درحالیکه اقتصادها از سقوط ناشی از بیماری مُسری ویروس کرونای جدید گیج شده و رنج میبرند، دولتها تقلا میکنند که سیستم سرمایه داری را حفظ و حمایت کنند. اما اگر ما سیستمی را که موجب این فروپاشی شده است دوباره احیاء کنیم، بازهم سقوط خواهد کرد… سرمایه داری اغلب بدنبال سود به حساب نیازها و ارزشهای اجنماعی ضروری تر است. در اینراه، سرمایه داری بطور شرم آوری بیکفایت است. این بیماری مُسری اکنون این حقیقت را به کشور و برای مردم ثابت نموده است. یک اقتصاد مبنی بر تعاون و همکاری کارگری– جاییکه کارگران بصورت دمکراتیک تشکیلات اقتصادی را مدیریت میکنند، تصمیم میگیرند که چه چیزی، چگونه، و از چه جایی تولید کنند و با هر سودی چه کار کنند– میتوانند و احتمالا نیازها و اهداف اجتماعی (مانند آمادگی مناسب جهت بیماریهای مُسری) را پیش از سود قرار دهند. کارگران در همه جوامع سرمایه داری در اکثریت هستند؛ منافع آنها منافع این اکثریت است. کارفرماها همواره یک اقلیت کوچک اند؛ «منافع مخصوص» آنها منافع این اقلیت است. سرمایه داری به این اقلیت موقعیت، سود، و قدرت میدهد تا تعئین کند که جامعه بعنوان یک کُل چگونه زندگی کند یا بمیرد… مقامات ارشد دولت آمریکا به سرمایه داری خصوصی برتری میدهند؛ این هدف مقدماتی آنها جهت حمایت و تقویت آن است. در نتیجه: نه سرمایه داری خصوصی و نه دولت آمریکا ابتدایی ترین وظیفه هر سیستم اقتصادی را انجام نمیدهند: یعنی حراست و حفظ تندرستی و امنیت عموم. پاسخ سرمایه داری آمریکا به ویروس کرونا همان چیزیست که از دسامبر ۲۰۱۹ بوده است: خیلی کم، خیلی دیر. و شکست خورده، مشکل این است… اکنون سلامت و امنیت عموم در اولویت قراردارد. بدینجهت، کارکنان سراسر کشور اکنون بفکر امتناع از اطاعت به بازگشت به کار در شرایط ناامن شغلی هستند. امپریالیسم آمریکا یک اعتصاب عمومی را در دستور کار اجتماعی امروز گذاشته است. اولویت نزدیک دوم، آموختن از شکست سرمایه داری در مواجه با ویروس کروناست. ما نباید دوباره از یکچنین ازهم گسیختگی خوفناک اجتماعی و غیرلازم رنج ببریم. بنابراین، اکنون تغئیر سیستم نیز در دستور کار اجتماعی امروز قرار گرفته است.
سرمایه داری در سال ۲۰۲۰ باید نابود گردد
نوشته: ریچارد د. وُلف
برگردان: آمادور نویدی
سرمایه داری در مبارزه با ویروس کرونا شکست خورده است
درحالیکه اقتصادها از سقوط ناشی از بیماری مُسری ویروس کرونای جدید گیج شده و رنج میبرند، دولتها تقلا میکنند که سیستم سرمایه داری را حفظ و حمایت کنند. اما اگر ما سیستمی را که موجب این فروپاشی شده است دوباره احیاء کنیم، بازهم سقوط خواهد کرد.
سیاستهای فرومانده دولتهای هراسان در پاسخ به تهدید ویروس کرونا درگیر پرداخت مبالغ هنگفتی پول به اقتصادهای ورشکشته شده اند. متخصصین و مقامات پولی پول میسازند و با نرخ سود بسیارپائین به کورپوراتهای بزرگ و بویژه به بانکها قرض میدهند:«تا آنها را از بحران نجات دهند.» خزانه داران دولت مبالغ عظیم وام را صرف اقتصاد ورشکسته ای میکنند تا به چیزیکه آنها تصور میکنند «به اقتصاد نرمال، ماقبل از ویروس» برگردند. رهبران سرمایه داری به دلیل اطاعت کورکورانه ایدئولوژیک خود به سیاستهای شکست خورده روی آورده اند.
