درهاییتی چه میگذرد
محمد سعادتمند
دانش و امید، شماره ۷، شهریور ۱۴۰۰
در پی ترور ژوونل موئیس، رئیسجمهور هاییتی در هفتم ژوئیه ۲۰۲۱، پرسشهای فراوانی در رابطه با تروریستها و یا دولتهایی که در پشت این ترور قرار دارند مطرح شده است. دستگیری ۲۶ نظامی سابق کلمبیایی و ۲ تبعه آمریکا در این رابطه و گفتههای همسر موئیس، احتمال دست داشتن دولت آمریکا در این ترور را تقویت میکند. بهخصوص که بر اساس اعلام وزارت دفاع آمریکا، چند تن از متهمان پرونده ترور، چند سال پیش یک برنامه آموزشی در پایگاه ارتش آمریکا در جورجیا را گذراندهاند. در این نوشته ضمن مروری کوتاه بر تاریخ تحولات جاری این کشور در قرن بیستویکم به ترور رئیسجمهور آن نیز پرداخته میشود.
گذری بر تاریخ و جغرافیای هاییتی
هاییتی (2000-1492)
هاییتی در جزیره اسپانیولا (هسپانیولا به زبان اسپانیولی) در دریای کارائیب واقع شده است. سه هشتم مساحت این جزیره سرزمین جمهوری هاییتی به شمار میرود و بقیه آن به جمهوری دومینیکن تعلق دارد. این کشور در جنوب شرقی کوبا واقع شده و مساحت آن 27750 کیلومترمربع است و با جمعیتی بیش از ۱۱میلیون و ۴۳۰هزار نفر، پرجمعیتترین کشور منطقه کارائیب به شمار میرود و پایتخت آن شهر پورتوپرنس است.
کریستوف کلمب در سال ۱۴۹۲ در اولین سفر خود به قاره آمریکا به این جزیره پا گذاشت و آن را به امپراتوری اسپانیا ملحق کرد. بخش غربی این جزیره به نام سنت دومینگو در سال 1697 به تسلط استعمارگران فرانسوی درآمد و هاییتی نام گرفت. معروف است زمانی که کریستوف کلمب به جزیره اسپانیولا رسید، در یادداشتهای روزانهاش نوشت «بهشتِ موعود در انجیل همینجاست.» جمعیت بومی این جزیره که ۳ تا ۴ میلیون نفر بود توسط استعمارگران اروپایی قلع و قمع شدند و با نابود کردن جنگلها، این سرزمین را به مزارع نیشکر تبدیل کردند. صدهاهزار آفریقایی شکار شدند و در مزارع نیشکر به کار بردگی وادار شدند. برآوردها نشان میدهد که ۷۹۰هزار برده برای کار در مزارع نیشکر به این جزیره انتقال یافتهاند. در دهه 1780 هاییتی یکی از سه مرکز بزرگ تجارت برده در اقیانوس اطلس بود و مزارع نیشکر آن به منبعِ درآمدهایِ میلیاردی برای استعمارگران اروپایی و بعدها آمریکایی تبدیل شد. هاییتی ثروتمندترین مستعمره فرانسه بود.
