
در میان انقلابیها، ما کمونیستها در صف مقدم هستیم
سخنرانی میگل دیاز کانل در کنگره هشتم حزب کمونیست کوبا
مترجم: ایرج زارع
دانش و امید، شماره ۶، تیر ۱۴۰۰
در روزهای 16 تا 19 آوریل امسال، کنگرۀ هشتم حزب کمونیست کوبا برگزار شد. نام این گردهمایی را «کنگرۀ تداوم» نهادند. زیرا محور اصلی کار جمعی صدها هزار ساعته برای تدارک کنگره، یافتن مسیرهایی برای غلبه بر نتایج وخیم تحریمهای یکجانبۀ امپریالیسم و رشد و توسعۀ کشور بود.
در این کنگره، بازنشستگی رائول کاسترو تأیید، و میگل دیاز کانل –رئیس جمهور فعلی- بعنوان دبیر اول کمیتۀ مرکزی انتخاب شد. سخنرانی پایانی کانل، تصویری از تصمیمهای حزب و چرایی آنها را در مرحلۀ فعلی تکامل انقلاب بهدست میدهد. لازم به ذکر است که این سخنرانی از محدودۀ ممکن چاپ در مجله طولانیتر بود و تلخیص آن نیز بسیار دشوار. زیرا همۀ مطالب حائز اهمیتاند. با وجود این تلاش کردیم تا بدون حذف مطالب مهم، فرازهای مهم سخنرانی نقل شوند.
او در ابتدا تصویری از شکلگیری حزب کمونیست کوبا بهدست میدهد: « این تاریخ را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد: مردم و اتحاد، که بهمعنای حزب است. زیرا حزب کمونیست کوبا که هرگز یک حزب انتخاباتی نبوده است، از انشعاب زاده نشده است. این حزب از وحدت همۀ نیروهای سیاسی با آرمانهای عمیقاً انسانگرایانه متولد شد که برای تغییر یک کشور سرشار از نابرابری و بیعدالتی، وابسته به یک قدرت خارجی و زیر یوغ یک استبداد نظامی خونین جنگیده بودند».
با توجه به کنارهگیری رائول از مسئولیت، وی دستاوردهای دهها سال کار خستگی ناپذیر وی را برشمرد: «وی در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی رهبری کشور را برعهده گرفت. او بهمثابۀ یک دولتمرد، ایجاد اجماع بهمنزلۀ بخشی از روند بهسازی و بهروزرسانی مدل اقتصادی و اجتماعی کوبا، تغییرهای عمیق و ضروری ساختاری و مفهومی را رهبری، ترغیب و ترویج کرده است … او تحولات را در بخش کشاورزی شتاب داد، بدون تعصب، گسترش اشکال مدیریت بخش غیردولتی اقتصاد، قانون جدید سرمایهگذاری خارجی، ایجاد منطقۀ ویژۀ مارییل (Mariel)، از بین بردن موانع تقویت شرکتهای دولتی کوبا، سرمایهگذاری در بخش گردشگری، برنامۀ توسعۀ کاربرد رایانه در جامعه، و نگهداری و بهبود فرایندهای اجتماعی ما را تا جایی که امکان داشت، پیش برد. رائول با صبر و هوشمندی موفق شد پنج قهرمان ما را از زندانهای ایالات متحد آزاد کند و بدین ترتیب وعدۀ فیدل مبنی بر بازگشت آنان را محقق کرد.
سبک وی فعالیت گسترده و پویایی را در روابط خارجی کشور رقم زده است. او با صلابت، وقار و متانت، شخصاً روند مذاکراتی را که هدف آنها برقراری روابط دیپلماتیک با ایالات متحد بود، هدایت میکرد.
