دخالت آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری نیکاراگوئه
راجر هریس، (پاپیولر رزیستنس، 15 ژوئیه 2021)
برگردان: ناهید صفایی
دانش و امید، شماره ۷، شهریور ۱۴۰۰
فعالان سابق همبستگی نقطه نظرات امپریالیستی را تکرار میکنند!
قبل از این که هنری کیسینجر طرفدار کلینتون شود، لیبرال-ها او را به خاطر این حرفش محکوم میکردند: «نمی فهمم چرا باید ساکت بنشینیم و تماشا کنیم تا یک کشور بهخاطربیمسئولیتی مردمش کمونیست شود. این مسائل مهم-تر از آن هستند که رأیدهندگان شیلی را به حال خودشان بگذاریم تا سر خود تصمیم بگیرند.» پیامد این اظهارنظر،کودتای سال 1973 در شیلی و حمام خونی بود که با پشتیبانی آمریکا در این کشور به راه افتاد. حالا عمو سام در نیکاراگوئه به مشکل برخورد ه است؛ جایی که نظرسنجی-های مستقل، حاکی از پیروزی چشم-گیر دانیل اورتگا رهبر چپ گرای ساندینیست-ها در انتخابات هفتم نوامبر است.
دولت آمریکا و رسانه-های چاپلوس آن تلاش می-کنند تا از انتخاب مجدد اورتگا جلوگیری کنند. در 12 ژوئیه، آمریکا محدودیتهایی برای صدور ویزای صد مقام نیکاراگوئه-ای به دلیل «تضعیف دموکراسی» وضع کرد، از جمله نمایندگان مجلس، اعضای قوه قضائیه و خانواده-های آن-ها. ماه قبل دولت بایدن، دختر رئیس جمهور اورتگا، یک ژنرال نظامی، رئیس بانک مرکزی و یک نمایندۀ مجلس را تحریم کرد. این تحریم و سایر تحریم-های غیرقانونی آمریکا علیه نیکاراگوئه برای شدت بخشیدن به ایدۀ تغییر رژیم طراحی شدهاند و بر اساس این اتهام مسخره است که این کشور کوچک و فقیر «تهدیدی خارق-العاده و غیرمعمول برای امنیت ایالات متحده» به شمار رفته است، در حالی که برعکس است.
دولت ترامپ در سال 2018 تحت قانون نیکا۱ تحریم-هایی را بر نیکاراگوئه اعمال کرد، از جمله جلوگیری از اعطای وام از مؤسسات مالی بینالمللی تحت کنترل آمریکا. در آگوست سال 2020، طرح کمک مسئولانه در نیکاراگوئه۲ افشا شد: یک استراتژی کودتایی چندوجهی ایالات متحده برای سرنگونی دولت نیکاراگوئه با کمک قراردادهایی با شرکتهای بزرگ. طرح کمک مسئولانه خواستار یک دولت «انتقالی سریع و پیشبینی نشده» است تا از آنچه به اعتراف آنها پیروزی ساندینیستهاست، جلوگیری کند. بعد از انتقال یکپارچه و کامل قدرت از دولت ترامپ به دولت بایدن، قانونِ درانتظارِ اجرای «تحریمهای هدفمند» گسترش بیشتری مییابد. مداخلۀ آمریکا در نیکاراگوئه و در واقع در کل آمریکای لاتین، تحت دکترین مونرو سال 1823 دارای سابقه-ای طولانی است که تا کنون ادامه داشته است. در سال1856 ، ویلیام واکر۳، شهروند ایالات متحده سعی کرد خود را به عنوان رئیس دولت بردهدار نیکاراگوئه تحمیل کند، اما پس از چهار سال ترور شد. در سال 1912، ایالات متحده اشغال نیکاراگوئه را آغاز کرد و این کشور به اجبار تبدیل به کشوری تحت حمایت آمریکا شد. در سال 1933، آمریکا در جنگی به رهبری آگوستوسیساندینو، قهرمان ملی از نیکاراگوئه بیرون رانده شد. حزب انقلابی ساندینیستها برای بزرگداشت این قهرمان به نام اونام-گذاری شد.در دهۀ 1980 پس از سرنگونی دیکتاتوری سوموزا، دست نشاندۀ ایالات متحده به دست ساندینیستهای جدید، کنتراها۴ با ساندینیستها وارد جنگ شدند.