در سال 1791 بردگان آفریقایی با الهام از انقلاب فرانسه، دست به قیامی زدند که به انقلاب هاییتی معروف شد. انقلاب پیروزمند مردم هاییتی در سال 1804 موجب رهایی این کشور از استعمار و لغو همیشگی بردهداری در این کشور شد. این کشور اولین جمهوری غیرسفیدپوست در جهان بود که امید رهایی را در دل تمام بردگان منطقه بارور کرد. دولت مستقل هاییتی از آفریقاییتبارها وبومیانی که از درد و رنج بردگی میگریختند دعوت کرد به آن کشور پناه بیاورند و به همه مبارزان راه آزادی، از جمله سیمون بولیوار، نیز اعلام کرد، بهشرط لغو بردهداری پس از پیروزی، میتوانند از کمکهای تدارکاتی هاییتی بهرهمند شوند. پیروزی انقلاب هاییتی تهدید بزرگی برای سیستم بردهداری در ایالات متحده و قاره آمریکا بود. برتریطلبان سفیدپوست تلاش کردند این کشورِ مستقلِ نوپا را در نطفه خفه کنند. فرانسه نیز به اقدامات مشابهی دست زد و هاییتی را مجبور به پرداخت غرامتی سنگین به بردهداران فرانسوی کرد. این «بدهی» تا سال ۱۹۴۰ تسویه نشده بود و زمانی که بانکهای آمریکا بر اقتصاد هاییتی مسلط شدند، تسویه این بدهی تحمیلی را به عهده گرفتند. هاییتی در مجموع 21.7 میلیارد دلار خسارت به بردهداران فرانسوی پرداخت کرد که بزرگترین دزدی و اخاذی تاریخ است
هائیتی در اواخر قرن نوزدهم شاهد توسعه صنعت شکر و تولید مشروب الکلی رام بود. اما از سال ۱۹۱۱ در این کشور آشوبهای گوناگونی رخ داد که کشور را بهسمت بیثباتی و بدهی سوق داد. بین سالهای 1911 تا 1915، شش رئیسجمهور بر سرکار آمدند که همگی یا کشته و یا به تبعید فرستاده شدند.
آمریکا از تسلط آلمانیها بر اقتصاد هاییتی نگران بود. در دهه اول قرن بیستم 80 درصد تجارت خارجی هاییتی، بهاضافه خدمات عمومی در پایتخت و اداره بندر اصلی آن کشور و بخشی از حملونقل ریلی در اختیار آلمانیها بود. به منظور محدود کردن نفوذ آلمان در هاییتی، آمریکا در سال 11-1910 با حمایت از کنسرسیوم سرمایهگذاران آمریکایی که توسط نشنالسیتی بانک نیویورک ایجاد شده بود توانست کنترل بانک ملی هاییتی را به دست آورد. با روی کار آوردن یک رئیسجمهور دست نشانده در هاییتی در سال 1915، این کشور با امضای قراردادی، تحتالحمایه آمریکا قرار گرفت و درعمل به مستعمره آمریکا بدل شد.
مخالفت برتریطلبان سفیدپوست با خواست برحق مردم مستعمرات برای استقلال و آزادی ملی، اعمال دکترین مونرئو که کارائیب و آمریکای لاتین را حیاط خلوت آمریکا میداند و برتر شمردن منافع انحصارات امپریالیستی وطبقات حاکم و نادیده گرفتن اکثریت مردم، اصول بنیادی و همیشگی سیاست خارجی آمریکا در هاییتی، نیمکره غربی و سایر مناطق جهان بوده است. در سال 1915 و دوران ریاست جمهوری وودرو ویلسون ودر پی شکایت بانکهای آمریکایی از بدهی بالای هاییتی، آمریکا دست به اشغال نظامی این کشور زد. طی 19 سال اشغال نظامی، حاکمیت ملی این کشور نابود شد، و در عین حال موجب شکل گرفتن مبارزاتی علیه نیروهای اشغالگر آمریکایی شد.
آمریکاییها برای اعمال قدرت خود در این کشور نیروی ژاندرمری هاییتی را سازمان دادند. در سال ۱۹۱۷ قانوناساسی جدیدی برای این کشور نوشته شد که متن آن توسط وزارت خارجه آمریکا و نیروی دریایی آمریکا دیکته شده بود. در قانوناساسی جدید، ممنوعیت مالکیت اتباع خارجی بر زمین حذف شده بود. مجلس قانونگذاری که به همین دلیل از تصویب آن سر باز زد بود، با استفاده از نیروی ژاندارمری منحل گردید. اما همین قانوناساسی در یک همهپرسی فرمایشی در سال ۱۹۱۹ به تصویب رسید. در این همهپرسی کمتر از ۵ درصد جمعیت هاییتی شرکت کردند.