مشکل سیاستهاییکه به قصد بازگشت اقتصاد به آنچیزیکه قبل از ویروس بود، اینست: سرمایه داری جهانی تا ۲۰۱۹ خودش یک دلیل وعامل اصلی سقوط در سال ۲۰۲۰ است. آثار زخمها و شکافهای سرمایه داری از سقوط های سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۸–۲۰۰۹ ترمیم نیافته است. سالها نرخ سود پائین، کورپوراتها و دولتها را قادر ساخته است که همه مشکلات خودشانرا با قرض بی حدوحساب و با تقریبا قیمت نرخ بهره صفر «حل» کنند. کُل پولهای جدیدیکه به اقتصادها توسط بانکهای مرکزی واریز شد، درواقع منجر به تورم بیمناک گشته است، اما بطور عمده در بازارهای بورس قیمتهای آنها بطرز خطرناکی مارپیچ و خیلی دور از ارزشها و واقعیتهای اساسی اقتصادی است. نابرابری درآمد و ثروت به اوج تاریخی رسیده است.
بطور خلاصه، سرمایه داری آسیبپذیری را در مقابل سقوط دیگری ایجاد کرده است که میتواند هر تعداد از محرکهای احتمالی را رها سازد. محرک اینبار نه دات. کام ذوب سال ۲۰۰۰ بود و نه ذوب ساب پرایم سال ۲۰۰۸–۲۰۰۹؛ این بار ویروس بود. و البته، ایدئولوژی جریان اصلی به تمرکز بر محرک نیاز دارد، نه آسیبپذیری. بدینجهت، هدف سیاستهای جریان اصلی راه اندازی مجدد سرمایه داری ماقبل از ویروس است. حتی اگر آنها «موفق» شوند، این ما را به سیستم سرمایه داری برمیگرداند که تراکم آسیبپذیریهایش بزودی دوباره بازهم از طریق محرک دیگری سقوط خواهد کرد.
در ارتباط با بیماری مُسری ویروس کرونا، من به انتقاد از سرمایه داری و آسیببپذیری که به چندین دلیل انباشته کرده است، متمرکز میشوم. ویروسها جزئی از طبیعت اند. آنها در هردو تاریخ گذشته دور و نزدیک به انسانها – برخی اوقات بصورت خطرناکی – حمله کرده اند. در سال ۱۹۱۸، باصطلاح « آنفولانزای اسپانیایی» نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر را در آمریکا و میلیون ها نفر را در سایر کشورها کشت. ویروسهای جدید شامل سارز، میرز، ابولا، و…میباشند. چیزیکه جهت سلامتی عموم مهم است آمادگی هر جامعه است: انبار و ذخیره کردن تجهیزات آزمایشی، ماسک ها، دستگاههای تنفسی، تختهای بیمارستان، پرسنل تعلیم دیده، و … جهت اداره ویروسهای خطرناک لازم میباشند. در آمریکا، چنین کالاهایی بوسیله شرکتهای سرمایه داری خصوصی تولید میشوند که هدف آنها سود است. تولید و انبار چنین تولیداتی سودآور نبوده و هنوز هم نیست و انجام نمیگیرد.
دولت آمریکا این محصولات پرشکی را تولید و ذخیره نمیکند. مقامات ارشد دولت آمریکا به سرمایه داری خصوصی برتری میدهند؛ این هدف مقدماتی آنها جهت حمایت و تقویت آن است. در نتیجه: نه سرمایه داری خصوصی و نه دولت آمریکا ابتدایی ترین وظیفه هر سیستم اقتصادی را انجام نمیدهند: یعنی حراست و حفظ تندرستی و امنیت عموم. پاسخ سرمایه داری آمریکا به ویروس کرونا همان چیزیست که از دسامبر ۲۰۱۹ بوده است: خیلی کم، خیلی دیر. و شکست خورده، مشکل این است.
