
منبع: صدای مردم، نشریه حزب کمونیست کانادا
نویسنده: اوون شالک
بوليوی در انتظار چیست؟
رییسجمهور «جنبش برای سوسیالیسم» به یک چشمانداز سوسیالیستی جدی نیاز دارد
در ۸ نوامیر، مراسم تحلیف لوئیس آرسه، از حزب «جنبش برای سوسیالیسم»، به عنوان رییسجمهور بولیوی برگزار خواهد شد. این پیروزی بزرگ موجب میشود چپهای سراسر جهان با احترام از کسانی ياد کنند که در اعتراض به کودتای اکتبر ۲۰۱۹ از جان خود گذشتند، اما همچنين با نگرانی نسبت به ادامه خشونت راست در کشور به آینده نگاه کنند.
خودکامگان در بولیوی (به ویژه در مناطق سفیدتر، کاتولیکتر مانند سانتا کروز، زادگاه نامزد فاشیست، لوئیس فرناندو کاماچو) علناً خواهان ابطال نتایج انتخابات شده اند. در اواخر اکتبر، اورلاندو گوتیرز رهبر سندیکایی به دست باندهای فاشیست به قتل رسید و در ۵ نوامبر با دینامیت به آرسه رییسجمهور منتخب در مقر «جنبش برای سوسیالیسم» در لاپاز حمله شد.
بازگشت اوو مورالس به بولیوی در ۹ نوامبر یک گام دیگر به سوی رد نمادین خشونت دولت آنِز و هواداران او خواهد بود، اما دولت «جنبش برای سوسیالیسم» باید برای تضمین اینکه رهبران کودتا (golpistas) مجازات شوند و صدای اکثریت دوباره به سود تعداد معدودی کنار گذاشته نشود، گامهای مهمی بردارد.
آرسه پس از به دست گرفتن قدرت باید سمتگیریهای خارجی و داخلی دولت کودتا را تغییر دهد و بولیوی را به سیاستهای مترقی، ضدامپریالیستی که اوو مورالس در سال ۲۰۱۹ برای پیش بردن آنها انتخاب شد، بازگرداند. این وظیفۀ مهمی خواهد بود. جنینین آنز، زمانی که ظاهراً رییسجمهور موقت بود، سعی کرد دستآوردهای بیش از یک دهۀ «جنبش برای سوسیالیسم» را نابود کند. تحت حمایت او، بولیوی از «اتحاد ملتهای آمریکای جنوبی» (UNASAR) و «اتحاد بولیواری برای خلقهای آمریکای ما» (ALBA) که مقر آن در کاراکاس است خارج شد، به اتحاد نولیبرالی «گروه لیما» پیوست، پزشکان کوبایی را اخراج کرد، ۸۰ درصد از سفرای تعیین شده به وسیله «جنبش برای سوسیالیسم» را برکنار کرد و پس از شکست کامل در مهار همهگیری کووید-۱۹ یک وام ۳۲۷ میلیون دلاری از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد. علاوه بر اینها، نیروهای مسلح او به روزنامهنگاران حمله کردند، به کرات به اقدامات خشونتبار علیه هواداران «جنبش برای سوسالیسم» و مردم بومی متوسل شدند- در یک مورد، افرادی که ماسک به صورت داشتند شهردار مؤنث یک شهر کوچک را ربودند، سر او را تراشیدند، و او را با رنگ قرمز پوشاندند- و فرمان کشتار معترضین دمکراسیخواه را در شهرهای ساکابا و سنکاتا صادر کرد. فقط پس از فراخوان به یک اعتصاب ملی- که مرحوم اولاندو گویترز نقش مهمی در آن داشت- بود، که اجازۀ برگزاری انتخابات دو بار به تعویق افتاده داده شد و مأموریت «جنبش برای سوسیالیسم دوباره تأیید شد.
دولت آرسه مجبور خواهد بود در سنتا کروز و در مناطق مرفهنشین شهرهای دیگر با این نیروهای راست خشونتگرا مقابله کند. اما، حزب او نیاید به دلیل نارضایتی پر سروصدای راست، اصول مترقی، ضدامپریالیستی خود را تعدیل نماید. یک دولت «جنبش برای سوسیالیسم» تحت رهبری آرسه باید پیروزی انتخاباتی عظیم (با اختلاف ۲۵ درصد) آنها را به مثابۀ یک فرمان عمومی برای تداوم سیاستهای مورالس، و همچنین به مثابۀ رد خشونت رایج و خودکامگی موجود در جوانبی از جامعه بولیوی، بپذیرد.
در چپ بینالمللی این نگرانی وجود دارد که آرسه در مقایسه با رهبر پیشین «جنبش برای سوسیالیسم»، موضع سیاسی معتدلتری را پیش گیرد. یک دلیل برای این باور این است که آرسه خود را به مثابۀ یک تکنوکرات متواضع چپ معرفی میکند. او سعی نمیکند خود را چیزی بیشتر از یک اقتصاددان «طبقه متوسط» نشان دهد، و در نتیجه صراحت لحن و کاریزمای او بسیار کمتر از اوو مورالس است. برخیها مطمئن نیستند که این شخص آرام و بیادعا بتواند رهبر بصیری باشد که با حفظ ایدهآلهای مترقی، بولیوی را از بحران سیاسی و اقتصادی خارج کند.
علیرغم این نگرانیها،آرسه با بازسازی روابط با ایران، کوبا و ونزوئلا، گامهایی را برای احیای سیاست خارجی ضدامپریالیستی برداشته است، و او در اکتبر در مصاحیه با «گاردین» بر پایبندی خود به ایدههای مارکس دوباره تأکید کرد. دستآوردهای او به عنوان «وزیر اقتصاد و دارایی» نیز غیرقابل انکارند، و او نقش مهمی در پیشرفتهای اقتصادی دوره ریاست جمهوری اوو مورالس داشت.
در حال حاضر، پیشبینی اینکه آرسه چگونه اقتصاد تحت فشار بولیوی را مدیریت و چگونه با اختلافات سیاسی مقابله خواهد کرد، غیرممکن است. استقرار دوبارۀ قدرت «جنبش برای سوسیالیسم» یک گام ضروری به سمت ترمیم آسیب اقتصادی و انسانی است که راست افراطی پس از کودتا وارد کرد، اما رییسجمهور آرسه اگر میخواهد میدان از دست رفته را بازیابد و دستآوردهای «جنبش برای سوسیالیسم» را حتا بیشتر گسترش دهد، لازم است یک چشمانداز جدی و سازشناپذیر را دنبال کند.