در سال ۱۹۳۰ استِنیو وینسنت، یکی از مخالفان سرسخت اشغالِ هاییتی، به ریاست جمهوری انتخاب شد و آمریکا نیز شروع به خروج نیروهای خود کرد. خروج نیروهای آمریکایی در سال ۱۹۳۴ به پایان رسید، اما ارتش بدنام هاییتی جای آنها گرفت و با سرکوب شدید مخالفان، نگهبانی از منافع انحصارات امپریالیستی و طبقه حاکم را به دوش گرفت. بهعلاوه آمریکا همچنان بازرگانی خارجی هاییتی را در اختیار داشت. استِنیو وینسنت که درانتخابات ریاست جمهوری سال 1941 قصد نامزد شدن برای بار سوم را داشت با مخالفت آمریکا روبرو شد و در نهایت اِلی لِسکو که روابط نزدیکی با آمریکاییها داشت به ریاست جمهوری رسید.
در سال 1946 در پی تحولی مهم در تاریخ هاییتی یک خونتای نظامی قدرت را بهدست گرفت و قول برگزاری انتخابات آزاد را داد و به قول خود نیز عمل کرد. در انتخاباتی که در آن رهبر حزب کمونیست هاییتی نیز نامزد شده بود، معلمی بازنشسته که در میان نامزدها از همه میانهروتر بود انتخاب شد. او که در پی بهبود شرایط اقتصادی، آموزشی و توسعه رفاه عمومی بود، در سال 1950 با کودتایی توسط نظامیان کنار گداشته شد و یک نظامی ضدکمونیستِ مورد حمایت آمریکا به نام پُل مگلوار به ریاست جمهوری گمارده شد. او پس از سالهای 1956 و 1957 که کشور با اعترضات مردمی و تنشهای سیاسی روبرو بود مجبور به استعفا و ترک کشور گردید.
پس ازچهار دوره ریاست جمهوری بسیار کوتاه مدت، در سال ۱۹۵۷ دکتر فرانچس دوالیه رئیسجمهور شد. او که ظاهراً به خاطر مبارزه با همهگیری یک بیماری عفونی استوایی، به پاپا دوک(Papa Doc) معروف بود، تا سال ۱۹۷۱ قدرت را در دست داشت و یک دیکتاتوری تمام عیار و خشونتبار را بر کشور حاکم کرد. او با استفاده ازنیروی شبه نظامی ویژه، علیه مردم و مخالفان سیاسی خود دست به خشونت میزد. فرانچس دوالیه بهعلت گرایش ضد کمونیستی مورد حمایت کامل آمریکا بود. اما همو که در سال ۱۹۶۴ خود را رئیسجمهور مادامالعمر خوانده بود، با اعتراضات گسترده اجتماعی روبرو گردید. پس از مرگ فرانچس دوالیه در سال ۱۹۷۱، پسر او، ژانکلود دوالیه معروف به «بِیبِی دوک» (Baby Doc) با حمایت آمریکا جانشین پدر شد. تخمین زده میشود که در دوران حاکمیت پدر و پسر بین ۴۰ تا۶۰هزار نفر از مخالفان به قتل رسیده باشند. در همین دوران هاییتی با فرار گسترده مغزها روبرو شد که هنوز هم از پیامدهای آن رنج میبرد. در پی شروع اعتراضات گسترده علیه ژان کلود دوالیه در سال 1985، و ادامه آن، وی در سال 1986 کشور را ترک کرد و در فرانسه اقامت گزید.
بعد ازسال ۱۹۸۶ چندین کودتا در این کشور رخ داد تا اینکه در سال ۱۹۹۰ کشیش برتران آریستید، که دارای باورهای مذهبی رهاییبخش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری شد. اصلاحات اساسی مورد نظر آریستید نگرانی اقشار بالایی جامعه را در پی داشت که به دنبال آن در سال بعد توسط نظامیان سرنگون شد. در سال 1994پس از کنار رفتن حکومت نظامیان در اثر فشارهای بینالمللی، آریستید به کشور بازگشت و بقیه دوران ریاست جمهوری خود را تا سال 1996 ادامه داد.
بین سالهای 1996 تا 2001، رییسجمهور جدید، رِنِهپِرِوال سیاستهای اقتصادی نولیبرالی در پیش گرفت. سیاستهای «تعدیل ساختاری» و خصوصیسازی شرکتهای دولتی با مخالفت نمایندگان احزاب اپوزیسیون در مجلس و بخصوص حزب لاوالاس* به رهبری آریستید مواجه شد.