ویژگیهای آشکار رائول بهعنوان یک دولتمرد، بهمثابۀ مدافع یکپارچگی امریکای لاتین، دورهای را که کوبا ریاست نوبتی سلاک (CELAC) را بهعهده داشت، بهطرز خاصی متمایز کرد. مهمترین میراث وی -دفاع از وحدت در تنوع – منجر به اعلام منطقۀ امریکای لاتین بهعنوان منطقۀ صلح شد و قاطعانه به مذاکرات صلح در کلمبیا کمک کرد …
او وزارت نیروهای مسلح انقلابی را برای حدود نیم قرن هدایت کرد، نیروهای انقلابی مسلحی که سهم آنان در استقلال آنگولا، نامیبیا و پایان آپارتاید تعیینکننده بود. این رهبری، درعینِحال منجر به دستیابی به نتایج آمادهسازی کشور برای دفاع و توسعۀ مفهوم استراتژیک «جنگ همۀ مردم» شد …»
کانل، سپس به ابعاد تحریم و تجاوز آمریکا علیه موجودیت کوبا پرداخت: «… تمرکز بالا، تنوع و پیچیدگی رسانههای ارتباطی کنونی، ابزارهای فناوری که شبکههای دیجیتال را حفظ میکنند و منابع مورد استفاده در تولید محتوا، به گروههای قدرتمند –بهطورعمده از کشورهای بسیار پیشرفته- اجازه میدهند تا ایدهها، سلیقهها، احساسات و جریانهای ایدئولوژیکی را به الگویی جهانی تبدیل کنند که اغلب کاملاً با زمینهای که بر آن تأثیر مینهند، بیگانه هستند. برای این جادوگران ارتباطی، حقیقت نهتنها قابلمعامله است، بلکه حتی بدتر از آن زائد است. آنها از طریق انتشار ماتریسهای دروغ، دستکاریها و رسواییهایی از هر نوع، به ارتقا بیثباتی سیاسی کمک میکنند تا در جاهایی که موفق نشدند ارادۀ ملتهای آزاد و مستقل را درهم بشکنند، دولتها را سرنگون کنند.
در دوران «پساحقیقت» هیچ خلقی از دروغ و تهمت در امان نیست. این واقعیتی است که کوبا هر روز با آن مواجه میشود، درحالی که بر ارادۀ خود برای ایجاد یک جامعۀ عادلانهتر، مستقل و سوسیالیستی در صلح با بقیۀ جهان و بدون دخالت یا قیمومیت خارجی پافشاری میکند … محاصرۀ اقتصادی، تجاری و مالی که بیش از 60 سال است از سوی ایالات متحد بر کوبا تحمیل شده، فرصتطلبانه و مکارانه در سه دهۀ اخیر که بزرگترین بحرانها رخ دادهاند، تشدید شده است تا گرسنگی و بدبختی موجب انفجار اجتماعی شوند و مشروعیت انقلاب را از بین ببرند. و این طولانیترین توهین مستمر علیه حقوق یک خلق است؛ و بهدلیل تأثیرات آن، جنایتی علیه بشریت است … تا به امروز 242 اقدام تجاوزکارانه که از سوی دولت دونالد ترامپ اجرا شدند، هنوز به قوت خود پابرجا هستند. علاوه بر آن باید به درج نام کوبا در فهرست جعلی و خودسرانۀ «کشورهای حامی تروریسم» در وزارت امور خارجۀ آمریکا اشاره کرد. هیچ مقام و سیاستمداری در ایالات متحد یا کشور دیگری نمیتواند تأیید کند که کوبا از تروریسم پشتیبانی میکند، اگر ذرهای پایبند حقیقت باشد. ما خود قربانی تروریسمی هستیم که در اکثر موارد از ایالات متحد سرچشمه گرفته و تأمین مالی و اجرا شده است …
گفته میشود که کوبا برای ایالات متحده در اولویت نیست و بهعنوان یک کشور مستقل، دارای اهمیت نیست. ارزش دارد پرسیده شود: پس چرا -بهعنوان نمونه- قانونهای ویژهای مانند توریچلی یا هلمز ـ برتون وجود دارند که هدف آنها حمله و تلاش برای کنترل سرنوشت کوبا با زورگویی به اشخاص ثالثی است که قصد ایجاد پیوندهای تجاری یا همکاری را دارند یا کوشش میکنند چنین پیوندهایی با کوبا برقرار کنند؟ چرا ایالات متحده صدها میلیون دلار صرف براندازی نظمی میکند که بر اساس قانون اساسی کوبا برقرار است؟ چرا آنها اینهمه وقت و منابع را صرف تلاش برای تضعیف آگاهی ملی زنان و مردان کوبایی میکنند؟ چه چیزی جنگ بیرحمانه و بیوقفه برای بیش از 60 سال را توجیه میکند؟ چرا کوباییها بهای انزوای بینالمللی آمریکا را که در سازمان ملل و سایر مجامع بینالمللی مشهود است، میپردازند؟»
وی در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: «در این زمانۀ عدم اطمینان جهانی، و بروز چالشهای عظیم زیستمحیطی در شرایط یک بیماری همهگیر که رفتار جهانی را تغییرشکل داده و بحران جهانی را تشدید میکند، کار حزبی بر دفاع از انقلاب متمرکز خواهد شد. حزب، سیاست خارجی انقلابی کوبا را هدایت میکند و بر این باور است که جهان بهتری امکانپذیر است. مبارزه برای آن مستلزم مشارکت بسیاری از مردم و بسیج خلقها است. این یک راهنمای ثابت برای عملکرد بینالمللی ما بوده است و ما آن را در این کنگره تأیید میکنیم…».
