دانشگاه مساوی است با بیکاری
یونس غیاثوند

در دورانی بسر میبریم که تودههای جامعه و فضای سراسری کشور جوانان ما را چشم و گوش بسته به سوی تحصیلات دانشگاهی هدایت میکنند و همین منجر به حوادثی ناگوار در زندگی دانشجویان مظلوم میگردد، که بزرگترهای نیمهدان از آنها مطلع نیستند، در ادامه به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت.
آموزش عالی در کشور از سال ۱۳۶۸ وارد فاز خصوصیسازی و ملیزدایی شد که همان عواقب و بلایایی که بر سر وزارت آموزش و پرورش از دو لحاظ روانی و مالی فروریخت، بر سر وزارت علوم و افراد وابسته به آن که درصد بالایی از آنها را دانشجویان تشکیل میداند و میدهند نیز آمد؛ اتفاقی که با نام مردمیسازی آموزش شروع گشت و با نام غیرانتفاعی(غیر سودمحوری) کارش را پیش برد، اکنون مشکلات را به جایی رسانده که امنیت کاری و مالی درصد بالایی از دانشجویان هم در خطر است.
طبق آمارهای مرتبط به نرخ بیکاری در بهار، تابستان و مهر ۱۴۰۱، درصد بیکاری کلی به بالای ۲۲ درصد رسیده و در این میان درصد بیکاری فارغالتحصیلان از دانشگاههای معدود دولتی و فراوان پولی به تفکیک جنسیت در ابتدا مردان ۴۰ درصد و زنان بیش از ۵۰ درصد ثبت گردیده و رشد کرده که بسیار بیسابقه و پرمخاطره است.
علت این پدیدۀ خطرناک و عجیب چیست، دانشگاهی که زمانی دروازۀ ورود مستقیم به بازار کار بود اکنون در حال تولید بیکارانی است که امیدی به آینده ندارند و حتی برخی نیز دست به خودکشی میزنند. در چند سال گذشته و با پولیتر و رقابتیتر شدن فضای آموزش کشور تعداد خودکشیهای ثبت شده در دانشگاههای ایران (بخصوص در کلانشهرها) افزایش یافته است. نمونۀ بارز این شاخص، دانشگاه صنعتی شریف است که همه ساله تعدادی از دانشجویان در حال تحصیل و یا فارغ شده از تست و درس و آموزش به این عمل زشت دست میزنند.

هنگامی که فرد دانشجو با زحمات فراوان و با فشارهای ناشی از خانواده و بخصوص، مافیای کنکور مدرک تحصیلی خود را دریافت میکند و جامعۀ نیمهدان و بدسواد ما برای او این رؤیا را نهادینه کرده که «بعد از دانشگاه کار منتظر توست»، دل می بندد و درنتیجه بعد از فارغالتحصیلی شوک روانی جدی به او لطمه خواهد زد. طوری که بسیاری از این مظلومین دچار آسیبهای جدی، از جمله روابط با جنس مخالف، اعتیاد به مشروبات الکلی و دخانیات و حتی خلاف میشوند.
حال دوباره به سؤال راهکار چیست باز میگردیم. در شرایط کنونی که دانشگاهها جیب مردم را خالی میکنند، باید متوجه این مسئله باشیم که ما در جامعهای زندگی میکنیم که هدف نسبتاً اصلی و البته درستمان رسیدن به شرایط معمولی و نسبتاً با ثبات مالی و شغلی است و باید خود را به جامعه پیوند دهیم که نام این مهارت در علم روانشناسی، اجتماعی شدن است. در دانشگاههای ایران بدلیل عدم پیوند بین کار و تحصیل و جهالت دانشجویان، سالهای طلایی جوانی بدون هبچگونه آگاهی تنها برای تست، درس و کنکور مصرف میشود و فرد دانشجو بدون آنکه در طول تحصیل یک حرفه، و لو پاره وقت راه اندازد و یا در جایی مشغول شود از اجتماع دور خواهد ماند و همین منجر به این میشود که او در دهۀ سوم زندگیاش نتواند شغلی مناسب بیابد. زیرا، ارتباط او با جامعه از قبل شکل نگرفته و جامعۀ ایران دارای این ویژگی است که هر فرد جوان باید پیوند بین خود و بازار را برقرار سازد و با افراد متعددی دوست و آشنا گردد تا بعد از پایان تحصیلات با کمک این دوستان که حاصل از فرایند اجتماعی شدن او هستند، بتواند شغلی را برای خود دست و پا کند.
مسئلۀ دیگری که ذهن برخی از هموطنان ما را درگیر کرده، معضل تعداد بسیار زیاد دانشگاههای کشور است. اینکه ما در هر زمستان و بمناسبت فروپاشی رژیم سابق از افزایش رشد بسیار بالای تعداد دانشگاههایمان به نیکی در کنار سایر دستاوردهای خود یادی میکنیم، باید بدانیم که کشور و جامعه برای رشد، نیاز به نگاه با عینک علوم انسانی دارد و نه عینک ریاضیات! زیرا، در علوم انسانی هیچ چیز مطلق نیست و نگاه شکگرا جهت اصلاح ارتباطات انسانی همواره لازم بوده و هست. از آن رو، نگاه ریاضی داشتن که با خود ویژگیهایی همچون خشک بودن، تک بعدی و مطلق تحلیل کردن را یدک میکشد، مناسب علم کشورداری نیست. زیرا، ریاضیات برای ساخت موشک و تجهیزات فنی و علوم انسانی برای ذهن خلاق و پیچیدهتر از کامپیوتر انسان که پیچیدهترین آفریده خداوند است، به کار میرود.
دید ریاضیگرایانۀ بسیاری از مسئولین کشوری ما که حتی بخش قابل توجهی از آنان دارای مدارک دانشگاهی در علوم ریاضی (نه علوم انسانی) هستند نیز جای گرفته، طوری که این را یک افتخار و دستاورد بزرگ تصور میکنند که در ایران بیش از ۲۵۰۰ دانشگاه بعد از سال ۵۷ ساخته شده است. اما این را نمیدانند که مدرکگرایی افراطی با این کار شایع گشته و بیشتر خواهد گشت. در تصویر پایبن شاهد این خواهید بود که کشور چین با جمعیتی بالای یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر، تعداد دانشگاههایش از ایران ۸۵ میلیونی ما کمتر و یا برابر است که خود این، یک فاجعه است. زیرا، نمایانگر توجه زیاد ما به نظریات و کتابها و دوری بسیارمان از عملگرایی است.

پولی سازی، عملگرایی صفر، اجتماعی نکردن دانشجویان و دانشگاههای کشور منجر به این شده که ایران در جبهۀ کار زمین بخورد و تنها جبهۀ پیکار که افراد دلسوزی در انتظامی و ارتش ما درحال حراست آن هستند، باقی بماند و مقاومت کند. کشور ما با یک پا به جایی نخواهد رسید.
۲۵ آبان ۱۴۰۱ خورشیدی
*******************************
*منابع:
*تعداد دانشگاههای کشورهای جهان در سال ۲۰۲۱:
*آخرین آمار فارغالتحصیلان کشور:
*نرخ بیکاری واقعی دو رقمی است:

