کمک برای نجات مردم از کووید ۱۹ به نفع بیل گیتس نیست!
برادلی بِلَنکِن شیپ (راشیا تودی)
برگردان: فرشید واحدیان
دانش و امید، شماره ۶، تیر ۱۴۰۰

بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت براین اعتقاد است که شرکتهای بزرگ تولید دارو، همچنان باید انحصار تولید واکسن را برای خود حفظ نمایند. انحصاری که نتیجهاش عدم دسترسی میلیونها انسان به واکسن کووید 19 است. این نظر گویای حقیقت وجود ابرثروتمندانی چون اوست: «زالوهایی خودپرست».
رابطۀ این میلیاردرها با ما مردم رابطۀ بغرنجی است، زیرا که صِرف وجود آنها در این دوران نابرابری بیسابقه میان انسانها، و پوچی زندگی روزمرۀ ما را در زیرسلطۀ سرمایهداری هرچه بیشتر نشان می دهد. پیچیدگی این رابطه از این روست که آنها این میلیاردها دلار را نه در نتیجۀ تلاش فردی بلکه به قیمت استثمار کارکنان خود به دست آوردهاند. هرچند که آنها جماعت زالوصفتی بیش نیستند، شاید در میان آنها بتوان تعداد انگشتشماری انسان خوب نیز پیدا کرد. اما مطمئناً بیل گیتس جزو بدترینهای آنهاست، نه به دلیل آنکه بعد از بیستوهفت سال زندگی مشترک، در صدد جدایی از زنش میباشد، بلکه به دلایل بسیار دیگری که اگر بخواهیم تنها به یکی بسنده کنیم، مسئولیت مستقیم او و همپالکیهایش در محرومسازی مردم، بهخصوص مردم فقیر جهان سوم از دسترسی به واکسن کووید 19، با هدف ابقای نظامی است که از آن منتفع هستند.
خبرنگاری به نام الکساندر زیت چیکِ در مقالهای که در شمارۀ آوریل نشریه «نیوریپابلیک» منتشر شد، با دقت نشان میدهد که چگونه بیل گیتس از طریق بنیاد «خیریۀ» خود، از مبارزهای جامع در سطح جهان علیه پاندمی جلوگیری کرد و با از میان بردن ایدۀ «واکسن برای عموم مردم»، و با تمام امکانات خود از برنامۀ شدیداً محافظهکارانه و بطئی «کوواکس» از مجرای سازمان بهداشت جهانی حمایت کرد. این برنامه با هدف تضمین انحصار شرکتهای دارویی طراحی شده است.
به قول زیت جیک، گیتس و شبکۀ تحت مدیریت او در توجیه این رویکرد خود، بهطور ضمنی چنین استدلال میکردند که مشکل در راه پاسخگویی به نیاز جهانی و دسترسی همگانی به واکسن، حفظ حقوق معنوی – که در همه حال از جمله در دوران شیوع بدترین پاندمی نیز باید محترم شمرده شود- نیست. به اعتقاد گیتس و مدافعانش با تحکیم بیشتر نهادهای موجود میتوان علاوه بر جلوگیری از اشاعۀ ویروس کووید 19، آن را از بیخ و بن ریشه کن نمود. نادرستی این نظر همان گونه که بسیاری پیشبینی میکردند در عمل نمایان گردید.
در آخرین مصاحبه ای که بیل گیتس با اسکاینیوز داشت، در جواب به این سؤال که: آیا تغییر قانون مالکیت معنوی بر روی فرمول واکسنها و «در اختیار گذاشتن دستورالعمل تهیۀ آن به کشورهای فقیر، قدم مثبتی در مبارزه با کرونا نمی باشد»، پاسخ منفی داد. زیرا به نظر او در دنیا کارخانجات اندکی وجود دارند که حتی با داشتن دستورالعمل تهیۀ واکسن، قادر به تولید آن باشند.
به عقیدۀ او: «مانع اصلی در انجام این مهم، حق مالکیت معنوی نیست. مساله این نیست که تعدادی کارخانۀ واکسنسازی، آماده به تولید در جهان وجود دارند، که با داشتن تمام مجوزها، بتوانند فوراً با قدرتی جادویی تولید واکسن را شروع نمایند. واکسنهای تولیدی باید مراحل آزمایشی طولانی را از سر گذرانده و کلیه مراحل ساخت آن باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند. درست است که در مورد قوانین مالکیت معنوی مربوط به داروها، مشکلاتی وجود دارد، اما این مشکلات اثری در کند کردن حجم تولید واکسن ندارد».