او در ادامه، به برنامهها و اهداف حزب و جامعه پرداخت: «لازم است که با جوانانمان بهمثابۀ مهمترین افراد صحبت کنیم و دستاوردهایمان را با آنان به اشتراک بگذاریم. باید آنان را بهعنوان مدیران تحولات مداوم ارزیابی کرد. در آنان قدرت، اندیشه، ارادۀ تصمیمگیری، و اخلاص برای هرگونه اقدام انقلابی برای پاسخ به نیازها وجود دارد. آنان در اوج همهگیری، باشجاعت و مسئولیتپذیری این را نشان دادهاند … امروز ما به ایجاد بحثهای صادقانه با مشارکت عمومی، و ترویج گفتوگوهای منظم با دانشجویان و جوانان در صنوف گوناگون، برای حصول به توافق بیشتر نیاز داریم …
ما روشنفکران، هنرمندان، مربیان، پزشکان، روزنامهنگاران، دانشمندان، آفرینشگران، ورزشکاران، همچنین متخصصان و تکنیسینها، دانشجویان، کارگران و کشاورزان، مبارزان نیروهای مسلح انقلابی و وزارت کشور را که در حزب و سازمان جوانان آن فعال هستند، بهعنوان موتوری که بهطور دائم انقلابی در انقلاب ایجاد میکند، میبینیم و احساس میکنیم.
وظیفۀ ما بهعنوان کادرهای حزب ایناست که درک کنیم این نیروی سیاسی یکدست نیست. با یکدیگر تفاوت دارند و در بیان خود کمتر اتفاقنظر دارند. ما باید بتوانیم قدرت جنگل و درختان آن را در یک ردیف و در یک میدان تنگ که انقلاب به آن نیاز دارد، درک کنیم. اتحاد باید غالب شود بدون اینکه هرگز فراموش شود که باید هم جنگل و هم درختان را دید. جمع با فرد یکسان نیست، گرچه در کنار هم دیده شوند».
انتقاد از خود، بصورت جدی در سخنرانی کانل انعکاس یافت: «نباید اجازه دهیم سنگینی مشکلات، بر ما غلبه کنند. باید روح تازهای به بسیج عمومی دمید. چرا که تودهها منشأ ابتکارات عظیم هستند. روالهای معمول، بسیاری از فرایندها را به تحلیل برده است. امروزه ضروری است که تکانی به بحثهای صادقانه و مشارکتی در مورد موضوعهای حیاتی بدهیم. کادرهای ما باید نقش فعالی در حیات این مراکز مباحثه داشته باشند. از رشد صفوف حزب فرایندی بسازیم که شور واقعی را برانگیزد و اثرات اجتماعی داشته باشد و باعث جذابیت شیوههای کار شود، از پاسخهای ستیزه جویانه گرفته تا پویایی روزانۀ کار سیاسی در شهرها و استانها.
