
مقامات ایالات متحده با تمرکز بر ظهور ویروس کرونای جدید در یک مکان عجیبوغریب برای آمریکاییها، به جای خطر کنونی بیماری بر منشأ گذشته آن تمرکز میکنند. بازی با منشأ «خارجی» کووید–۱۹ در ووهان یا چین به دولتها امکان میدهد دیگران را مقصر نشان دهند. اما این به مردم نیز امکان میدهد بیاحتیاطی را توجیه نموده به جای پیش گرفتن اقدامات روزمرهای که برای آهسته کردن گسترش بیماری لازم است، بگویند این مشکل از «آنجا» است، مشکلی نیست که «ما» آنرا وخیمتر میکنیم.
منبع: گفتوگو (دقت آکادمیک، فراست ژورنالیستی)
نویسنده: ماری وبل
برگردان: ع. سهند
تارنگاشت عدالت
● «دونالد ترامپ، ريیسجمهور آمریکا بار دیگر بر نامیدن ویروس کرونا به نام ویروس چینی تأکید کرد.» (اسپوتنیک، ۱۹ مارس ۲۰۲۰)
● «درک معمای کرونای چینی از دیدگاه داروین، شواهدی بر رد تئوری جنگ» (اخبار روز، ۹ فروردین ۱۳۹۹ ، چند روز پس از استفاده ترامپ از اصطلاح «ویروس چینی»)
کووید–۱۹ را «ویروس چینی» نامیدن نادرست و خطرناک است
همهگیری کووید–۱۹ تقریباً به همه کشورهای جهان گسترش یافته است. و با این وجود، چند تن از مقامات آمریکایی به آن به مثابه «ویروس ووهان» یا حتا «ویروس چینی» اشاره میکنند.
این نوع خصومت آمریکایی–چینی تازه نیست. اما، این حرکت هدفمند برای مرتبط کردن همهگیری کووید–۱۹ با ووهان، و به طور کلی با چین، در عینحال که به هدف سیاسی دولت ترامپ خدمت میکند، پیآمدهای مهمی نیز برای جامعه مدنی و بهداشت عمومی دارد.
من، به مثابه مورخ بهداشت عمومی و آفریقای مدرن، سیاستهای بیماریهای واگیردار و پاسخ به آنها را مطالعه میکنم. تمرکز بر منشأ خارجی یا بیرونی یک بیماری علاوه بر دامن زدن به نژادپرستی، بر شناخت مردم از خطر مبتلا شدن به بیماری و آمادگی آنها برای تغییر در رفتار خود تأثیر میگذارد.
رهنمودهای سازمان جهانی بهداشت روشن است
گرچه نامیدن یک بیماری با نام مکان آغاز آن به طور حسی عادی به نظر میرسد، اما تاریخ نشان میدهد این میتواند به مردمی که در آن مکان زندگی میکنند، آسیب برساند.
پیآمدها– با خروج گردشگران، و کاهش سرمایهگذاری– میتواند دشواریهای اقتصادی را دربر گیرد و همبستگی بین مردم را تضعیف نماند. مرتبط نمودن یک بیماری مشخص با یک مکان مشخص میتواند به تبعیض، انگزنی و احتراز از یک شهر یا روستا منجر شود.
به خاطر همه این دلايل، سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۵، مجموعۀ جدیدی از بهترین روشها را برای نامیدن بیماریها منتشر کرد. سازمان جهانی بهداشت در صدد بود مرتبط نمودن مکانها با یک بیماری را– آنطور که در سال ۲۰۱۲ در ارتباط با عموزادۀ کووید–۱۹، یعنی مرس (سندرم تنفسی خاورمیانه)، و پیش از آن در ارتباط با بسیاری از بیماریهای دیگر انجام شده بود، کنار بگذارد.
از اینرو، سازمان جهانی بهداشت در ۱۱ فوریه در اشاره به ویروس کرونای جدید، که در آن زمان در مرکز چین و جاهای دیگر در شرق آسیا مردم را بیمار میکرد و میکشت، از نام کووید–۱۹ (COVID-19) استفاده کرد. دیگر کارشناسان موافقت کردند، اما بین ویروسی که علت بیماری است و «سارس–کوو–۲» (SARS-CoV-2) نامیده میشود و خود بیماری یعنی کووید–۱۹ تمایز قايل شدند.
نام، بازتاب دهندۀ بیماریزا (یک ویروس، کووید)، ماهیت بیماریی که موجب میشود (یک بیماری مسری) و سال آغاز آن (۲۰۱۹) میباشد.
سنت طولانی نامگذاری با مکان
استفاده از نام یک مکان برای نامیدن یک بیماری تاریخی طولانی دارد.