فرضیات مسئلهدار
در گذشته، بیشتر ترقی خواهان ایالات متحده با امپریالیسم کشور خود مخالف بودند. اما به تازگی، همانطور که جرمی کوزماروف۵ از مجله کاورت اکشن۶ اظهارداشت «جنگافروزان ایالات- متحده در تبلیغات بسیار ماهر شده-اند به طوری که نه تنها می-توانند بدون برانگیختن اعتراضی-، جنگی تجاوزکارانه برپا کنند، بلکه با استفاده از زبانی که یادآور دورۀ مک-کارتی است لیبرال-ها را مجبور به محکوم کردن فعالان صلح کنند.»
نامۀ سرگشادۀ اخیر کارگران همبستگی ایالات متحده 1979-1990به دولت نیکاراگوئه بیانگر نقطه نظرات امپریالیستی ایالات متحده است. این نامۀ سرگشادۀ آمریکایی-ها، به تاریخ اول ژوئیه، هم-زمان با انتشار نامۀ دیگری از طرف فعالین سابقه اروپایی- همبستگی با نیکاراگوئه، و نیز نامۀ دیگری از سوی آکادمیسین-های بین-المللی، به طور عمده فعالین در حوزۀ مطالعات آمریکای لاتین بود. (احتمالاً ارتباط پنهانی بین این سه نامه وجود دارد). هرسه نامه از زبانی مشابه و انتقادات و خواستههای یکسان و هماهنگ شده برخوردار هستند.
در حالی که سایر فعالان بینالمللی دهۀ 1980 هنوز اولویت-شان عدم مداخله و همبستگی با دولت ساندینیستهاست، نگرانی-های بیان شده در نامۀ سرگشاده، هرچند محترمانه ، باید مورد بررسی قرار گیرند. این نامه برفرضیات مسئله-دار زیر مبتنی است:
۱. نامۀ سرگشاده ادعا می-کند که رژیم«اورتگا»در حوزۀ «جنایت علیه بشریت» مقصر است.
در حالی که نیکاراگوئۀ تحت حاکمیت ساندینیست-ها تا کنون، حقیقتاً مترقی-ترین دولت آمریکای مرکزی بوده است، برخلاف گواتمالاییها، هندوراسی-ها و السالوادوری-هایی که مشتری-های ایالات متحده آمریکا هستند، مردم نیکاراگوئه-، در جستجوی زندگی بهتر به ایالات متحده فرار نمی-کنند. فقر شدید در نیکاراگوئه به نصف کاهش یافته و هدف توسعۀ هزارۀ سازمان ملل متحد برای کاهش سوء-تغذیه محقق شده است. مراقبتهای بهداشتی و آموزش مقدماتی رایگان است و بی-سوادی عملاً از بین -رفته- است، در عین حال، بالاترین سطح برابری جنسیتی در قارۀ آمریکا را دارد. نیکاراگوئه با داشتن کمترین میزان قتل در آمریکای مرکزی، دارای کمترین نیروی پلیس با کمترین بودجه در منطقه است. اینها نمیتوانند جزو ویژگی-های یک دیکتاتوری باشند.
2. در نامه سرگشاده ادعا میشود:
تلاش کودتای 2018 صرفاً «تظاهر به تعیین سرنوشت» بوده است.
نامۀ سرگشاده درحالی که به درستی خاطر نشان می-کند که رویدادهای سال 2018 عنصری از نارضایتی مردم را منعکس می-کند، اما موضوع میلیونها دلاری را که آمریکا سالهاست برای براندازی رژیم نیکاراگوئه خرج می-کند لاپوشانی می-کند.
کمپین-های رسانه-های اجتماعی با استفاده از اطلاعات غلطی که توسط گروه-های تحت حمایت آمریکا تنظیم شده بودند، به اعتراضات خشونتآمیز دامن زدند. به گفتۀ خورخه کپلان۷، یکی از فعالان همبستگی «کسانی که در آوریل 2018 در نیکاراگوئه به ربودن، شکنجه، سرقت اموال، قتل و تجاوزبه شهروندان اقدام کردند، همان پیشبرندگان کودتا بودند.آنها همه چیز را با تلفنهای همراه خود ثبت و ضبط کردند،حتا رفقای ساندینیستهای مقتول را درخیابانها به آتش کشیدند.»