… مارکسیسم میراثی بسیار ارزشمند برای ما به یادگار گذاشته است: این اطمینان که علم و فناوری بخشی جدانشدنی در فرایندهای اجتماعی است و اینکه رابطۀ علم-فناوری-جامعه، کلید توسعه و چشمانداز و آیندۀ هر پروژهای است. این راهی است برای ساختن یک اقتصاد سوسیالیستی مبتنی بر دانش، و جامعهای که بیش از پیش مبتنی بر دانش است. این افقی امیدوارکننده برای نسلهای جدید است.
وظایف زیادی پیش رو است که نیاز به مشارکت فعال و کنشگرانۀ اعضا دارد تا بتوان نیروهای کشور را بهسمت هدفهای توسعه، بهویژه امنیت غذایی، توسعۀ صنعتی و حل مشکل انرژی بسیج کند. اما همچنین و در وهلۀ اول، در جهت آمادهسازی برای دفاع، تقویت نظم نهادی و قانون سوسیالیستی … موفقیت این هدفها[ی ضد بوروکراتیک] به توانایی ما در گفتوگو با مردم، مجذوب و درگیر کردن همۀ شهروندان و آفرینش ارزشهایی که به تعهد اجتماعی اهمیت و مفهوم بیشتری ببخشند، بستگی دارد. با آگاهی از اینکه دموکراسی هر چه بیشتر مشارکتی باشد، بیشتر سوسیالیستی است. برانگیختن مشارکت مردمی، ایجاد فضاها و رویههایی برای حضور، ارزیابی و بهکارگیری خواستها و پیشنهادهایی که مشارکت را مؤثر کنند، به ما بستگی دارد.
این ارتباط اساسی با تقاضاها و نیازهای مردم از طریق مشارکت، یکی از وظایف اساسی کار حزبی در این زمان است. ارتباطهای اجتماعی هنوز بهاندازۀ کافی درک نشدهاند و تحت معیارهای غلط اضطراری اقتصادی و سیاسی قرار دارند. برخی از این موارد اضطراری، باعث دستکم گرفتن وزن ویژۀ ارتباطهای اجتماعی شدهاند».
در بارۀ ضرورت مبارزۀ ایدئولوژیک، وی گفت: در مبارزۀ ایدئولوژیک باید به فیدل مراجعه کنیم که به ما آموخت که نهتنها فرهنگ اولین چیزی است که باید نجات داده شود، بلکه برای نجات آن باید با روشنفکران و هنرمندانمان گفتوگوی مستمر داشته باشیم.
وی همچنین به ما آموخت که این گفتوگوی راحتی برای طرفین نخواهد بود، اما این گفتوگو باید روندی دائمی داشته و در آن، احترام و تمایل به کار، باهم رعایت شوند. انقلاب نهتنها از اندیشۀ خلاق نمیترسد، بلکه آن را ارتقا میدهد، آن را پرورش میدهد و برای رشد آن فضا باز میکند، آن را بهرسمیت میشناسد و به سهم خود آن را تغذیه میکند. بههمین دلیل در سیستم آموزشی و ترویجی انقلابی کرد که در تمام این سالها، حتی در سختترین ایام، در خدمت محافظت از باارزشترین میراث مادی و معنوی آفرینشگران کوبایی بود.
یادگیری در زمینههای سیاست و ایدئولوژی مربوط به تمام نیروهایی میشود که در یک روند شرکت میکنند. مسئلۀ غیرقابلبخشش این نیست که در سالهای گذشته یا همین الآن خطاهایی صورت نگرفته است، بلکه تصحیح نکردن خطاها میتواند غیرقابلاغماض باشد … ما نمیتوانیم این نکته را نادیده بگیریم که دشمنان انقلاب ابزار جنگ غیرمتعارف را علیه کوبا بهکار میگیرند، جنگی که در آن همهچیز پیشپاافتاده، مبتذل، ناشایست و دروغ است. بااینحال، سعی میکنند به حوزۀ حساس، به فرهنگ و اندیشه دزدکی نفوذ کنند.
«منادیان آزادی»، به ارزشهایی حمله میکنند که حتی آنها را نمیشناسند، میکوشند انقلابی را که میلیونها انسان را آزاد کرده است، از بین ببرند.
