
سند راهبردی ایران با چین و منطق «خرکی» لیبرالها (1)
تحریمهای امریکا علیه ایران چون باعث تضعیف نظام ایران میشود و البته پدر ملت ایران در میآید، خوب است؛ اما تلاشهای نظام ایران در همکاری با چین برای اینکه ملت بتوانند نفس بکشند و تحریمها اثرگذار نباشد، بد است!! این روزها با این جماعت درگیریم! بهار بود که در یک گزارش چهار بخشی به موضوع ایران و چین اشاره کردم، روابطی که در فضایی خاص شکل گرفته و ما برای تداوم استقلال و حفظ امنیت پایدار کشورمان ناچار به انجام آن هستیم.
در آن گزارش تاکید کردم که چین نقطه مطلوب ما نیست، بلکه میتواند نقطه عبور ما باشد. این نقطه عبور به این دلیل است که دستکم چین نه فعلا دنبال اشغالگری است، نه دنبال ایجاد پایگاه در کشور ما است، نه دنبال حمایت از گروهکهای ضدایرانی و تجزیه طلب است، نه مخالفتی با قدرتگیری منطقهای ما در سطح آسیای غربی داشته و نه آنکه تمایلی به دخالت در امور داخلی ما دارد. اگر امریکاییها نیز همین رفتار را داشتند ما هیچ مشکلی با آنها نداشتیم.
این مساله که ایران و چین یک سند راهبردی 25 ساله را امضا کردهاند، این روزها به لقلقه دهان برخیها تبدیل شده و آنها در حال تبلیغ این موضوع هستند که چین در حال استعمار ایران است! پیش از این نوشتم که عدهای در کشور بدون هیچ مطالعهای، بدون هیچ سندی و بدون آنکه اطلاعی داشته باشند بر اساس تبلیغات رسانههای وابسته به شیوخ منطقه، امریکا و اروپا مدام تبلیغ میکردند که روسیه در حال غارت ایران بوده و دارند به روسها باج میدهند. من هر وقت از این افراد پرسیدم چند نمونه که ایران باج داده یا ایران را غارت کردهاند، مثال بزنید، نتوانستند.
امریکاییها فکر میکردند که با فشارهای سنگین اقتصادی، سیاسی و حتی ترور نظامی ایران تسلیم خواهد شد. یکی از عوامل مهمی که اروپا و امریکا در دوره اوباما با ایران سر میز مذاکره نشستند و برجام را امضا کردند صرفا به این دلیل بود که دیدند اگر بخواهند فشار بیشتری به تهران وارد کنند، ایران به سرعت به سمت روسیه و چین خواهد رفت و این علیرغم میل باطنی لیبرالها و غربگراهای حاکم در سیستم دولتی ایران است. اما ترامپ هیچ وقت شعور این مساله را نداشت و با اقداماتی که کرد، خود عامل حرکت دو جانبه پکن و تهران به سمت هم شد.
تلاش خواهم کرد تا ابعاد این سند راهبردی 25 ساله را به زودی پیدا کرده و تا جایی که میتوانم، آن را منتشر کنم اما آنهایی که در حال زدن نعل وارونه و حمله به این سند هستند، بگویند ایران اگر این کار را نکند، دقیقا باید چه کند؟ بایستد تا اربابان امریکایی آنها با فشارها و تحریمهای غیرانسانی به صورت نهایی کمر کشور را خورد کنند؟ ایران چنین اجازهای را نخواهد داد و همه تلاش خود را به کار خواهد بست تا کشور را با استفاده از ظرفیتهای جهانی نجات دهد.
اما آنچه مشخص است، این سند به تصویب هیأت دولت رسیده است. این توافقنامه ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی دارد، وزارت خارجه از سال گذشته در حال تدوین و پیگیری پیشنویس آن بود، بنابراین پیشنویس این تفاهمنامه در قالب همکاریهای بلندمدت از سوی ایران مورد بررسی و تصویب قرار گرفت و سپس به طرف چینی ارائه شد.
در حالی که عدهای شیپور مخالفت را با صدای بلند مینوازند و تمام تلاش خود را به کار میبندند تا همچنان تفکر و منش لیبرالی بر ایران حاکم باشد، اما باید گفت دستیابی به اهداف یک سند با چشمانداز بلندمدت قطعاً نیازمند زمان است، لذا به نظر نمیرسد که مراحل نهایی تصویب و تدوین آن در دولت فعلی به پایان برسد، بنابراین ما باید منتظر بمانیم تا این سند مهم و راهبردی با توجه به کندی سیستم تصمیمگیری در پکن شاید در سال آینده خورشیدی نهایی شود.
