نتایج سفر رئیس جمهور ایران به چین

نیکولای بابکین (Nikolay BOBKIN)
ا. م. شیری
تهران آماده است سیاست خارجی خود را به مرکز چین و روسیه گره بزند
در روزهای ۱۴ تا ۱۶ فوریه، اولین سفر رسمی ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران به چین در دو دهۀ گذشته صورت گرفت.
هدف اصلی از این سفر در دولت رئیسی، تکمیل کار بر روی طرح مشارکت استراتژیک ۲۵ ساله و تقویت روابط اقتصادی با چین بود. رئیس جمهور ایران را بسیاری از اعضای دولت از جمله وزرای امور خارجه، اقتصاد، حمل و نقل، نفت، کشاورزی و تجارت همراهی میکردند. این هیئت همچنین شامل مذاکرهکنندۀ اصلی برنامۀ هستهای ایران و رئیس بانک مرکزی ایران بود.
مصاحبۀ رئیس جمهور در بازگشت از سفر چین به تهران
در روزهای دیدار، شی و رئیسی بارها به توافقنامۀ همکاری راهبردی ۲۵ ساله بین دو کشور که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، اشاره کردند. بر اساس این قرارداد چین متعهد شد ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران سرمایه گذاری کند. اجرای این طرحها با تأخیر همراه است و عدم توافقات ملموس در تهران ناامیدکننده است.
نکتۀ آخر از مصاحبۀ رئیسی رئیس جمهور در پایان این بازدید استنباط میشود. وی با اشاره به نزدیکی با چین در حوزۀ امنیت در سطح منطقهای و بینالمللی، با تذکری تند دربارۀ نتایج اقتصادی سفر خود گفت: «توسعۀ روابط ایران و چین رو به جلو است، اما آنچه انجام شده با آنچه که باید انجام شود، فاصله دارد»…
صحبت ما قبل از هر چیز، به سرمایهگذاری چین مربوط است. پکن ممکن است با تحریمهای آمریکا علیه ایران موافقت نکند، اما شرکتهای چینی نمیتوانند در خصوص خطر قطع ارتباط با ساختارهای مالی آمریکا مخاطره کنند. در حالی که ایران هیچ گزینۀ دیگری با این عظمت به جز چین ندارد، کسبوکارهای چینی در همکاری دوستانه چیزی کم ندارند. به عنوان مثال، در نیمۀ اول سال ۲۰۲۲، عربستان سعودی با عقد قرارداد تحت طرح «یک کمربند و یک جاده»، ۵ و نیم میلیارد دلار سرمایهگذاری از چین دریافت کرد (برای مقایسه، سرمایهگذاری چینیها در ایران در سال اول ریاست جمهوری رئیسی تنها ۱۶۲ میلیون دلار بود).
امضای سند همکاری ۲۵ سالۀ ایران و چین در سال ۲۰۲۱ ابتدا، یک نقطۀ عطف در روابط دو کشور تلقی شد. اما پس از گذشت نزدیک به دو سال از امضای این قرارداد و عملکرد ضعیف آن، این شائبهها که یا بسترهای لازم برای اجرای مفاد سند امضاء شده وجود ندارد یا طرف چینی نمیخواهد تحت تحریمها خطر کند، مطرح شد.
در روابط تجاری و اقتصادی این موضوع چندان محسوس نیست. چین بزرگترین شریک ایران است. بر اساس آمار گمرک ایران، طی ۱۰ ماه گذشته صادرات ایران به چین ۱۲.۶ میلیارد دلار و واردات کالا از چین ۱۲.۷ میلیارد دلار بوده است. یعنی تجارت بین دو کشور کاملا متعادل است. با این حال، ایران بیشتر از اینکه چین به ایران نیاز داشته باشد، به چین نیاز دارد. سهم ایران از کل تجارت جهانی چین در سال گذشته تنها ۲۵ صدم درصد بوده است. این عدم تقارن بر دیدگاهها تأثیر منفی میگذارد.
با وجود این، چرا پکن تلاش میکند روابط اقتصادی خود را با ایران قطع نکند؟ نشریۀ اقتصادی ایرانی «دنیای اقتصاد» خاطرنشان میسازد که پاسخ را باید در «نظرات چینیها دربارۀ دوران پساتحریمها» جستجو کرد. گفته میشود، پکن میخواهد در آینده در صورت لغو تحریمها علیه تهران، موقعیت خود را در ایران حفظ کند. در واقع، رفتار جمهوری خلق چین در سالهای اخیر نشان میدهد که این کشور آماده پذیرش مخاطرات سیاسی برای تضمین منافع خود در بلندمدت است. یک همکاری منحصر به فرد بین ایران و چین برقرار شده که ایجاد آن برای تهران با هر کشور دیگری غیرممکن است یا آسان نیست.

پرتو آرایی برج معروف آزادی تهران به مناسبت سال نو قمری چینی در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۲ به رنگ پرچمهای چین و ایران
اما ایران برای چین به عنوان یک شریک توانمند در عرصۀ فنآوری، با بازار وسیع و توسعهنیافته (۸۰ میلیون نفر جمعیت)، منابع معدنی غنی، از جمله نفت و گاز و موقعیت مهم جغرافیای راهبردی آن بسیار مهم است. هیچ یک از کشورهای حوزۀ خلیج فارس را نمیتوان از این نظر با ایران مقایسه کرد.
آمریکا این را درک میکند. گزارش بنیاد هریتیج به دولت بایدن حاکی از به حداکثر رساندن هزینههای سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی برای امپراتوری آسمانی (چین-م.) در حمایت از ایران است. توصیههایی برای تشدید تحریمها علیه ایران، استفاده از تحریمهای ثانویه علیه واردات نفت ایران توسط چین، توقف سیاست احیای برنامۀ جامع اقدام مشترک (برجام) و اعمال فشار حداکثری بر ایران ارائه شده است.
خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ دلیل قانعکنندهای به تندروهای ایرانی ارائه داد تا قبول کنند که غرب قابل اعتماد نیست. به نظر میرسد اشتباه بودن سیاست حسن روحانی، رئیس جمهور سابق، که روی عادیسازی روابط با غرب شرطبندی کرده بود، ثابت شد.
مناسبات ایران با روسیه و چین نزدیکتر میشود. سیاست خارجی ایران دیگر از دکترین «نه شرقی نه غربی» زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ پیروی نمیکند. رئیسجمهور جدید، روابط بینالملل ایران را باز تنظیم نمیکند، بلکه از خطی پیروی میکند که در دکترین جدید ایران «چرخش به شرق» نامیده میشود. رهبری ایران این رویکرد را مبنای ایدئولوژیکی در سیاست خارجی قرار داده که دسترسی به بازارهای جهانی را امکانپذیر میسازد و در برابر تحریمهای غرب مقاومت میکند.
این که واشینگتن بیمحابا میگوید به هر طریق ممکن در تجارت بینالمللی با چین دخالت خواهد کرد، عجیب به نظر میرسد. زیرا، چین بزرگترین شریک تجاری نه تنها برای ایران، بلکه برای اکثر کشورهای جهان است. اکنون هیچ کشور دیگری نمیتواند جایگزین آن بشود.
برگرفته از: بنیاد فرهنگ راهبردی
۲۸ بهمن-دلو ۱۴۰۱