آنان بیشرمانه به هتکحرمت نمادها و مقدسترین وقایع و فضاهای تاریخ کشور میپردازند و خواستار نافرمانی، بیاحترامی، بینظمی و بیانضباطی عمومی میشوند. آنان این دعوتها را با خلق تهمتها و شبهواقعیتها همراه میکنند تا سردرگمی، دلسردی و احساسات منفی را اشاعه دهند … ما از این غافل نیستیم که آنان ناامیدانه کوشش میکنند بازداشت شوند تا دستور کسانی را که به آنان پول میدهند، برآورده کنند و از این امر نیز دست نمیکشند تا قربانیان معتبری برای گزارشهای رسوای خود در مورد کوبا پیدا کنند».
او ادامه داد: «حتی در بدترین حالت نیز یک مبارز نمیتواند تماشاگر منفعل این تحریکات باشد یا اجازه دهد یک رفیق بهتنهایی با تحریککنندگان روبهرو شود. انقلابیها از انقلاب دفاع میکنند. همواره باید نه بهعنوان یک نخبه، بلکه بهعنوان یک نیروی آگاه و متعهد عمل کرد. این، معنای وجودیِ عمل کردن بهمثابه یک پیشتاز سیاسی است».
او به ضرورت تحولات میپردازد: «دورۀ پنجسالهای که این کنگره آن را ارزیابی میکند، نتایج اقتصادی خوبی نشان نمیدهد. این امر نیز تحت تأثیر نارساییها و ناکارآمدی در عملکرد بخش قابلتوجهی از سیستم کسبوکار قرار دارد. مشکلات ساختاری وجود دارند که بر توسعۀ اقتصادی تأثیر میگذارند و هزینههای اضافی روی دست میگذارند. عدمکنترل منابع مادی و مالی و همچنین موانع بوروکراتیک غیرضروری، از جمله دیگر مواردی هستند که بر توسعۀ اقتصادی ما سنگینی میکنند و راهحل آن به ما بستگی دارد.
بهرغم این دشواریها، در این دوره، اقتصاد توانایی مقاومت را نشان داده و حفظ دستاوردهای اجتماعی را بدون انصراف از هدفهای توسعۀ برنامهریزیشده و همچنین حمایت از همبستگی با سایر خلقها، امکانپذیر ساخته است … حزب تأیید میکند که ما از حفظ نیروهای بالقوۀ کشور در سطح بقا راضی نیستیم. برعکس، ما در آرزوی آنیم که بدون اینکه از پروژههای توسعهای خود صرفنظر کنیم، به شکلی خلاق مقاومت کنیم. آنها را کامل؛ محتوایشان را بهروز؛ و روشهای انجام کار و مشارکت را نو میکنیم.
ما باید در کمترین زمان، با تلاش خود تشخیص دهیم که راه در خود ما، در «جزیرۀ درونی» است و با کمترین وابستگی خارجی ممکن، مشکلات تولید مواد غذایی ضروری، بهرهبرداری و استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی، استفادۀ پایدار و با کیفیت از پتانسیل گردشگری، بهرهوری در روند سرمایهگذاری، جهتگیری تولید ملی برای پاسخگویی به نیازهای بازار داخلی، و بالا بردن کیفیت کلیۀ خدمات ارائهشده به مردم را حل کنیم.
در هر نوع اقتصادی مفاهیم اساسی وجود دارند که قطعاً باید به آنها ارج نهاد، مانند پسانداز و اقتصاد گردشی. همچنین ضروری است که ذهنیت وارداتی را کنار بگذاریم.
برای غلبه بر بحران، روند بهروزرسانی مدل اقتصادی و اجتماعی و «برنامۀ توسعۀ اقتصادی و اجتماعی تا سال 2030»، ترکیب انعطافپذیر رابطه بین برنامهریزی، تمرکززدایی و خودمختاری، لازم است. برای توسعۀ کشور، مشارکت همۀ فعالان اقتصادی، ازجمله شرکتهای دولتی، شرکتهای کوچک و متوسط و تعاونیها ضروری است.