بنسامین ووآدل۸، یکی از امضاکنندگان نامۀ سرگشاده اعتراف کرد «هر روز بیش از پیش روشن میشود که حمایت ایالات متحده، نقش مهمی در پرورش قیامهای کنونی (2018) داشته است.» دان لا بوتز۹ شورشی دیگری که میگفت «اورتگا باید برود» پیشینۀ این حمایت را فراهم کرد: «سازمانهای آمریکایی مانند یو.اس.اید۱۰ و بنیاد ملی برای دموکراسی۱۱ و بدون تردید سازمان سیا۱۲ چندین دهه در نیکاراگوئه به همین ترتیب رفتار-کردند، همچنانکه در سایرنقاط دنیا چنین میکنند.»
به گفته ویلیام رابینسون۱۳ یکی دیگر از امضا کنندگان نامۀ سرگشاده، اپوزیسیون در سال 2018 هیچ جایگزین مترقی قابل توجهی ارائه نکرده است. بلکه در این سال تلاش میشد با ابزار خشونتآمیز به چیزی دست پیدا کنند که رسیدن به آن بطور دموکراتیک از طریق صندوقهای رای، برای شان ناممکن بود.
3.در این نامۀ سرگشاده ادعا میشود که دولت نیکاراگوئه «به هیچ وجه ارزش-ها، اصول و اهداف انقلاب ساندینیستی را بازتاب نمیدهد.»
این موضع و ادعا یعنی این که گویا خارجیها باید به مردم نیکاراگوئه بگویند که چگونه انقلاب خود را ارزیابی کنند. روند انتخابات در نیکاراگوئه روشن میکند که مردم نیکاراگوئه خلاف این ادعا میاندیشند.
پس از براندازی موفقیتآمیز ساموزا۱۴، دیکتاتور مورد حمایت آمریکا و جنگیدن علیه کنتراها – نیروهای ضدانقلاب مورد حمایت آمریکا – ساندینیستها در انتخابات 1990 شکست خوردند.خوب است بدانیم اورتگای کناررفته ،بیلحظهای تردید، از نتیجۀ انتخابات پیروی کرد. این نخستین بار در تاریخ نیکاراگوئه بود که قدرت بهشکلی مسالمتآمیز به حزب سیاسی دیگری منتقل میشد.پس از 17 سال ریاضت نئولیبرالی، در سال 2006، دانیل اورتگا با 38درصد آرا در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.در سال 2011 با 63 درصد و در سال 2016 با 5/72درصد به پیروزی رسید.سروصداهای برخاسته از انتخاب اورتگا که هر روز بیشتر میشوند نشان میدهند که او از سوی اکثریت مردم نیکاراگوئه به عنوان رهبر قانونی انقلاب ساندینیستی شناخته میشود.
پیشنهادهای مساله دار
نامۀ سرگشاده با استفاده از همان زبان موذیانۀ آمریکایی، «رژیم اورتگا-مورییو»۱۵ را به آزاد کردن زندانیهای سیاسی وبازداشتیها فراخواند، ازجمله «نامزدهای پیشین»،اعضای اپوزیسیون، و «رهبران تاریخی» انقلاب ساندینیستی را. نامه همچنین خواهان لغو قانون امنیت ملی که این افراد طبق آن دستگیر شدند، و درخواست مذاکره بر سر اصلاح قانون انتخابات شد.
نیکاراگوئه به تازگی دو قانون تصویب کرده است: قانون نمایندگان خارجی و قانون دفاع از حقوق مردم در کسب استقلال ، حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت. به موجب این قوانین که نامۀ سرگشاده خواهان لغو آنها است،هرگونه تبلیغ مداخلۀ خارجی در امور داخلی نیکاراگوئه، یا درخواست مداخلۀ نظامی خارجی، سازماندهی اقدامات تروریستی و تبلیغ اقدامات اقتصادی اجباری علیه کشور جرم محسوب میشود.جالب است بدانید که اینها مشابه قوانین ایالات متحده-اند و نیکاراگوئه از روی قانون آمریکایی فارا۱۶ الگوبرداری کرده است.
اقدامات اخیر دولت نیکاراگوئه در تعقیب کسانی که این قوانین را نقض کنند از نظر حکومتداری امری طبیعی است. این که بعضی از متهمها ممکن است خواستهای سیاسی داشته باشند، آنها را در صورت انجام فعالیتهای غیرقانونی مصون نمیدارد.
نامۀ دانشگاهیهای فوقالذکر ادعا میکند که در میان بازداشت شدهها «برجستهترین نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری اپوزیسیون» وجود دارند.اما حقیقت آن است که هیچ یک از 17 حزب سیاسی نیکاراگوئه نامزدهای خود را تعیین نکردهاند و «بیشتر کسانی که در حال حاضر تحت بازجویی هستند، به هیچ حزب ثبت شدۀ قانونی تعلق ندارند.» درواقع ، گزارش «استفان سفتون» از نیکاراگوئه نشان میدهد که: «هیچ یک از شخصیتهای برجستۀ احزاب سیاسی مخالف در میان بازداشت شدگانی نیستند که بهخاطر حمایت ازتلاش برای کودتای 2018 دستگیر شده اند.»
«کریستینا چامورو»،مدیر به اصطلاح یک سازمان غیردولتی، یکی از برجسته-ترین دستگیرشدهها، متهم به پولشویی به دلیل دریافت میلیون-ها دلار از سازمان یو.اس.اید و سایر سازمانهای دولتی ایالات متحدۀ آمریکا و بنیادهایی است که برای تغییر رژیم فعالیت میکنند.او در دفاعیات خود، به شکلی غیرقابل باور ادعا کرده که وزارت امور خارجۀ آمریکا حسابهایش را حسابرسی کرده و همه چیز مورد تأیید آن وزراتخانه بوده است!
«رهبران تاریخی» انقلاب ساندینیستی همینها هستند! کسانی که مدت-هاست ازانقلاب گسستهاند و از سال 1994با اپوزیسیون راستگرای متحد آمریکا و سازمانهای غیردولتی وصل به آمریکا همکاری کردهاند.از این مهمتر، آنها به تبانی غیرقانونی با قدرتهای خارجی متهم شدهاند.
نامۀ سرگشاده مذکور، خواهان «مذاکره در مورد اصلاحات در سیستم انتخابات» شده است، حال آن که در نیکاراگوئه نیز مانند ایالات متحده آمریکا، نحوۀ برگزاری انتخابات با فرایند قانونگذاری تعیین میشود و نه با مذاکره بین قدرتهای مختلف. نیکاراگوئه برخی اما نه تمام اصلاحاتی را که توسط «سازمان کشورهای آمریکائی»۱۷ تجویز کرده را انجام داده است. شورای عالی انتخابات ، به عنوان [رکن] چهارم حکومت، ناظر فرایند انتخابات است. با وجود آن که ساندینیستها دارای اکثریت نمایندگان درقوۀ مقننهاند، یکسوم اعضای شورای عالی انتخابات کنونی متشکل از نمایندگان احزابی بجز حزب حاکم است .
حق انقلاب نیکاراگوئه در دفاع از خود
نامۀ سرگشاده ضمن تأیید «تاریخ طولانی و شرمآور مداخله دولت ایالات متحده»، حق انقلاب نیکاراگوئه در دفاع از خود را به رسمیت نمیشناسد.برعکس،تایید ضمنی آنها از تلاش برای کودتای 2018، فراخوانی برای تغییر رژیم از طریق روش-های غیردموکراتیک و چراغ سبزی برای اجازۀ ضمنی برای دخالتهای آمریکا است.
نامۀ سرگشاده ادعا میکند که «جنایات دولت ایالات متحده- چه درگذشته و چه درحال – نمیتواند دلیل، توجیه و بهانهای» برای رفتار کنونی دولت نیکاراگوئه باشد. [درپاسخ باید گفت] اقداماتی که ادعا می-شود دولت اورتگا انجام میدهد هم توجیهی برای تغییر رژیم توسط آمریکا نمیتواند باشد.نامۀ سرگشاده در مورد مداخلات کنونی آمریکا، به ویژه اقدامات تنبیهی مبتنی بر «قوانین نیکا وریننسر»۱۸ آمریکا کاملاً سکوت میکند.
دولت نیکاراگوئه نیازهای فقرا و کارگران را در اولویت قرار داده است و در چندین جبهه، پیشرفتهای حیرت-انگیزی داشته است، به همین دلیل است که آماج تغییر رژیم شده است و مردم نیکاراگوئه هم برا ی خنثی کردن مداخلههای آمریکا اقداماتی انجام دادهاند.دولت ترامپ با اعمال تحریمهای غیرقانونی سرکوبگرانه با هدف تغییر رژیم به اصطلاح «مثلث استبداد» – کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه را هدف قرار داده است.این سیاست سلطه گری ایالات متحده نه با ترامپ شروع شده و نه با دولت جدید به پایان میرسد.