هاییتی (2021-2001)
از سال 2001، برتران آریستید با پیروزی مجدد در انتخابات وارد کاخ ریاست جمهوری شد، اما فشارهای گسترده خارجی و اتهاماتِ فساد و پولشویی از سوی آمریکا و کانادا بر او باریدن گرفت. آریستید در سال 2004 با کودتای دیگری برکنار شد. نیروهای آمریکایی حامی کودتا او را ربودند و با یک هواپیمای نظامی آمریکایی به جمهوری آفریقای مرکزی منتقل کردند. علاوه برخود ِآریستید، بسیاری از سازمانهای سیاسی و نویسندگان و فعالان اجتماعی، آمریکا را سازمانده اصلی و حامی این کودتا میدانند.
ژان برتران آریستید رئیسجمهور اسبق هاییتی که در سال 2004 با کودتای نظامی برکنار و به جمهوری آفریقای مرکزی تبعید شد در سال 2011 به کشور بازگشت.
آریستید در مصاحبهای در سال ۲۰۰۶ گفت: «من با آمریکاییها در مورد خصوصیسازی شرکتها به توافق رسیده بودم به این امید که بخشی از سود شرکتها به مردم هاییتی برگردد، اما آمریکاییها به قولشان وفادار نماندند. بهعلاوه، برای بیاعتبار کردن من نیز دست به یک کارزار تبلیغاتی دروغین زدند.»
پژوهش دانشکده حقوق دانشگاه میامی در سال 2004، نشاندهنده نقض شدید حقوق بشر و اعدامهای بدون محاکمه در هاییتی بود. مردم هاییتی معتقدند، اگر کودتای ۲۰۰۴ رخ نمیداد، حزب لاوالاس فرصت دست یافتن به اهداف خود را میداشت. ساخت مدارس بیشتر، بهبود و گسترش خدمات بهداشتی و درمانی، ساخت خانههای ارزان قیمت و گسترش حقوق زنان از جمله اقدامات قابل توجه در دوران ریاست جمهوری آریستید بود. این موفقیتها درحالی به دست آمد که هاییتی درآمد پایینی داشت و آمریکا نیز اختصاص وام و کمکهای مالی خود به این کشور را قطع کرده بود.
درسال 2004 پس از کودتا و بهدنبال درخواست سرپرست ریاست جهموری هاییتی و بر اساس مصوبه شورای امنیت سازمان ملل متحد، یکهزار تفنگدار دریایی آمریکا در قالب نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد وارد هاییتی شدند و یک روز بعد نیروهای فرانسوی و کانادایی به آنها پیوستند. حضوراین نیروها که بهتدریج به ۷هزار نفر افزایش یافتند تا سال 2017 ادامه داشت. در سال ۲۰۱۰، در دوران ریاست جمهوری رِنِهپِرِوال، یک زمینلرزه ۷ ریشتری تلفات عظیمی در این کشور به بار آورد و موجب مرگ ۳۰۰هزار نفر شد. بسیاری از جانبدربردگان از زلزله نیز در اثرسوءتغذیه و بیماریهای عفونی جان باختند.
دوران ریاست جمهوری میشل مارتلی بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶، که با شعار «دربهای هاییتی برای کسب و کار باز است» شروع شده بود، نیز با اعتراضات مردمی همراه بود. او که یک موزیسین بود در انتخابات سال 2010 از حمایت بیل کلینتون، فرستاده ویژه سازمان ملل به هاییتی، و هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا برخوردار بود. هیلاری کلینتون که در جریان بهار عربی در خاورمیانه بسر میبرد، سفر خود را نیمهتمام گذاشت تا شخصاً در تلاشهای آمریکا برای پیروزی میشل مارتلی شرکت داشته باشد. با حمایت آمریکا و تقلب در انتخابات مارتلی برنده انتخابات اعلام شد.
