ماکرون در بریکس؟ چین بدنبال تیله ماکرون؟
ماکرون می خواهد برای نشست بریکس دعوت شود؟ این ایده جسورانه و مبتکرانه است: سرمقاله گلوبال تایمز

بر اساس گزارش رسانه های فرانسوی، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، از سیریل رامافوزا، رئیس جمهور آفریقای جنوبی درخواست کرده است تا برای نشست بریکس که قرار است در ماه آگوست برگزار شود، از او دعوت کند. این خبر هنوز از سوی کاخ الیزه تایید نشده و سخنگوی رئیس جمهور آفریقای جنوبی مدعی شد که از درخواست مکرون اطلاعی ندارد.
مسکو از پاریس خواسته است توضیح دهد: آیا آنها می خواهند نوعی تماس با بریکس برای نشان دادن تحرکات پاریس برقرار کنند یا قرار است نوعی اسب تروا باشند و برای خبرچینی به این نشست بیایند؟
این خبر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است، اما نظرات طرف های مختلف متفاوت است. رسانه های فرانسوی اظهار داشتند «این کمی دیوانگی است و بی سابقه است». در هر صورت با توجه به شرایط کنونی بین المللی، ایده ای جسورانه و بدیع است.
جسورانه یا حتی «دیوانگی» خواندن این ایده اولین واکنش بسیاری از افراد با شنیدن این خبر بود. این خبر ارزشش را دارد که، در سطحی عمیق تر مورد بررسی قرار بگیرد.
این نشان می دهد که مردم به طور ناخودآگاه تقسیم بین شمال و جنوب و تقسیم بین شرق و غرب را به عنوان امری عادی پذیرفته اند، بنابراین حتی ایده ای که بتواند از این هنجارها و الگوهای تعریف شده فکری عبور کند کاملاً چشمگیر به نظر می رسد.
از سوی دیگر، این ایده نیز معقول به نظر می رسد. فرانسه یک کشور اروپایی بزرگ است که بسرعت تغییرات تاریخی را که در چشم انداز جهانی در حال رخ دادن است، تشخیص داد. خود ماکرون در موارد متعددی اظهارات خیره کننده ای داشته است که نشان دهنده میزانی از خودمختاری از واشنگتن است.
با توجه به این عوامل، حضور ماکرون در نشست بریکس چندان عجیب نیست. این واقعیت که چنین اخباری در فرانسه و نه در سایر کشورها در حال ظهوراند، گویای همه چیز است.
کشورهای عضو بریکس همگی اقتصادهای نوظهور هستند و منافع کشورهای در حال توسعه را در جامعه بین المللی نمایندگی می کنند. آیا امکان حضور فرانسه به عنوان یک کشور توسعه یافته در اجلاس بریکس وجود دارد؟ مشارکت فرانسه چه نوع واکنش شیمیایی را آغاز خواهد کرد؟
جدای از عوامل خاص و پیچیده دیگر، با افزایش شکاف بین شمال و جنوب، شرق و غرب و تشدید تقابل های اردوگاهی، باید موانع ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی را شکست و از موانع ذهنی و مفهومی فاصله گرفت. برای رهایی از محدودیت ها این احتمالاً می تواند منجر به اثرات مثبت غیرمنتظره شود.
ماکرون تاکید کرد که اروپا باید برای «خود مختاری استراتژیک» تلاش کند و فرانسه نیز سنت دیپلماسی مستقل دارد. اگر فرانسه بتواند واقعاً به عنوان پل ارتباطی بین اردوگاه های مختلف در جهان تقسیم شده عمل کند، بدون شک جایگاه بین المللی خود را ارتقا خواهد داد و به موفقیت های تاریخی دست خواهد یافت. ماکرون به وضوح چنین جاه طلبی هایی دارد و چنین مساعدت ها و تلاش هایی را انجام می دهد. ما از این موضوع قدردانی و احترام میگذاریم و آمادهایم با خیرخواهی درک کنیم که فرانسه اطلاعاتی درباره تمایل مکرون برای شرکت در نشست بریکس منتشر کرده است.
با این حال، صادقانه بگویم، نگرانی های مسکو حرف بی پایه ای نیست. فرانسه نیز باید بداند که شکاف بین کشورهای غربی و غیر غربی چقدر عمیق است و اعتماد متقابل چقدر ضعیف است. مهمتر از همه، شروع درگیری روسیه و اوکراین و مهار و سرکوب همه جانبه چین توسط ایالات متحده، فشارهای فزاینده ای را ایجاد کرده است که کشورها را مجبور به «جانبداری» کرده است. دستیابی به خودمختاری استراتژیک واقعی و دیپلماسی مستقل برای فرانسه بسیار دشوار است.
پس از سفر ماکرون به چین در ماه آوریل، او از اروپا خواست تا خودمختاری استراتژیک بیشتری داشته باشد که این اظهارات باعث ایجاد سونامی جنجالی در اروپا و ایالات متحده شد. قابل پیش بینی است که در صورت چنین اقدامی، مقاومت بسیار زیاد خواهد بود، زیرا فقط ابراز چند کلمه منجر به چنین وضعیتی شده است.
این اجتناب ناپذیر است که افراد به میزانی که فرانسه می تواند به میل خود عمل کند یا اینکه اصلا در وضعیتی قرار دارد که بتواند در برابر نظرات واشنگتن سر تعظیم فرود نیاورد شک کنند. کشورهای بریکس باید به طور کامل و دقیق این اخبار را در مورد درخواست ماکرون بررسی کنند.
یک چیز مسلم است: این موضوع تأثیر عظیم مکانیسم همکاری بریکس را نشان داده است. با پایبندی به اصل چندجانبه گرایی، «بریکس پلاس» ده ها کشور نوظهور و در حال توسعه را برای پیوستن به روند همکاری، در راستای چندجانبه گرایی جدید جذب می کند.
فرانسه با توجه به نفوذ زیادی که در کشورهای در حال توسعه دارد، آیا «بریکس پلاس» می تواند به روی کشورهای صنعتی مانند فرانسه نیز باز شود؟
این سوال جالبی است و سازمان بریکس ممکن است با توجه به این خبر به آن توجه جدی کند. با این حال، باید عملگرا باشد، نه فرمالیست، و اجازه ندهد که پیگیری این شکل همکاری عملگرایانه خود مکانیسم بریکس را به خطر بیندازد.
بر خلاف دایره کوچکی مانند گروه هفت (G7)، مکانیسم بریکس یک پلتفرم نوظهور برای حکمرانی جهانی است. این سازمان به باز بودن، فراگیر بودن، همکاری و نتایج برد-برد پایبند است و یک مشارکت توسعه جهانی متحد، برابر، متعادل و فراگیر ایجاد می کند.
تا زمانی که آنها خواستار برابری و حسن نیت باشند و صادقانه بخواهند همکاری و توسعه را ترویج دهند ، کشورهای بریکس از کشورهای بیشتری برای مشارکت در همکاری های توسعه جهانی ، نه تنها فرانسه ، بلکه حتی ایالات متحده نیز استقبال می کنند.