ایران با این اقدام، یک گام مهم، بزرگ و اساسی در حوزه آیندهنگری برخواهد داشت. با توجه به پیشبینیها مبنی بر اینکه چین در 25 سال آینده اقتصاد اول دنیا خواهد بود، بنابراین همکاری با این کشور در بخشهای مختلف حائز اهمیت است. مشخصا، با توجه به فشارها و اتهامات امریکا به چین و تلاش برای محدود کردن و تضعیف این کشور، آنها نیز علاقمند به رفتن به سمتی هستند که بتوانند امریکا را کنترل کرده و در برابر دخالتهای واشنگتن در تایوان و هنگ کنگ ابزارهای لازم را در اختیار داشته باشند.
اینکه در کشور ما گروهی بر آن هستند تا شیطنت رسانهای و ایجاد پروپاگاندای دروغ – مانند واگذاری جزیره کیش به چینیها، یا گرفتن پول اضافه توسط روسها برای پایان نیروگاه هستهای بوشهر – بر اقدامات ایران جهت عبور از شرایط بحرانی مانع ایجاد کرده و افکار عمومی را به نوعی علیه تصمیمات صحیح بشورانند، نکته تازهای نیست.
(1) تا کنون چین با هیچ کشوری قراردادهای استعماری امضا نکرده است واطلاعات دروغی مبنی بر استعمار موزامبیک ویا زامبیا بتوسط چین منتشر شده است که اعتبار ندارد ونویسندگانش اگر به راستی سندی درمورد استعمارگری چین دارند چرا منتشر نمیکنند.
مقاله دریافتی
نویسنده امضا محفوظ
انتشار مقالات نشانه تایید آنها از سوی مجله هفته نمی باشد و تنها برای تشویق فرهنگ بحث و گفتگو و انعکاس نظرات مختلف صورت می گیرد.


یک پاسخ به “سند راهبردی ایران با چین و منطق «خرکی» لیبرالها”
من شخصاً به مناسبات راهبردی ایران و چین خوشبین نیستم، البته اگر واقعیت می داشت برای هر دو کشور مفید می بود، زیرا سیاست عمومی چین با جهان خارج نیز « بُرد بُرد » است. ولی عناصر مخرب در مناسبات راهبردی بین ایران و چین، در ایران بسیارند و به همین گونه عناصر جنگ ترکیبی علیه ایران بین اپوزیسیون های پنتاگونی مزدور و خائن را نیز باید به آنها اضافه کنیم (که نسبت به کل عناصر جنگ ترکیبی بسیار ناچیز است، زیرا دستگاه دین اسلام به عنوان پشتیبان اصلی طبقۀ پدر سوخته با شلاق زدن کارگران ایرانی و تعبیر اوباش اجتماعی یعنی بخش خصوصی به عنوان قهرمان ملی، ایجاد شکاف طبقاتی هر چه یبشتر مهمنرین سلاح ها را در اختیار آمریکا و اروپا در جنگ ترکیبی علیه ایران قرار می دهد) . این عناصر دائماً در راستای راهکارهای تجاوزگرانۀ امپریالیسم جهانی؛ نئولیبرال؛ « هیولا » عمل کرده و در پی تخریب این مناسبات خواهند بود. ایدئولوژی اسلامی نیز از دیدگاه ساختاری خیلی بیشتر با امپریالیستها، تبهکاران بین المللی یعنی تقریباً تجار بازار، کارچاق کن ها، بنگاه های معاملات مسکن… و الیگارشی سازگار است تا با چین. می توانیم حدس بزنیم ( بی آنکه در این توهم با شیم که حقیقت مطلق را یافته ایم) که توفیق مناسبات راهبردی ایران و چین بیشتر بستگی به تقابل دو ابر قدرت آمریکا و چین و چیدمان جهان چند قطبی دارد. بی گمان طبقۀ حاکم ایران، لیبرال ها، اپوزیسیون های پنتاگونی مزدور و خائن و کل دستگاه دین اسلام و ایدئولوژی اسلامی در جبهۀ « هیولای » جهانی و برای آمریکا و اروپا به حرفۀ شریف واسطه گری خود ادامه خواهند داد. برخی گزارشات حتا نشان می دهد که جبهۀ رئیس جمهور ایرانی روحانی راهکارهای آمریکا را بریا بای تخریب اقتصاد ایران به کار بسته اند (…) زیرا که منافع این طیقۀ در همین رویکرد است. و خواهیم دید که یک بار دیگر منافع جامعۀ ایرانی در اقلیت خواهد بود.
لایکلایک