در انتخابات سال ۲۰۱۶، با اینکه ژووِنل موئیس نامزد حزب «پیاچتیکی»PHTK ** با تقلب به پیروزی رسیده بود، اما دولت ترامپ انتخاب او را به رسمیت شناخت و تمام قد از آن حمایت میکرد. دولت بایدن نیز به حمایتهای سیاسی و مالی از رژیم ژووِنل موئیس ادامه داد. موئیس که در فوریه ۲۰۱۷ با شعار «کاروان تغییر» وارد کاخ ریاست جمهوری شده بود، اعلام کرد، هدف او احیای صنایع و زیرساختها در مناطق کمتر توسعه یافته است، اما تاثیر واقعی این ادعا بر اقتصاد هاییتی نامعلوم است. اخیراً موئیس نیز همانند سلفِ خود، مارتلی، متهم به اختلاس از بودجه دولتی شده است.
شایان ذکر است که حاکمیت استبدادی حزب پیاچتیکی در هاییتی چه در دوره میشلمارتلی و چه در دوره ژووِنل موئیس از حمایت تمام عیار آمریکا برخوردار بوده است.
حزب لاوالاس در بیانیهای که در مارس 2021 منتشر کرد، آورده است: «حاکمیت حزب پیاچتیکی با حمایت آمریکا و با بودجهای 14 برابر بودجه دوران آریستید، نتیجهای جزگسترش فقر و بینوایی بیشتربرای مردم به بار نیاورده است. دو برابر شدن میزان سوءتغذیه کودکان، کشتار مردم و نقض حقوق بشر، همگی از نتایج حمایت آمریکا از حاکمیت استبدای حزب پیاچتیکی است. حالا دیگر این حقیقت آشکار شده است که اگر کودتا و آدمربایی درسال 2004 رخ نمیداد، ما امروز شاهد دولتی آدمربا و جامعهای غرق در رنج و بینوایی نبودیم و یا معرض کشتار، سرکوب، آدمربایی، گرسنگی و بیکاری قرار نداشتیم. جنایتکاران همچنان زمینها را از دست دهقانان میربایند. اگر ما نمیتوانیم به مدرسه برویم، اگر تغذیه خوب نداریم، اگر از مسکن مناسب برخوردارنیستیم، اگر آب آشامیدنی نداریم، اگر امنیت نداریم و اگر آنها همچنان به آدمربایی ادامه میدهند، همه از پیآمدهای کودتای سال ۲۰۰۴ است.»
ترور ژووِنل موئیس در هفتم ژوئیه 2021 در سیاست آمریکا و حمایت از حاکمیت استبدادی حزب پیاچتیکی، تغییری ایجاد نمیکند. تنها مخالفتِ جدی از سوی افکار عمومی ومخالفت اعضای کنگره علیه سیاستهای آمریکا در هاییتی میتواند مانع ادامه حمایت از رژیم استبدای این کشور و نیروهای سرکوبگر آن شود. رسانههای آمریکایی برای ایز گم کردن، تلاش میکنند سیاستهای آمریکا در هاییتی را پشت اخبار مربوط به اینکه ترور را چه کسانی انجام دادهاند مخفی کنند. دو تبعه آمریکا و 26 نظامی سابق کلمبیائی، که هفت تن از آنان چندین سال پیش در آمریکا آموزش دیدهاند، باضافه شماری از اتباع هاییتی که اتفاقاً روابط نزدیکی هم با آمریکا داشتهاند به اتهام این ترور بازداشت شدهاند. بنا بگفته رئیس مجمع ملی ونزوئلا،«سی تی یو»، شرکت امنیتی مستقر در آمریکا، با استخدام مزدوران کلمبیایی در ترور رئیس جمهور هائیتی دست داشته است. همین شرکت بود که در طرح ترور رئیس جمهور ونزوئلا در سال ۲۰۱۸ نیز دخیل بود و مزدوران آن پس از ورود به ونزوئلا بازداشت شدند. تاکنون هیچ توضیحی نیز در این باره داده نشده که چرا هیچ یک از محافظان رئیس جمهور در شب حمله زخمی نشده اند.