بهعبارتدیگر، ما با خلاقیت، از طریق تجزیهوتحلیل بنیادی و واقعی هر موقعیت، فراخواندن دانشهای تخصصی، ارتقا مشارکت و نوآوری مردم، مقاومت خواهیم کرد؛ البته بدون چشمپوشی از اصول همبستگی جهانیمان و همکاری با بشریت.
«دستورالعملها» حتی از سوی کسانی که مسئولیت اجرای آنها را بهعهده دارند، همیشه بهخوبی درک نشدهاند و این امر -بیدرنگ- کار سیاسی زیادی را میطلبد، چون این فرایندی است که پیچیدگی بسیار زیادی دارد.
این «دستورالعملها» بهطور گستردهای مورد این سؤال قرار گرفتهاند که آیا زمان اجرای آنها در میان چالشهای غیرمنتظرۀ ناشی از همهگیری و تشدید فرصتطلبانۀ محاصرۀ اقتصادی مناسب بوده است؟ پاسخ فقط یکی است: ما نمیتوانستیم ادامۀ این دگرگونی را با هدف رونق توسعه و مشارکت همۀ فعالان اقتصادی بهتعویق بیاندازیم.
صادقانه است که بپذیریم فرایند «دستورالعملها» بهدلیل آمادهسازی ناکافی برخی از مدیران و تفسیر ناکافی از مقررات، مشکلات اجرایی را بههمراه داشته است، اما سوءتفاهمها، ناشی از خطای درک ارتباط آنها با مشکلاتی است که پیش از اجرای آن وجود داشته است. به این موارد، نارضایتیهای ناشی از استدلالِ «بهموقع و دقیق نیست!» و برخی ادعاهای غیرقابلقبول که از اصول تعهد و وظیفه دور هستند، اضافه میشوند.
اولین پاسخ ما پیگیری یک راهحل فوری –در اولین زمان ممکن- برای رویکردهای مهم، ایجاد فضای تمرینی برای مشارکت شهروندان در اِعمال مقررات، اصلاحات و تغییرهای ضروری بوده است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. تعیین تعرفهها، قیمتها و اقدامهای اخیر برای حمایت و تشویق تولید و بازاریابی مواد غذایی، به این استراتژی پاسخ میدهد.
ما بار دیگر به تغییر لازم در ذهنیت که این هدفها را تسهیل میکند، اشاره میکنیم. وقت آن است که از فراخوان به تحول گذر کنیم.
وی در بخش پایانی سخنان خود، به برجستهسازی خدمات مردم قهرمان کوبا و نقش بیبدیل آنان در خدمت به جامعۀ بشری میپردازد: «کشوری که محاصره شده است و محدودیتهای نابجا برای آن ایجاد کردهاند، توانسته است قدرت حیاتی خدمات اصلی خود را حفظ کند، به کل جمعیت خود -حتی کسانی که آلوده و مشکوک به بیماری هستند- خدمترسانی کند، بیش از 20 آزمایشگاه زیستشناسی مولکولی را در مدتزمانی بیسابقه فعال کند، نمونههای ملی دستگاههای تنفسی و ابزارهای اساسی را طراحی کند و توسعه دهد، پنج واکسن تولید کند، و باتوجه به کافی بودن میزان بالای واکسنها برای ایمنسازی کل مردم، کمک به سایر کشورها و ارائۀ همکاری پزشکی شایسته و شناختهشده به مردم مختلف جهان را در دستور کار قرار دهد. این، چیزی بیش از کورسویی در انتهای تونل است. این امر ثابت میکند که ما در سمت درست تاریخ قرار داریم و کار انقلابی و سوسیالیستی ما آنچنان پتانسیل و دامنه دارد که حتی بزرگترین امپراتوری سراسر دورانها نیز نتوانسته آن را براندازد … هنگامی که زنان و مردان با روپوش سفید [پزشکان کوبایی]، اعضای تیپ هنری ریو (Henry Reeve) با حمل پرچم یکستاره از پلههای هواپیما پایین میآیند و خود را در اختیار نجات جان انسانها قرار میدهند، بدون اینکه قیمتی برای کار خود تعیین کنند، دروغها و ننگها علیه کوبا مثل یخ در آب گرم ذوب میشوند و حقیقت ما با اقدامات نجاتدهنده میدرخشد».