دومین دلیلی که من روی سرمایه داری متمرکز میشوم اینستکه پاسخها به سقوط اقتصاد امروز بوسیله ترامپ، جی اُ پی (حزب قدیمی بزرگ – نام مستعار برای حزب جمهوریخواه)، و اکثر دمکراتها با دقت از هرگونه انتقادی از سرمایه داری امتناع میکنند. آنها همه درباره ویروس، چین، خارجی ها، سایر سیاستمداران … بحث میکنند، مگر درباره سیستمی که همه آنها به أن خدمت میکنند. زمانیکه ترامپ و دیگر افراد را مجبور کنند که به کلیساها و سر کارشان برگردند، علیرغم وجود خطر جانی برای آنها و دیگران، آنها احیای مجدد سرمایه داری سقوط کرده را در صدر و پیش از بهداشت عمومی قرار میدهند.
سومین دلیلی که سرمایه داری در اینجا مقصر شناخته میشود، اینستکه که سیستمهای جایگزین– که با منطق اول سود رهبری نمیشوند– میتوانند ویروسها را بهتر اداره کنند. در حالیکه تولید و ذخیره کردن همه چیزهای مورد نیاز یک بیماری مُسری ویروسی سودآور نیست، اما مؤثر و کارآمد است. ثروتی که در این بیماری مُسری از دست رفته، بسیار فراتر از هزینه ایست که جهت تولید و ذخیره تجهیزات آزمایشی، دستگاههای تنفسی … میشود که اکنون فاقدش هستیم و به فاجعه امروز کمک بسیار زیادی میکند. سرمایه داری اغلب بدنبال سود به حساب نیازها و ارزشهای اجنماعی ضروری تر است. در اینراه، سرمایه داری بطور شرم آوری بیکفایت است. این بیماری مُسری اکنون این حقیقت را به کشور و برای مردم ثابت نموده است.
یک اقتصاد مبنی بر تعاون و همکاری کارگری– جاییکه کارگران بصورت دمکراتیک تشکیلات اقتصادی را مدیریت میکنند، تصمیم میگیرند که چه چیزی، چگونه، و از چه جایی تولید کنند و با هر سودی چه کار کنند– میتوانند و احتمالا نیازها و اهداف اجتماعی (مانند آمادگی مناسب جهت بیماریهای مُسری) را پیش از سود قرار دهند.
کارگران در همه جوامع سرمایه داری در اکثریت هستند؛ منافع آنها منافع این اکثریت است. کارفرماها همواره یک اقلیت کوچک اند؛ «منافع مخصوص» آنها منافع این اقلیت است. سرمایه داری به این اقلیت موقعیت، سود، و قدرت میدهد تا تعئین کند که جامعه بعنوان یک کُل چگونه زندگی کند یا بمیرد.
به همین دلیل تمام کارگران اکنون شگفتزده و نگرانند که تاچه مدت میتوانند کار، درآمد، خانه، حسابهای بانکی اشان … چنانچه هنوز بتوانند آنها را داشته باشند دوام خواهد یافت. یک اقلیت (کارفرماها) برای همه این سئوالات تصمیم میگیرد، و اکثریت (کارگران) را از این تصمیمگیری ها محروم میسازد، حتی اگر این اکثریت باید با عواقب آنها زندگی کند.
البته، اکنون سلامت و امنیت عموم در اولویت قراردارد. بدینجهت، کارکنان سراسر کشور اکنون بفکر امتناع از اطاعت به بازگشت به کار در شرایط ناامن شغلی هستند. امپریالیسم آمریکا یک اعتصاب عمومی را در دستور کار اجتماعی امروز گذاشته است.
اولویت نزدیک دوم، آموختن از شکست سرمایه داری در مواجه با ویروس کروناست. ما نباید دوباره از یکچنین ازهم گسیختگی خوفناک اجتماعی و غیرلازم رنج ببریم. بنابراین، اکنون تغئیر سیستم نیز در دستور کار اجتماعی امروز قرار گرفته است.