پس از ترور رئیس جمهور هاییتی که به سلطان موز معروف بود, کلود ژوزف کفیل نخست وزیری، سرپرستی ریاست جمهوری را نیز در اختیار گرفت که موجب بروز اختلاف درون حاکمیتی شد. موئیس دو روز قبل از ترورش، آریل هنری را به عنوان نخست وزیر معرفی کرده بود. پس از استعفای کلود ژوزف، آریل هنری در ۲۰ ژوئیه سوگند نخست وزیری یاد کرد و در عین حال تا برگزاری انتخابات بعدی سرپرستی ریاست جمهوری را نیز در اختیار خواهد داشت. او روابط بسیار نزدیکی با موئیس داشته و اکنون نیز در جنگ قدرتی که در جریان است مورد پشتیبانی یک گروه با نفوذ وابسته به آمریکاست. مونیک کِلِسکا، روزنامه نگار اهل هاییتی میگوید « هنری آریل به حزبی تعلق دارد که در ده سال گدشته با حمایتهای آمریکا حکومتی استبدادی در هاییتی مستقر کرده است. هیچ چیزی در هاییتی تغییر نکرده، مگر نام نخستوزیر.»
مارتین موئیس همسر ژوونل موئیس معتقد است «همسرم را به خاطر طرحهایی که در نظر داشت اجرا کند کشتند، او طرحهایی برای جاده سازی، بهبود خدمات عمومی نظیر آب و برق و برگزاری همهپرسی داشت.»
حاکمیت استبدادی حزب پیاچتیکی درواقع نتیجه همکاری تنگاتنگ دولت آمریکا با طبقات بالایی هاییتی و برضد منافع اکثریت مردم فقیر این کشور است. در این دوران دزدی و فساد، تصاحب زمینهای کشاورزان و جابهجایی آنان و غارت منابع غنی زیرزمینی مثل طلا، نفت، بوکسیت و غیره توسط الیگارشی داخلی و انحصارات خارجی برکشور حاکم بودهاست. از سوی دیگر، مطالبات اکثریت فقیر جامعه نادیده گرفته شده، و با تشدیدِ سرکوبِ جنبشِ مردمیِ لاوالاس، کشتار وحشتناک در محلات فقیرنشین و ترور فعالان حقوق بشر تلاش میشود تا اعتراضات مردمی مهار گردند.
ژووِنل موئیس نشان داده بود که قادر به مهار کردن جنبشهای مردمی نیست. در دوران ریاست جمهوری او صدهاهزار نفر از مردم این کشور بارها و بارها در اعتراض به حاکمیت و طرح مطالبات خود به تظاهرات خیابانی دست زدند که با گلوله و گاز اشکآور، دستگیری و شکنجه و تجاوز پلیس روبرو شدند. پلیس هاییتی در دوران ترامپ هرساله میلیونها دلار کمک از آمریکا دریافت میکرد و در دوران بایدن نیز، با وجود کشتار مخالفان و نقض آشکار حقوق بشر، همچنان از کمکهای مالی آمریکا برخوردار است. با تمام این کمکها، موئیس قادر نبود «نظم و قانون» مورد نظر آمریکا را در کشور برقرار کند. هر روزه اعتراضات گسترهای جریان داشت و در عین حال باندهای شبه نظامی مثل جوخه مرگ G9 به آدمربایی، شکنجه و تجاوز و کشتار ادامه میدادند. موئیس که با پشتیبانی آمریکا و تقلب در انتخابات بر سر کار آمده بود، اخیرا با افرادی از طبقه قدرتمند و الیگارشی وابسته هاییتی سرشاخ شده بود. شاید همین مساله و برخی» نافرمانی»ها از سیاستهای توصیه شده از سوی آمریکا سر او را بر باد داده باشد. به علاوه، ضعف او در مهار اعتراضات عمومی، احتمال تقویت و گسترش اندیشههای چپ را افزایش میداد، در نتیجه تصمیمگیران برای حذف او مصمم تر شدند تا رئیس جمهوری قدرتمندتر و گوش بفرمانتر بجای او بگمارند. گذشت زمان نشان خواهد داد تا چه حد به اهداف خود دست می یابند.
