| براساس «چشمانداز و اقدامات یک کمربند یک جاده»، «کمربند و جاده» از نظر جغرافیایی قارههای اروپا، آسیا و آفریقا را دربر میگیرد، حلقه اقتصادی فعال شرق آسیا در یک سو را با حلقه اقتصادی پیشرفته اروپا در سوی دیگر متصل مینماید و اکثر کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته منطقه مابین را درگير میکند. «کمربند و جاده» بیش از ۷۰ کشور و منطقه را، با ۴٫۴ میلیارد جمعیت و ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان، در یک روند جهانیسازی ادغام میکند، در نتیجه به یک همکاری، مبادله و به هم پیوستگی همهجانبه میان کشورها دست مییابد. |
منبع: (AUSTRALIAN MARXIST REVIEW)، ژورنال حزب کمونیست استرالیا
شمارۀ ۶۸، دسامبر ۲۰۱۸
نویسندگان: کائو یاکسیونگ و منگ ینگ
برگردان: ع. سهند
تا جایی که مترجم اطلاع دارد مقاله زیر نخستین تحلیل رسمی است که از آکادمیسینهای مارکسیست چین دربارۀ طرح «یک کمربند، یک جاده» به فارسی منتشر میشود.
برای خوانندگان آشنا با الفبای مارکسیسم و کلیات تاریخ جنبش کمونیستی و کارگری جهان، رویکرد غیرمارکسیستی، مکانیکی، غیردیالکتیکی، غیرطبقاتی و بخشاً تخیلی و سادهانگارانه این دو آکادمیسین به موضع مورد بحث، روشن است.
هدف از ترجمه این مقاله تلنگر زدن به اشخاص و محافل چپی است که از خبر امضای قرارداد ۲۵ ساله همکاری جمهوری اسلامی ایران و چین در چهارچوب طرح «یک کمربند، یک جاده» ذوقزده شده اند، و تصور میکنند هر چیزی که آمریکاییها از آن بد گفتند ضرورتاً و الزاماً برای مردم ما خوب است و باید بدون هیچ انتقاد و اندیشه مستقلی از آن حمایت کرد.
به فرض اینکه «جهانیسازی با ویژگی چینی» متفاوت و مستقل از «جهانیسازی سرمایهداری» است و به رغم آن عمل میکند، آیا همان رهبران، دولتمردان و مدیرانی که در ۴۰ سال گذشته تنها در زمینه نفت و گاز شاهکارهایی مانند «پتروپارس»، «قراردادهای بیع متقابل»، «فساد و خیانت توتال»، فساد، قتل و رسوایی «پرونده کرسنت» را به طور پنهان و بدون پاسخگویی به مردم و با مصونیت کامل انجام داده اند، این بار چون طرفشان شرکتها و سرمایهداران چینی هستند، یکباره میهندوست و امین مردم خواهند شد؟
«یک کمربند، یک جاده»: راهاندازی يک جهانیسازی نوين
جهانیسازی بدین معنی است که همه کشورها، ملیتها و مناطق، متقابلاً وابسته، تحت تأثیر و محدود هستند، روابط جهانی به تدریج محکمتر میشود؛ جهان به یک کلیت واحد فشرده میشود و ؛ مردم در یک مقیاس جهانی زندگی میکنند و ایدئولوژیها و ایدههای جهانی را میسازند و توسعه میدهند. مفهوم جهانیسازی، که بر محور جهانیسازی اقتصادی قرار دارد جوانب سیاست، فرهنگ، علم و فنآوری، نظامی، امنیتی، ایدئولوژی، سبکهای زندگی و ارزشها را دربر میگیرد.
۱– جهانیسازی برای رشد جامعه انسانی یک ضرورت است
جهانیسازی یک هدف طولانی است و با رشد اجتماعی شتاب میگیرد. جهانیسازی با کشفیات جغرافیایی بزرگ قرن پانزدهم آغاز شد و با تشکیل یک جامعه کمونیستی، که در آن مردم محدودیتها بر روابط تولیدی و تولید را محو خواهند کرد و به افراد آزاد و کاملاً رشدیافته مبدل خواهند شد، پایان خواهد یافت. در این زمان، تاریخ بشر تاریخ جهان خواهد شد؛ جهان به جامعه افراد آزاد مبدل خواهد شد.
بهبود در تولید و اجتماعی شدن پیشروی جهانیسازی را ارتقاء خواهند داد. هر پیشرفت تکنولوژیک روند جهانیسازی را بسیار پیش برده است. جهانیسازی با غلبه بر دامنه محدود جامعه سنتی، برای افزایش بهرهوری، در شُرف مرتبط نمودن کل جهان، سازماندهی به تقسیم کار و توزیع منابع، تولید و مصرف در سراسر جهان است. این گسترش فضا به نوبه خود جادههای گستردهتری را باز خواهد کرد و اجتماعی شدن تولید را افزایش خواهد داد، تأثیرات چشمگیری را بر فرهنگ، جامعه، نظامهای سیاسی و حقوقی، تولید و زندگی، و حتا رفتار، تفکر و عادات مردم موجب خواهد شد.