گیتس که اکنون عنوان غیررسمی «سلطان واکسن» را یدک میکشد، در این مصاحبه به سادگی حقیقتی را کتمان می کند. بهطور مثال، در مقالۀ اول مارس آسوشیتدپرس، حداقل نام سه کارخانۀ تولید واکسن در سه قارۀ مختلف ذکر شده که قادرند در صورت داشتن دستورالعمل ساخت، صدها میلیون واکسن کووید 19 را، به سرعت تولید نمایند.
پولیتی فاکت در جواب به اعتراضات زیادی که به اظهارات سر تا پا دروغ گیتس شد، چنین نوشت: «هرچند گیتس از حقوق معنوی واکسنهای کووید 19 دفاع کرد، اما عناصر سازندۀ این واکسنها که در آمریکا تأیید شده، در اختیار عموم قرار گرفته است». اما این اظهارات نیز تنها نیمی از حقیقت را بیان میدارد، زیرا دستورالعمل تهیۀ واکسن نه فهرست عناصر تشکیل دهندۀ آن، بلکه فرمول دقیق و طرز تهیۀ آن است.
به ادعای گیتس، رؤسای کارخانجات بزرگ داروسازی و همۀ چاپلوسان آنها، حمایت از حق امتیاز معنوی است که موجب نوآوری و ابداع داروهای جدید میشود. این ادعا نیز دروغ بزرگی بیش نیست. بنا به بررسی جدیدی که توسط «انستیوی اندیشۀ نوین اقتصادی» انجام شده، داروهای جدیدی که در ده سال گذشته در ایالات متحده تولید شده – از جمله واکسنهای جدید کووید 19- همگی از بودجۀ دولتی یعنی از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی، یارانه دریافت کردهاند.
برای رعایت انصاف باید گفت که مشکل بتوان مثالی از فنآوری جدید در هر شاخه از صنعت یافت که از تحقیق و توسعۀ دولتی، بهره نبرده باشد.
دکتر یوناس سالک کاشف واکسن فلج اطفال که از حمایت دولت در تحقیقاتش بهره گرفت، اگر به دنبال ثبت معنوی کشف خود بود، میتوانست اولین میلیاردر دنیا باشد. اما او حقی انحصاری برای خود قایل نشد و به یُمن این تصمیم، فلج اطفال تقریباً در اکثر نقاط عالم ریشهکن شد. موانع انحصار حقوق معنوی این عمل را غیرممکن میساخت.
دفاع سرسختانۀ گیتس و دیگران از حقوق معنوی به دلیل تبدیل آن به جزء اصلی ایدئولوژی آنهاست. باید از این دید به مسئله نگریست که تمامی ثروت گیتس با استفاده از چنین قانونی به دست آمده است. قبول این امر که قانون حقوق معنوی مانعی بر سر دسترسی مردم به کالاها و خدمات مورد نیاز آنهاست، اعترافی است به عدم ضرورت اجتماعی این جماعت و ثروتشان. مشکل در اینجاست که انجام عملی درست و ضروری مانند حل مشکل سلامت عمومی مردم، از عهدۀ سرمایه داران انحصارگر ساخته نیست. گیتس ممکن است نیات خوبی داشته و واقعاً در صدد حل مشکل باشد، اما راه حلی که او و دوستان داروسازش ارائه میدهند، نمیتواند ما را از شر کووید -19 خلاص نمایند. همان طور که مارک زاکربرگ نمیتواند ما را از شر «اخبار جعلی» برهاند. همچنان که حل مشکلات اساسی دیگر از قبیل آلودگی محیط زیست و بالا رفتن سرسامآور هزینههای پزشکی در آمریکا، از عهدۀ ایلان ماسک و یا ائتلافی از میلیاردرها به زعامت وارن بافت برنخواهد آمد. و همۀ اینها به یک دلیل ساده است، حل این مشکلات در جهت حفظ منافع آنها نیست.