نامه 68 نماینده کنگره آمریکا در آوریل 2021، خطاب به بایدن مبنی بر مشروع نبودن رژیم هاییتی و اینکه موئیس قادر به برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه نیست، نشانه نارضایتی و مخالفت کنگره با حمایت بایدن از موئیس بود. پس از این نامه بود که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، اعلام کرد که ایالات متحده دیگر از سیاست موئیس در جهت تثبیت و افزایش قدرت خود از طریق برگزاری یک همهپرسی قلابی پشتیبانی نخواهد کرد. علیرغم این تغییر سیاست اعلام شده، دولت بایدن به حمایت خود از موئیس برای باقی ماندن در قدرت و برگزاری انتخابات در سپتامبر ادامه داد و حتی درخواست تخصیص کمک مالی به پلیس بدنام هاییتی را داد. با اینحال مخالفت با سیاستهای بایدن در کنگره هر روز بیشتر میشد.
سِت دُنلی (Seth Donnelly) استاد دانشگاه و نویسنده آمریکایی وعضو «کمیته اقدام برای هاییتی» معتقد است «شخصیتهای مترقی در ایالاتمتحده بایستی از مبارزات مردم هاییتی حمایت کنند. ما باید از هر فرصتی برای سازماندهی اعتراضات و اعلام همبستگی با مردم هاییتی استفاده کنیم و نمایندگان کنگره را برای انجام امور زیر تحت فشار قرار دهیم:
– کمکهای آمریکا به پلیس هاییتی یکباره و برای همیشه به کلی قطع شود؛
– دولت بایدن حمایت خود از حاکمیت حزب پیاچتیکی را متوقف کند؛
– آمریکا به حمایت خود از برگزاری انتخابات مهندسیشده و همهپرسی قانون اساسی که توسط حزب پیاچتیکی سازماندهی شده پایان بدهد؛
– حق مردم هاییتی برای تشکیل آزادانه دولت دلخواه خود بدون دخالت آمریکا به رسمیت شناخته شده و از هرگونه دخالت نظامی در هاییتی خودداری شود.»
* حزب لاوالاس Fanmi Lavalas، که رهبر آن برتران آریستید رئیسجمهور اسبق هاییتی است، در سال ۱۹۹۱ بنیان گذاشته شد. این حزب از نفوذ قابل توجهی در صحنه سیاسی هاییتی برخوردار است. شعار این حزب «رشد و برابری» است و در پی ایجاد کشوری همچون سوسیال دموکراسیهای اسکاندیناوی میباشد. دولتهای این حزب همواره بر روی سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت تأکید داشته و با سیاستهای توصیه شده توسط صندوق بینالمللی پول مخالف بودهاند.
** حزب حاکم PHTK که به فرانسوی Parti Haïtien Tèt Kale خوانده میشود در سال 2012 و در دوران ریاست جمهوری میشل مارتلی تأسیس شد. این حزب که سعی دارد خود را یک حزب راست میانه معرفی کند، در انتخابات 2016 ژووِنل موئیس را بهعنوان کاندیدای خود معرفی کرد. بسیاری از فعالان سیاسی هاییتی به قدرت رسیدن حزب پیاچتیکی و پیروزی میشل مارتلی در انتخابات سال 2010 و برنده شدن ژووِنل موئیس در انتخابات سال 2016 را نتیجه تقلب سازمان دهی شده میدانند و آن را کودتای انتخاباتی مینامند. هر دو انتخابات در زمان حضور نیروهای سازمان ملل در هاییتی که در عمل تحت فرماندهی آمریکا بودند بر گزار شدهاند. فساد و ناکارآمدی این حزب زبان زد همه است و در بین آمریکاییان هاییتیتبار به « حزب دزدان» معروف است.
منابع:
An Interview with Jean-Bertrand Aristide
https://archive.globalpolicy.org/security/issues/haiti/2007/0222aristide.htm
The Assassination of Jovenel Moise: What Next for Haiti?
http://www.informationclearinghouse.info/56648.htm
Fanmi Lavalas Press Release – March 2, 2021
Fanmi Lavalas Press Release – March 2, 2021
Haiti’s First Lady Speak Out for 1st Time After Magnicide