جهانیسازی نتیجه ناگزیر رشد و تنظیم سیستمها است. برخی سازمانها، مقررات و پیمانهای بینالمللی برای استانداردسازی رفتار بینالمللی، هماهنگ نمودن تضادها و درگیریهای کشورهای گوناگون، و تسهیل همکاری و مبادله بینالمللی تأسیس شدند، بدین ترتیب هزینه جهانیسازی را بسیار کاهش داده و حرکت آن را تسریع میکنند.
۲– جهانیسازی تحت سلطه سرمایهداری غیرمنصفانه و ناپایدار است
جهانیسازی یک روند طبیعی تاریخی نیست، بلکه نتیحه تلاشهای بزرگ جامعه سرمایهداری است. سرمایهداری در پی حداکثر کردن سود، در مقیاس جهانی کار را تقسیم و منابع را توزیع میکند، و کل جهان را در نظام تجاری خود ادغام مینماید .
از سوی دیگر، رشد جهانیسازی برای سرمایهداری سودهای عظیمی میآورد، حکمرانی سرمایهداری را مستحکم نموده و کاملاً تأیید میکند. در عینحال، جهانیسازی فضای سرمایه را گسترش میدهد، تضادها و معضلات سرمایهداری را تخفیف میدهد، بحران و تضادهای طبقاتی داخلی را آرام نموده و نزول و سقوط سرمایهداری را عقب میاندازد. جهانیسازی تحت سلطه سرمایهداری، که از طريق یکسری سیستمهای مشخص سود را حداکثر میکند، و سرمایهداری را قادر به کنترل جهان میسازد تا کشورهای در حال توسعه به آن وابسته شوند، غیرمنصفانه است. نتایج آن شامل عدم توازن فزاینده توسعه اقتصادی جهانی، گسترش شکافها بین کشورهای ثروتمند و فقیر، تضعیف توسعه اقتصادی پایدار، هرجومرج در سیاستهای جهانی، خطر جنگ، نفوذ فزاینده تروریسم، و نیروهای افراطی و جداییطلب، ظهور پوپولیسم و نیروهای راست افراطی؛ تخریب محیط زیست و فاجعههای محیط زیستی به طور فزاینده روشن؛ درگیریهای بزرگ بین فرهنگها و ارزشها، گسترش فردگرایی، مادیگرایی، مصرفگرایی و لذتجویی افراطی در سراسر جهان، و فشردن، کاهش یافتن و ناپدید شدن فرهنگهای سنتی ملی؛ تحکیم طبقهبندی اجتماعی، افزایش درگیریهای اجتماعی، تهدیدات عمده نسبت به امنیت و نظم عمومی، چالشهای شدید نسبت به نظامهای بیمه اجتماعی، و وضعیت از خودبیگانه، تهی و به همریخته زندگی مردم میشود. این جهانیسازی به بشریت سودی نمیرساند، اما جهان را به وضعیت خطرناکی سوق میدهد، بنابراین در واقع نقض گرایش رشد تاریخ است.
ظهور حمایتگرایی تجاری و ملیگرایی، خروش یک موج جهانی مخالفت با جهانیسازی، و پایداری بحران مالی جهانی نشان میدهد که جهانیسازی تحت سلطه سرمایهداری به پایان خود خواهد رسید و با یک نوع نوين از جهانیسازی جایگزین خواهد شد .
۳– رشد یک جهانیسازی نوين نتیجه ناگزیر رشد تاریخی است
انقلاب اکتبر روسیه، استقرار نظام سوسيالیستی، و استقلال و رهایی مداوم مستعمرات و نیمهمستعمرات در آفریقا و آمریکای لاتین روند جهانیسازی تحت سلطه سرمایهداری را متوقف کزد. این کشورها اقدامات گوناگونی را برای حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود، برای توسعه اقتصادهای ملی خود انجام دادند و نظامهای گوناگون ارزشهای سوسیالیستی و ارزشها و فرهنگ سنتی ملی را با هدف گسست از کنترل امپریالیسم و پیش گرفتن راه رشد مستقل آغاز کردند. برخی کشورها برای حفظ حقوق و منافع قانونی خود اتحادهای سیاسی و اقتصادی تشکیل دادند و در عمل نهضت جدیدی از جهانیسازی را آغاز کردند. متأسفانه، در پایان دهه ۱۹۸۰، با فروپاشی اتحاد شوروی و سقوط سوسيالیسم اروپای شرقی، کشورهای در حال توسعه به دلیل دشواریهای توسعه محبور شدند به کشورهای پیشرفته سرمایهداری وابسته شوند. جهانیسازی سرمایهداری بهبود یافت، سریعاً رشد کرد و موضع مسلط خود را در مفهوم جهانیسازی دوباره به دست آورد.
