدود ۱۰۲۰۰ مورد ابتلا، و ۱۹۲ مورد مرگ را گزارش داده است. در عینحال، ایالات متحده بیش از ۳۶۷ هزار مورد ابتلا و ۱۰۹۰۰ مورد مرگ را گزارش داده است. با احتساب تفاوت جمعیت بین دو کشور، ایالات متحده ۵٫۶ برابر موارد ابتلا و ۹٫۵ برابر موارد مرگ را نسبت به کره جنوبی گزارش کرده است.
رییسجمهور ترامپ به تازگی مرگ ۱۰۰ هزار تا ۲۴۰ هزار نفر را از کووید–۱۹ در کشور بهترین سناریو پیشبینی کرد، گرچه کارشناسانی که این پیشبینی بر اساس دادههای آنها قرار دارد روشن نساختند چگونه به این ارقام رسیده اند. در عینحال، کره جنوبی به نظر میرسد با شش مورد دیگر از مرگ در ۷ آوریل، فعلاً ویروس را عقب رانده است.
این تفاوتهای سخت تماماً نتیحه رویکردهای متفاوتی است که دو کشور در مقابله با کووید–۱۹ در پیش گرفته اند.
به عنوان مثال، تا اواسط مارس، کره جنوبی بیش از ۲۹۰ هزار نفر را برای کووید–۱۹ آزمایش کرد، در حالیکه تعداد آزمایشها در ایالات متحده فقط ۶۰ هزار بود. با احتساب تفاوت در جمعیت، کره جنوبی ۳۱ برابر ایالات متحده آزمایش انجام داده است. بنا به گزارش «نیشن»، «بسیاری از آزمایشهای کره جنوبی در مراکز آزمایش برای سرنشینان خودرو در سراسر کشور انجام شد، در این مراکز آزمایش به طور رایگان در دسترس هر شهروند متقاضی قرار داشت و نتیجه در عرض ۶ تا ۱۲ ساعت به وسیله پیامک یا ایمیل در دسترس قرار میگرفت.»
به علاوه، مردم کره جنوبی به استفاده از ماسک تشویق شدند، و ماسک به آسانی در دسترس بود. مردم میتوانستند هر هفته دو عدد ماسک از داروخانه خود دریافت نمایند، و توزیع آنها براساس آخرین رقم سال تولد شخص بود. در عینحال، در ایالات متحده حتا برای کارگران صف مقدم مراقب بهداشتی کمبود عظیم ماسک وجود دارد. در روزهای اخیر، آنها به ربودن محمولههای ماسک به مقصد کشورهای دیگر متوسل شده اند، و از تولیدکنندگان خواسته اند فرستادن آنها را به جاهای دیگر، از جمله به کانادا متوقف نمایند.
کره جنوبی تنها نمونهای نیست که بهتر از ایالات متحده، یا ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و کشورهای گوناگون دیگر عمل کرده است. به عنوان مثال،
ویتنام با جمعیتی بیش از ۹۵ میلیون نفر، حدود ۲۴۰ مود ابتلا و صفر مورد مرگ را از کووید–۱۹ گزارش کرده است. موفقیت آنها، به دلیل کمبود منابع، کمتر به علت آزمایش و عمدتاً ناشی از اقدامات تهاجمی ردگیری، اعمال قرنطینه و بسیج دانشجویان پزشکی و پزشکان و پرستاران بازنشسته برای مقابله با ویروس بوده است.
این همه برای گفتن این است که برخورد اولیه چین به کووید–۱۹ سرنوشت دیگر ملتها را به سرنوشتی که ما در غرب دیده ایم، رقم نزد. بالعکس، همانطور که روزنامهنگار جیت سینگ در «مانتلی ریویو» میگوید، چین عملاً برای باقی جهان زمان خرید. نتیجتاً، کشورهایی که در بحران هستند تنها به علت سیاستهای خود در آن وضعیت قرار گرفته اند. دولتهای آنها باید مقصر قلمداد شوند، نه چین.
من این مقاله را نوشتم زیرا پنهان کردن چگونگی رسیدن به جایی که در آن قرار داریم با اجازه دادن به اشاعه دروغها درباره چین:
۱– به خشم کمتر مردم علیه دولتهایمان میانجامد، خشمی که برای مجبور کردن آنها به برداشتن گامها برای نجات تعداد هر چه ممکن انسانها ضروری است؛
۲– با ترسیم مرگ و ویرانی که کووید–۱۹ موجب آن بوده است، به مثابه قصور چیزی که به مثابه یک دولت سوسیالیستی، و نه سرمایهداری ترسیم میشود، به جلوگیری از ما برای ساختمان جهان سوسیالیستی که میخواهیم پس از همهگیری ببینیم، کمک خواهد کرد.
این نکته مهم برای هر کس در چپ، بدون توجه به نظر شما درباره چین، حیاتی است. همانطور که پارنتی اشاره کرد: «در آنوقت و اکنون، بسیاری در چپ در درک این قصور کردند که آنهایی که به نمایندگی عناصر محروم جامعه میرزمند، چه کمونیست باشند یا نباشند، به وسیله نخبگان محافظهکار انگ سرخ خواهند خورد. برای منافع حاکم تفاوت چندانی ندارد که ثروت و قدرت آنها به وسیله «کمونیستهای برانداز» یا «لیبرالهای آمریکایی وفادار» چالش شود. همه کمابیش به یک اندازه شرور قلمداد میشوند.»
*برای پیوند مقالات و منابع ذکر شده در متن به اصل مطلب مراجعه نمایید:
https://mltoday.com/dont-blame-china-for-your-governments-covid-19-failures/