در قرن نوزدهم، تجارت و تحرک جهانی به وبا امکان داد از منشأ خود در دلتای گنگ [در جنوب بنگال] به سراسر جهان اشاعه یابد، و بیماری سریعاً به «ویای آسیایی» معروف شد. آن برچسب برای دههها رایج ماند، و به طور ضمنی کل یک قاره را برای بیماریی که میتوانست به علت عدم رعایت اصول بهداشتی در هر جای دیگر اشاعه یابد، مقصر معرفی کرد.
در آن زمان آسیا، برای اروپاییها و آمریکاییها یک مکان عجیبو غریب و دوردستِ دیگر بود.
تمیز دادن بیماری فاجعهبار وبا به مثابه «آسیایی» با نظرات نژادپرستانه و امپریالیستی که هوش و فرهنگهای جمعیتهای غیرسفید جهان را تحقیر میکرد، همخوان بود. آن همچنین اقدامات قرنطینهای سختگیرانهتر را در مورد مردم «آسیایی» و غیراروپایی توجیه میکرد. به عنوان مثال، زائران مسلمانی که از جنوب آسیا به مکه میرفتند تابع مقرراتی بودند که با مقررات برای سربازان اروپایی که در همان مسیرها سفر میکردند، متفاوت بود.
پس از قرن نوزدهم، زمانی که دانشمندان توانستند از روشهای آزمایشگاهی جدید برای مرتبط نمودن بیماریزاها– باکتریها، انگلها، و بعداً ویروسها– با بیماریهای مشخص استفاده کنند، ایدهها در باره بیماریها تغییر کرد. بعضی اوقات، این به یک مشکل بسیار قدیمی یک نام علمی میداد، مانند «زوال» [کاهش وزن] که به نام پزشکی سِل مبدل شد.
اما این روشها نیز به پژوهشگران اجازه میداد بیماریزاها را با مکانها مرتبط نمایند. ناميدن یک بیماری با استفاده از نام یک محل سریعاً به یک هنجار مبدل شد.
از اینرو، تب دره ریفت (Rift Valley Fever) که از یک ویروس از خانواده بانیاویریدا (Bunyaviridae) ناشی میشود، نام خود را از یک منطقه در کنیای تحت استعمار، که برای نخستین بار در آنجا گزارش شد، گرفت.
ویروس هانتا (Hantaviruses) به منطقه رودخانه هانتا در کره جنوبی وصل شد، جایی که دکتر هو–وانگ لی برای نخستین بار آن را شناسایی کرد.
بیماری ویروس ابولا نام رایج خود را از یک رودخانه نزدیک به یک روستا در ملت مدرن جمهوری دمکراتیک کنگو گرفت، جایی که دانشمندان آمریکایی و اروپایی آن ویروس را شناسایی کردند. دانشمندان برای احتراز از معرفی یک روستا به مثابه نقطه آغاز تب خونریزیدهنده، عامدانه آن نام را برگزیدند.
تمرکز بر یک مکان مشخص از چیزی که میتوانست در هر جای دیگری رخ دهد، یک چیز خاص میآفریند. هیچ چیز ويژۀ متمایزکنندهای درباره روستای لاسا در نیجریه، در مقایسه با هر روستای دیگر در ۵ یا ۵۰ کیلومتر دورتر از آن وجود ندارد. لاسا فقط نخستین مکانی بود که مرگ یک میسیونر سفیدپوست توجه مقامات را به آن جلب نمود. و با این وصف، در پی آن لحظه، «تب لاسا» به یک تب خونریزیدهنده مخوف، و شهر لاسا به سایهای از خویشتن پیشین خویش مبدل شد.
همینطور، شهر نورواک در ایالت اوهایو، هنوز با مرتبط شدن خود با نوروویروسهایی (noroviruses) که برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ در این شهر کوچک در بخش میانی ایالات متحده شناسایی شدند، دست به گریبان است. یکی از ویروسهای نوع– نورواک موجب یک نوع بیماری گوارشی میشود که تاریخاً به «بیماری استفراغ زمستانی» معروف بود، و امروزه هنوز موجب بیماری گسترده میشود.
پافشاری بر تمرکز بر منشأ کووید–۱۹ در چین، با وجود اینکه بیماری اکنون جهانی است، به قالبسازیهای نژادپرستانه–از جمله درباره فرهنگ و غذا– میانجامد.
قالبسازیهای مشابه، به عنوان مثال، پیرامون بیماری ویروس ابولا در ۱۵–۲۰۱۴ ظهور کرد، و به خطا مردم غرب آفریقا را برای واگیری گستردهتر مقصر نشان داد.