درباره نویسنده:
ریچارد د. وُلف، استاد بازنشسته اقتصاد، دانشگاه ماساچوست، آمهرست، و استاد بازدیدکننده در برنامه فارغ التحصیلی در امور بین الملل دانشکده های جدید دانشگاه، در شهر نیویورک است. برنامه هفتگی وُلف، بروز رسانی اقتصای، در بیش از ۱۰۰ ایستگاه رادیویی پخش میشود و از طریق تلویزیون آزادی بیان به ۵۵ میلیون بیننده میرسد. و دو کتاب اخیر وی با دمکراسی در عمل، هردو درک مارکسیسم و درک سوسیالیسم در دمکراسی در عمل. اینفو قابل دسترسی است.
d@w Contributor:
Richard Wolff
برگردانده شده از:
Capitalism-2020 must be destroyed
Capitalism Has Failed in Fighting Coronavirus
By Richard D. Wolff
http://www.informationclearinghouse.info/55041.htm
https://www.democracyatwork.info/capitalism_failed_in_fighting_coronavirus
سرمایه داری در سال ۲۰۲۰ باید نابود گردد – ریچارد د. وُلف – آمادور نویدی



2 پاسخ به “سرمایه داری در سال ۲۰۲۰ باید نابود گردد – ریچارد د. وُلف – آمادور نویدی”
رفیق سپیده گرامی
درود و تشکر از کامنت پرمحتوایتان.
این جناب وُلف که مرا قانع کرد تا مطلبش را ترجمه کنم، پروفسور تشریف دارند. میتوانید به «درباره نویسنده» مراجعه کنید تا متوجه شوید که آمادور نویدی، مقالاتی را ترجمه کرده و میکند که ماندگارند- یعنی تا زمانیکه امپریالیسم و سرمایه داری موجودند، ترجمه هایم «کهنه» نمیشوند- درست همانگونه که ترجمه های رفیق شیری ماندگارند- زیراکه ضدسرمایه داری و ضدامپریالیستی اند.
درست است که پروفسور وُلف خیلی خجول است و از دیکتاتوری پرولتاریا و سوسیالیسم سخن نمیگوید- شاید میترسد که در «مهد دمکراسی»، سر از گوانتامو دربیاورد و تحت شکنجه های مدرن سیا و موساد قرار گیرد. در غیراینصورت، شاید محافظه کار نمی شد! بهرحال، نویسنده در پایانی مقاله اش میگوید که کارگران باید «یک اقتصاد مبنی بر تعاون و همکاری کارگری– جاییکه کارگران بصورت دمکراتیک تشکیلات اقتصادی را مدیریت میکنند، تصمیم میگیرند که چه چیزی، چگونه، و از چه جایی تولید کنند و با هر سودی چه کار کنند– میتوانند و احتمالا نیازها و اهداف اجتماعی (مانند آمادگی مناسب جهت بیماریهای مُسری) را پیش از سود قرار دهند.» – و این از یک چنین شخصی که دو کتاب در باره «درک مارکسیسم و سوسیالیسم» نوشته است، بعیدست که چرا از چنین واژه هایی امتناع نموده است!
در پایان بازهم تشکر از راهنمایی رفیق سپیده که همواره مشوقم بوده اند.
با احترام
آمادور نویدی
لایکلایک
رفیق عزیز آمادر نویدی
برای درست کردن اَبرو، باید مواظب بود که چشم کور نشود!!
اگر صد ها سال دیگر اینجور بخواهیم سرمایداری را انتقاد و از میان برداریم «Capitalism-2020 must be destroyed» آنهم در قرن بیست و یکم، بایستی بازهم بیست و یک قرن دیگر صبر داشته باشیم.
نویسنده از «سود بسیارپائین به کورپوراتهای بزرگ و بویژه به بانکها» سخن میگوید! این استاد دانشگاهی مانند جن از بسم الله ترس دارد از نام و خصلت اصلی آنها یعنی «انحصارات» آنهم انحصارات بانکی سخن گوید، زیرا باید نه تنها از سرمایداری بلکه از سرمایداری در مرحله گندیدگی آن که امپریالیسم باشد سخن گفت! تازه آنزمان است که میتوان به تغییری در وضع موجود امیدوار بود.