چین، ویتنام و دیگر کشورهای سوسیالیستی از سرنوشت اتحاد شوروی و اروپای شرقی درس گرفتند، و بر اساس الزامات اجتماعی شدن نیروی مولده، از اين فرصت تاریخی که تقسیم بینالمللی کار و انتقال جهانی صنعت فراهم کرده بود، استفاده کردند. آنها خود را به روی جهان خارج گشودند و اصلاحات در جهت اقتصاد بازار را انجام دادند، به طور مثبت در جهانیسازی شرکت کردند، از سکوی جهانیسازی برای دنبال کردن توسعه خود استفاده نمودند، و به تدریح نفوذ و قدرت گفتمان خود را در رقابتهای بینالمللی بهبود بخشیدند.
تا حدی میتوان گفت، که کشورهای سوسیالیستی پس از یک دوره عقبنشینی فشار برای جهانیسازی سوسیالیستی را از سر گرفته اند .
جهانیسازی نوين اساساً با جهانیسازی سرمایهداری متفاوت است. هدف جهانیسازی سرمایهداری حداکثر کردن ارزش سرمایه، ادامه سرکوب و سلطه بر دیگر کشورها و ملیتها و حفظ موضع حکمرانی سرمایه است؛ در حالیکه جهانیسازی نوين بر اصل برابری، منفعت متقابل و همکاری قرار دارد و میبايست بهزیستی کل نژاد بشر را افزایش داده، بینش مردم را گستردهتر کرده و به سمت هدف آزادی و رهایی کامل انسان حرکت کند. جهانیسازی سرمایهداری به توسعه نابرابر میانجامد که خود را در يک توسعه نامتوازن در عرصههای گوناگون و شکاف بین کشورها، مناطق، طبقات و سلسله مراتب منعکس میکند. در حالیکه جهانیسازی نوين يک جهانیسازی اصيل و کامل است، زیرا در زمینههای مختلف، کشورها، مناطق، طبقات و سلسله مراتب به توسعه متوازن دست مییابد. بالاخره، دو نوع جهانیسازی چشماندازهای متفاوت توسعه دارند: جهانیسازی سرمایهداری نهایتاً به علت محدودیتهای آن به پایان خواهد رسید، اما جهانیسازی نوين که موانع سیستمی را از میان برمیدارد فضای نامحدودی برای توسعه دارد، در نتیجه بیشتر میتواند جهانیسازی اصیل و کامل را دنبال کند. بنابراین، جهانیسازی نوين همچنین نتیجه ناگزیر رشد نیروهای مولده اجتماعی نوين است. جهانیسازی نوين جهانیسازی سرمایهداری را کنار مینهد و از آن عبور میکند. این جهانیسازی سطح بالاتر یک روند مقاومتناپذیر از جهانیسازی است.
۴– «کمربند و جاده» یک اقدام مهم برای پیشبرد جهانیسازی نوين است
رییسجمهور ژی جینپینگ در سال ۲۰۱۳ ابتکار «کمربند و جاده» را به مثابه یک طرح چینی برای در پیش گرفتن یک جهانیسازی نوين و غلبه بر جهانیسازی سرمایهداری پیشنهاد کرد. اين پیشنهاد توجه بینالمللی را جلب نموده و یک اقدام استراتژیک مهم برای پیشرفت جهانیسازی نوين شده است .
براساس «چشمانداز و اقدامات یک کمربند یک جاده»، «کمربند و جاده» از نظر جغرافیایی قارههای اروپا، آسیا و آفریقا را دربر میگیرد، حلقه اقتصادی فعال شرق آسیا در یک سو را با حلقه اقتصادی پیشرفته اروپا در سوی دیگر متصل مینماید و اکثر کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته منطقه مابین را درگير میکند. «کمربند و جاده» بیش از ۷۰ کشور و منطقه را، با ۴٫۴ میلیارد جمعیت و ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان، در یک روند جهانیسازی ادغام میکند، در نتیجه به یک همکاری، مبادله و به هم پیوستگی همهجانبه میان کشورها دست مییابد. چین بیش از ۱۱۰ توافقنامه همکاری با ۱۰۳ کشور و سازمانهای بینالمللی شرکتکننده در «کمربند و جاده» منعقد کرده است، و به بزرگترین شریک تجاری ۲۵ کشور شرکتکننده در «کمربند و جاده» مبدل شده است. به علاوه، «کمربند و جاده» یک فضای بیانتها برای توسعه باز کرده است. این به کشورهایی که در امتداد مسیرهای آن قرار دارند محدود نیست، بلکه میتواند به هر کشور و منطقه متمابل به پیوستن گسترش یابد. انتظار میرود که در آینده نزدیک کشورهای بیشتری در این ابتکار شرکت کنند. دامنه «کمربند و جاده» بسیار فراتر از سازمانها یا گروههای منطقهای است، و میتواند به همه کشورها، مناطق و عرصهها در جهان گسترش یابد. از اینرو
میتوان گفت که «کمربند و جاده» واقعاً یک استراتژی توسعه جهانی است .