در حالی که امپریالیستها دشمن خود را به خوبی میشناسند، اما این برخی از عناصر جبهۀ چپاند که [متأسفانه] نمیدانند چه کسی دوست آنهاست و این که آیا نیکاراگوئه حق دفاع از خود را دارد یا نه. چنانچه امضاکنندههای نامۀ سرگشاده، برحسب ادعا، به «حق تعیین سرنوشت مردم نیکاراگوئه ….یک ملت مستقل که سرنوشت خود را خودش تعیین کند» معتقد باشند، پس حتماً باید از انتخابات 2021، بدون دخالت آمریکا،متحدان بینالمللی آن و سازمانهای غیردولتی که بودجه شان را آمریکا تأمین میکند، حمایت کنند.
راجر دی. هریس، عضو سازمان حقوق بشر کارگروه ویژه درمورد آمریکا است که در سال 1985 تاسیس شد.
۱. NICA قانون مصوب کنگره آمریکا در سال 2018 بمنظور «مخالفت با اعطای وام توسط موسسات مالی بین المللی به دولت نیکاراگوئه مگر اینکه دولت نیکاراگوئه اقدامات موثری را برای حفظ انتخابات آزاد ، عادلانه و شفاف و برای اهداف دیگرانجام دهد. »
۲. Responsive Assistance in Nicaragua-RAIN: دستور کار کمک مسئولانه در نیکاراگوئه. سندی تازه منتشر شده که عملیات دولت آمریکا برای سرنگونی دولت سوسیالیستی منتخب دموکراتیک در نیکاراگوئه را افشا میکند. این سند جزئیات (RAIN) و برنامۀ آن برای «گذار نیکاراگوئه به دموکراسی» را توصیف میکند که برنامهای برای حذف جبهه چپ ساندینیست برای آزادی ملی (به اسپانیایی FSLN) از قدرت است.این طرح توسط آژانس توسعۀ بینالمللی ایالات متحده (USAID) اداره میشود که وسیلهای برای تغییر رژیم نیکاراگوئه است که از تظاهر به »کمکهای بشردوستانه» برای پیشبرد منافع تهاجمی سیاست خارجی واشنگتن استفاده میکند. لینک مقاله افشاگرانه:
۳. ویلیام واکر (1824- 1860) پزشک، وکیل، روزنامه نگار و مزدور آمریکایی بود که چندین سفر نظامی خصوصی را در مکزیک و آمریکای مرکزی با هدف ایجاد مستعمرات انگلیسی زبان تحت کنترل شخصی خود انجام داد. واکر ریاست جمهوری نیکاراگوئه را در ژوئیه 1856 غصب کرد و تا مه 1857 برآن فرمانروایی کرد تا این که توسط ائتلاف ارتشهای آمریکای مرکزی از ریاست جمهوری، برکنار و ازکشور خارج شد. وی در تلاش برای بازسازی کنترل خود به منطقه بازگشت ولی درسال 1860 توسط دولت هندوراس دستگیر واعدام شد.
۴. کنتراها گروههای شورشی مختلف دست راستی و مورد حمایت آمریکا بودند که از سالیان ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ علیه حکومت نظامی سوسیالیستی ساندینیستا موسوم به دولت بازسازی ملی در نیکاراگوئه فعال بودند. در بین گروههای مختلف گروههای جدایی طلب کنترا، نیروی دموکراتیک نیکاراگوئه (اف.دی. ان) به بزرگترین آنها تبدیل شد. در ۱۹۸۷ تقریباً تمام سازمانهای کنترا حداقل بهطور اسمی در قالب «مقاومت نیکاراگوئه» متحد شدند.
5. Jeremy Kuzmarov 6. Covert Action 7. Jorge Capelán 8. Benjamin Waddell
9.Dan La Botz 10.USAID 11.NED 12. CIA 13. William Robinson
14. Somoza 15. Ortega-Murillo regime 16. FARA
17. Organization of American States
۱۸. قانون RENACER دولت ایالات متحده را ملزم میکند تا «تحریمهای بازیگران اصلی رژیم اورتگا را افزایش داده و هماهنگی با کانادا و اتحادیه اروپا را گسترش دهد». در این لایحه از قوه مجریه خواسته میشود مشارکت نیکاراگوئه در توافقنامه تجارت آزاد آمریکای مرکزی (CAFTA) را مورد بازنگری قرار دهند.




