
حزب او در قلب کوبا میزيد!
تارنگاشت عدالت
نویسنده: اسکار سانچز سِرا
برگرفته از: گرانما
کار یک سازمان سیاسی به نوع و شیوهای بستگی دارد که اصول آن در دل مردم ريشه میدواند. در قلب کوبا، حزب کمونیست کوبا زندگی میکند، که با ميهن و مردم آن در همدلی و هماهنگی قرار دارد.
اين حزب از سه نیروی اصلی که با پیروزی انقلاب در ژانویه ۱۹۵۹ ملت را به وجود آوردند، سرچشمه گرفت: جنبش ۲۶ ژوئيه، سازمان دانشجويی انقلابی ۱۳ مارس (Directorio Revolucionario Estudiantil) و حزب سوسیالیست خلق که در سال ۱۹۶۱ با عزم وحدت به رهبری فیدل سازمانهای انقلابی یکپارچه (ORI) را تشکیل دادند، که پیشروی حزب متحد انقلاب سوسیالیستی کوبا (PURS) بود، که سال بعد ظهور کرد.
در اکتبر ۱۹۶۵ نخستین کمیته مرکزی حزب تأسیس شد که در شب ۳ اکتبر نام «حزب کمونیست کوبا» را برگزید و امروز ۵۷ ساله است و بنا به گفته سازندۀ آن، فرمانده «فيدل کاسترو روز» نتیجه انقلابی است که او خلق کرد و اکنون در حال هدايت آن است. فيدل گفت: «این برخاسته از دو عامل ماهوی، اساسی و ارزشمند است: اتحاد همه انقلابیون و یک دکترین علمی، یک فلسفه سیاسی-انقلابی: مارکسیسم-لنینیسم.»
همانگونه که از ۱۰ اکتبر ۱۸۶۸، زمانیکه «کارلوس مانوئل د سسپیدس» (Carlos Manuel de Céspedes) شعله استقلال را در «لا دماجاگوآ» (La Demajagua) روشن کرد، تنها یک انقلاب وجود دارد، حزب کمونیست کوبا نیز همچنان وارث حزب انقلابی کوبايی است که به وسيلۀ خوزه مارتی تأسیس شد. برای تحقق بخشیدن به همان آرزویی که «کارلوس مانوئل د سسپیدس»، رهبر سرزمین پدری در سر میپروراند. اگر اولی تودههای مردمی بود که عقایدش را به نفع مردم ترویج کنند، دومی انقلاب او بود، نور یک ملت.
مبارزه بزرگ، اما زیبا بود، زیرا این دقیقاً يگانگی است، زیرا انسان است که آن را زیبا کرده است. با همان حس وحدتی که امروز در روح مقاومت کشوری میبینیم که در تلاش برای رهایی از طوفانی است که آنرا ویران کرده است. کشوری که بیامان در برابر محاصرههای نسلکشانۀ اقتصادی، تجاری و مالی علیه خود مقاومت میکند و دايماً در تلاش برای تفرقه آن هستند، زیرا امپراتوریها از زمانهای قدیم از اصل تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کرده اند.
حزب ما منحصر به فرد است، زیرا باشگاه میلیونرهایی نیست که ریشه در مردم نداشته باشد و به سرنوشت مردم عادی اهمیتی ندهد. ابزاری برای پیروزی در انتخابات با خرید آراء نیست. او منحصر به فرد است، زیرا کامل نیست، و همچنین بی کاستی نیست، زیرا عاری از تضاد نیست و معایب خود را با انتقاد از خود میپذیرد. این منحصر به فرد است، زیرا به دست پیشاهنگ و وحدتی که از آن دفاع میکند، حمل میشود.