دوم، «کمربند و جاده» یک نیروی پایانناپذیر به جهانیسازی نوين میدهد. روح و اصل «کمربند و جاده» با جهانیسازی نوين بسیار همساز است. این از اصل دستیابی به رشد مشترک از طریق گفتوگو و همکاری پیروی میکند و از روحیه صلح و همکاری، باز و فراگیر بودن، آموختن متقابل و سود متقابل «جاده ابریشم» حمایت میکند. ابتکار، براساس مشارکت داوطلبانه، رایزنی برابر و تلاشهای هماهنگ و احترام به حاکمیت و منافع اصلی همه کشورها و مناطق، بر همکاری و سود متقابل تأکید نموده و همه کشورها را به مشارکت برابر در حکمرانی قادر میسازد. بنابراین، این میتواند کشورهای بسیاری را برای مشارکت فعال و به کار گرفتن مزیتهای منبع رقابتی خود، برای توزیع منطقی منابع سراسر جهان، حداکثر نمودن منافع، توانمندسازی همه شرکتکنندگان برای تقسیم برابر نتایج جهانیسازی، و تسریع شدید روند جهانیسازی نوين، جلب و بسیج نماید.
سوم، «کمربند و جاده» بر سوءاستفاده جهانیسازی گذشته غلبه میکند و سهم جدیدی در ژرفش جهانیسازی دارد.
جهانیسازی مبتنی بر سرمایهداری منجر به شکاف ثروت و توسعه نامتوازن در مناطق و عرصههای گوناگون میشود . این میتواند کشورهای در حال توسعه را دچار اشکال کند، و موجب موانع غیرقابل عبور در برابر پیشرفت جهانیسازی تحت رهبری کشورهای توسعه یافته بشود. «کمربند و جاده» با تمرکز بر ارتباط جادهای، تجارت بدون مانع، گردش ارز، هماهنگی در سیاست، و تقویت روابط مردم با مردم (یک رویکرد پنججانبه)، و هدف ساختمان یک جامعه از منافع مشترک، مسؤولیت و آینده مشترک بر اساس اعتماد سیاسی متقابل، همگرایی اقتصادی و فراگیری فرهنگی، همکاری و مبادله بین کشورهای واقع در امتداد جادهها را ارتقاء میدهد، آنها را به تقسیم منافع، تجربیات و درسهای اصلاحات و توسعه چین و ایجاد یک شالوده مستحکم برای توسعه طولانی و سالم اقتصاد جهان با استفاده از مزیتهای تولیدی، فنآوری، پولی، تجربی و الگویی خود قادر میسازد. این همچنین ساختمان یک مشارکت جهانی برابرتر و متوازنتر، تسریع ساختمان یک جهان موزون صلح ماندگار، امنیت جهانی و سعادت مشترک، و آفرینش الگوهای جدید همکاری منطقهای را در نظر دارد.
سرانجام، «کمربند و جاده» یک تضمین نهادی و حقوقی برای رشد جهانیسازی نوين ارايه میدهد. بر محور «کمربند و جاده» یکسری توافقنامههای همکاری دو و چندجانبه صورت گرفته است. سازوکارهای فعالیت مشترک و سیستمهای سازمانی که مبادلات و همکاری استراتژیک، اقتصادی و فرهنگی میان کشورهای گوناگون را تسهیل و همگون مینمایند ایجاد شده اند، مانند: «همایش بوآو برای آسیا»، «گفتوگوی همکاری آسیایی» (ACD)، «اقدامات اعتمادسازی در آسیا» (CICA)، «نمایشگاه چین- آسهان» و «همایش اقتصادی اورو-آسیا». «کمربند و جاده» ترتیبات نهادی گوناگون را ایحاد و تقویت می کند، به عنوان مثال، از مؤسسات کنونی مانند «سازمان همکاری شانگهای» (SCO)، «اجلاس چین و آسهآن» (۱۰ بعلاوه ۱)، «همکاری اقتصادی آسیا-پاسیفیک» (APEC)، و «نشست آسیا-اروپا» (ASEM برای ارايه چهارچوبها و تضمینهای نهادی گوناگون استفاده میکند. به علاوه، «صندوق جاده ابریشم»، «بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیایی»، و «بانک بریکس» برای توسعه اقتصادها و تجارت «کمربند و جاده» حمایت مالی و فنی ارايه میکند.