بازهم میخوانیم «سرمایه داری اغلب بدنبال سود به حساب نیازها و ارزشهای اجنماعی ضروری تر است. در اینراه، سرمایه داری بطور شرم آوری بیکفایت است. »
اتفاقا سرمایداری در این راه بسیار قهار، بی رحم، ضد زندگانی اعم از ضدانسان، ضد حیوان ویا ضد دنیای گیاهی، ضد کودک و حتی ضد خودی های سرمایدار… عمل کرده و میکند! بقای یک سرمایدار(چه زن و چه مرد) در نابودی سرمایدار دیگر است بی تفاوت از کدام رشته تولید ویا میز قمار بورسی و یا بانکی باشد!!
«بیل گیتس» که به تازکی از بکشی در دوران «ویندوز نویسی با زدوبند های اینتل سایدی متکی بر قوانین انحصارات» دست به واکسن سازی و گروگان گیری مردم جهان(۷میلیارد نفر) آنهم تحت فرمان خوانواده راکفلر ها (بیل گیتس دم پایی جف کن گلدمن ساکس بانک و فدرال رزرو است و برای وال استریت با پول دیجیتالی و شناسنامه «کارت ویزا»یی ، عده ای از مردم هندوستان، مصر و آفریقا را بزیر خاک فرستاده است)
آقای ولف نباید فراموش کند که کارگران، نه «احتمالا» بلکه حتما و در عین حال نه سود بلکه ارزش اضافه تولید شده در اجتماع را برای آن بکار می اندازند. اصولا سود در میان کارگران واژه ای لعنت شده و متعلق به دوران سرمایداری میباشد. شاهد: «میتوانند و احتمالا نیازها و اهداف اجتماعی (مانند آمادگی مناسب جهت بیماریهای مُسری) را پیش از سود قرار دهند.»
و برای آن بطور شرم آوری باکفایت است، صدالبته با کمک هایی از آقایانی چون پیکتی و ولفی!!
زیرا زیرا:
برای اینکار انقلاب لازم است! بی مایه فطیر است!!
برای انقلاب حزب پرولتاریایی یا بهتر بگویم سازمان فرماندهی، لجیستیکی، تدارکاتی و جنگی کارگران صنعتی مورد لزوم اند. این نوع سخن هارا، مانند کتاب «پیکتی» را باید در کوزه گذاشت و آبش را خورد.(ناصر زرافشان)
باید بالاخره روزی چشم گشود و واقعیت ها را آنچنان دید که هستند. هرچند دست دراز شده بانکهای وال استریتی تحت فرمایشات علمی آقای بیل گیتس در برنامه علمی «تدTED» اگر تاکنون چشم و گوش بعضی ها را باز نکرده باشد، در عمل روزانه با تزریق قفل الکترونیکی و واکسن کرونا (یک قطره کوچک) در زیر پوسن؛ سعی در کنترل همگی خواهند داشت، آنگاه آقایان و خانم های محترم پروفسور های دانشگاهی میتوانند هنر خرده گیری خود را نسبت به آن بکار گیرند! ولی کور خوانده اند. بطوریکه فقط پنچ کارگر در یک خط تولیدی باندِ روان را برای چند دقیقه خاموش میکنند تا سیگاری(جوینت) دود کنند، ۵۰۰ یا ۵۰ میلیون دلار خسارت به کنسرن وارد کرده اند. این است که خواب و خیال این پروفسور ها هرگز عملی نخواهد شد!
امیدوارم که این گفتگو که باید خیلی دوستانه بوده باشد بحثی را در آینده بین گروه ها و دستجات سیاسی که خود را چپ و چپول*) یا سوسیالیست و کمونیست میدانند باز کنند بدون قهر کردن و رقص شتری کردنِ افراد ضد رفیق «صمد بهرنگی» از سایت روشنگری؛
تا روزی بتوان به نتایج بدرد بخوری دست یافت.
*)- (چپول بقولی خدا بیامرز «جف پا» در مقاله کارسازی از نیک یاد کوهبنانی«کلمات چقدر معصومند»).
رفیق دستت را میفشارم و در این راه آرزوی موفقیت برایت دارم.
سپیده
لایکلایک