گفتوگوهای اولیه درباره بیماری ویروس ابولا، که با نامش ویژۀ آفریقا معرفی میشد، بر خوردن «گوشت شکار» تمرکز میکردند؛ «گوشت شکار» «bushmeat» یک اصطلاح از دورۀ استعماری است که گوشت حیوانات شکارشده، و نه حیوانات اهلی را توصیف میکند. صحبت از «گوشت شکار» به اشخاص امکان میداد مبتلایان به بیماری ویروس ابولا را به مثابه بدوی یا عجیبوغریب ترسیم نمایند. این همچنین القاء میکرد که مردم غرب آفریقا به دلیل شیوه زندگیشان یا چیزی که میخوردند مسؤول آوردن بیماری ویروس ابولا به گردش جهانی هستند.
در واقع، سرایت گستردهتر بیماری ویروس ابولا در ۱۵–۲۰۱۴ فراتر از مناطق داخلی گینه، عمدتاً به دلیل نظامهای بهداشتی فقیر در ملتهای مبتلا بود و به آنچه که مردم میخوردند ارتباط چندانی نداشت.
با طرح این ادعا که یک «بازار خیس» در ووهان مکان انتقال کووید–۱۹ از حیوان به انسان بود، روند مشابهی آغاز شد. دانشمندان تاکنون نمیدانند بازارهای حیوانات زنده در ووهان چگونه به این واگیری جهانی مرتبط هستند، گرچه آنها این را میدانند که ویروسها اغلب از حیوان به انسان، و دوباره از انسان به حیوان، منتقل میشوند.
یک پژوهش تازه میگوید یکی از «بازارهای خیس» ووهان، به مثابه مکانی برای تماس نزدیک، و نه فضایی برای تماس انسان–حیوان درگیر بوده است. نهایتاً، جایگاه تاریخی ووهان به مثابه یک مرکز قطار سریعالسیر ملی و یک قطب تجاری، برای اشاعه گستردهتر کووید–۱۹ بسیار مهمتر از مکانی است که مردم در آن خرید میکنند یا از چیزی است که میخورند.
تمرکز بر چیزهای نادرست
شناخت زیستبوم بیماری و روال انتقال آن در نقطه آغازین برای زیستشناسان و اپیدمیولوژیستها مهم است. اما مرتبط کردن مصرانه یک بیماری به یک مکان مشخص– به ویژه زمانی که دیگر اصطلاحات مورد اجماع وجود دارد– به متمرکز نگه داشتن توجه عمومی به نخستین لحظه شیوع خدمت میکند.
تمرکز بر اینکه بیماری نوظهور در آغاز چگونه به جمعیت انسانی سرایت کرد، در مورد اینکه چه کسانی در معرض خطر ابتلا به بیماری قرار دارند یا چگونه میتوان در یک واگیری جاری جلوی بیماری را گرفت، یک پیام ناروشن میفرستد. این دقیقاً وضعیتی است که ایالات متحده هم اکنون در آن قرار دارد.
به محض اینکه یک بیماری گردش در جمعیتهای انسانی را آغاز کند، نقطه آغاز آن برای عموم مردم که میخواهند سلامت بمانند یا برای کادرهای بهداشتی که سعی میکنند یک واگیری شخص–به–شخص را، به عنوان مثال، با شستن دستها و بهداشت تنفسی یا دسترسی به مراقبت پزشکی، کنترل کنند، اهمیت چندانی ندارد.
به علاوه، هدف گرفتن چین یا ووهان در بحبوحه این همهگیری جهانی، احساس مسؤوایت متقابل و همبستگی و ارزشهایی را که در بحبوحه این بحران انسانی حیاتی هستند، تضعیف میکند.
مقامات ایالات متحده با تمرکز بر ظهور ویروس کرونای جدید در یک مکان عجیبوغریب برای آمریکاییها، به جای خطر کنونی بیماری بر منشأ گذشته آن تمرکز میکنند. بازی با منشأ «خارجی» کووید–۱۹ در ووهان یا چین به دولتها امکان میدهد دیگران را مقصر نشان دهند. اما این به مردم نیز امکان میدهد بیاحتیاطی را توجیه نموده به جای پیش گرفتن اقدامات روزمرهای که برای آهسته کردن گسترش بیماری لازم است، بگویند این مشکل از «آنجا» است، مشکلی نیست که «ما» آنرا وخیمتر میکنیم.
در زمانی که کووید–۱۹ در سراسر جهان گسترش یافته است، آنرا «ویروس ووهان» یا «وروس چینی» نامیدن مزخرف است. اشاره عامدانه به کووید–۱۹ به مثابه یک «ویروس چینی» فقط به دشمنی دامن میزند و مانع کار واقعی بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری میشود.

